بعد یک. سال بهار آمده، مـیبـینی که؟
بـاز تـکـرار به بار آمـده ، مـیبـینی که؟
سبزیسجدهیما را بهلبیسرخفروخت
عقل با عشق کنار آمده ، مـیبـینی که؟
آنکه عمری به کمین بود، به دام افتاده
چـشم آهو به شکار آمده، میبینی که؟
حـمد هم از لب سـرخ تو شـنـیدن دارد
گل سرخی به مزار آمده، مـیبینی که؟
غنـچهای مُژدهی پـژمردن خود را آورد
بـعد یـک سال بـهار آمده، مـیبینی که؟
#فاضل_نظری
💠 @e_adab 💠
دل پاکیزه، به کردار بد آلوده مکن
تیرگی خواستن، از نور گریزان شدن است
#پروین_اعتصامی
.
💠 @e_adab 💠
سفیرای موج، از اونایی نیستن که فقط بشینن و غصه بخورن،
خودشون وسط میدونن... ✊
از همونایی که وقتی دشمن با جنگ و فشار اقتصادی، زندگی مردم رو هدف میگیره، آستین بالا میزنن تا سفرهی هموطنشون خالی نمونه.
پویش پنجشنبههای «موج» یه قراره هفتگیه؛
برای رسوندن غذا به دست نجیبترین آدمایی که مدتیه در تهیه غذای گرم مشکل پیدا کردن و همین نزدیکی تو محله خودمون زندگی میکنن. 🍛
اگه دلت میخواد سهمی تو این ایستادگی داشته باشی و سفیر موج بشی👇:
🔗 برای ثبتنام و سفیر موج شدن بزن رو لینک آبی
.
تکلف نیست در گفتار رند لاابالی را
چنانت دوست میدارم که عاشق شعرحالی را
خمار آلودهی یوسف به پیرهن نمیسازد
ز پیشِ چشم من بردار این مینای خالی را
ز فکر پیچ و تاب آن کمر بیرون نمیآیم
که هجران نیست در پی، وصل معشوقِ خیالی را
ز پیش دل حجاب جسم را بردار چون مردان
به گل تا کی بر آری پیش ایوان شمالی را؟
مه نو مینماید گوشهی ابرو، تو هم ساقی
چو گردون بر سر چنگ آر، آن جام هلالی را
گل از خار سر دیوار میچیند نگاه من
بهار خویش میدانم خزان خشکسالی را
لباس خودنمایی چشم بد در آستین دارد
نگیرد خار دامن جامهی پوشیده حالی را
نمیلرزد چراغ داغ عشق از دامن محشر
چه پروا از نسیم صبح، شمع لایزالی را؟
توان ایام طفلی را چند روزی دادِ عشرت داد
نمیدانند طفلان حیف، قدر خردسالی را
نزاکت آنقدر دارد که در وقت خرامیدن
توان از پشت پایش دید نقش روی قالی را
اگر آیینه رویی در نظر میداشتم صائب
به طوطی میچشاندم شیوهی شیرینمقالی را
#صائب_تبریزی
💠 @e_adab 💠
♥️🍃
بهترین روز زندگی ات خواهد بود
روزی که خودت باشی
خودت را دوست داشته باشی
و به خاطر خودت زندگی کنی…
نخواهی کسی باشی که نیستی
منتظر نباشی دیگران دوستت داشته باشند
و زندگی ات را روی مدار رضایت
و تأیید دیگران تنظیم نکنی!
بهترین روز زندگی ات خواهد بود؛
روزی که تمام جزئیات زیبای اطرافت را
دقیقا ببینی و عمیقا، دوست داشته باشی …
روزی که بلد شده باشی با ساده ترین ها
به پیچیده ترین حالت ممکن، شاد باشی.
💠 @e_adab 💠
طعم تلخ زندگی گاهی دو چندان می شود
آدم از دست خودش گاهی گریزان می شود
بر لبانش خنده می دوزد ولی دلشاد نیست
زیر بار غصه ها ناچار خندان می شود
زخم هاوضربه های دشمنان دردش کم است
آدمی از ضربه های دوست نالان می شود
مثل شب بویی که شب هنگام خوشبو می شود
از طلوع روز نو غمگین و ترسان می شود
معنی زندان که ترکیب اتاق و میله نیست
گاه آزادی خودش هم مثل زندان می شود
وای بر روزی که شاعر خسته و غمگین شود
آخر هر مصرع و هر واژه گریان می شود...💔
💠 @e_adab 💠
آتشی در سینهام دارم که جانم سوخته...
دیگر از دنیا نگو با من، جهانم سوخته...
ظاهرم خوب است اما خوب میدانم خودم..
از درون خاکسترم، روح و روانم سوخته....
هر کجا از حسرتِ بسیارِ قلبم گفتهام...
اندکی راحت شدم، اما زبانم سوخته...
بد کشیدم بد شکستم بد نشستم پایِ دل...
از همین آشِ نخورده، بد دهانم سوخته...💔
💠 @e_adab 💠