ابهام تا ایمان
#شبهات_قرآنی #سؤال (شبهه زمان آفرینش جهان): «همه جا شنیدیم که قرآن میگه خدا آسمانها و زمین رو ت
#پاسخ به اشتباه محاسباتی قرآن در زمان آفرینش جهان🔴
🟡🟢
باید گفت که هیچگونه تناقض ریاضی در آیات قرآن وجود ندارد و این برداشت، ناشی از عدم توجه به ادبیات و نحوه بیان آیات در زبان عربی (و حتی محاورات روزمره خودمان) است.
پاسخ را در دو محور «تحلیل زبانی-منطقی» و «تبیین قرآنی» به صورت مختصر و روشن بیان میکنم:
۱. تحلیل زبانی و منطقی (راز جمع نشدن اعداد)
این پرسش میگوید اگر آیات ۹ تا ۱۲ سوره فصلت را جمع کنیم، به عدد 8 میرسیم 8=2+4+2). اما خطای این محاسبه کجاست؟
خطا در این است که عدد 4 در آیه دهم، مجموعِ زمان آفرینش زمین و متعلقات آن است، نه زمانی مجزا و اضافه بر آن.
در ادبیات عرب و حتی در زبان فارسی، این نوع بیان (ذکر کل پس از جزء) بسیار رایج است. به این مثال ساده دقت کنید:
«من اسکلت این ساختمان را در2 ماه ساختم و کل سفتکاری و لولهکشی آن را در 4 ماه به اتمام رساندم.»
آیا شنونده عاقل نتیجه میگیرد که این شخص 6 ماه (6=4+2) کار کرده است؟ خیر! شنونده متوجه میشود که 2 ماه اول صرف اسکلت شده و 2 ماهِ بعدی صرف سفتکاری، که مجموعاً شده 4 ماه.
در سوره فصلت نیز دقیقاً همین منطق جاری است:
آیه ۹: آفرینش اصل و پایه زمین در 2 دوره (یوم).
آیه ۱۰: قرار دادن کوهها و برکات و روزیها در 4 دوره. (یعنی 2 دوره آفرینش زمین + 2 دوره تکامل کوهها و روزیها = در مجموع 4 دوره).
آیه ۱۲: آفرینش آسمانها در 2 دوره.
محاسبه صحیح ریاضی: مجموع آفرینش زمین و متعلقاتش (4 دوره) + آفرینش آسمانها (2 دوره) = 6 دوره (6= 2+4).
بنابراین، کل آفرینش در همان 6 روز (دوره) انجام شده و هیچ تناقضی با سایر آیات قرآن ندارد.
۲. تبیین قرآنی مفهوم «یوم» (روز)
برای اساتید و اهل دقت باید به این نکته مهم نیز اشاره کرد که کلمه «یوم» در قرآن در بحث خلقت، به معنای «روزِ 24 ساعته» نیست. پیش از آفرینش زمین و خورشید، اصلاً شب و روزِ 24 ساعتهای وجود نداشته است.
«یوم» در لغت عرب و در کاربرد قرآنی، به معنای «دوره، مرحله یا عصر» است (مانند تعبیر «یوم القیامه» یا روزگاران طولانی). علم کیهانشناسی و زمینشناسی مدرن نیز تأیید میکند که جهان و زمین در مراحل و دورههای (Eons/Eras) مختلفی شکل گرفتهاند و تکامل کُرات و سرد شدن زمین و پیدایش حیات، طی مراحل متمایزی رخ داده است.
نتیجهگیری:
قرآن کریم با دقتی بینظیر، ابتدا به خلقت پایه زمین (2 مرحله)، سپس به مجموع زمان آمادهسازی زمین برای حیات (4 مرحله) و در نهایت به ساماندهی آسمانها (2 مرحله) اشاره کرده است. مجموع این سیستمِ یکپارچه، همان 6 مرحله (6 روز) است و عدد 8 صرفاً حاصل یک جمعبندی اشتباه و ناآشنایی با ظرایف کلامی است.
🟢🟡
🆔 @ebham_iman
#ابهام_تا_ایمان #شبهات_قرآنی #ارتداد #آزادی_عقیده #لا_اکراه_فی_الدین #اسلام_و_آزادی #تفکر_نقاد #پاسخ_به_آتئیستها
ابهام تا ایمان
دسترسی ساده تر به جلسات تاریخ #تشکیلات_یهود : 🟡ویدئوی پیش نیاز 🟡معمای امیه و یهود 🟢قسمت اول 🟢قسمت
برای دسترسی ساده تر به قسمت های قبلی به پیام های سنجاق شده (pinned massages) رجوع کنید
🟢 #تشکیلات_یهود
🟡 قسمت چهارم
◀️ گفتیم که حضرت موسی وقتی از کوه برگشت، چنان اعصابش خطخطی بود که الواح را زد و شکست و بنده خدا هارون را هم حسابی مورد عنایت قرار داد!
بد نیست بدانید موسی و هارون، پسران عمران بودند و عمرانخان هم نوه لاوی بود (لاوی پسر یعقوب و برادر حضرت یوسف است؛ احتمالا همان برادری که زور زد یوسف را ته چاه نیندازند).
بعد از افتضاح گوسالهپرستی، سامری همهچیز را گردن گرفت تا بقیه شبکه نفوذیها لو نروند و البته خودش هم بایکوت اجتماعی شد. فتنه گوساله هم با یک تنبیه سخت الهی و کلی خون و خونریزی جمعوجور شد.
اما بنیاسرائیل دستبردار نبودند و دو سه بار دیگر هم چنان جفتک انداختند که آمپر موسی دوباره چسبید؛ کار به جایی رسید که حضرت کوه طور را بلند کرد تا بکوبد توی سرشان! بله، کوه طور! اینجا بود که بنیاسرائیل به غلطکردن افتادند و حضرت هم کوتاه آمد.
انصافاً خیلی روی مخ بودند! آپشن غرغر و جفتکاندازی دیگر روی تنظیمات کارخانه بنیاسرائیل نصب شده بود و این تازه اول ماجرا بود؛ از این به بعد خدا باید به داد موسی میرسید! این وسط، شبکه نفوذیها هم برای خودشان بشکن میزدند.
کاروان بنیاسرائیل کمکم به حوالی سرزمین مقدس رسید. موسی بچههای اطلاعات را برای شناسایی فرستاد و موکداً سفارش کرد که «گزارش اول را فقط باید به خودم برسانید!» حالا دیگر وقتش رسیده بود؛ بنیاسرائیل در آستانه تشکیل حکومت جهانی بود و برای شبکه مرموز نفوذیها، این یک جنگ بقا محسوب میشد. باید هرچه در چنته داشتند رو میکردند (چیزی شبیه همین لفاظیهای الان نتانیاهو که میگوید این جنگ برای ما جنگ بقاست!).
درست در همین نقطه حساس پروژه، چند نفر از تیم اطلاعاتی موسی در مسیر برگشت دهنلقی کردند! در حالی که موسی با بچههای بالا در جلسه طراحی عملیات بود، آنطرف بین بنیاسرائیل ولولهای به پا شد. موسی فرمان حمله را صادر کرد، اما بنیاسرائیلیها که اخبار نشتی را شنیده و حسابی جفت کرده بودند، دوباره افتادند به روغنسوزی و غشوضعف!
حالا بهانه چه بود؟ میگفتند: «دشمنان شش متر قد دارند! رئیسشان خیلی گنده است و اینها را توی آستینش قایم کرده و فلان و بهمان!» تهش هم آب پاکی را روی دست موسی ریختند و گفتند: «خودت و خدایت دوتایی بروید بجنگید!»
موسی رسماً رو دست خورده بود و هنگ کرد که این چرندیات از کجا درآمده و چه کسی این خزعبلات را توی مخ اینها فرو کرده؟! بنیاسرائیل دیگر سرسیلندر سوزانده بود و تکان نمیخورد.
واقعاً جای سوال است؛ چه کسی این اطلاعات فیک را به خورد جماعتی داد که خفنترین معجزات تاریخ بشریت را با چشم خودشان دیده بودند؟! دارودسته نفوذیها چطور برای چندمین بار سر بنیاسرائیل شیره مالیدند و این داستانهای تخیلی را بافتند؟ این واقعاً یکی از باگهای بزرگ تاریخ است!
موسی این بار دیگر واقعاً از کوره دررفت، نفرینشان کرد و گفت: «بروید گم شوید که دیگر ریختتان را نبینم!» انصافاً حق هم داشت. همهچیز رفت روی هوا؛ آن همه رنج، آموزش، هجرت و معجزه دود شد و رفت هوا! پروژه اولین حکومت دینی هم کاملاً متوقف شد و به مقصود نرسید.
خلاصه قومی که قرار بود قوم برگزیده باشد، حسابی گند زد و چهل سال تمام در بیابانها سرگردان شد. دوازده قبیله بنیاسرائیل چهل سال در برهوت برای خودشان میچریدند و میچرخیدند. موسیِ بنده خدا هم از دست این قومِ روی اعصاب دق کرد و از دنیا رفت و «یوشع» پیامبر شد.
حالا یوشع که بود؟ از نوادگان حضرت یوسف، از یاران کاردرستِ موسی و یکی از همان دوازده نفرِ تیم اطلاعاتی که رفتند شناسایی، اما بعد از دبه کردن بنیاسرائیل، پشت موسی را خالی نکرد و داوطلب مبارزه ماند. یوشع البته معجزه خاصی نداشت و کار را با منطق و استدلال پیش میبرد؛ به همین خاطر، آرامآرام نفوذ و قدرتش نسبت به موسی کمتر شد.
شبکه نفوذیها حتی در دوران آوارگی بیابان هم دست از سر بنیاسرائیل برنداشتند و همچنان آویزان بودند. دنبال چه میگشتند؟ با گذشت زمان و بعد از چند دهه، تعداد مؤمنان واقعی کمتر شد و در عوض، شبکه نفوذیها حسابی پروار و قوی شدند.
🔴 حالا دیگر وقتش رسیده بود!
قدرت دو طرف کاملاً بالانس شده بود: تیم یوشع در برابر تیم نفوذیها. این بار قوم بنیاسرائیل بالاخره قبول کردند (یا بهتر است بگوییم به آنها قبولاندند!) که بروند و سرزمین موعود را تصرف کنند.
جالب اینجاست که برای خودشان یک شورا راه انداخته بودند و دیگر خبری از ولایت مطلقه پیامبر نبود؛ حتی یوشع هم مثل بقیه اعضای شورا فقط یک رأی داشت! القصه، حمله در شورا تصویب شد و بنیاسرائیل سرزمین مقدس را فتح کردند.
حالا آدم خندهاش میگیرد؛ پس آن غولهای ششمتری و آدمخوارهایی که تبلیغش را میکردند چه شد؟! یعنی در عرض این چهل سال نسلشان منقرض شده بود؟!
خلاصه ارض موعود فتح شد و بعد از مدتی، سیستم از حکومت دینی تبدیل شد به پادشاهی! یعنی آن هدف اصلی که برپایی حکومت توحیدی بود، کلاً رفت توی گونی! بعد از تصرف سرزمین مقدس، یوشع فلسطین را بین دوازده قبیله تقسیم کرد. از آنجا که اینها بهشدت ناسازگار بودند و چشم دیدن همدیگر را نداشتند، برای اینکه آبروریزی نشود، به هر قبیله یک منطقه جداگانه برای حکمرانی دادند تا شرشان بخوابد!
🟡🟢
🆔 @ebham_iman
#ابهام_تا_ایمان #شبهات_قرآنی #ارتداد #آزادی_عقیده #لا_اکراه_فی_الدین #اسلام_و_آزادی #تفکر_نقاد #پاسخ_به_آتئیستها
🍁 بنا بر توصیه ی رهبر شهید مبنی بر لزوم خواندن قرآن، اولین پیام در روز را با آیه ای از قرآن به شکل تصادفی و تفأل گونه آغاز میکنیم.
النحل
وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِّسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَٰذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُّبِينٌ
ﻭ ﻣﺎ ﻣﻰ ﺩﺍﻧﻴﻢ ﻛﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﻨﺪ : ﻳﻘﻴﻨﺎً ﺍﻳﻦ ﺁﻳﺎﺕ ﺭﺍ ﺑﺸﺮﻱ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻣﻰ ﺁﻣﻮﺯﺩ ! ! [ ﭼﻨﻴﻦ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﻨﺪ ، ﺯﻳﺮﺍ ] ﺯﺑﺎﻥ ﻛﺴﻲ ﻛﻪ [ ﺁﻣﻮﺧﺘﻦ ﻗﺮﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ] ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﺴﺒﺖ ﻣﻰ ﺩﻫﻴﺪ ، ﻏﻴﺮ ﻋﺮﺑﻲ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﻳﻦ ﻗﺮﺁﻥ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﻋﺮﺑﻲ ﻓﺼﻴﺢ ﻭ ﺭﻭﺷﻦ ﺍﺳﺖ .(١٠٣)
هر روز #یک_آیه
#رهبر_شهید
سلام به همگی
در این کانال هر روز با یک حکمت کوتاه از نهجالبلاغه همراه میشویم.
ابتدا آیه یا آیاتی از قرآن که با آن همنواست میخوانیم، سپس پیوند معنایی قرآن و کلام امیرالمؤمنین(ع) را باز میکنیم، و در پایان یک پیام کوتاه و کاربردی برای زندگی امروز میگیریم.
اگر دوست دارید هر روز تأمل قرآنی و علوی در میان شلوغی زندگی داشته باشید، همراه ما بمانید.
یک #حکمت، یک #آیه، یک #چراغ برای امروز.
🟢حکمت اول
🟢حکمت دوم
🟢حکمت سوم
🟢حکمت چهارم
🟢 حکمت پنجم
🟢 حکمت ششم
🟢 حکمت هفتم
🟢حکمت هشتم
🟢 حکمت نهم
🟢حکمت دهم
🟢حکمت یازدهم
🟢حکمت دوازدهم
🟢حکمت سیزدهم
🟢حکمت چهاردهم
🟢حکمت پانزدهم
🟢حکمت شانزدهم
🟢حکمت هفدهم
🟢حکمت هجدهم
🟢حکمت نوزدهم
🟢حکمت بیستم
🟢 حکمت بیست و یکم
🟢 حکمت بیست و دوم
🟢 حکمت بیست و سوم
🟢 حکمت بیست و چهارم
🟢 حکمت بیست و پنجم
🟢 حکمت بیست و ششم
🟢 حکمت بیست و هفتم
.
.
.
ادامه دارد...
🍏حکمت 1 نهج البلاغه: روش برخورد در فتنه ها
✏️ترجمه محمد دشتی
◀️قَالَ (علیه السلام) كُنْ فِي الْفِتْنَةِ كَابْنِ اللَّبُونِ، لَا ظَهْرٌ فَيُرْكَبَ وَ لَا ضَرْعٌ فَيُحْلَبَ.
روش برخورد با فتنه ها (اخلاقى، سياسى):
درود خدا بر او، فرمود: در فتنه ها، چونان شتر دو ساله باش، نه پشتى دارد كه سوارى دهد، و نه پستانى تا او را بدوشند.
◀️ ۱. آیه هممضمون
خداوند متعال در سوره مائده، آیه ۲ میفرماید:
«...وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَىٰ ۖ وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ...»
*(و در نیکوکاری و پرهیزکاری با یکدیگر همکاری کنید و در گناه و تعدّی دستیارِ هم نشوید...)*
همچنین در سوره انفال، آیه ۲۵ هشدار میدهد:
«وَاتَّقُوا فِتْنَةً لَا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً...»
*(و از فتنهای بپرهیزید که تنها به ستمکارانِ شما نمیرسد [بلکه تر و خشک را با هم میسوزاند]...)*
◀️ ۲. گرهگشایی مفهومی میان آیه و حکمت
«فتنه» در ادبیات عرب، به معنای قرار دادن طلا در آتش برای جدا شدن ناخالصیهاست؛ اما در عرصه اجتماع، به طوفانهای غبارآلودی گفته میشود که حق و باطل در آن چنان در هم میآمیزند که چشمها از دیدن حقیقت کور میشوند.
علی (علیهالسلام) در این حکمت، یک شاهکارِ تصویرسازیِ جامعهشناختی خلق کرده است. او میگوید در چنین فضایی، همچون «ابنلَبون» باش. ابنلبون، شترِ نَرِ دو سالهای است که نه هنوز آنقدر ستبر شده که بتوان بر پُشتش سوار شد (لا ظَهْرٌ فَيُرْكَبَ)، و نه ماده است که بتوان از او شیر دوشید (وَ لا ضَرْعٌ فَيُحْلَبَ).
◀️رازِ پیوند:
در هر فتنهای، آتشافروزانِ باطل برای پیشبرد اهدافِ کورِ خود به دو چیز نیاز دارند:
نخست «نیروی عملیاتی» (پُشتی برای سواری گرفتن و تاختن) و دوم «پشتیبانیِ مالی و اعتباری» (پستانی برای دوشیدن و ارتزاق).
قرآن فرمان میدهد که در گناه و تجاوز دستیارِ کسی نباشید («لَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ»). امیرالمؤمنین (ع) این آیه را در قامت یک استراتژیِ رفتارِ سیاسی-اجتماعی در زمان فتنه ترجمه میکند: «استراتژیِ عدمِ سرویسدهیِ آگاهانه».
ابنلبون بودن در فتنه، به معنای ترس، انزوا یا بیتفاوتیِ منفعلانه نیست؛ بلکه یک «انفعالِ فعال و هوشمندانه» است. یعنی فردِ مؤمن در دعواهایِ باطل و غبارآلود، چنان موقعیت خود را تنظیم میکند که ابزارِ دستِ هیچیک از طرفینِ شیّاد نشود. او هیچ دستاویزی به فتنهگران نمیدهد؛ نه از بازو و آبروی او سواری میگیرند، و نه از ثروت و احساسات او میدوشند. او در کانون طوفان است، اما غیرقابلِ استثمار!
◀️۳. پیام کاربردی برای انسان امروز
در عصرِ رسانهها، اخبار جعلی و بمبارانِ اطلاعاتی، ما هر روز در معرضِ فتنههایی هستیم که در آنها حق و باطل، ظالم و مظلوم گُم شدهاند. کمپینهای هیجانی، دعواهایِ فضای مجازی و جناحبندیهای کاذبِ محیط کار، همان فتنههای امروزند.
پیام روشن است: وقتی فضا غبارآلود است و حقیقت را نمیشناسی، «توقف کن». نه با لایکها، بازنشرها و نظراتت به آتشافروزان «سواری» بده، و نه اجازه بده از احساسات، زمان و روانِ تو برای منافع خودشان «بدوشند». در بازارهایِ مکارهی شایعه و دروغ، شرافتمندانه «مراقب» باش!
#آیه
#حکمت
#چراغ
🟢 @ebham_iman
هدایت شده از حامد کاشانی
اگر یک در هزار، به هر دلیل، مشکلی در ارتباطات الکترونیکی و اینترنتی رخ داد، با حفظ آرامش، مساجد محلهها را پرکنیم و در تجمعات میدانهایی که میشناسیم، پررنگتر شرکت کنیم.
در پناه امام زمان علیه السلام باشید.