🔺این، یک جنبش است و نه یک واکنش
+ آنچه در خیابانهای ایران میبینیم، یک #جنبش_اجتماعی به معنای واقعی کلمه است. جنبشی با جانمایهٔ مقاومت ملی در برابر تهاجم اجنبی. جنبشی با مسئولیت تاریخی و نه یک واکنش هیجانیِ مقطعی.
+ جنبشهای اجتماعی، پس از مدتی به مرحلهٔ #میرایی میرسند؛ به دلایلی مانند احساس حصول نتیجه، ناهمراهی بدنهٔ اجتماعی، فقدان شرایط لازم برای تداوم، از بین رفتن و حذف عناصر اصلی و محوری و... رفتهرفته سرد میشوند و فرومیپاشند.
+ جنبش مقاومت ملی ایرانیان، با گذشت یکماه و با وجود فشارهای همهجانبهٔ ناشی از ترور و تخریب و کشتار و تعلیق بسیاری از فعالیتهای اقتصادی و معیشتی و... نه تنها دچار میرایی نشده، بلکه بیشتر گُر میگیرد؛ افراد جدیدی به جنبش میپیوندند؛ شیوههای پویایی جنبش، نو به نو میشوند؛ اهداف، ارتقا مییابند و...
+ دشمنِ همهچیزدان، حتماً برآورد دیگری داشت!
با پایداریِ این جنبش، ارزیابی تابآوری اجتماعی ایرانیان، موضوعیت خود را برای دشمن از دست داده است. کار از تابآوری اجتماعی (نگاه حداقلی به قابلیتهای اجتماعی ایرانیان) گذشته.
+ حالا دشمن، عملاً با دو جبههٔ آفندی (هجومی) روبروست؛ تهاجم نیروی نظامی و تهاجم نیروی اجتماعی. بله؛ نیروی اجتماعی ایرانیان، صرفاً مقاومت نمیکند؛ حقیقتاً در حال تهاجم است. واکنشهای عصبی و دیوانهوارِ رهبران دشمن نسبت به مردم، نشانهٔ تهاجمی بودن جنبش اجتماعی ایرانیان است.
@ebteda_ir
🔺 دشمن برای همین تککلمهها لهله میزند!
تجربهٔ هزارباره نشان میدهد دشمن هیچ ارزشی برای هیچ پیامِ مسالمتآمیز یا واجد حسن نیتِ ایرانیها قائل نیست. هر پیامی که از زبان مسئولان جمهوری اسلامی با مضمونِ «تمایل به کاهش تنش یا ترک مخاصمه و توقف جنگ و...» مخابره میشود، نتیجهاش جریتر شدن دشمن است.
+ با چند ساعت فاصله از انتشار یک خبر از قول یکی از مقامات ارشد کشورمان در خصوص تمایل به «پایان دادن به جنگ»، ترامپ در مصاحبهٔ بامداد امروز (چهارشنبه) از برنامه برای تخریب بیشتر (بازگرداندن ایران به عصر حجر) سخن گفت.
بله. ما هم میدانیم که این لفاظیها، برای ترامپ مصرف داخلی دارد، اما نکته اینجاست که ما در هر حال با آدمی افسارگسیخته و کلاش روبرو هستیم که زبان آدمیزاد حالیاش نیست.
او چون لای منگنه است مدام خودش را به در و دیوار میزند تا پروژهٔ خودش را پیش ببرد و میخواهد هر اتفاقی (ولو شکست فاحش خودش باشد) را به نام پیروزی خودش، قالب کند به مردمش.
+ ما (مردم و دولت و همهٔ ارکان نظامی و امنیتی و...) در این جنگ آموختیم که حتی اگر بنا باشد دشمن وادار به توقف جنایت و تخریب و تجاوز شود، تنها با #زبان_قدرت و ضربه این کار را خواهد کرد. منظور از زبان قدرت فقط آتشِ موشکها و پهپادها نیست. زبان قدرت و تهاجم، حتی در «سخن گفتن» و «بیان مواضع دیپلماتیک» و ما از این طرز بیان نتیجه گرفتهایم.
هرگاه ذرهای در بیان مواضع، از سطح تهاجم پایین آمدیم، قدرتمندترین موشکهای ما هم دشمن را به تغییر موضعش وانداشت.
وقتی دشمن در هر حال دشمنیاش را میکند (پروژهٔ خودش را پیش میبرد) ما حتی نباید در حد یک کلمه هم به او فرصت احساس لذت از برتری بدهیم.
او بالاخره با ترفندی از جنگ خواهد گریخت، بگذاریم در حسرت شنیدن تککلمههای ملایم ما بسوزد!
@ebteda_ir
🔺 همهٔ جنگ را روایت کنیم
▪️پیشنهادهایی برای کار رسانهای در/ دربارهٔ جنگ
بخش اول
در پدیدهٔ بزرگ و مهمی مانند جنگ، ابعاد و لایههای مختلف جامعه درگیر میشود. به تعبیری «همهٔ جامعه» از جنگ متأثر میشود و در جنگ تأثیر میگذارد. گزارش یا روایت جنگ، حتیالامکان باید همهٔ جامعه را دربربگیرد.
بهصورت طبیعی، مهمترین جلوه از جنگ، که در رسانهها ضریب میگیرد، خرابیها و تلفات انسانی است. رسانهها تلاش میکنند در اولین فرصت، میزان خرابیها و تلفات انسانی را گزارش کنند. حق هم همین است. انسان، ارزشمندترین موضوع برای هر گزارشگری در هر پدیدهای محسوب میشود. بدلیل تمرکز رسانهها بر این بعد از جنگ، پوشش خلاقانه و متنوعی هم به اخبار و رویدادهای مربوط به آن داده شده. گزارشهای تاثربرانگیز و الهامبخش مربوط به شهدا و بازماندگان جملههای دشمن، در رسانههای بینالمللی هم بازتاب داشته است.
اگرچه حتی اخبار و گزارشها و روایتهای مربوط به همین بعد از جنگ هم میتواند متحول شود و جریانسازی بیشتر و عمیقتری داشته باشد.
اما جنگ، فقط این نیست. ابعاد و زمینههای متنوع دیگری هم هست که باید مورد توجه رسانهها و گزارشگران و روایتگران باشد؛ تا همهٔ جنگ گزارش و روایت شود. اگر چنین شود، علاوهبر انجام رسالت تاریخی، امکان رشد رسانهها و رسانهایها و گزارشگران و روایتگران و پژوهشگران و... نیز فراهم میشود.
در ادامه، چند زمینه، حوزه، محور و موضوع مرتبط با جنگ برای پرداخت رسانهای پیشنهاد میشود.
ادامه دارد
@ebteda_ir
🔹 اجتماعی که میگفتند افول کرده
🔺همهٔ جنگ را روایت کنیم
▪️پیشنهادهایی برای کار رسانهای در/ دربارهٔ جنگ
بخش دوم
امروز بهترین فرصت برای درک عینی و ملموس از مفهوم «اجتماع» است. تا پیش از این، برخی تحلیلگران، مدام از «فروپاشی و افول اجتماع در ایران» حرف میزدند و معتقد بودند اجتماع در ایران از هم پاشیده و ما صرفاً جمعهای انسانی منفعل در کنار و گوشهٔ جامعه داریم.
ما در جنگ شاهد ظهور اجتماع به معنای واقعی کلمه هستیم.
گزارشگران باید بتوانند این اجتماع و نشانههای آشکار آن را نشان دهند.
پیوندهای عمیق، فهم دقیق از مسائل، اقدام عملی بر اساس این فهم، احساس شدید همسرنوشتی، تعاون، توکل و خداباوری و... نشانههای مهمی از سامان اجتماعی ما هستند.
تأثیر این اجتماع و انسجام ناشی از آن بر معادلات کلانِ جنگ، چیزی نیست که بشود کتمانش کرد.
همهٔ تحلیلهای راهبردی جنگ، بر مدار «تابآوری اجتماعی» میچرخد. پس باید بتوانیم ابعاد و البته لوازم و الزامات تابآوری اجتماعی را روایت کنیم. چگونه این جامعه، تابآور شده است؟
البته لازم به یادآوری است که درخشش اجتماعی ایرانیان به قدری زیاد بوده که دیگر مفهوم «تابآوری» نمیتواند قابلیت آن را توضیح دهد. فراتر از تابآوری میبینیم.
مزیتهای جامعه را باید دید و بهعنوان نقطه قوت، تقویت کرد.
@ebteda_ir
🔺او دارد پیروزی میفروشد
ترامپ به ماشین موضعگیری تبدیل شده. راه دیگری ندارد. معلوم است که به شدت تحت فشار است؛ از ناحیهٔ جامعهٔ آمریکا (مردم و سیاسیون).
حتی اگر کسی از درون آن جامعه خبر نداشته باشد، این میزان پُرچانگی یک رئیسجمهور پرادعا را میتواند نشانهای از اوضاع داخلی آمریکا فرض کند.
هرچه هست، دستکم در داخل امریکا، حمایت محکمی از چنین جنگ احمقانهای وجود ندارد؛ برای همین مسئول این جنگ باید راهبهراه و لحظهبهلحظه حرف بزند تا مبادا تهماندهٔ اعتبارش را به عنوان فاتح جنگ از دست بدهد.
فارغ از محتوای تکراری، او تلاش میکند فضا را در اختیار داشته باشد؛ حالا با هر ادا و اطواری که شده!
فضای رسانهای و عمومی دنیا، همنوایی بیشتری با ایران دارد. ترامپ از این وضعیت عصبانی است. او همهٔ قمارهایش را نه در میدان واقع، که در رسانه برده است. اینبار اما اینطور نیست. پیامهای تیز و موثری که روزانه از ایران صادر میشود، کار کرده. از مواضع رسانهای مقامات سیاسی بویژه رئیس مجلس و وزیر خارجه تا بیانهای شفاف فرماندهان نظامی از سخنگوی قرارگاه تا فرمانده هوافضا و حتی موشکنویسیها، در تنظیم ذهن و نگاه جامعهٔ آمریکا اثر گذاشته است.
ترامپ، میکوشد تحت این فشار، روایت پیروزی را همچنان خود بسازد و آن را به مردم و سیاسیون بفروشد. ابزار دیگری جز حرف زدن ندارد.
@ebteda_ir
🔺
عبارت #عصر_حجر را حتماً این بیوطنهای مفنگیِ بیسوادِ فارسیزبان یادش دادهاند. حرف دهان خودش نیست.
دادهاند بهش تا با آن خوشمزگی کند و ادای باسوادها را دربیاورد؛ که مثلاً تاریخ میدانم!
ابلهها فریبش دادهاند ابله را. نمیدانست که با استفادهٔ بیربط از این عبارت، یادمان خواهد انداخت که با چه بیبتههایی روبرو هستیم؛ بیبتههایی که بهزورِ کشتار و نسلکشی، خودشان را چپاندهاند در سرزمین دیگران!
مردک، وقتی میبیند مردم، بیاعتنا به هر هارت و پورتی، هر لحظه مثل آتشفشان در حال فوران هستند، به مرز انفجار میرسد.
@ebteda_ir
ابتدا (نوشتههای روح الله رشیدی)
🔸دشمن به چه میاندیشد؟ دربهدر دنبال رخنه؛ از جنگ به مذاکره تا اینجای جنگ، عملیات روانی دشمن، با مح
🔺
دشمن روند تخریب ابنیه و امکانات و تأسیسات را در کناروگوشهٔ کشور تشدید کرده؛ دارد تعداد تخریبها را بالا میبرد. میخواهد #زخمهای_بسیار بزند تا درد را همه احساس کنند.
هدف اصلیاش همچنان ایجاد رخنه و #اختلافافکنی است. برآوردش این است که بالاخره وقتی تخریبها زیاد شد، کسانی (از جمع سیاسیون و مشاهیر) شروع خواهند کرد به نصیحت دلسوزانه که «وقتش رسیده که جنگ را تمام کنیم»! و همین موضع، بگومگو و اختلاف را دامن میزند. این وضعیت، فرصت رخنه است.
گذشته از ضرورت پاسخ نظامیِ درخور به این حیلهٔ دشمن، جهتگیری اجتماعی نیز باید با آگاهی از این ترفند، بروزرسانی شود. اجتماع باید به خطر اختلاف را فریاد کند و هر زمزمهٔ تضعیفکنندهای را افشا نماید.
@ebteda_ir
🔺🔺
پل بزرگ و جدیدالاحداث ما را در #کرج زد. با این تصور که مثلاً شوک وارد کند به ما. بلاهت نیست واقعاً؟
مردمی که توانست شهادت دلخراش و باورنکردنی رهبر بزرگ و بینظیر خود را هضم کند و از آن شهادت، پلی بسازد برای منکوب کردن دشمن، با تخریب چند پل و کارخانه، فرومیپاشد؟
باور کنید واقعیت دارد بلاهت اینها. فکر نکنید چون اینهمه اندیشکده و پژوهشکده و هوش مصنوعی و... دارند حتماً خیلی هم میفهمند. همین تجهیزات، اینها را ابله و نارس کرده. گیج بار آمدهاند.
@ebteda_ir
🔺
این #عصر_حجر، عجب سرفصلی باز کرد برای بازخوانی ایران.
ما سالها در نظام آموزشی و رسانهای خودمان میکوشیم پیشینیهٔ درخشان و داشتههای ارزشمندمان را به خودمان بباورانیم. و بگوییم اینجا ویرانه نیست؛ دانش هست، صنعت هست، تکنولوژی هست، توان و استعداد هست. اما کمتر موفق میشویم! باد نیستیم چگونه بگوییم و بباورانیم.
استعمارزدههای شبهروشنفکر و مفسدان داخلی و حمّالانِ خارجنشین هم مانع بزرگ ما هستند.
حالا که دشمن ابله، با توهم بازگرداندن ما به عصر حجر، به پلهای پیشرفته و موسسات تحقیقاتی و دارویی و صنایع بزرگ و پیشرفتهٔ ما حمله میکند، بعضیها از خودشان میپرسند «یعنی ما از این چیزها داشتیم و نمیدانستیم؟»
و فرصت بازاندیشی دست میدهد اینجا.
این پازل را چه کسی میتوانست بچیند؟
@ebteda_ir
🔺تجویزهای ارتجاعی ظریف!
آقای ظریف، باید بپذیرد که آنچه از سیاست میفهمد، به شدت بوی کهنگی میدهد. او حتی نتوانسته خود را با فهم عمومی و مسلط مردم کشورش همخوان کند. او رسماً دچار تأخر و پسافتادگی در سیاستورزی است. هرچه از سیاست میدانست، در فقرهٔ برجام، محک خورد و فصل جدید، بههیچوجه مجال محک مجدد آن نسخههای جادویی نیست.
او ملتفت نیست (رویکرد خوشبینانه) که پس از نهم اسفند ۱۴۰۴، دگرگونی اساسی در جامعهٔ ایران و نگاه این جامعه به مناسبات جهانی و آمریکا و اسرائیل و شرکایشان رخ داده. این دگرگونی، اصلاً و ابداً گذرا و احساسی و هیجانی و اقتضایی نیست. به شدت مبنایی و واقعبینانه است.
تجویزهای ارتجاعیِ ظریف در چنین مقطعی، به درستی از سوی مردم و نخبگان، به مثابهٔ نسخهای جهت رهاندن آمریکا از مخمصه تفسیر شده است.
و انصافاً جز این نمیشود تفسیر کرد.
معاملهٔ پیشنهادی ظریف، حتی از نگاه بچهمدرسهایهایی که چهل شبانهروز است خیابان را رها نکردهاند، نیز مضحک است.
از اینها گذشته، در شرایطی که:
۱. آمریکا، از هیبت و استواری جامعهٔ ایران دچار سرگیجه شده و تقلا میکند تا تعادلش را بازیابد، و
۲. جامعهٔ ایران در اوج اتحاد و همنوایی و همبستگی برای دفع اساسی شر آمریکا و اسرائیل است،
احساس تکلیفِ باتاخیرِ آقای ظریف و برخی همفکرانش، مصداق بانگِ خروس بیمحل است.
چندی پیش نیز آقای حسن روحانی، بیانیهای سرشار از باید و نباید منتشر کرد که همان متن نیز به سرعت از سوی مردم پس زده شد.
مقالهٔ ظریف و بیانیهٔ روحانی، یک آبشخور دارند. اگر با این زمزمههای تضعیفکننده، مواجههٔ بیتعارفس از سوی مردم صورت نگیرد، دشمن را نسبت به تداوم تعرض و زباندرازی و باجخواهی جریتر خواهد کرد.
@ebteda_ir
🔺
اف۳۵ زدیم یا اف۱۵؟
خلبانش را ما گرفتیم یا فراریاش دادند؟
چه فرقی میکند کدام باشد؟
مهم این است که دشمن هم پذیرفته که آسمان ایران، چندان هم امن و یکطرفه نیست برایش.
مهم این است که رئیسجمهورِ متوهمشان، دیگر نمیتواند باد در غبغب بیندازد و رجز بخواند.
حالا حتی از این پیروزی و توفیق هم ابزاری برای جنگ روانی میسازند.
به جای پرداختن به اصل این اتفاق، حاشیهاش را دامن میزنند.
آقاجان!
ما داریم با بزرگترین ارتش دنیا میجنگیم. بزرگترین و پرهزینهترین. اتمی و خونآشام.
طرف ما، کم کسی نیست.
پس رزمندههای ما کارستان میکنند.
@ebteda_ir
🔺
خبر خوب این است که تا اطلاع ثانوی، تحلیل دقیق مردم از اوضاع جنگ و اشراف آنها به مسائل کلانِ میدان و دیپلماسی، مانع از اثربخشی دیدگاههای #ضعیف و تضعیفکننده میشود.
از ابتدای جنگ، بسیاری از تحلیلگران (حتی بخشی از اپوزیسیون) از قدرت درک و شعور تاریخی مردم، الهام گرفتهاند و تحلیلهای خود را با این درک، همخوان کردهاند. و از این همخوانی لذت میبرند.
مردم چنان قدبلند شدهاند که اگر هم گاهی تحلیلها و تجویزهای ناهمخوان با واقعیتِ جنگ شنیدهاند، براحتی هضم کرده و گام بعدی را برداشتهاند.
پس ضرورتی به توقف در فلان موضعگیری و بهمان تحلیل نیست. فرصتی برای فرسایش نداریم.
پیامِ اجتماع، با وضوح منتشر شد.
مردم با سرعت از روی صداهای فالش رد میشوند. آنها در حال پایش و پشتیبانی مراحل بعدی جنگ هستند.
@ebteda_ir