شبهایحوّا.
زیر نور کمسوی سحر که روزنههایش راه خود را از میان پردهی سبزرنگ به داخل پیدا میکنند، تسبیح کریستا
میکائیل در برابر مهدی زانو زده و بیعت میکند.
شبهایحوّا.
«راه ما از یکدیگر جدا نشده گلشید. تمام نورهای جهان به او میرسند. مسیح همراه توست. بانوی مقدس همراه
سلام.
تو امروز صبح رفتی. انگار من دوباره از سددز و خانهی مادربزرگ دل کنده باشم. نمیدانم. مثل این میماند فرشتهای که معتاد به پرواز در آسمان هفتم بوده، سحرگاه روز چهارشنبه بیدار شود و ببیند بالهایش شکسته. بالهایم اگر درد میکرد، حالا خرد شده. خواستم بگویم از تو ممنونم. چند نامه نوشتم و آتش زدم و بریدم و خط کشیدم. همهاش برای این بود که تشکر کنم.
هنوز تسبیح کریستالیرا در آغوش میگیرم، هنوز بالهای جبرائیل و میکائیل را میبوسم و همچنان قبل از خواب، دعای سنت میکائیل را زمزمه میکنم. از تو ممنونم. یقین دارم یادت میآید، یکبار به تو گفتم چشمهایت به رنگ آبی تیرهی آسمان شبهای من است. داشتی مکاشفه را ورق میزدی، به من نگاه کردی و از میکائیل خواندی. تمام شبرا به تو گوش سپردم. تو به من مسیح را نشان دادی. از تو ممنونم. حقیقت این است که تو برای من، همان تجلی میکائیل بودی که حال در میان ستارگان دنبالهدار به دنبالش میگردم. تو بالهایت را دور من گشودی. شمشیرت را کشیدی. جنگیدی، برای من. برای آن خانه. برای ما. حالا رفتهای. بیشتر هم خواهی رفت. از تو ممنونم. آن خداحافظی محترمانهی سهسال پیش را به یاد دارم. همیشه با من صادق بودهای. از تو ممنونم، و شرمندهام که قلبت را شکستم. کشتی نوح ما را خاک خواهد گرفت، محراب را، تابلوی "ممنونم حضرت مریم" را، دستنوشتههای دایی یوسفرا، انجیل جيبی در کتابخانهات را، نامههایت و نامههایم را. شمعهایی که با رزها به من دادی را زنده نگاه خواهم داشت. دیگر به کلیسای همیشگیمان نخواهم رفت. اهواز را ترک خواهم گفت. از تو ممنونم، نخستین میکائیل زندگی من. مادر مقدس پناهگاه همیشگی تو باد.
خدانگهدار، خواهر کوچک تو، گلشید.
شبهایحوّا.
سلام. تو امروز صبح رفتی. انگار من دوباره از سددز و خانهی مادربزرگ دل کنده باشم. نمیدانم. مثل این
«ای مریم مقدس، از تو ممنونم.»
https://eitaa.com/mewooooow/7736
همونطور که میدونید یهودیان معتقد هستن بانوی والامقام، مریم مقدس، زنی بدکاره بوده و سرور ما، عیسی مسیح هم در آتش جهنم درحال عذاب کشیدنه. که دور باد انگ این نجاست و حقارت از هردوی آنان. یکی از دلایلش هم اینه که از نگاه یهودیت، مسیح موعود یا همون ماشیح، باید نشانههایی داشته باشه. مثلاً صلح جهانی برقرار کنه، قوم یهود رو گرد بیاره، معبد رو بازسازی کنه و جهان رو وارد عصر نجات کنه. چون این اتفاقات در زمان حضرت عیسیمسیح که سلام خدا بر او باد، بهصورت تاریخی و آشکار رخ نداد، یهودیان گفتن پس او همان مسیح وعدهدادهشده نیست. یهودیان هیچجوره نمیتونن مسیح بودن عیسی رو قبول داشته باشن، اصل وجودیت و پیدایش ایشونهم. چرا؟ چون فقط دو تفکر وجود داره. یا باید بپذيرند که ایشون همون مسیح موعود و منجیه، همونطور که مسیحیان قبول دارن؛ یا باید قبول کنن که ایشون مسیح و یار و یاور منجیای والامقامتره و با ایشون ظهور میکنه، همونطور که مسلمانان شیعه قبول دارن. و خب هرگز قرار نیست از تعصب خودشون کوتاه بیان و چشم باز کنن بر روی حقیقت. میتونیم بگیم تمام ادیان ابراهیمی در مسیح بودن عیسی توافق دارن، غیر از یهود. سنت یهودی چون نتونست حضرت عیسیمسیح رو در چارچوب انتظارهای خود بگنجانه، اصل دعوتش رو رد کرد. و وقتی اصل دعوت رد بشه، حرمت مریم مقدس و عیسی مقدس هم در نگاهشون شکسته شد. هر وقت تعصب بر حقیقتجویی غلبه کنه، انسان برای حفظ دستگاه فکری خودش حتی پاکترین چهرهها رو هم انکار میکنه.
شبهایحوّا.
https://eitaa.com/mewooooow/7736 همونطور که میدونید یهودیان معتقد هستن بانوی والامقام، مریم مقدس،
و البته داستان همکاری يهوديان با دجال آخرالزمانی هم به همین برمیگرده. یهودیان دست به هرکاری میزنن (قبلاً راجعبهش توی پرایوت ویس دادم) تا نشانههای آخرالزمان و ظهور منجی تحقق پیدا کنه. بله، خودشون رو موظف میدونن هر نشانهی آخرالزمانیای که در کتب مقدسشون اومده رو تحقق ببخشن. مثل واقعهی کربلا، ذبح عظیم کنار فرات و اسب تازوندن یهودیان. حالا چرا؟ برای اینکه مسیح و مهدی که سلام خداوند و ملائکهاش بر هر دوی آنان باد، ظهور کنن. و یهودیان، اونهارو به قتل برسونن! چون معتقدن مسیح دروغین (عیسی و مهدی) باید به دست این امت کشته بشن تا ماشیح، یا ماشیاخ يا همون مسیح و منجی وعدهدادهشده زمانی میاد که یهودیان منجیهای دروغین رو بکشن. در متون اسلامی چندین و چند روایت با این مضمون هست که تا زمانی که امت اسلامی نتونن از جان منجی محافظت کنن، منجی ظهور نخواهد کرد. و تا بهحال به این فکر کردید که از جان ایشون در برابر چه چیزی محافظت کنن؟ =) بعد از من خرده میگیرید که چرا ذکر لبهام "لعنتالله علیالیهود" ئه.
Mohsen ChavoshiMarize Takhte Akhari .mp3
زمان:
حجم:
10.4M
بگو که اسمترو بگه، جنازمرو تکون بده.
Hossein Taheri ~ Music-Fa.ComMahe Man Alie 2 ~ Music-Fa.Com - Hossein Taheri ~ Music-Fa.Com.mp3
زمان:
حجم:
5M
نرسد اگر به علی کسی، به کجا رود؟ به کجا رسد؟
شبهایحوّا.
نرسد اگر به علی کسی، به کجا رود؟ به کجا رسد؟
جبرائیل از شوق دور دشت میگردد. میکائیل هم.
[ چه غوغایی در آسمان برپاست. چه سروری، چه طنین هلهلهای! فرخنده باد این روز عظیم! میبینی میکائیل؟ آن لبخند را میبینی؟ لبخند فاطمه را. از سرور او عرش خداوند به وجد آمده است. امروز، روز آغاز وعدهی راستین پروردگار است. وعدهای که از سپیدهدم آفرینش، در گوش فرشتگان زمزمه شده بود. یاد داری میکائیل؟ این همان واقعهایست که آدم صفوةالله، ابراهیم خلیلالله، اسماعیل ذبیحالله، عیسی روحالله و همهی پیامآوران الهی بر حقانیتش شهادت دادهاند. امروز آن نور ازلی، به فرمان حق، بر فراز دستهای حبیبالله بالا رفته است. این همان نوریست که انگیزهی آفرینش عالمیان بود، فروغی که ما در عرش دیدهایم و بالهای ما از رسیدن به قلهی آن کوتاه مانده است. امروز را ما از ازل دیدهایم. خوب بهخاطر بسپارش میکائیل، نام مهدی که بارها و بارها در خطبهی رسولالله تکرار میشود را از بر شو. روزی میرسد که من و تو در سپاه او شمشیر خواهیم کشید. در آن لحظهای که در برابرش زانو زدیم و خاک آستانش را سرمهی چشمان خود کردیم، غدیر را به یاد بیاور. این شکوه و جلال تکرار خواهد شد، این وعدهی حق است.
بنگر میکائیل. حسن و حسین را در آغوش فاطمه ببین. لبخند کودکانهشان را، نگاه آرام و ژرف فاطمهی مکرمه را، و سرور ذات حق را که سراسر آفرینش را فراگرفته است. فاطمه همهچیز را میداند، مگر نه آنکه راز آفرینش در نگاه او نهفته است؟ همهچیز برای او و به برکت او آفریده شد. او میداند که این آغاز راه است. میداند در دل همین آغاز، پایانها نهفته است. فاطمه خشم عزازیل را نیز میبیند. نگاه کن میکائیل. آن سوی دشت را بنگر! عزازیل فریاد خشم سر داده است و سپاهیانش، سرخورده و شکسته، در حسد فرو رفتهاند. امروز دست حق بالا رفته است. امروز حقیقت بر فراز تاریخ ایستاده است. اما فاطمه میداند غدیر چه سرنوشتهایی را در دل خود پنهان کرده. میداند که روزی خون خدا بر خاک خواهد ریخت، و آن نور ازلی کوثر، میان در و دیوار خواهد شکست... تو را به حسین قسم، آرام بگیر میکائیل! گریه نکن، اشکهایت آسمان را پریشان کرده! امروز روز جشن است، روز سرور. این همه، در ارادهی خداوند رقم خورده است. اما وای بر آنان که چشم بر این نور بستند. وای بر آنان که غدیر را ندیدند، که از کورچشمی آنان، کربلاها در تاریخ گلگون خواهد شد... ]