eitaa logo
شب‌های‌حوّا.
825 دنبال‌کننده
122 عکس
18 ویدیو
1 فایل
The Woman of God. بایگان‌ پیام‌ها: https://eitaa.com/velamkondige
مشاهده در ایتا
دانلود
شب‌های‌حوّا.
سلام. می‌پیچونم. هر پیامی دلم بخواد رو جواب می‌دم. قبلی‌هارو هم احتمالاً بعداً به سراغشون برم. می‌پی
چند وقت هست پیام ندادم، هم دبار، هم اینجا، محو شدم انگار. پیچوندم گلشید، بدجور پیچوندم. چون تهران بودم و نمی‌تونستم کاری کنم یا کسی رو ببینم. دلم می‌خواد گریه کنم، خیلی دوستت دارم. - دوست داشتم برات آهنگ بفرستم ولی آنتن این‌ چندروزه برای من خیلی ضعیف بوده. بپیچون، کمی گریه کن حتی، شب‌ها تنها قدم بزن، با خداوند و خودت صحبت کن، بپیچون، هر از گاهی اگر خواستی دو کلام این‌جا حرف بزن، نفس کشیدن رو از یاد نبر و دعاگو باش. من‌هم دوستت دارم. زنده می‌مونی.
شب‌های‌حوّا.
سلام. می‌پیچونم. هر پیامی دلم بخواد رو جواب می‌دم. قبلی‌هارو هم احتمالاً بعداً به سراغشون برم. می‌پی
دوستم، عزیزترین دوستم، از ته دل می‌خواست در تشییع شرکت کنه و نمی‌تونست، من از ته دل نمی‌خواستم در تشییع شرکت کنم و می‌تونستم. چه دنیای غریبی‌‌. - بهتر بود به‌جای دوستت قدم برمی‌داشتی. چه دنیای غریبی.
شب‌های‌حوّا.
سلام. می‌پیچونم. هر پیامی دلم بخواد رو جواب می‌دم. قبلی‌هارو هم احتمالاً بعداً به سراغشون برم. می‌پی
میدونم بی ادبیه ولی حضورت تو دیلیم حس ارزشمند بودن میده😖میشه اگه دوست داشتی بیای پیشم؟ https://eitaa.com/joinchat/3455649296C241209cdde - بی‌ادبی نیست، خوش‌حال شدم
شب‌های‌حوّا.
سلام. می‌پیچونم. هر پیامی دلم بخواد رو جواب می‌دم. قبلی‌هارو هم احتمالاً بعداً به سراغشون برم. می‌پی
https://eitaa.com/edrakxa/7991 سطلی کلا هرکی سطلی نباشه رو ارزشی میدونه، یه بار با دوتا از دوستام که یکیشون سطلیه یکیشون ارزشی نیست ولی سطلی هم نیست داشتیم بحث میکردیم "کاملا منطقی، توی اتوبوس راهیان نور ساعت ۳ شب(((=" دوست غیرارزشیم گفت که آقای خامنه‌ای و آقای خمینی برای من قابل احترامن ولی آقایون پهلوی نه چون جنگ که شد سریع فرار کردن دوست سطلیم گفت دیدی گفتم ارزشی‌ای؟ برای خمینی و خامنه‌ای جدا جدا آقا آوردی برای سه تا شاه‌های ما یه دونه آقا:::))))))) - بچه‌ها پس آدم‌های عجیب‌غریب ترسناک پیش شماهم هستن؟ مطمئن باشم؟ یک سلطنت‌طلب چرا باید در راهیان نور شرکت، و در عین حال با ایدئولوژی غالب و آرمان‌های این راه مخالفت کنه؟ اصلاً این هیچی، آقا؟ =))))) خلی چیزی هستن؟ البته ببخشیدا. هرچند می‌تونید هم نبخشید.
شب‌های‌حوّا.
سلام. می‌پیچونم. هر پیامی دلم بخواد رو جواب می‌دم. قبلی‌هارو هم احتمالاً بعداً به سراغشون برم. می‌پی
چقدر نازی گل‌گلی - جدی؟ چه جالب. راستی دیدی بالأخره توی کو‌ه‌ها دویدم و سوگواری کردم؟
شب‌های‌حوّا.
سلام. می‌پیچونم. هر پیامی دلم بخواد رو جواب می‌دم. قبلی‌هارو هم احتمالاً بعداً به سراغشون برم. می‌پی
سلام گلشید منم امیرعلی خواستم عرض ادبی کنم - سلام امیرعلی، چه‌خبر از این‌ورها؟ درس می‌خونی؟
شب‌های‌حوّا.
سلام. می‌پیچونم. هر پیامی دلم بخواد رو جواب می‌دم. قبلی‌هارو هم احتمالاً بعداً به سراغشون برم. می‌پی
می‌دونی به نظرم خوش به حال افرادی که ارزشی دارن و به یه چیزی معتقدن، اطمینان دارن. هر چیزی، اسلام، مسیحیت، هر چیزی. چون در آخر تو میتونی به اعتقاداتت پناه ببری، به اون قدرت متعال بزرگ پناه میبری و امید داری به بهتر شدن همه چیز - خوش‌به‌حال افرادی که در هر کیش و آیینی نور رو جستن یا حداقل در جست‌وجوی‌اش هستن. همه‌ی ما در آخر، یک لحظه‌ای، حتی اگر خودمون نخوایم، در هر اعتقاداتی، به خداوند و اون قدرت متعال پناه می‌بریم. همه‌ی ما. حتی کسانی که مدعی‌اند به وجود مقدس خداوند ایمان ندارن.
شب‌های‌حوّا.
سلام. می‌پیچونم. هر پیامی دلم بخواد رو جواب می‌دم. قبلی‌هارو هم احتمالاً بعداً به سراغشون برم. می‌پی
من تشییع قم رو شرکت کردم، بعد نماز و زمانی که میخواستن پیکر رو بیارن توی بلوار ایستاده بودم (واقعا هوای بشدت جهنمی و بدون هیچ مه‌پاشی) به قدری تلاطم و فشار تحمل کردم که موقع برگشتن یه حالی بودم انگار غش میکردم و بیدار میشدم توی ماشین. یاد کاروان کربلا و حضرت زینب افتادم با خودم گفتم خدایا چطور میشه یک زن تنها اونهمه بچه و زن که عزیز از دست دادن حال روحی و جسمی خوبی ندارن رو کنترل و محافظت میکرده؟ و توی حالت غش و بیداری اشک میریختم.. واقعا برام معنی شد لا یوم کیومک اباعبدالله. - چه احوالات مقدسی. چه لحظات مبارکی. شراکت در سوگ مقدس حسینی و یاد کردنش، از قدیم‌الایام، از طرف انبیا و مرسلین و ملائک به ما رسیده. چه‌قدر قشنگ. یادم آوردی می‌خواستم راجع‌به این بنویسم، بنویسم که لا يوم کیومک يا اباعبدالله.
شب‌های‌حوّا.
سلام. می‌پیچونم. هر پیامی دلم بخواد رو جواب می‌دم. قبلی‌هارو هم احتمالاً بعداً به سراغشون برم. می‌پی
یه عزیزیم مرده وقتی واقعا عمقش رو درک کردم دلم خواست گریه کنم بگو فاتحه بخونن براش ممنون -امیرعلی - تسلیت می‌گم. امیدوارم روحش قرین رحمت پرودگار باشه. فاتحه بخونید بچه‌ها، و اگر می‌تونید کمی هم برای آرامش روح مردگان دعا کنید. لطفاً.
هدایت شده از شیرچای
من هم اون روز ریاضت به چشم خودم دیدم...
شب‌های‌حوّا.
من هم اون روز ریاضت به چشم خودم دیدم...
حياة به‌نظرم خیلی از ماها چیزهایی دیدیم که می‌شه تا سالیان سال راجع‌بهش صحبت کرد. به‌نظرم همه‌مون خسته‌ایم برای روایت کردنش، زمان نداریم، در تکاپوییم، حتی بهت‌زده‌ایم. گفتم که قصه‌ها باید گفت و غصه‌ها باید خورد. آرزو می‌کنم یک‌روزی هرکس هرآن‌چه دیده و لازمه روایت بشه رو بتونه به زبان بیاره. بتونه بنویسه. به‌نظرم نیاز به یک مرخصی از طرف خداوند داریم تا بگیم چه بر ما گذشت و چه‌ها دیدیم.