شبهایحوّا.
چفیهی قرمز و کیف فیروزهای، تلویزیون سمت حرم حضرت عباس. هرگز فراموشش نمیکنم. گنبد سیدالشهداء، ازدح
یک بار گفتم من اینجام، و بالاخره بودم.
هدایت شده از چای و ایوون
بامداد بود که توی مقام حضرت علی اکبر (ع) توی اون شلوغی هرکی با چفیه قرمز میومد، ذهنم یادِ گلشید میکرد-
You'll Never Get to HeavenYou ll Never Get to Heaven - Still.mp3
زمان:
حجم:
6.5M
شب شده، تو روی تخت در اتاق تاریک دراز کشیدی، همهچیز خیلی ساکت بهنظر میاد، به این فکر میکنی که پریشب همین موقع کجا بودی و حالا کجایی، احساس معلق بودن بهت دست میده و دوباره این حقیقت بهت هجوم میاره که "من واقعاً ممکنه هرگز به بهشت نرم"
شبهایحوّا.
یکسال پیش همین موقعها به عنوان یک ممبری که چنلش رو دنبال میکرد، خیلی بیدلیل توی مشايه یادش افتادم. شب، توی موکبی خلوت با بدنی خسته. هرگز فکر نمیکردم امسال اربعین من و اون باشیم و شبهای درازی از خاطره. از "من اینجام"، چفیهی قرمز، کیف فیروزهای، میکائیل، "سوپرنچرال چند فصل بود؟"، "فندک افتاد" و از شبهای درازی دعا و شمع.