هدایت شده از 焚
عطری که از وقتی اسمشو شنیدم و داستانشو فهمیدم منو دائم یاد گلشید میندازه و هنوز معرفیش نکردم، Angels' Share هست
💭 توی انبارهای بزرگ و چوبی که بشکههای کنیاک کهنه میشن، یه مقدار از مایعش در حین کهنه شدن از خلل و فرج چوب تبخیر میشه و به هوا میره. به این بخار شدنِ تدریجی که انگار روح و عطر شراب رو به آسمون هدیه میده، میگن «سهم فرشتهها».
شبهایحوّا.
این زیباترین چیزی بود که میتونستی بهم هدیه کنی عرفانه. دوستت دارم، هم خودترو و هم دیدگاه نورانی و زیبات رو نسبت به باقی افراد زندگیات. توجه به جزئیاتت رو دوست دارم. جزئینگری و چشیدن طعم حیات. از اینکه گاهی دوست داری آنچه رو هست با جون و دل حس کنی. منرو یاد بهار میاندازی. به قول یک دوستی مثل یکجور ادای احترامه، به یکچیز بزرگتر از خودت که ممکنه تو رو هم در بر بگیره. به یک چیزی که نعمته، خوبه که هست. خوبه که بهار هست. بهار مثل یک نماد و یادآوری بزرگ از چرخهی هستی در نابودی و بازگشت، از حیات پس از مرگ، شروع پس از یک پایان تمام عیار، طلوع پس از بدترین و نامقدسترین شب های زندگیئه.
که ثقل این حیات بر بازگشت و دوباره سبز شدنه. تو تا ابد بهار و بهاری بمون عرفانه.