هدایت شده از 焚
عطری که از وقتی اسمشو شنیدم و داستانشو فهمیدم منو دائم یاد گلشید میندازه و هنوز معرفیش نکردم، Angels' Share هست
💭 توی انبارهای بزرگ و چوبی که بشکههای کنیاک کهنه میشن، یه مقدار از مایعش در حین کهنه شدن از خلل و فرج چوب تبخیر میشه و به هوا میره. به این بخار شدنِ تدریجی که انگار روح و عطر شراب رو به آسمون هدیه میده، میگن «سهم فرشتهها».
دوستانی که از قبولی در تیزهوشان شاد هستن رو میبینم و احساس گریگور پیر رو میکنم، زمانی که داشت سرخوشی زودگذر توماس رو تماشا میکرد درحالی که میدونست چه رستاخیزی در انتظار دنیاست. پیرمرد شنلپوش عصا به دست و زخمخورده، گوشهای نشسته درحال تماشای جستوخیز پسرک تازهنفس. ببخشید. من یکمقدار ناامیدم.
بهنظرم لازم بود اینرو بگم و بهتون اعتماد کنم. میدونم این خصلت مجازیئه که همیشه مورد نقد و بررسی قرار بگیرم، اما بههرحال خواستم بگم من هرگز با پسری در رابطه نبودم. چیز خاصی بین من و شخص فلانی نیست. نبوده. نخواهد بود. من تکلیفم رو مشخص کردم و خداوند رو شاهد میگیرم که در این چند مدت، چیزی جز رفتار و گفتار عادی و خانوادگی از طرف من نبوده. این زمان رو صرف چشیدن حیات و خودشناسی کنید، برید و برگردید و بفهمید دنیا، این دنیای وسیع و در عین حال ناچیز و کوچک، فراتر از مرزهای فانی و مجازیئه. و لطفاً، زینپس راجعبه تفکرات درست و غلط خودتون نسبت به من و فلانی شایعهپراکنی نکنید. فراموشش کنید مثل یک مه صبحگاهی. چیزی نبوده، چیزی نیست، چیزی هم نخواهد بود. باشد که رستگار شویم.
شبهایحوّا.
بهنظرم لازم بود اینرو بگم و بهتون اعتماد کنم. میدونم این خصلت مجازیئه که همیشه مورد نقد و بررسی
اگه دنبال ارامشید ازین که ( تو رابطه نرید) خیلی نکته برداری کنید