شبهایحوّا.
نباید منظار خاصی داشته باشی چون اونروز گفتی عشق واقعی هیچوقت منجر به گناه نمیشه
عشقم صبر کن توضیح میدم
شبهایحوّا.
منم همینطور.
یکشب توی پارک ساحلی اهواز مینشینیم و تا دیر وقت راجعبه گناهان شاعرانه صحبت میکنیم.
شبهایحوّا.
یکشب توی پارک ساحلی اهواز مینشینیم و تا دیر وقت راجعبه گناهان شاعرانه صحبت میکنیم.
میزاشتی آفلاین شم حداقل نامرد😅💔
شبهایحوّا.
میزاشتی آفلاین شم حداقل نامرد😅💔
بعد از اون همه خاطراتی که باهم تجربه کردیم و حتی برای زن و مرد متأهل هم قفلن، دیگه حسودیات از چه بابته؟
شبهایحوّا.
تو که اونهرو به کسی نمیگی
گلشید:
نزدیکترین تجربهای که بهش داشتم این بود که یکشب تا صبح با یاسمن خندیدیم و گریه کردیم و حرف زدیم، آخرش روی تخت یکنفرهاش بههم چسبیدیم و خوابیدیم. صبح که بلند شد بره سرکار کاملاً شبیه عیاش و عوضیترین پسرهای دنیا بهنظر میومد، قسم میخورم
موهاش هم پسرونه زده بود
فکر کنم یکربع کامل به اون وضعیت خندیدم
خیلی بامزه بود راستش
کاش تکرار شه
AmirReza:
تجسم دین در کالبد خانوم یاسمن
گلشید:
ببخشید که تصور سوپرنچرالیات رو خراب میکنم ولی اسم یاسمن رو گذاشته بودیم عباس، چون خیلی قشنگتره