eitaa logo
خط‌مشی‌گذاری تربیتی
82 دنبال‌کننده
34 عکس
7 ویدیو
11 فایل
اندیشه‌ورزی حول خط‌مشی‌گذاری تربیتی ✍️ @shahram_ramesht
مشاهده در ایتا
دانلود
نابرابری در توزیع معلمان پرونده اسرائیل - قسمت بیست و یکم ✍️ شهرام رامشت ❃ یکی از جنبه‌های مهم نابرابری ورودی‌ها در نظام آموزشی ، تفاوت در دسترسی به معلمان با کیفیت است. مطالعات جامع ویژگی‌های جمعیتی نیروی معلم در و توزیع آن در سراسر نظام آموزشی، نشان می‌دهند که درصد معلمان دارای مدرک کارشناسی در مدارس دولتی یهودی بیشتر از مدارس دولتی عربی است (۳۳ درصد در مقابل ۲۳ درصد). همچنین، در هر دو بخش آموزشی، مدارس قوی‌تر تعداد کمتری معلم بدون مدرک دانشگاهی جذب می‌کنند و به طور متوسط شاخص‌هایی چون تجربه و سطح تحصیلات معلمان در مدارس با دانش‌آموزان قوی، اندکی بالاتر است. ❃ اما یافته مهم دیگر برخی پژوهش‌ها، وجود شباهت در ویژگی‌های معلمان مدارس مختلف، بر خلاف فرضیه رایج مبنی بر نقش پررنگ کیفیت معلم در موفقیت دانش‌آموزان است. برخی از پژوهشگران بر این باورند که تفاوت در پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان در ، برخلاف برخی باورها، مستقیماً ناشی از سطح تجربه یا تحصیلات معلمان نیست و لازم است عوامل دیگر، فراتر از کیفیت منابع انسانی معلمان، برای توضیح شکاف‌های آموزشی مورد توجه قرار گیرد. 〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️ ✒️ مسأله توزیع معلمان یکی از چالشی‌ترین مسائل حوزه منابع انسانی در سال‌های اخیر بوده که وزن بسیاری در بهم زدن تعادل و توازن استخدام‌های گذشته داشته است. یکی از جنبه‌های توزیع عادلانه، توزیع نیروی انسانی به مناطق محروم است. در این حوزه با دو سؤال عمده مواجه هستیم، اول اینکه نیروی انسانی برای برطرف‌ساختن حداقل‌ نیازها در مناطق محروم را در اختیار داریم؟ (کمیت)؛ دوم اینکه این نیروها تا چه اندازه دارای کیفیت لازم هستند؟ ظاهر امر مشخص می‌کند که مسأله کمیت در حل شده و تنها مقوله کیفیت باقی مانده است. پژوهش‌های انجام‌شده نشان می‌دهد که تبعیضی که بارها بدان اشاره کردیم در توزیع معلمان برای دانش‌آموزان عرب و غیر آن وجود دارد. نکته جالب یکی از این پژوهش‌ها، نقش سایر عوامل در شکاف آموزشی است به نحوی که معلمان نیز نتوانسته‌اند خلاء‌های ایجادشده فرهنگی-اجتماعی در را جبران کند. 🌱 🧭 @education_policy
تربیت معلم (۱) پرونده اسرائیل - قسمت بیست و دوم ✍️ شهرام رامشت ❃ در حال حاضر، تربیت معلم در در مقیاسی وسیعی متناسب با جمعیت ادامه دارد و حدود ۶۲۰۰ معلم در فرآیند آموزش هستند که اکثر آن‌ها در ۲۵ کالج دانشگاهی و تنها ۱۶ درصد در هشت دانشگاه آموزش می‌بینند. نارضایتی گسترده از کارآمدی و کیفیت نظام آموزشی، زمینه‌ساز تمرکز سیاست‌گذاران بر اصلاح تربیت معلمان شده است. از شروع سده بیست و یکم، چندین کارگروه برای بررسی و اصلاح این حوزه فعالیت داشته‌اند و سرانجام در سال ۲۰۰۶، شورای آموزش عالی (CHE) یک طرح جدید با اهداف مشخص برای ارتقای تربیت معلم تصویب کرد. ❃ بر اساس سند CHE، معلمان آینده باید بر پایه دانش عمیق تخصصی و مهارت‌های پداگوژیک، رویکردی نظام‌مند و مبتنی بر شواهد را دنبال کنند؛ همچنین لازم است تجربه کافی و مهارت استفاده از روش‌های متنوع آموزشی را داشته باشند و بتوانند متناسب با نیازهای دانش‌آموزان و شرایط برنامه‌درسی، آموزش خود را هوشمندانه تطبیق دهند. جنبه‌های اخلاقی-اجتماعی و خلاقیت تدریس، از عناصر کلیدی این چشم‌انداز تعریف شده‌اند. ❃ مطالعات میدانی نشان می‌دهد که در عمل، دانشکده‌های تربیت معلم عمدتاً با حداکثر کردن ساعات تدریس و اختصاص زمان اندک به مطالعه روش‌های تحقیق، مقاومت معناداری در برابر مفاد اصلاحی برنامه‌درسی جدید داشته‌اند. این تجربه ثابت می‌کند که کالج‌های تربیت معلم تمایل دارند ساختار سنتی خود را، با تأکید بر آموزش پداگوژیک و تجربه عملی، حتی در مواجهه با رویکردهای اصلاحی حفظ کنند. 〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️ ✒️ بزرگی آموزش و پرورش را در مقایسه با دقت کنید. در ۶۲۰۰ معلم در حال تربیت هستند و این عدد در حدود ۱۰۰ هزار نفر است! البته به شرطی که جذب از طریق آزمون استخدامی را لحاظ نکنیم.😊 این تفاوت مقیاس‌ها در مطالعات تطبیقی یا مقایسه‌ای بسیار حائز اهمیت است. چراکه برخی راهکارها به همین دلیل در برخی کشورها جواب می‌دهد و در برخی نه. به عنوان جمع‌بندی می‌توان گفت اصلاحات آموزشی در تربیت معلم اگرچه از لحاظ خط‌مشی‌گذاری ساختاری، به دنبال ایجاد تحول و حرفه‌ای‌سازی واقعی هستند، اما در مواجهه با مقاومت ساختاری نهادهای دخیل، با چالش‌های اجرایی جدی و کندی در تحقق اهداف خود روبه‌رو شده‌اند. اگر بخاطر داشته باشید در برخی اصلاحات پیشین نیز چنین مقاومتی از سوی گروه‌های ذی‌نفع مشاهده کرده بودیم. همین امر نشان‌دهنده‌ی شکاف میان چشم‌اندازهای کلان و واقعیت میدانی تربیت معلم است که در ادامه بیشتر به آن‌ها خواهیم پرداخت؛ إن‌شاءالله. 🌱 🧭 @education_policy
هدایت شده از مبدأ
وقتی صهیونسم در پس آموزش دموکراتیک پنهان می_شود نسخه وب.pdf
حجم: 663.3K
💠 پشت پرده «آموزش دموکراتیک»؛ بازتولید روایت صهیونیسم در مدارس غرب 📋 این گزارش به بیان نمونه‌هایی از سیاست‌گذاری آموزشی صهیونیستی در قلب نظام‌های آموزشی دموکراتیک می‌پردازد. ✔️ مبدأ | قرارگاه برنامه‌ریزی آموزشی 🆔 @mabdaa1
تربیت معلم (۲) پرونده اسرائیل - قسمت بیست و سوم ✍️ شهرام رامشت ❃ در ، فرآیند آموزش معلمان به شکل خودکار منجر به صدور گواهی تدریس نمی‌شود، بلکه فارغ‌التحصیلان موظف‌اند یک دوره کارآموزی عملی را، مشابه با الگوهای اجرایی در کانادا و بریتانیا، با موفقیت پشت سر بگذارند. این الزام را از کشورهایی مانند فرانسه، که تأکید بر آزمون دولتی برای اخذ مجوز تدریس دارند، یا فنلاند، که صرف اتمام تحصیلات دانشگاهی بدون نیاز به مجوز رسمی کافی است، متمایز می‌کند. ❃ در سال‌های اخیر، دو اصلاح اساسی در نظام آموزش معلمان صورت گرفته است: «افق جدید» در آموزش ابتدایی و «شجاعت برای تغییر» در آموزش متوسطه. این دو اصلاح، ساختار شغلی و استخدامی معلمان را متحول و الزامات تازه‌ای برای توسعه حرفه‌ای تعیین کرده است. بر اساس این تغییرات، زمان کاری معلمان افزایش یافته و افزون بر تدریس در کلاس، ساعات ویژه‌ای به آماده‌سازی مواد آموزشی، برگزاری جلسات با والدین، بررسی کار دانش‌آموزان و تدریس فردی یا گروه‌های کوچک در نظر گرفته شده است. همچنین محدودیت و تمرکز جدیدی برای توسعه دانش معلمان ایجاد شده، به‌گونه‌ای که هر معلم تنها باید، با نظر مدیر مدرسه، در حوزه‌های مرتبط با مأموریت حرفه‌ای خود آموزش ببیند. ❃ پس از اعمال اصلاحات، توسعه حرفه‌ای معلمان به دو مرحله اصلی تقسیم شده است: ۱. مرحله نخست، آموزشی است برای معلمان تازه‌وارد (سال‌های اول تا سیزدهم دورۀ کاری) تا دانش تخصصی شغلی خود را تثبیت کنند. ۲. مرحله دوم، دستیابی به مدرک کارشناسی ارشد یا تخصص حرفه‌ای است (سال‌های چهاردهم تا بیست و سوم خدمت)، که در آن معلمان وارد حوزه‌های برنامه‌ریزی، تحقیق و مربی‌گری نیز می‌شوند. ❃ بررسی‌های انجام‌شده نشان می‌دهد پس از اصلاحات «افق جدید»، مشارکت معلمان در برنامه‌های توسعه حرفه‌ای به طور معناداری افزایش یافته (۸۸ درصد در سال ۲۰۰۹ در مقابل ۷۴ درصد در سال ۲۰۰۸). با این وجود، تنها نیمی از معلمان علاقه‌مند به توسعه حرفه‌ای خود در زمینه آموزش فردی، شناخت و برخورد با مشکلات عاطفی و حمایت از دانش‌آموزان بودند. 〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️ ✒️ تجارب کانادا و دیدگاه‌های انتقادی نشان می‌دهد که تلاش برای نهادینه‌سازی سیاست‌های حرفه‌ای‌سازی تدریس، در کنار ابعاد فنی، تأثیری عمیق‌تر و گاه مسأله‌ساز بر هویت شغلی معلم دارد؛ نظام آموزشی سعی دارد معلم «خوب» را با تأکید بر کنترل و خودانضباطی فردی، بازتولید کند. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که تلقین اضطراب و نگرانی نسبت به بقای شغلی و وضعیت اقتصادی، باعث می‌شود معلمان از اهداف جمعی و اجتماعی آموزش غافل مانده و بر سازگاری فردی تمرکز کنند. 🌱 🧭 @education_policy
تربیت معلم (۳) پرونده اسرائیل - قسمت بیست و چهارم ✍️ شهرام رامشت ❃ برخلاف رویکرد غالبی که با تأکید بر تطبیق ویژگی‌های حرفه‌های کلاسیک مانند پزشکی و حقوق با حرفه معلمی، به‌دنبال علمی‌تر کردن آموزش و استانداردسازی آن است، جنبش دیگری در میدان تربیت معلم شکل گرفته که مدعی ارتقاء این حرفه صرفاً با فرآیندهای پیچیده آموزش فنی نمی‌شود؛ بلکه انتخاب گزینشی معلمان و به‌کارگیری دانش عملی، در آن نقش تعیین‌کننده‌ای دارند. این رویکرد در عین تأکید بر ویژگی‌های ذاتی معلم خوب و کم‌اهمیت دانستن آموزش طولانی‌مدت، بر خِرد عملی در تدریس تکیه داشته و حرفه معلمی را بیشتر یک پیشه می‌داند تا یک حرفه صرفاً دانشگاهی و فناورانه. ❃ بازتاب این رویکرد در سیستم آموزش معلمان به گونه‌ای است که علی‌رغم وجود الگوی آموزشی نسبتاً واحد و متمرکز، تنوع در برنامه‌های آموزشی منحصر‌به‌فرد رو به افزایش گذاشته است. مسیرهای جایگزین ورود به حرفه تدریس در همواره به‌ویژه در زمان بروز کمبود معلم مورد بحث قرار می‌گیرد. این گزینه‌ها عمدتاً برای جذب داوطلبان جدید از گروه‌هایی که معمولاً به تدریس گرایش ندارند در نظر گرفته می‌شود و هدف از آن، بالا رفتن کیفیت نیروی ورودی از نظر بلوغ، تجربه و دانش تخصصی است. ❃ نتایج یک نظرسنجی حاکی از آن است که حدود ۲۰ درصد از معلمان کارآموز در از مسیر دوره‌های آموزشی جایگزین وارد حرفه تدریس شده‌اند. این روند نشان می‌دهد اتخاذ رویکردهای انعطاف‌پذیر و مبتنی بر انتخاب، برای پاسخ‌گویی به نیازهای متغیر نظام آموزشی صورت گرفته و در عین حال تأثیری مستقیم بر افزایش کیفیت و تنوع معلمان داشته است. 〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️ ✒️حکایت تربیت معلم از مسیر اصلی و راه‌های جایگزین سریع‌تر و مقرون به‌صرفه‌تر نه فقط در ، بلکه در سایر کشورها هم محل بحث است. در ادامه، دو راهکار شاخص برای آموزش‌های جایگزین معلمان که وزارت آموزش و پرورش بر اساس الگوبرداری از تجارب بین‌المللی اجرا کرده است، مورد بحث قرار خواهیم داد. ان‌شاء‌الله 🌱 🧭 @education_policy
تربیت معلم (۴) پرونده اسرائیل - قسمت بیست و پنجم ✍️ شهرام رامشت ❃ در این بخش به دو راهکار شاخص وزارت آموزش و پرورش با الهام از تجربیات جهانی در حوزه تربیت معلم می‌پردازیم: ۱. برنامه‌های بازآموزی ویژه برای دانشگاهیان این برنامه‌ها، به‌ویژه در حوزه‌هایی که با کمبود نیروی انسانی روبه‌رو هستند (از جمله انگلیسی، ریاضیات، علوم و فناوری)، به جذب دانشگاهیان تخصصی پرداخته و مسیر کوتاه‌مدت و فشرده‌ای برای ورود آنان به حرفه معلمی ایجاد کرده‌اند. طرح‌هایی که از سال ۲۰۰۸ راه‌اندازی شد، به عنوان راهکاری برای «تزریق خون تازه» به نظام آموزشی تلقی شد. نرخ فارغ‌التحصیلی از این برنامه‌ها حدود ۷۰ درصد گزارش شده است و حدود ۸۰ درصد از فارغ‌التحصیلان حداقل سه سال تدریس را ادامه داده‌اند (در عمل، تنها ۵۶ درصد از کل داوطلبان اولیه آموزش، به عنوان معلم باقی می‌مانند). تحقیقات خارجی، درباره نیویورک، نشان داده است که معلمان بازآموزی‌شده در مقایسه با سایر معلمان جدید، اثربخشی مشابهی دارند و حتی در رشته ریاضیات از اثربخشی پایین‌تری برخوردارند. ۲. برنامه «ابتدا تدریس » (TFI) این برنامه جایگزین، تا حد زیادی از «تدریس برای » (TFA) الگو گرفته است؛ مدلی که دانش‌آموختگان دانشگاه‌ها را جذب، آموزش، و در مدارس محروم به کار می‌گیرد. شرکت‌کنندگان متعهد می‌شوند حداقل دو سال در مدرسه‌ای که تعیین می‌شود تدریس کنند. هدف برنامه، تأثیرگذاری مثبت بر کیفیت آموزش و برابری است؛ برخی فارغ‌التحصیلان در نظام آموزش باقی می‌مانند و برخی دیگر به حوزه‌های مدیریتی یا تخصصی آموزش می‌روند. مطابق یک نظرسنجی آنلاین، ۶۱/۳ درصد از فارغ‌التحصیلان TFA پس از سه سال حرفه معلمی را ترک می‌کنند، اگرچه با توجه به اینکه این معلمان اغلب در محیط‌های دشوارتر فعالیت دارند، برنامه موفق ارزیابی شده است. مطالعات طولی نشان داده‌اند که فارغ‌التحصیلان TFA در مدارس محروم و با زمینه اجتماعی-اقتصادی پایین‌تر، تأثیر مثبت قابل توجهی بر پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان داشته‌اند؛ این تأثیر در آموزش علوم بارزتر بوده است. ❃ اجرای الگوی مشابه در برنامه معادل در (TFI) از سال ۲۰۱۱ و با هدف تربیت و جذب معلمان و مدیران باکیفیت برای فعالیت در مناطق حاشیه‌ای کشور ایجاد شد. الگوی اجرا شده در نیز همچون مدل آمریکایی بر بهره‌گیری از نیروهای دانشگاهی، رویکرد فشرده در آماده‌سازی و تمرکز بر مناطق محروم اجتماعی-آموزشی تأکید دارد. ❃ هر دو راهکار، بازتاب تلاش نظام آموزشی برای جذب نیروی کارآمد از مسیرهای جایگزین و انعطاف‌پذیر در مواجهه با کمبود معلم، به‌ویژه در رشته‌های راهبردی و مناطق کمتر برخوردار است. ارزیابی‌ها، نتایجی ترکیبی ارائه می‌کنند؛ با اینکه بخشی از فارغ‌التحصیلان این برنامه‌ها در حرفه معلمی ماندگار نیستند، جذب گروه‌های جدید با تحصیلات عالی و تخصصی، امکان ارتقا کیفیت آموزش در محیط‌های چالش‌برانگیز را فراهم آورده است. 〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️ ✒️ نکات فنی بسیاری در شیوه پیاده‌سازی این دو راهکار در کشورهای مختلف از جمله وجود دارد. اما فارغ از نگاه‌های فنی، رویکرد حاکم بر این راهکارها آن‌ها را نسبت به راهکارهای انجام شده متفاوت می‌کند. معلمان خوبِ تحصیل‌کرده در دانشکده‌های تربیت معلم، میان مدارس برخوردار توزیع‌شده و برای مناطق کمتربرخوردار یا مناطقی که دارای شکاف اقتصادی-اجتماعی هستند، معلمان موقت از مسیر‌های کم‌هزینه‌تر تأمین می‌شود. این معلمان که برای این مناطق به شکل دائمی جذب نمی‌شوند، خود موجب بازتولید شکاف اجتماعی در هستند. 🌱 🧭 @education_policy
جبران خدمات معلمان پرونده اسرائیل - قسمت بیست و ششم ✍️ شهرام رامشت ❃ در سال‌های اخیر، گفتمان پاسخ‌گویی و کارآمدسازی اداری، مسیر تحولات قابل‌توجهی را در سیاست‌های استخدام و جبران خدمات معلمان در رقم زده است. از جمله فرآیندهای برجسته، می‌توان به دو محور اساسی اشاره کرد: نخست، افزایش سهم پاداش مبتنی بر عملکرد در نظام جبران خدمات و دوم، تغییرات در قراردادهای کار جمعی. ❃ حامیان رویکردهای مدیریتی بخش خصوصی معتقدند در بخش عمومی که ساختار سنتی دستمزد جمعی، با یکسان‌سازی پرداخت‌ها ـ بدون توجه به عملکرد ـ مانع افزایش انگیزه و جذب معلمان اثربخش می‌شود. از همین رو، پذیرش طرح‌های جبرانی متنوع‌تر و حرکت به‌سوی نظام‌های مدیریت مبتنی بر عملکرد در آموزش و پرورش مورد تشویق قرار گرفته است. ❃ با این‌حال، پژوهش‌ها نشان می‌دهد که پیاده‌سازی پاداش عملکرد در آموزش و پرورش با چالش‌های اساسی مواجه است؛ این چالش‌ها شامل نبود شفافیت اهداف بلندمدت، دشواری‌های کمی‌سازی و سنجش اهداف آموزشی، مشکلات جداسازی و ارتباط مستقیم رفتار معلمان با نتایج تحصیلی دانش‌آموزان و همچنین توزیع غیرتصادفی دانش‌آموزان و معلمان میان مدارس است. به همین دلیل، تا مدتی تجربه نظام آموزشی نسبت به پاداش عملکردی ـ چه در سطح فردی و چه گروهی ـ محدود مانده بود. ❃ حقوق معلمان عمدتاً بر اساس ساختارهای سنتی قراردادهای جمعی، سطح تحصیلات و ارشدیت تعیین می‌شود، و تلاش‌های انجام‌شده برای اصلاح این نظام نیز همواره با مقاومت‌هایی همراه بوده است. حتی زمانی که اصلاحات جدیدتر منجر به درج عناصر پاداش مبتنی بر ارزیابی در قراردادهای اولیه شد، برخی از این اجزا خیلی زود حذف گردیدند. 〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️ ✒️ جبران خدمات در عصر حاضر از مهم‌ترین مسائل سرمایه انسانی به حساب می‌آید که در آن مکاتب مختلف در حیطه‌های دولتی و غیردولتی حرف‌های متناقض و بعضاً متضاد با یکدیگر دارند. جبران خدمات در آموزش و پرورش، به‌خصوص معلمان، دارای پیچیدگی‌های بسیار زیادی است. کیفی بودن فعالیت معلم، تأثیر کیفیت مخاطب بر بسیاری از سنجه‌های عملکردی معلم و جمعیت بالای جامعه معلمان از جمله چالش‌های جبران خدمات آن به حساب می‌آید. در تجربه رتبه‌بندی به هوای داشتن ارزیابی از معلمان و پرداخت مبتنی بر طبقه عملکردی انجام شد که سنجش عملکرد آن‌ها به دلیل همین پیچیدگی‌ها با اختلال مواجه شد و عملاً طرح رتبه‌بندی را به یک طرح افزایش حقوق ثابت تبدیل کرد. آیین‌نامه رتبه‌بندی باید به‌گونه‌ای تغییر یابد که امکان سنجش صحیح عملکرد معلمان را داشته باشد و متناسب با آن جبران خدمات مادی و غیرمادی متناسب ارائه کند. توجه داشته باشیم که این فرایند صرفاً می‌تواند قدری از دریافتی معلمان؛ حدود 20 درصد را تحت تأثیر قرار دهد و نباید با آن حقوق معلمان را ضایع کرد. 🌱 🧭 @education_policy
جبران خدمات معلمان (۲) پرونده اسرائیل - قسمت بیست و هفتم ✍️ شهرام رامشت ❃ زمینه‌سازی برای ورود پاداش عملکرد به نظام آموزشی ، بیش از هر چیز با روند خصوصی‌سازی روابط کار، کاهش قدرت اتحادیه‌ها و کالایی‌شدن نیروی انسانی پیوند خورده است. طی این دوره، نمونه مهمی از این روند، به کارگیری معلمان پیمانکاری است که با واسطه‌ سازمان‌های غیردولتی و زیرنظام‌های بیرونی، به مدارس راه می‌یابند. با وجود اینکه این معلمان روابط مستقیم شغلی با مدرسه ندارند، اما حقوق و شرایط استخدامشان به‌طور غیرمستقیم توسط وزارت آموزش و پرورش تعیین و تأمین می‌شود. ❃ در این ساختار جدید، نهادهای خصوصی، شرکت‌های تجاری و حتی بنیادهای بشردوستانه، واجد نقشی پررنگ در تدوین و اجرای خط‌مشی‌های آموزشی شده‌اند و عملاً چیزی نزدیک به پنجاه درصد بودجه منعطف آموزش دولتی، به خدمات اجرا شده توسط سازمان‌های غیردولتی اختصاص یافته است. به زعم بسیاری از منتقدان، این دگرگونی نه فقط واگذاری اجرای سیاست‌ها، بلکه خصوصی‌سازی خودِ اختیارات اجرایی و نظارتی دولت به شمار می‌رود. ❃ در چنین شرایطی، وزارت آموزش و پرورش وابستگی فزاینده‌ای به پیمانکاران پیدا کرده و حتی امکان وارونه‌سازی این وضعیت نیز دشوار شده است؛ چراکه پیمانکاران بیرونی ضمن کنترل منابع اطلاعاتی و ظرفیت‌های اجرایی، در تعیین مسیرهای اقدام و توسعه راهبردها نقش پیدا کرده‌اند. به این ترتیب، فرایندی از واگرایی اقتدار دولت و انتقال قدرت اجرایی و اطلاعاتی به فضای غیردولتی و بازارمحور در بطن اصلاحاتِ پاسخ‌گویی شکل گرفته است. 〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️ ✒️ادبیات جبران خدمات مبتنی بر عملکرد از بخش خصوصی وارد بخش دولتی شده و چالش‌هایی را ایجاد کرده است. از جمله مهم‌ترین این چالش‌ها، امکان قطع همکاری بر اساس عملکرد نامطلوب است که در بخش غیردولتی به راحتی اتفاق می‌افتد. لیکن در بخش دولتی به دلیل شیوه‌های استخدام رایج که معمولاً تمام عمر کاری یک فرد را در بر می‌گیرد، قطع همکاری به سادگی مقدور نیست. به همین دلیل، دولت‌ها به الزامات چنین روش‌هایی مانند عقد قراردادهای کاری کوتاه مدت و میان مدت روی آورده تا بتوانند میزان تنظیم‌گری خود را بر کارمندان افزایش دهند. این تغییرات، خود چالش‌های دیگری در نظام قوانین اداری و استخدامی ایجاد می‌کند و معلول‌های معیوب جدیدی خلق می‌کند که برطرف کردن آن‌ها، چرخه‌ای از قوانین وصله پینه خورده را ایجاد می‌کند. تجربه نشان می‌دهد در بخش‌هایی مانند آموزش و پرورش که جامعه مخاطبین تعداد زیادی دارند،‌ جبران خدمات مبتنی بر عملکرد، حتی در صورت قرارداد‌های کوتاه‌مدت، بیشتر تنبیهی است تا تشویقی! به بیان دیگر، افراد بجای آن که بر اساس عملکرد تشویق شوند، در صورت نامطلوبی عملکرد، در سطوح مختلف تا حد اخراج تنبیه می‌شوند! بار دیگر سختی کار در مقیاس بزرگ آموزش و پرورش نشان می‌دهد که لزوماً هر چه در بخش خصوصی با اندازه و توان بسیار متفاوت جواب می‌دهد، لزوماً در بخش دولتی و به‌خصوص آموزش و پرورش جواب نمی‌دهد. 🌱 🧭 @education_policy
انتخاب مدرسه و شکاف‌های اجتماعی-اقتصادی (۱) پرونده اسرائیل - قسمت بیست و هشتم ✍️ شهرام رامشت ❃ یکی از مسیرهای مهم برای رسیدن به عدالت آموزشی، بازنگری جدی در نحوه مدیریت ویژگی‌های بازارمحور نظام آموزش است. زیرا سیاست‌هایی که مدارس را وارد فضای رقابتی و بازاری می‌کند، تأثیر مستقیمی بر نحوه توزیع دانش‌آموزان، امکانات و حتی حال و هوای کلی تربیت دارد. این سیاست‌ها، برخلاف ظاهر عدالت‌طلبانه‌ای که بعضاً دارند، در عمل پتانسیل بالایی در تعمیق نابرابری‌ها دارند. در همین راستا، مسأله توزیع دانش‌آموزان در مدارس بسیار تعیین‌کننده است. ❃ بر اساس توصیه‌های OECD، یکی از راه‌ها، برنامه «انتخاب مدرسه تنظیم‌شده» است که در آن نه فقط خواسته‌های والدین، بلکه معیارهای تنوع ترکیب دانش‌آموزان، نظارت دقیق بر شیوه‌های انتخاب، و حتی ایجاد مشوق‌های اقتصادی مانند کوپن‌های هدفمند باید لحاظ شود تا مدارس برای جذب دانش‌آموزان محروم‌تر هم انگیزه داشته باشند. اما صرف این سیاست کافی نیست؛ بلکه باید تضمین شود که انتساب دانش‌آموزان به کلاس‌های مختلف، عامل بازتولید نابرابری نشود. ❃ مطالعات مدارس متوسطه اول در نشان می‌دهد که حتی وقتی ثبت‌نام اجباری و نظارت دولتی برای افزایش تنوع درون مدرسه اعمال شده، مدارس همچنان با سازوکارهایی همانند گروه‌بندی بر حسب سطح تحصیلی یا کلاس‌های مخصوص دانش‌آموزان ضعیف‌تر، فرآیند جداسازی را ادامه می‌دهند. این جداسازی فقط از زاویه توانایی تحصیلی رخ نمی‌دهد؛ بلکه وضعیت اقتصادی-اجتماعی و حتی قومیت نیز به‌عنوان ملاک‌های پنهان کار می‌کنند. در واقع، نوعی «تفکیک در دل یکپارچگی» شکل می‌گیرد؛ ظاهر مدرسه متنوع است، اما کلاس‌ها درون خود نابرابری را زنده نگه می‌دارند. ❃ مطالعات جدیدتر نشان داده که سیاست انتخاب مدرسه تنظیم‌شده در برخی مدارس ابتدایی —به‌ویژه جایی که توزیع دانش‌آموزان الزاماً بازتابی از منطقه سکونت نیست— به جدایی درونی دامن می‌زند. این پژوهش‌ها حاکی از این است که اکثریت مدارس ابتدایی که بر پایه مناطق ثبت‌نامی عمل می‌کنند، جداسازی جدی بر پایه ویژگی‌های جمعیت‌شناختی اجتماعی ندارند. اما تحقیقات روی مدارس ابتدایی نشان می‌دهد که آنجا که انتخاب مدرسه تنظیم‌شده اعمال می‌شود، سطح جدایی اقتصادی بین طبقات بسیار بالاتر از سطح جدایی بین خود مدارس است. یعنی، توزیع دانش‌آموزان میان مدارس، عادلانه‌تر از توزیع دانش‌آموزان میان کلاس‌های درون همان مدارس است. همین وضعیت رقابتی و ترکیب‌های تحمیلی باعث می‌شود مدیران مدارس، ولو ناخواسته، جدایی‌های اجتماعی-اقتصادی را در دل کلاس‌ها بازتولید کنند. 〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️ ✒️ با توجه به وضعیتی که از شکاف قومی در ترسیم شده، مشخص است که حتی اتخاذ سیاست افزایش تنوع اجباری در مدارس جواب نمی‌دهد و درون مدارس شاهد گروه‌بندی‌های مختلف از جمله *گروه‌بندی قومی** خواهیم بود. اما بحث انتخاب مدرسه تنظیم شده یکی از بحث‌هایی است که از ادبیات اقتصاد آزاد وارد آموزش و پرورش شده است که به ظاهر برای برطرف کردن این چالش پیشنهاد می‌شود. همانطور که در این مطالعه هم نشان داده شد، انتخاب مدارس حتی به شیوه تنظیم شده هم نمی‌تواند باعث کم شدن شکاف طبقاتی در مدارس شود. بلکه در بسیاری موارد موتور محرک نابرابری و ایجاد شکاف اجتماعی نیز می‌شود. متأسفانه در نیز بخشی از نخبگان علوم تربیتی دانسته یا ندانسته بر طبل انتخاب مدرسه و اجرای سیاست کوپن (پته آموزشی) می‌کوبند. بحث درباره این سیاست و اثرات مخرب آن در نظام آموزشی مجال دیگری می‌طلب اما از شواهد، این‌گونه بر می‌آید که «از قضا سرکنگبین صفرا فزود». در ادامه بیشتر خواهیم نوشت، ان‌شاءالله. 🌱 🧭 @education_policy
اصرار بر افزایش سقف سنی دانشگاه فرهنگیان؛ دهن‌کجی به نظرات کارشناسی تعلیم‌وتربیت است ✍️به گزارش پایگاه خبری تحلیلی رستا، سرویس تربیت معلم؛ علی‌رغم ارائه تحلیل‌های متعدد از سوی معلمان، دانشجومعلمان و کارشناسان، پیشنهاد افزایش سقف سنی پذیرش در دانشگاه فرهنگیان به ۳۰ سال، امروز در شورای معین شورای عالی انقلاب فرهنگی ـ بدون حضور همه اعضا ـ به تصویب رسید. این مصوبه هنوز نهایی نیست و باید پس از دو هفته و اعلام نظر سایر اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی و تأیید رئیس‌جمهور اجرایی شود. 🔸تصویب عجولانه این طرح در جلسه شورای معین، نه‌تنها نشانگر بی‌توجهی به تحلیل‌ها و نظرات کارشناسی است، بلکه به تعبیر بسیاری از فعالان، نوعی دهن‌کجی و لجاجت در برابر هشدارهای اصحاب تعلیم‌وتربیت محسوب می‌شود. 🔸بر همین اساس، از اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی انتظار می‌رود در فرصت قانونی پیش‌ِرو نسبت به بازنگری و اعلام مخالفت با این مصوبه اقدام کنند تا از ایجاد گسست‌های جدید در نظام تعلیم‌وتربیت جلوگیری شود. 🔸از سوی دیگر، یک پرسش جدی متوجه شورای عالی آموزش‌وپرورش و وزیر آموزش‌وپرورش است. این پیشنهاد بر اساس کدام پژوهش یا پشتوانه کارشناسی در کشور مطرح شده است؟ اگر پژوهشی صورت گرفته، چرا نتایج آن منتشر نمی‌شود و اگر هیچ مطالعه‌ای در این زمینه انجام نشده، تصویب چنین طرحی صرفاً بر مبنای مطالعات تطبیقی، فاقد اعتبار و موجب نگرانی عمیق بدنه آموزش و پرورش خواهد بود. 📎مشروح گزارش: rastakhabar.ir/?p=9392 ✔ رستا، رسانهٔ تعلیم و تربیت ایران @rastakhabar_ir
گزارش تحلیلی پیرامون نقد و بررسی طرح افزایش سنی ورود به دانشگاه فرهنگیان.pdf
حجم: 843.2K
📚| گزارش تحلیلی پیرامون نقد و بررسی طرح افزایش سقف سنی ورود به دانشگاه فرهنگیان 🔻 این گزارش، ضمن بررسی ابعاد مختلف این طرح، به تحلیل پیامدهای آن بر کیفیت نظام تعلیم و تربیت، چالش‌های مدیریتی، اثرات اقتصادی و اجتماعی، و مغایرت‌های آن با اسناد بالادستی پرداخته است. ❗️ آیا افزایش سن پذیرش در دانشگاه فرهنگیان به ۲۷ یا ۳۰ سال، آینده تربیت معلمان کشور را تهدید می‌کند؟ ❗️ چگونه این تصمیم می‌تواند منجر به کاهش انگیزه و کارآمدی معلمان، افزایش فاصله نسلی و تضعیف کیفیت آموزش شود؟ 🔍 برای اطلاع از جزئیات کامل، این گزارش تحلیلی جامع را مطالعه کنید. 📌معاونت مرکز بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان @boesna_news
تشکیل هویت نسل جدید به دست معلم است. مقام معظم رهبری «مدظله» 🔻 اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی برگزار می‌کند: 🔘 ثبت‌نام در حلقه خوانش تحلیلی و مرور کتاب «خشت نو» ✅ با راهبری دکتر شهرام رامشت ✳️ عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان ➕برادران و خواهران معلم، دانشجو معلم و عموم علاقمندان به علوم تربیتی 🗓️زمان ثبت‌نام: از ۵ تا ۲۵ شهریور ۱۴۰۴ ⏰شروع جمع‌خوانی: مهر ۱۴۰۴ 📝 برای ثبت‌نام، فرم برخط زیر را تکمیل فرمایید. 🔗 https://formafzar.com/form/vpu5s 🔆 کسب اطلاعات بیشتر (ایتا | بله) @kheshte_no 💬 اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی ✳️ محفلی برای فعالان فرهنگ و تربیت