eitaa logo
خط‌مشی‌گذاری تربیتی
83 دنبال‌کننده
34 عکس
7 ویدیو
12 فایل
اندیشه‌ورزی حول خط‌مشی‌گذاری تربیتی ✍️ @shahram_ramesht
مشاهده در ایتا
دانلود
مردمی‌سازی در آموزش و پرورش (۱) پرونده مردمی‌سازی ✍️ شهرام رامشت ❃ برخی مردمی‌سازی را در تصمیم‌سازی (در مقام مشورت)، تصمیم‌گیری، اجرا و نظارت می‌دانند که تعریف عملیاتی خوبی است. با این تعریف که حوزه‌های مختلف آن مشخص است باید در آموزش و پرورش برویم و بررسی کنیم که مردم در کدام‌یک از این حوزه‌ها می‌توانند ایفا کنند. ❃ یکی از رویکردهای اصلی در دولت ، مردمی‌سازی بود و به تبع آن در آموزش و پرورش نیز باید مابه‌ازایی پیدا می‌کرد. در آن سال‌های کوتاه تلاش‌های بسیاری برای اشاعه این رویکرد در آموزش و پرورش انجام شد که لزوماً همه آن‌ها موفق نبود. بهتر بگویم، بجز یکی دو مورد، بقیه یا به سرانجام نرسیدند یا نتیجه آن‌ها تالی فاسد داشت و ایرادات دیگری به بار آوردند. در نتیجه تلاش‌ها و برخی ابتکارات برای ابلاغ و پیگیری این رویکرد به صورت بالا به پایین هم ناکام ماند. ❃ دلایل مختلفی برای این اتفاق وجود داشت، اما به نظر دو مورد از بقیه بیشتر تأثیرگذار بودند. اول اینکه به حسب عادتی که پس از جنگ تحمیلی هشت ساله کرده بودند، کار را به دولت سپرده و پیمانکار تربیت فرزندانشان را می‌دانستند. البته آموزش و پرورش هم در این زمینه کم نگذاشته بود و عادت آن‌ها را با جلسات اولیاء و مربیان صوری و کم‌فایده، و البته مشارکت اختیاری (!) آن‌ها در پرداخت شهریه استحکام بخشیده بود. به عبارت دیگر، مردم اصلاً احساس تکلیفی نسبت به مشارکت در اداره امور آموزش و پرورش، حتی در نظارت نداشتند؛ هرچند برخورد سلبی آموزش و پرورش در این زمینه نیز بی‌تأثیر نبوده و نیست. ❃ دوم اینکه طرح مشخصی برای اتصال مردم به هیچکدام از شئون اداره در آن زمان وجود نداشت. موضوع تازه مطرح شده بود (۱)، برخی اصلاً به آن باور نداشتند و برخی جوان‌ترها که به تازگی هم مسئول شده بودند بعضاً به دنبال مبانی نظری آن بودند تا بتوانند از دل آن طرحی نو در اندازند. اما همانطور که می‌توان حدس زد، نتیجه آنچنان دلچسب نبود و در اکثر حوزه‌ها حتی یک طرح عملیاتی برای این کار روی میز نیامد. کثرت مشغله‌های اجرایی مسئولان، ضعف دانشی نسبت به اصل مسأله، نبود نیروی فکری کارامد و مستقل مانند اندیشکده‌ها برای پشتیبانی فکری در این زمینه و... از عواملی بودند که باعث شدند طرح و ایده مشخص و مثمرثمری مطرح نشود. ❃ حالا که مردم شدند، به نظر، وضعیت بهتری برای در آموزش و پرورش داریم؛ هرچند برخی مشکلات همچنان پابرجاست. در ادامه برخی ابعاد و پیچیدگی‌های در چارچوب آموزش و پرورش را خواهم گفت؛ إن‌شاءالله... پی‌نوشت: (۱) از عجایب جمهوری اسلامی است که چطور از مردم به دولت چرخش کرد و بعد از ۴۰ سال، ایده جدی خاصی برای مردمی‌سازی آموزش و پرورش نداشتیم... در این سه سال دولت شهید رئیسی به اندازه سی‌سال به این موضوع فکر شد و ممکن است حالا بتوان ثمرات آن را استفاده کرد. 🌱 🧭 @education_policy
مردمی‌سازی در آموزش و پرورش (۲) پرونده مردمی‌سازی ✍️ شهرام رامشت ❃ بر خلاف ظاهر غلط‌اندازش از بیرون، آموزش و پرورش یک نهاد ساده برای اداره ، نیست. بلکه شاید پیچیده‌ترین و دیوان‌سالارانه‌ترین ساختار دولتی در باشد که از جهات مختلف منحصر به فرد است. دستگاهی با بیشترین کارمند در دولت، نزدیک به ۱۳۰ هزار واحد عملیاتی (مدرسه)، بیش از ۷۳۰ منطقه و ناحیه آموزشی و ۳۲ واحد استانی که تقریباً به‌صورت و سلسله‌مراتبی اداره می‌شود. ❃ اما بجز این حجم عملیات و گستردگی، ویژگی‌های دیگری نیز وجود دارد که اتصال را به آموزش و پرورش می‌کند: ۱. فرهنگ سازمانی آموزش و پرورش از جمله نهادهایی است که به شدت است! به این معنی که نظر یک کارشناس در آن نسبت به یک استاد تمام علوم تربیتی، ارجح است. یک هم برای آن وجود دارد، می‌گویند آن استاد تمام، آموزش و پرورشی نیست و نظرات بیرونی‌ها کارشناسی نیست! ۲. ساختار بسته قواعد و چارچوب‌های آموزش و پرورش، بخصوص در بخش جذب و استخدام، به گونه‌ای است که مورد قبل را تأیید و می‌کند. به یک معنا همه در آموزش و پرورش هستند! دیگر مهم نیست معاون برنامه‌ریزی هستید یا فناوری یا مالی یا ... شما باید باشید تا بتوانید در این پست‌ها قرار بگیرید (۱). ۳. قوانین و مقررات آموزش و پرورش دارای قوانین و مقررات بالادستی بسیاری است که دچار هستند و بعضاً دچار تناقض شده‌اند. در کنار این‌ها، سالانه حجم زیادی از وزارت‌خانه، استان و منطقه ارسال می‌شود که این‌ها هم بعضاً با همدیگر و با قوانین و مقررات بالادستی دارند! سر درآوردن از این حجم قانون و مقررات برای افراد داخلی که دارای تجربه انباشته هستند، به خودی خود دشوار است، برای بیرونی‌ها که جای خود دارد. ۴. اداره سلسله مراتبی و متمرکز شیوه اداره آموزش و پرورش هم متمرکز است و هم سلسله‌مراتبی. با توجه به حجم بالای دیوان‌سالاری، کوچکترین تصمیماتی که منجر به تغییر نظم فعلی می‌شوند، اگر با جواب منفی روبرو نشوند، حتماً مخاطب را دچار می‌کنند. طبیعتاً ارتباط مردم نیز از این قاعده مستثنی نیست. ❃ حال پس از سال‌ها عدم ارتباط یا ارتباط حداقلی در حد پرداخت کمک به مدرسه به صورت اختیاری (!) در زمان ثبت‌نام و اخذ کارنامه، و همچنین تجربه نه‌چندان موفق از سایر ارتباط‌ها و برخورد سرد آموزش و پرورش، آیا مردم مبعوث شده، انگیزه در آموزش و پرورش را دارند؟ پی‌نوشت: (۱) البته استثنائاتی هم در این‌باره هست که بیان خاطرات برخی از آنان، موجبات شادی را فراهم می‌آورد! 🌱 🧭 @education_policy
مردمی‌سازی در آموزش و پرورش (۳) پرونده مردمی‌سازی ✍️ شهرام رامشت ❃ پیش از اینکه به انگیزه مردم برای در اداره آموزش و پرورش بپردازیم، شاید نیاز باشد یکی از پیچیدگی‌های نه ساختاری، بلکه ذاتی آموزش عمومی در عصر مدرن را بیشتر باز کنیم. ❃ در عصر مدرن در متجلی می‌شود و متولی آن ها هستند. دلایل مختلفی در چرایی تولی‌گری در آموزش عمومی وجود دارد که از جمله مهم‌ترین آن‌ها، تربیت انسان مطلوب حاکمیت است. در چنین شرایطی و با چنین هدفی، آموزش و پرورش یک پدیده حاکمیتی است که اهداف اصلی آن را، هر چه که هست، حاکمیت تعیین می‌کند. و این یعنی اول مناقشه‌ای که آیا کسی که هدف را تعیین می‌کند، مسیر، چگونگی و تصدی اجرا را هم به عهده می‌گیرد یا خیر. ❃ بحث در این باره بسیار است؛ هم در ادبیات جهانی و هم در . بخصوص این موارد در سه‌سال دولت جان تازه‌ای گرفته بود. یک‌طرف طیف؛ موافقان حاکمیت (دولت)، بر این باورند که اگر کار را به غیر بسپاریم، معلوم نیست خروجی مورد نظر حاصل و اهداف محقق شوند؛ لذا باید کار را از دولت خارج نکنیم. طرف دیگر طیف، موافقان آموزش هستند. ایشان بر این باورند که حاکمیت (دولت) می‌تواند اهداف را تعیین کند و اجرا را برون‌سپاری کرده و البته بر حسن انجام آن نظارت کند و نگذارد انحرافی در تحقق اهداف رخ دهد (۱) (۲). ❃ در این یادداشت، قصد قضاوت هر یک از دو سر این طیف‌ را نداریم و وارد پیچدگی‌های آن نمی‌شویم، چون از موضوع بحث فعلی قدری دور است. اما خوب است توجه را به برخی فرمایشات انقلاب جلب کنیم. ایشان که به معنای واقعی کلمه به باور داشتند و در حوزه‌های فرهنگی حتی دستور آتش‌به‌اختیار نیروهای مردمی را هم داده بودند، نظرات کاملاً متفاوتی در آموزش و پرورش داشتند. به نحوی که به این مضامین فرمودند، آموزش و پرورش امری حاکمیتی است و آتش به اختیار در آن معنایی ندارد! ❃ از طرفی در دیدار خصوصی ایشان با فعالان مردمی (غیردولتی) تعلیم و تربیت، ایشان در پاسخ به شدن آموزش و پرورش فرموده بودند، آموزش و پرورش باید ذیل دولت باشد و شما نیز بروید به دولت کمک کنید. من اینطور برداشت کردم که به دنبال ایجاد دکّان دیگری نباشید! ❃ حال اینکه آیا می‌توان از این دو نقل قول اینطور برداشت کرد که اجرا در آموزش و پرورش باید تماماً در دست دولت باشد یا نه، خود قصه مفصلی است. به نظر می‌رسد برای پاسخ‌گویی به این سوال، نیاز به تحلیل عمیق‌تر همه بیانات و اندیشه رهبر شهید انقلاب است؛ بلکه بتوان در وسط طیف، با تفکیک برخی شئون آموزش و پرورش، برای حاکمیت چاره‌ای اندیشید (۳). البته مسأله‌ای این وسط است که قدری کار را دشوار می‌کند؛ تجربه آموزش! پی‌نوشت: (۱) دیگر بماند که این دسته همواره مورد لعن دسته اول بوده و هستند و برچسبی را هم یدک می‌کشند که شاید بالاترین جرم آموزش و پرورش باشد؛ . (۲) هر چند در میان این دو طیف، حرف‌های دقیق‌تر و تفکیک‌های موشکافانه‌تری نیز هست که ان‌شاءالله در وقتش به آن‌ها نیز خواهیم پرداخت. (۳) این همان‌جایی است که کار نکرده بسیار داریم و تا رسیدن به یک نظریه قابل آزمون در آموزش و پرورش راه بسیار است. 🌱 🧭 @education_policy
پیام روز معلم ۱۴۰۵ خط رهبری (۱) ✍️ شهرام رامشت ❃ از دیشب تا الان که این متن را می‌نویسم، چند بار متن پیام به مناسبت روز معلم را خواندم. نکات بسیاری در این پیام وجود دارد که به لحاظ در آموزش و پرورش قابل طرح است. کم و بیش پیام‌هایی که توسط فعالان این حوزه هم نگاشته شده، این را نشان می‌دهد. پرتکرارترین کلیدواژه در تحلیل ایشان از این پیام، لزوم در آموزش و پرورش است که به آن و تحلیل‌های دیگر إن‌شاءالله بعداً خواهم پرداخت. اما چیزی که در کنار این محتوا برای من از اولین مرتبه خواندن متن تا الان بیشترین طنین را داشت، این عبارت بود: «اینک که جمهوری اسلامی ایران بعد از بیش از چهل و هفت سال مجاهدت، با تکیه به فضل الهی در نبرد نظامی با دشمنانِِ پیشرفت و تعالی خود، بخشی از توانمندی چشمگیر خود را به جهانیان ثابت کرده است، در مرحله‌ی جهاد اقتصادی و فرهنگی نیز باید آنان را ناامید کرده و شکست دهد.» ❃ ما در حوزه و کجا ایستاده‌ایم؟ چند میلیون متر از خاک فرهنگی‌مان را به دشمن داده‌ایم؟ چطور می‌شود در حوزه تربیت را ناامید کرد؟ چطور می‌توان خاک فرهنگی‌مان را پس بگیریم و دشمن را شکست دهیم؟ و هزار سؤالی که برایم ذیل هر کدام از این‌ها پیش آمد... ❃ با خودم که فکر می‌کنم، می‌گویم اگر قرار است در جنگ فرهنگ و تربیت هم دشمن را شکست بدهیم، اول از هر چیز باید *بدانیم در جنگیم؛** بعد بدانیم چه خسارت‌هایی و از کجا خوردیم؛ بعد از آن فرماندهانی در این میدان باشند که پیش بروند و معلمان که افسران این عرصه هستند را سازمان‌دهی کنند. ❃ بدون لکنت و تعارف می‌گویم. در این مدت کمی که در حوزه تعلیم و تربیت بودم، مدرسه، منطقه، استان و ستاد را دیدم. دانشگاهی‌ها و سیاست‌گذاران را دیدم. دولتی‌ها و غیردولتی‌ها را دیدم و با اطلاع عرض می‌کنم، فرماندهی که در قواره حاج قاسم‌ها و طهرانی‌مقدم‌ها باشد در فرهنگ و تربیت ندیدم. ❃ افراد باسواد موضوعی یا باتجربه کم نیستند، لیکن به زعم من کافی نیست. حوزه فرهنگ و تربیت را بسیار عمیق‌تر از حوزه نظامی می‌دانم. فرماندهان ما باید هم به لحاظ دانشی در سطح عالی باشند و هم در عمل میدان را تجربه کرده باشند و خوب شناخته باشند و صد البته جهت‌گیری درستی داشته باشند. افرادی که می‌شناسیم عمدتاً یکی از دو را دارند یا هر دو را ناقص در اختیار دارند. به نظرم در فرهنگ و تربیت، نیاز به چندین نسخه مختلف از یا حتی مان داریم. ما کجای کاریم؟ ❃ این را نگفتم که اساتید و فعالان مخلص فرهنگ و تربیت را شماتت کنم یا زحمت ایشان را ضایع کنم؛ إن‌شاءالله نزد خدا مأجور هستند و هستیم. حتماً در این مسیر استعدادهای بسیاری هستند و مخلصانه در حال خدمت که من توفیق آشنایی با آن‌ها را نداشتم. اما می‌خواهم بگویم این راه و می‌خواهد. هر کدام از ما هر جا که هستیم، تصمیم بگیریم برای این امر تلاشی کنیم. به چیزی که هستیم قانع نباشیم. کمک کنیم در کنار هم رشد کنیم. کما اینکه فرماندهان ما پس از جنگ تحمیلی هشت ساله در کنار هم رشد کردند و اینگونه در قله افتخار ایستادند. بسم الله... 🌱 🧭 @education_policy
خط‌مشی‌گذاری تربیتی
🚩 | به بهانه دومین سالگرد تصویب نقشه راه اجرای سند تحول ✍️ دکتر شهرام رامشت ❃ امروز دومین سالگرد تصویب اجرای سند تحول بنیادین است. سندی که آخرین مصوبه فرهنگی در شورای عالی انقلاب فرهنگی است. سندی که باید از زمان تصویب بنیادین آموزش و پرورش وجود می‌داشت، لیکن بعد از ۱۳ سال از تصویب آن، نگاشته و تصویب شد. سندی که لزوم آن بارها توسط مورد تأکید قرار گرفته بود و در راستای لبیک به فرمان ایشان و پاسخ به این نیاز واقعی نگاشته شد. سندی که برای اولین بار از سال ۹۰ موجبات رضایت رهبر شهید را از فعالیت‌های وزارتخانه حول سند تحول به همراه داشت. «ما در گذشته، چند سال این سند تحوّل را گذاشتیم در کشو، درش را هم بستیم! هیچ تحرّکی انجام نگرفت، [لذا] ضرر کردیم. آن چند سالی که سند تحوّل جدّی گرفته نشد، پیشرفتی پیدا نکرد، ضرر کردیم. خب حالا بحمدالله […] «نقشه راه» برای اجرای آن آماده شده، که اینها همه مهم است. بخصوص این نقشه‌ی راه برای اجرای سند خیلی مهم است؛ بدانیم این سند را چه جوری بایستی عمل کنیم که در تمام سطوح آموزش‌وپرورش اثر خودش را ببخشد؛ این خبر خوبی است. نگذارید وقفه ایجاد بشود و کار را به طور جدّی پیش ببرید. » (۱۴۰۳۰۲۱۲) ❃ اگر بخواهیم خیلی کوتاه بگوییم نقشه راه اجرای سند تحول چیست؛ باید بگوییم این سند ... ⚜️ ادامه مطلب را در سایت اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی بخوانید. 🌱 ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 💬 اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی 🌐 https://ble.ir/icett
خط‌مشی‌گذاری تربیتی
ویراستی‌نوشت - ۱۴۰۵۰۲۱۵ نقشه تحول با کدام منطق؟ پانوشت ۱: ۵ بهمن ۱۳۹۹، شورای عالی آموزش و پرورش مصوب کرد که نسخه ترمیم و به‌روزرسانی شده سند تحول بنیادین را طی چهار ماه آماده نماید. فرآیند ترمیم ۱۳ برابر زمان تعیین شده طول کشید که چرایی این تطویل بسیار بسیار زیاد در هنگامه تحولات سریع و مهم، در جای خودش باید مورد تأمل و بررسی قرار گیرد. اکنون نسخه این فرآیند به مرحله تصویب نهایی رسیده است. پیش‌نویس‌های منتشر شده نشان می‌دهد که تغییرات شکلی و بعضاً محتوایی خوبی در سند انجام شده، اما به نظر می‌رسد که ایرادات اصلی «عدم تحقق تحول بنیادین» در آن همچنان پابرجاست. از این رو، پیش‌بینی می‌شود که حتی با تصویب این سند و تخصیص منابع لازم (بهانه همیشگی عدم اجرای سند تحول)، نظام آموزش و پرورش تحول نیابد. پانوشت ۲: یکی از بزنگاه‌های بسیار مهمی که کشورها به فکر تغییر اساسی در نظام آموزشی خود می‌افتند، بحران‌های بزرگ و به ویژه جنگ‌هاست که ضعف‌های بخش‌های مختلف رخ می‌نماید. نمونه بارز آن، پیگیری طرح «ملت در خطر» در آمریکا در دهه ۱۹۷۰ میلادی است. آیا نسخه جدید سند تحول هم به تحولات کلان کشور توجه کرده است؟ یا همچنان «بی‌موقعیت (لامکان و لازمان)» به دنبال ایده‌هایی برای اصلاح برخی از نقش و نگارهای نظام آموزشی است؟ پانوشت ۳: ره‌بر سوم انقلاب اسلامی در پیامشان به مناسب روز معلم، رسماً در حوزه تعلیم و تربیت اعلام «شرایط جنگی» کردند. حواسمان هست؟! شوراهای سیاست‌گذار (شوعاف و شوآپ) و وزارت آموزش و پرورش و ... حواسشان هست؟ دانشکده‌های علوم تربیتی و اندیشکده‌ها چطور؟ برای معماری نظام آموزشی متناسب با شرایط نبرد فرهنگی، اقتصادی و نظامی و در «عصر جدید» و با «نظم جدید» چه ایده‌های اصلی باید حاکم شود؟ چه ملاحظاتی باید تدبیر شود؟ این ملاحظات است که محک و ملاک ارزیابی نسخه ترمیم‌یافته خواهد بود. مثلاً به فرمایش ره‌بری باید نقش‌آفرینی مردم را زمینه‌سازی کنیم (حکمرانی مردم‌پایه). آیا سند تحول سوای ادبیات «مشارکت» با سبک خصوصی‌سازی، این روح را دارد؟ @sheffa_jo
خط‌مشی‌گذاری تربیتی
پیام روز معلم ۱۴۰۵ خط رهبری (۱) ✍️ شهرام رامشت ❃ از دیشب تا الان که این متن را می‌نویسم، چند بار م
نقش معلم خط رهبری (۲) ✍️ شهرام رامشت ❃ در یکی از فقرات پیام می‌خوانیم: _معلمان مؤثرترین حلقه در […] خواهند بود؛ به‌طوری‌که میتوان ادعا کرد که […] به منزله‌ی ستون فقرات عرصه‌ی فرهنگ […] هستند. از این رو لازم است به اهمیت جایگاه خاص خود و فراتر از یک شغل -که در قبال فعالیت در آن، دستمزدی دریافت می‌شود- بخوبی واقف باشند._ ❃ از این بخش، دلالت‌های مختلفی قابل استخراج است که به نظر این چند مورد خط‌مشی‌گذاری آموزش و پرورش اهمیت بیشتری دارند: ۱. جذب معلم و دانشجو معلم ۲. برنامه درسی کلان دانشگاه فرهنگیان و دوره‌های بدو خدمت ماده ۲۸ ۳. گفتمان محوری وزارت آموزش و پرورش ❃ ما باید در آموزش و پرورش خط‌مشی‌های خودشان را در این سه محور با این پیام تنظیم کنند. برای این کار باید به سؤالاتی از این دست پاسخ دهند: ❓آیا در جذب و ، افرادی را جذب می‌کنیم که نگاه اقتصادی و صرف دریافت یک حقوق ثابت با ساعت نسبتاً کم دارند؟ (۱) یا نه، افرادی که دل‌باخته خدمت و جهاد در نبرد فرهنگی با هر سختی است؟ ❔آیا بعد از جذب آن‌ها، برنامه درسی ما، دانشجویان را به نحوی تربیت می‌کنند، که خود را در نبرد فرهنگی ببینند و صد البته مؤثرترین حلقه در آن نبرد؟ همچنین، آیا این برنامه واجد شایستگی‌های لازم برای این مأموریت است؟ آیا اساتید توانایی اجرای این برنامه را دارند؟ آیا محیط دانشگاه فرهنگیان بستر مناسبی برای اجرای این برنامه است؟ دوره‌های بدو و ضمن خدمت چطور؟ سیاست پیروزی در نبرد فرهنگی و آماده‌سازی فرهنگیان متناسب با آن و نقش آفرینی به عنوان مؤثرین‌ترین حلقه این نبرد در دستور کار دوره‌ها قرار دارد؟ ❓آیا محوری آموزش و پرورش، نبرد فرهنگی است؟ برای اینکه این گفتمان غالب شود، چه خط‌مشی‌هایی در بدنه آموزش و پرورش بخصوص مرکز برنامه‌ریزی منابع انسانی و معاونت‌های آموزشی دنبال می‌شود؟ مرکز اطلاع‌رسانی و روابط عمومی وزارتخانه چه گفتمانی را در این نبرد ترویج می‌کند؟ آیا با این نبرد هم‌خوانی دارد؟ ❔آیا معاونت برنامه‌ریزی و توسعه منابع، سیاست حمایت از فرهنگیان به منظور ایفای این مسئولیت خطیر را در دستور دارد؟ حقوق، مزایا، مواهب و اختیارات آن‌ها برای تحقق این هدف در نبرد فرهنگی کفایت می‌کند؟ ❃ این سؤالات و مشابه آن‌ها تنها بخشی از پرسش‌هایی است که از این سه سرفصل کلان در راستای اجرای منویات امام جامعه قابل پاسخگویی است. اگر بگوییم همین الان هم‌راستا هستیم که دیگر نیاز به شکست دشمن در فرهنگ نداریم و تحصیل حاصل است! پس معلوم است که جا یا جاهایی از سیاست‌های ما در این نبرد فرهنگی می‌لنگد. ❃ نقش ما چیست؟ به آسیب‌شناسی خط‌مشی‌ها در این حوزه‌ها کمک کنیم و گزینه‌های سیاستی برای اصلاح پیشنهاد کنیم. جمعیت ۱,۰۰۰,۰۰۰ نفری فرهنگیان را برای مطالبه دست کم نگیریم. پیگیر باشیم و مطالبه کنیم. اگر عزمی هم در دستگاه نباشد، که هست، با مطالبه ایجاد می‌شود؛ إن‌شاءالله. پی‌نوشت: (۱) وقتی با دانشجو معلمان این پیام را مرور می‌کردیم، عمده بچه‌ها از ضعف‌های مالی و پشتیبانی گلایه داشتند؛ هرچند برخی هم از برنامه درسی، اساتید و فضای دانشگاه. 🌱 🧭 @education_policy
چرا نسخه ترمیم‌یافته‌ی «سند تحول»، نیاز به «تحول بنیادین» دارد؟ (۱) ✍️ شهرام رامشت ❃ ما چرا می‌نویسیم؟ احتمالاً اهدافی داریم که می‌خواهیم در سندهایمان به آن‌ها اشاره کنیم و مسیرهایی برای تحقق آن‌ها با توجه به وضعیت موجود و آینده مطلوب مشخص کنیم و از بازیگران بخواهیم که حول آن اراده مشترکی شکل دهند و همه به سوی اهداف حرکت کنند و آن‌ها را محقق کنند تا وضع مطلوب حاصل شود. ❃ حال اگر راه رسیدن به هدف، متناسب با وضع موجود و آینده مطلوب نباشد چه می‌شود؟ احتمالاً هر چه بیشتر پیش می‌رویم، از اهداف دورتر می‌شویم و در نهایت مجبور می‌شویم از اهداف عدول کنیم و بگوییم هدف‌گذاری ما آرمانی بوده است. ما آرزوهایمان را وارد سند کردیم و همان حرف‌های همیشگی که شنیده‌ایم. ❃ در چنین فرضی، کسی را متهم نمی‌کند. کسی نمی‌گوید که ما اگر به اهداف نمی‌رسیم، برای این است که در زمان تدوین سند، وضع موجود را خوب ندیده‌ایم. نقطه شروع ما، امکانات ما، بضاعت ما، تهدیدهای ما، بازیگران بالفعل ما و... در زمان تدوین چه بوده؟ آیا همه آن‌ها را دیده‌ایم؟ آیا توانستیم نظام خوبی متناسب با تحلیل وضع موجود ایجاد کنیم که بتواند چگونگی تحقق اهداف را برای ما مشخص کند؟ یا بدون لحاظ کردن وضع موجود، راهکارهایی که به اقتضائات و امکانات ما وصل نمی‌شوند ارائه کردیم؟ ❃ حال برگردیم به نسخه ترمیم‌یافته سند تحول؛ کار ترمیم از چه زمانی شروع شده؟ احتمالاً سال ۱۳۹۹ بهترین پاسخ به این سوال است که پس از آن عزم جدی‌تری برای ترمیم در شورای عالی آموزش و پرورش شکل گرفت. سؤالی که بنده دارم این است که وضع موجود ما از ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۵ یکسان است؟ حتماً خیر. برای من که از نسخه ترمیم سوم در سال ۱۴۰۱ در جریان ترمیم هستم، می‌توانم بگویم این سند «لا زمان» است. یعنی در وضع موجود ما زندگی نمی‌کند. در این سال‌ها هر چه گذشت و نسخه‌های بعدی و بعدی آمد، تنها یک‌سری راهکارها توسط گروه‌های قدرت و ذی‌نفعان حذف یا اضافه می‌شد. ❃ همه تلاش‌های مفیدی که برای اصلاح این سند انجام شده، نتوانسته آن را به زمان حساس کند. و سندی که در زمانه‌اش زندگی نمی‌کند، هنوز به زمین نیامده بازی را باخته... ❓ خب، حالا بگذاریم این سند با همه زحماتی که داشته تصویب شود و سال‌ها صبر کنیم که نسخه ترمیم‌یافته را بعد از تصویب، ترمیم کنیم یا حالا که آب از سر گذشته و بجای سال ۱۳۹۵ داریم ۱۴۰۵ سند را ترمیم می‌کنیم، قدری دیرتر چون کنیم و نسخه‌ای متناسب با اقتضائات وضع موجود ارائه کنیم؟ 🌱 🇮🇷 @ramesht_ir
خط‌مشی‌گذاری تربیتی
نظامات بی‌تربیتی در حاکمیت اسلامی ✍️شهرام رامشت اگر بپذیریم که #هدف تشکیل حکومت اسلامی، و علت اهتما
ما و نظامات بی‌تربیتی هر چه می‌خواهیم از ارزش و در نظام صحبت کنیم. خودرو با یک فراخوان فوری برای تثبیت قیمت‌های گرانِ جدیدش همه‌ی رشته‌هایمان را پنبه می‌کند. یک پژو 207 به قیمت یک میلیارد بخر، در عرض سه ماه، یک میلیارد سود بخاطر اختلاف قیمت کارخانه و بازار، ببر! دانش‌آموز یک دو دوتا چهارتای ساده می‌کند و متوجه می‌شود که دلالی از تولید پر سودتر است. و اینگونه ارزش‌های تربیتی ما توسط نظام‌های بی‌تربیتی اقتصادی به حاشیه می‌رود. چه باید کرد؟! پی‌نوشت: یک میلیارد تومان، حدود 5 سال حقوق معلم آن دانش آموز است. پیدا کنید پرتقال فروش را... 🇮🇷 @education_policy
چرا نسخه ترمیم‌یافته‌ی «سند تحول»، نیاز به «تحول بنیادین» دارد؟ (۲) ✍️ شهرام رامشت ❃ به «لا زمانی» نسخه ترمیم‌یافته‌ی سند تحول در نسبت با وضع موجود اشاره کردم. اما مسأله اسنادِ لا زمان، فقط مربوط به بُعد وضع موجود نیست. یکی دیگر از ابعاد آن، امکانات و اقتضائات بالقوه است که می‌توانند وسیله و راه رسیدن به هدف ما باشند. (۱) ❃ چه بسا بسیاری از امکانات و اقتضائات بالفعل در اختیار ما نباشند، اما با نسبت به آن‌ها، بتوان بالقوه‌ها را بالفعل کرد. ما در نگارش نسخه ترمیمی سند تحول چقدر به این نکته توجه داشتیم؟ آیا در این پنج شش سال نگارش نسخه ترمیمی، امکانات ما تغییر نکرده است؟ راهبردها و راه‌کارهای ما چقدر *متناسب با آن‌ها* تغییر کرده‌اند؟ ❃ به عنوان یک نمونه، در ایام اخیر، امکان بالقوه مردم را برای ما بالفعل کرده است. خب، دلالت این تغییر برای ما چیست؟ نباید آن را به عنوان یک در نظر بگیریم؟ نباید در راهکارهایمان ضرب کنیم؟ سایر امکانات بالقوه ما چه هستند که آن‌ها را نادیده گرفتیم؟ ❓ خب، حالا بگذاریم این سند با همه زحماتی که داشته تصویب شود و سال‌ها صبر کنیم که نسخه ترمیم‌یافته را بعد از تصویب، ترمیم کنیم یا حالا که آب از سر گذشته و بجای سال ۱۳۹۵ داریم ۱۴۰۵ سند را ترمیم می‌کنیم، قدری دیرتر چون کنیم و نسخه‌ای متناسب با امکانات بالقوه و بالفعل ارائه کنیم؟ پی‌نوشت: (۱) باید دقت کنیم که در حالت قبل فقط بالفعل‌ها را باید به خوبی تحلیل می‌کردیم تا نقطه شروع را به خوبی انتخاب کنیم. 🌱 🧭 @education_policy