.
|⇦•گمانم دیگر گشته...
#روضه وتوسل به حضرت زهرا سلام الله علیها اجرا شده به نفس حاج #میثم_مطیعی
●━━━━━━───────
*چند روزی گذشت احساس کردن حال مادر بهتر شده، الحمدلله، دیگه کارای خونه رو خودش میکنه با این دست شکسته جارو میزنه ، موهای زینبین رو شونه میکنه..*
گمانم دیگر گشته بهتر
که در واکرده بهر حیدر
شده از بَستر خسته مادر
خدایا!
زده جارو با دستِ کم جان
زده شانه بر موی طفلان
ندارد دردش از چه پایان؟
خدایا!
میخواهد...
که از جا به پا خیزد اما سخت است
بمیرم که دیگر مداوا سخت است
«بمیرم برایش...گرفته صدایش...»
حسن شکسته از داغِ کوچهها
بغل گرفته زانوی غصّه را
فقط بگوید مادر! چرا چرا؟
زهرای من...
این کودکت چه دیده که هی زار می زند
هی دست مشت کرده به دیوار می زند
* اسماء نشست کنار بستر فاطمه زهرا صدا زد "یا بنت محمد المصطفی"با تعابیر مختلف بی بی رو صدا زد، بی بی جواب نداد. یه نفر دیگه هم یه بار کنار بستر فاطمهٔ زهرا نشست....
زنهای پرستار خدمت بی بی بودن روزهای آخر ساعتهای آخر نمیدونم یوقت حالشون خراب شد از هوش رفت اینا سراسیمه بلند شدن گفتن بریم علی رو خبر کنیم. اینا بلند شدن برن امیرالمومنین رو صدا کنن،در بین راه امیرالمومنین زنها رو دید اینقدر اینها مضطرب بودن امیرالمومنین تا این زنها و کنیزکها و پرستارها رو دید فرمود:"مَا الْخَبَرُ وَ مَا لِي أَرَاكُنَّ مُتَغَيَّرَاتِ الْوُجُوهِ وَ الصُّوَرِ؟"شما چرا رنگاتون پریده ؟ گفتن:"یاعلی أَدْرِكْ ابْنَةَ عَمِّكَ الزَّهْرَاءَ"گفتن یا علی! اگه یه بار دیگه میخوای زهرا رو زنده ببینی فقط عجله کن.اومد وارد منزل شد عبا برداشت عمامه از سر برداشت سر بی بی رو به دامن گرفت اینجا صدا زد" يَا بِنْتَ مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى فَلَمْ تُكَلِّمْهُ" جوابش رو نداد " یَا بِنْتَ مَنْ حَمَلَ الزَّکَاةَ فِی طَرَفِ رِدَائِهِ فَلَمْ تُکَلِّمْهُ" به هر اسمی به هر تعبیری صدا زد جواب نشنید یه وقت گفت:"فَـأَنـَا ابْـنُ عَمِّـكَ. عَلِيُّ بْنُ أَبـِي طَالِب؛..."زهرا من علی مظلومم "کلمینی یا فاطمه "با من حرف بزن "فَتَحَتْ عَیْنَیْهَا " چشمها رو باز کرد اینجا نه امیرالمومنین به فاطمه زهرا حرفی زد نه صدیقه کبری حرفی زد. هر دو با هم یه کار کردن. نوشتن "فَبَکَت وَ بُکاء" هر دو شروع کردن های های گریه کردن یه دل سیر به حال هم گریه کردن.بعد امیرالمومنین فرمود: زهرای من چی شده؟ عرضه داشت "یاعلی! إِنِّي أَجِدُ الْمَوْتَ الَّذِي لَا بُدَّ مِنْهُ وَ لَا مَحِيصَ عَنْهُ" علی من مرگ رو در مقابل دیدگانم می بینم چند تا کار برای زهرای خودت بکن" حَنِّطْنی و غَسِّلْنِی و کَفِّنِّی بِاللَّیلِ "علی من رو شبونه غسل بده "وَ لَا تَكْشِفْ عَنِّي" از روی پیراهنم غسل بده "لَا تُعْلِمْ أَحَداً" علی کسی رو خبر نکنی...
حسنین آمدند کنار مسجد "وَ رَفَعَا أَصْوَاتَهُمَا بِالْبُكَاءِ" شروع کردند بلند بلند گریه کردن اصحاب اومدن گفتن یابنی رسول الله چی شده آقازاده ها اینا بلند گفتن "ماتَت أُمُّنا فاطمه" مادر از دنیا رفت
امیرالمومنین تا شنید "فَوَقَعَ عَلِيٌّ(ع) عَلَى وَجْهِهِ" علی با صورت به زمین افتاد.
اینجا امیرالمومنین با صورت به زمین افتاد گذشت گذشت چرخ روزگار چرخید یه روزی یه آقایی بالای اسب بدون دست به تأسی از پدرش با صورت به زمین افتاد..*
دستی نداری تا بگیرم از زمین پاشی
میشه دوباره باز علمدار حرم باشی
این بچه ها دیگه نمیخوان آب تو رو میخوان
میشه براشون باز سقا شی
وقتی خجالت میکشی شرمنده تر میشم
سقا بدون دست هم سقاست باور کن
تو چشم عباسم نبینم اشک غم باشه
بی تو حسین تنهاست باور کن
دریا تو دستاته برادر
ممنونِ دستاتم علمدار
چشمات پر از خون شد عزیزم!
دلتنگ چشماتم علمدار
ــــــــــــــــــ
#روضه_حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#حاج_میثممطیعی
#فاطمیه #حضرت_زهرا
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
👇
Fadaeian_Fatemiyeh1401-02_14010930_03.mp3
26.35M
|⇦• گمانم دیگر گشته...
#روضه_حضرت_زهرا سلام الله علیها اجرا شده به نفس حاج میثم مطیعی
1.02M
ذکر پایان سفر عتبات عالیات
(اجرادر #دستگاه_سه_گاه):
#وداع_با_کربلا
#زائر_کربلا
به پایان آمداین ایام باصفا
زائران اجرتان باحضرت زهرا
یازهرایازهرا.....
رونمودیم مابرقبله گاه مقصود
واقعا این سفرسفرخوبی بود
به یادنجف ودلهای مبتلا
حرم مولاوآن ایوان طلا
یازهرایازهرا....
هردلی درحرم شورونوایی داشت
آن ایوان طلاعجب صفایی داشت
اشک زائرجاری بودازهردوعین
به یاددوامام درشهرکاظمین
آن مرقدی که هست الحق دارالشفا
حرمی که داره بوی امام رضا
یازهرایازهرا....
می خوانم تطهیروکوثروحمدونصر
به یادپدروجدامام عصر
به یادسرداب وبه یادسامرا
یازهرایازهرا
باقی صحبتم صحبت دلبراست
ازهرچه بگذریم حرف اوخوشتراست
به یادآن دمی که خدایی شدیم
یاحسین گفتیم وکربلایی شدیم
درحرم حسین بااشک وسوز وآه
گریه کردیم پای روضه قتله گاه
یادآن لحظه ای که شوری شدبه پا
سرخون خداازبدن شدجدا
می زندمادرش ناله باچشم تر#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
ای شهیدبی سر،ای غریب مادر
یازهرایازهرا...
.
#شور
#حضرت_عباس
#حسین_طاهری 🎤
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دریای جود و کرم اباالفضل
ماه من ماه حرم اباالفضل
مردونگی یعنی همین اباالفضل
شیر نر ام البنین اباالفضل
رعنای اباعبدالله، زیبای اباعبدالله
با تو غم نمیمونه تو، چشمای اباعبدالله
آغازه قمر، پایانِ قمر
آرامش قبل و بعد طوفانِ قمر
هی دور زمین، میچرخه قمر
ماه آسمون شده پریشان قمر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خیمه شبها با تو مثل روزه
چشماتو قربون خیلی نفوذه
دوری ازت یک لحظه هم محاله
باید همش پیشت باشه سه ساله
ای مرد اباعبدالله، هم درد اباعبدالله
وقت سختیا دنبالت، میگرده اباعبدالله
سرداره قمر، سالاره قمر
رفته به باباش علی جنم داره قمر
خورشیدم اگه روز بالا میاد
آرزوش فقط همینه دیدار قمر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#محمد_جواد_توحیدی✍
.👇#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
YEKNET.IR - shoor - hafteghi 16 aban 1402 - hosein taheri.mp3
5.86M
⏯ #شور احساسی
🍃دریای جود و کرم ابالفضل
🍃ماه من ماه حرم ابالفضل
🎙 #حسین_طاهری
.
|⇦•نشستم روی خاکِ ..
#روضه و توسل، ویژۀ وفات حضرت اُم البَنین سلام الله علیها _
سید مهدی حسینی 🎤
●•┄༻↷◈↶༺┄•●
صَل الله عَلَيْكَ يا أَبَا الْفَضْلِ الْعَبّاسَ یا قَمرَالعَشیره ..
نشستم روی خاکِ آرزوهایم
بغل کردم خیالی از مزارت را
اگر چه قابِ این خاک از تنت خالیست
نسیم آورده از مقتل غبارت را
اگر سوسوی چشمان ترم کم شد
اگر تسبیحِ تربت خیسِ اشکم شد
نشستم میشمارم با نفسهایم
شمارِ زخمهای بیشمارت را
شنیدم پَر زدی دستت زمین افتاد
تو بالا رفتی و اُمالبنین افتاد
به عرشِ خیمهها با مشک میرفتی
که تیری آرزوی آبدارت را ...
زد و بیآرزو بر خاک افتادی
تنِ خود را به دستِ نیزهها دادی
صدای نوحۀ ادرک اخایت گفت
زیارت کرده زهرا نیزهزارت را
کنار رود، اما تشنه لب بودی
به جای آب، سقای ادب بودی
تو دریازادهای؛ هر چند بیآبی
نمیسنجند، با مشکت عیارت را
*مادر داره روضه میخونه ها ..*
اگر میشد به جایت آب میبُردم
به جای قلبِ مشکت تیر میخوردم
به پای آرزوهای تو میمردم
نمیدیدم نگاهِ شرمسارت را
اگر میشد به جنگِ تیر میرفتم
به زیر کوهی از شمشیر میرفتم
که حتی نشکند آیینۀ چشمت
نبیند هیچ سنگی انکسارت را
به من پیکِ اجل نزدیک شد رفتی
تمام آسمان تاریک شد رفتی
شده «امُّالقَمر»؛ «امُّالبُکا» بی تو
ببین ای ماه، ابرِ در مدارت را
اگر چه قدّم از داغت خمید آخر
ولی مادر به رویایش رسید آخر
که شد اُمالبنین «اُمالشهید» آخر
ببر حالا کنارت داغدارت را
شاعر: رضا قاسمی
چهار صورت قبر درست کرده بود .. پشتِ بقیع برا همدیگه روضه میخواندن .. (1) یه گوشه از روضه رو خانم زینب میخواند (زبان حال)، یه گوشه از روضه رو اُم البنین .. یه وقت سکینه بلند میشد؛ اُم البنین من شرمندهام .. من بودم مشکُ رو دوشِ عباس گذاشتم «فَسَمَعَ الأَطفَالُ يُنادُونَ العَطَشَ اَلعَطَشَ فَرَكَبَ فَرَسَهُ وَ أَخَذَ رُمحَهُ وَ القُربَةُ وَ قَصَدَ نَحوَ الفُراتِ ..» (2) زینب سلام الله صدا میزد ام البنین شما که نبودی فقط شنیدی چه گذشت کربلا .. انقدر برا عباس و حسین داری ناله میزنی .. ام البنین داغ عباس با دلِ حسین کاری کرد .. روزِ عاشورا هر شهیدی رویِ زمین می افتاد اول حسینم میومد دم خیمۀ زن ها ما رو سر سلامتی میداد .. اما وقتی عباس رو زمین افتاد .. انگار دیگه کاری از حسینم بر نمیومد صدا زد .. «و قال الحسين ع الْآنَ انْكَسَرَ ظَهْرِي وَ قَلَّتْ حِيلَتِي ..» (2) زینب به بچه ها بگو آماده اسارت بشن ..
کربُبَلا نبودم حیف،
داغش تو سینهم مونده
ولی همه روضهها رو
زینب برا من خونده
مادر؛ چشماتُ دوست داشتم
عباس؛ غریبیتُ قربون
دستی نداشتی از چشمت
تیرُ و بکشی بیرون ..
چشمتُ و زدن بمیره مادرت برات
چشمتُ و زدن راحت شن از خشم نگات
چشمتُ و زدن دیگه نگی چَشم به آقات
امیدِ مادرت بودی
رفتی و من آشفتهام
نیستی زیرِ بال و پرم
خیلی زمین می اُفتم
قدِ رشیدُ و زهراییت
نورِ نگاهِ خستهم بود
بازوی حیدری تو
عصایِ دستم بود ..
دستتُ و زدن، بیفته روی خاک علم
دستتُ زدن، راحت برن سمتِ حرم
دستتُ زدن، قامت آقا بشه خم
چشمتُ و زدن بمیره مادرت برات
چشمتُ و زدن راحت شن از خشم نگات
چشمتُ و زدن دیگه نگی چشم به آقات
یاقمرالعشیره ، عباس عباس عباس ..
منابع:
(مربوط به روضه خوانی حضرت ام البنین در رثای امام حسین(ع) و شهدای کربلا:)
1)مقاتل الطالبیین، ۱۳۶۸ق، ص۸۵
ریاحین الشریعه، ۱۳۶۴ش، ج۳، ص۲۹۳
حسون، اعلام النساء، ص۴۹۶-۴۹۷
2)بحارالأنوار مجلسی، ج۴۵، ص۴۱
ــــــــــــــــــ
#کربلایی_سید_مهدی_حسینی
#روضه_حضرت_ام_البنین_سلام_الله_علیها
#روضه_حضرت_ابوالفضل_علیه_السلام
#وفات_حضرت_ام_البنین
#حضرت_ام_البنین
👇#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
باب الحرم _ سید مهدی حسینی.mp3
13.8M
|⇦•نشستم روی خاکِ ..
#روضه و توسل، ویژۀ وفات حضرت اُم البَنین سلام الله علیها _ سید مهدی حسینی
🏴#شهادت_حضرت_فاطمه_س
🏴#روضه
🏴#روضه_بستری
🎤مداح :حاج غلامرضا زاده
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
بسترت را جمع کن از خانه، بیماری بس است
زیر چشمت گود افتاده است، پس زاری بس است
از همان روزی که تو تب کرده ای تب کرده ام
خوب شو خوبم کنی سه ماه بیماری بس است
تو به فکر گریه ای من هم به فکر گریه ام
این تبسم کردن از روی ناچاری بس است
لاله، لاله، لاله، لاله، لاله، لاله .. تا به کی؟
جای خالی در لباست نیست گل کاری بس است
من مرتب میکنم این خانه ات را تو فقط
لحظه ای هم دست از دیوار برداری بس است
*برا بی بی بلند بلند گریه کنید .. آخه تو مدینه کسی براش گریه نمیکنه .. خدا میدونه وقتی مجلس بی بی رو پر رونق میگیرید دل بچه هاش شاد میشه .. خدا رو شکر بچه شیعه ها جای ما بلند بلند گریه میکنن .. آخه بچه هاش پیراهن های عربی رو به دهان گرفته بودن آروم آروم گریه میکردن .. نمیدونم مریض بدحال داشتی یا نه !!.. طولِ درمانش وقتی زیاد میشه هی نگران میشی .. اجازه بدید زبان حال بگم: زینب صدا میزد داداشم حسین، مادرمون چرا خوب نمیشه ..*
ایشکسته بال پس کی استراحت میکنی
هر زمان کهپا شدم دیدمتو بیداری، بس است
اینطرفداری از من کار دستت داده است
بعد ازاین کاری مکن دیگر طرفداری بس است
وقت کردی یک کفن هم بعد پیرهن بباف
زندگیکردن برای من بس است، آری بس است
باشد امشب میروم پیش خدا رو میزنم
بسترت را جمع کن از خانه بیماری بس است
شاعر : علی اکبر لطیفیان
چندین بار وقت ملاقات گرفتن شیخ عباس قمی میفرماید اومدن پیش امیرالمومنین(ع)، علی(ع) برو از فاطمه(س) اجازه بگیر ما لحظاتی در خدمتش باشیم، اومد پیش فاطمه(س) بی بی اینا اجازه میخوان نگاه کرد به مولا صدا زد علی(ع) جان خانه، خانۀ تو هست منم همسرتم .. اگه تو بخوای من حرفی ندارم .. این نامردا اومدن تو خانه هر کاری کردن دیدن بیبی روشو برمیگردونه و نگاه بهشون نمیکنه .. میخوام بگم نانجیبا اینجا اجازه گرفتن اما مدتی قبل .. بمیرم برا اون ساعتی که بدون اجازه وارد خانه شدن .. خانه رو به آتش کشیدن .. مادر ما امد پشت در خانه اما اون حرامی چنان با لگد به در زد .. یا زهرا ..
.#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
🏴#شهادت_حضرت_فاطمه_س
🏴#شور_طوفانی
🎤مداح :کربلایی امید حسنی
✍شاعر:مهدی فرهادی
مادر مادر کی پسرت میاد بنا کنیم صحن و ضریحی
مادر مادر نداری توی خلقت خدا مثل و شبیهی
مادر مادر تو راه مرتضی خدای عشق اول ذبیحی
نوکر و نوکریشه
عاشقته همیشه
چی سفره ی تو میشه
پشت در خونتم
پسرت خریدتم
عمریه
مادر مادر لحظه ی اخرم بیا کنار پیکر من
مادر مادر علی بابامه و توهم یه عمره مادر من
مادر مادر تموم خواهشای چشمای خیس و تر من
من و بی تابی زهرا
مادر ابی زهرا
ام الاربابی زهرا
دلم ابر و بارونه
پای سفرت مهمونه
مثه دل مجنونه
حیدر حیدر ته مردونگی و اخرت معرفتی تو
حیدر حیدر بابای ما حسینی ها اهل هیاتی تو
حیدر حیدر مظهر دلربایی و ته محبتی تو
راز و نیازم حیدر
سوز و گدازم حیدر
ذکر نمازم حیدر
ذکر قیامم حیدر#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
عرض سلامم حیدر
والا مقامم حیدر
4_5886358382608121875.mp3
4.9M
🏴#شهادت_حضرت_فاطمه_س
🏴#شور_طوفانی
🎤کربلایی امید حسنی
✍شاعر:مهدی فرهادی
JamadiolAvval 1395.11.23 - Shab 14 - H-Sarollah.Rasht - Fatemiyeh 1 - 10 - Abozar Biukafi - Dame Payani #05.mp3
4.9M
#شور_حماسی #فاطمیه
#دم_پایانی
#همخوانی
#سرود_پایانی
مادر؛
ای راهت جاودانه
بودی در آن میانه
تنها یار ولایت
مادر؛
با عزم و استقامت
ماندی پای امامت
تا لحظهی شهادت
یا فاطمه، در غروب غریب غمها
یا فاطمه، با خروش تو حق شد احیا
یا فاطمه، ای فداییِ راه مولا
تا که داشتی نفس، میگفتی: یا علی
ما هم تا پای جان، میمانیم با ولی
(اللهم عجل لولیک الفرج)
رفتند
یاران آسمانی
تا مرز بینشانی
تا اوج عرش اعلا
رفتند
جوانان حسینی
فرزندان خمینی
با سربند یا زهرا
با شهدا، در اوج عشق و اقتداریم
با شهدا، وارث تیغ ذوالفقاریم
با شهدا، سرآمدان روزگاریم
داریم بیرق فتح، از فکه تا دمشق
تا روزی که رسد، از ره حضرت عشق
(اللهم عجل لولیک الفرج)
مولا؛
عالم چشم انتظار است
جان ما بیقرار است
کِی میشود بیایی؟!
مولا؛
جانها بر لب رسیده
ای که تنها امیدِ
محبوبهی خدایی
آقا بیا، همیشه کربلایی برپاست
آقا بیا، دنیا اسیر خشم اعداست
آقا بیا، که عشق تو پناه دلهاست
ای جان فاطمه، ای ماه زینبین
ای خورشید علی، ای خونخواه حسین
#یوسف_رحیمی ✍#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها