20230827_055518-AudioConverter.mp3
1.27M
#اربعین
#تک_ضرب
▪️نوحه اربعین حسینی
افتان و خیزان آمده سوی تو خواهر
یک اربعین بگذشته از هجرت برادر
واویلا،واویلا،واویلا،واویلا...
بی تو برادر من چه سختی ها کشیدم
از این زمانه بعد تو خیری ندیدم
رنج اسیری خواهرت را لطمه ها زد
بس طعنه ها از دشمن دونت شنیدم
واویلا،واویلا،واویلا،واویلا...
آمد به یادم آن مصیبتها دوباره
رفته زدستم روی قبرت راه چاره
دیدم دوباره قتلگه یاد من آمد
آن حنجر خونین وآن رگهای پاره
واویلا،واویلا،واویلا،واویلا...
از بهر وصل سر به تن قبرت گشایم
در خیمه ای شور عزا بر پا نمایم
چیزی نماند از خواهرت بعد از چهل روز
دیگر رسیده وقت آن پیش تو آیم
واویلا،واویلا،واویلا،واویلا...
آن نوگل زیبای تو گردیده پرپر
شرمنده ام بهر رقیه ای برادر
جا مانده درشام بلا دخت سه ساله
در زیر خاک آن خرابه همچو گوهر
واویلا،واویلا،واویلا،واویلا...
باید که بهر تو حرم بر پا نمایم
تا آخر عمرم شود نزد تو جایم
در این چهل روزه تمنا کرده ام من
مانند مادر مرگ خود را از خدایم
واویلا،واویلا،واویلا،واویلا...
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
✍اسماعیل تقوایی
1949335_715 (1).mp3
10.95M
♩♪♬بر کشتگان نینوا اربعین آمد…
آل پیمبر کربلا دل غمین آمد….
♩♪♬جانم حسین جان ای جان جانان….
من زینبم غملر یوروب ای شه ابرار
♩♪♬زلفم آقاریب گلمیشم قبریوه زوار
هجرینده یاننام حیران دولاننام…
♩♪♬بر کشتگان نینوا اربعین آمد….
آل پیمبر کربلا دل غمین آمد

جانم حسین جان ای جان جانم…♩♪♬
زینب شده زائر بر آن قبر شش گوشه
بر تربتش زند دم به دم بوسه…♩♪♬
خاک برادر را برد بر وطن توشه…
گوید به چشم پر بُکا اربعین آمد♩♪♬
بر کشتگان نینوا اربعین آمد….
آل پیمبر کربلا دل غمین آمد….♩♪♬
با سلام خدمت مخاطبین ملوتکست هم اکنون می توانید ♩♪♬متن مداحی اربعین آمد از سلیم موذن زاده ♩♪♬
┅┅┅┅┄❅💠❅┄┅┅┅┅┄
💠 اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ 💠#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
Mojtaba Ramezani - Arbaein Ghesmate Khooban Shod (320).mp3
14.87M
اربعین، قسمتِ خوبان شد و من جا موندم!
رفیقام یکی یکی رفتن و من تنها موندم…
من که کم نذاشتم این محرمی، برا غمت
یه ماهه آواره ام؛ تو ماتمِ محرمت…
آقا من پیرهن مشکی، یه ماهه که تنمه
خش داره صدام…
دلیلشم، حسین گفتنمه…
چی میشد؛ منم صدا میکردی و میومدم؟
کم تو این شبا؛ برا غمِ تو سینه نزدم…
چی میشد منم تو اربعین؛ بین الحرمین خسته و زخمی بیام؟
بگم دخیلک یا حسین!
عکسای رفیقامو میبینم و دق میکنم…!
شبا بعد روضه توی خونه؛ هق هق میکنم…
حسین، حسین…
فکر نکن قهرمو و با تو درد و دل نمیکنم…!
کربلام نیام
بدون… من تورو ول نمیکنم!
مگه من چندتا ارباب دارم…
راضیم ازت! نه دلخوری دارم نه بغض و خشم
نوکری خوبه که هرچی بگه ارباب؛ بگه چشم
نیام؟ چشم!
من نیومدم حرم؛ عیب نداره فدا سرت
آخ بمیرم؛ برا زخمِ کف پای دخترت. #کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
زبانحال حضرت زینب سلام الله علیها در شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها
✅ اوخشاما
مهربان بالام لایلای
خسته جان بالام لایلای
جان ویرن غریبانه
باغری قان بالام لایلای
گوز یاشی آخان لایلای
عالمی یاخان لایلای
اکبرین آدی دیلده
یوللارا باخان لایلای
همدم آختاران لایلای
محرم آختاران لایلای
قمچی لر یاراسینه
مرهم آختاران لایلای
جاندان ال اوزن لایلای
غم لره دوزن لایلای
جان بابا دین وقته
گوزلری سوزن لایلای
سینه داغلیان لایلای
قاره باغلیان لایلای
شمع تک قرانلوقدا
نم نم اغلیان لایلای
سبط بوالحسن لایلای
بید تک اسن لایلای
غم طنابی یوللاردا
قوللارین کسن لایلای
بلبل چمن لایلای
حسرت وطن لایلای
قانلی باش قوجاقیندا
قورخودان ئولن لایلای
آهی پر حزن لایلای
آدلی سینه زن لایلای
کاروان سراقینده
چوللری گزن لایلای
صبریمی آلان لایلای
جانه اود سالان لایلای
باشدا کربلا فکری
شامیده قالان لایلای
ائلده بیر دانام لایلای
من گرک یانام لایلای
فاطمه کیمی مظلوم
خرداجا آنام لایلای
گوز یاشی توکن لایلای
چوخ بلا چکن لایلای
کوینگی اولان خلعت
قدیمی بوکن لایلای
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
شاعر✍ولی اله کلامی زنجانی
4_243582790950454298.mp3
7.82M
نوحه ترکی بسیار زیبای مهربان
بالام لای لای
با مداحی مرحوم حاج محمد باقر منصوری
#اسارت
🩸هیچ یک از ما باقی نماند، جز اینکه خاری، پای او را به درد آورد...
در نقلی آمده است:
🥀 یکی از فرماندهان لشکرِ حرامیانی که أسرای آل الله «علیهنّالسلام» را به سمت شام میبرند، ملعونی به نام «زجر بن قیس» حرامزاده بود.
🥀 وقتی که کاروان به بیابانی رسید که آن صحرا پُر از خار و سنگ و درخت بود، آن نانجیب دستور داد تا اسیران را با سرعت حرکت دهند؛ کاروان از آن وادی چنان با سرعت حرکت کرد، که شترانی که آبستن بودند، از سختی راه زاییدند و خار به پای تمام مرکب ها رفت.
🥀 طبق این نقل، در اینجا بود که امام سجاد علیهالسلام فرمودند:
📋 فَلَم یَبقَ واحدٌ مِنّا أهلالبیت ِإلّا أصابَهُ أَلَمُ الشَّوک
▪️همانا از ما اهلبیت «علیهمالسلام» کسی باقی نماند جز اینکه خاری پای او را به درد آورد.
📚بحرالمصائب ج۷ ص۲۶۰
✍ چه پای آبلهخیزی… چه مرکبی و چه راهی
مهار ناقه نیفتد به دست «زجر»، الهی!
به خفتگان، همه رو نیزه میزدند که برخیز
دریغ و درد چه راه بلند و شام سیاهی
به غیر سایهی سرنیزه ها و خار مغیلان
برای طفل سه ساله نبود پشت و پناهی
اسیر بود امامی که کائنات اسیرش
اسیر بود چنان که به سینه سلسله آهی
به پاره پارهی معجر، مخدّرات مکدّر
خدا کند که ندوزند اهل شام نگاهی
به چوب خشک، لبی را یزید بست که از خاک
محال بود نروید پی دعاش گیاهی
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
بدا به شعر که میخواند فی البداهه و میریخت
شراب بر سر پاک بلند مرتبه شاهی...
#اسارت
🩸ای پیرزن! آن زینب که تو میگویی، همین زن است که داری با او صحبت میکنی...
در نقلی آمده است:
🥀 در یکی از منزل های در راه شام، حضرت زینب کبری سلاماللّهعلیها با اطفال خردسال نشسته بودند و رسم این بود که در هر منزل، مردم به تماشا میآمدند.
🥀 ناگهان پیرزنی عصا به دست آمد و نگاهی به دایره اسرا کرد و چشم او به زینب کبری سلاماللّهعلیها افتاد. جلو آمد و عرضه داشت: از کجا هستید؟ زینب کبری سلاماللّهعلیها فرمودند: از اسيران کربلا. پرسید: از کدام شهر آمدهاید؟ حضرت فرمود: مدینة الرسول صلی اللّه علیه وآله.
🥀 پرسید: از کدام طايفه هستید؟ حضرت فرمودند: از بنی هاشم. عرضه داشت: من و شوهرم در زمان امیرالمؤمنین علیهالسلام به مدینه آمدیم. شوهرم فقیر بود از امیرالمؤمنین علیهالسلام مالی طلب کرد.
🥀 امیرالمومنین علی علیهالسلام، فرزندش حسین علیهالسلام را طلبید و فرمود: ای فرزندم! قرض این فقیر را بده. با حسین علیهالسلام رفتیم به در خانه فاطمه زهرا سلاماللهعلیها.
🥀 دیدم فاطمه زهرا سلاماللهعلیها به دخترکی کوچک که زینب سلاماللّهعلیها نام داشت،فرمود: دخترم! گردنبند خود را بده به این فقیر. آن دختر چنین کرد و به برکت آن گردنبند تاکنون فقیر نشدهام.
🥀 به من بگو آیا زینب کبری سلاماللّهعلیها به سلامت است؟ یک مرتبه حضرت ام کلثوم علیهاالسلام که این صحنه را مشاهده مینمود، به گریه درآمد فرمود: «ای پیرزن! آن زینب که تو میگویی همین زن است که با او صحبت میکنی!»
📚جامع المجالس، ص۷۵ (نسخه خطی)
✍ در کربلا صبور رسید و دچار رفت
زینب عزیز آمد و با حال زار رفت
آنکس که روزگار به گردش نمیرسید...
آخر به سایهی ستم روزگار رفت
روزی کنار اکبر و روزی کنار شمر
آنسان سوار آمد و اینسان سوار رفت!
بانوی باحیای حرم بعد نیم قرن...
بین غریبه آمد و با نیزهدار رفت
زینب اگرچه وقت بلا پس نمیکشید
هر جا صدای حرمله آمد کنار رفت!
میخواست تا وداع کند با تن حسین
او را چنان زدند ز قلبش قرار رفت
خلخال دختران همه سوغات کوفه شد
از آن به بعد پای همه روی خار رفت
عباس گریه گرد همان دم که خواهرش
با مستهای بیسروپا همجوار رفت
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
احمد عمامه را به زمین زد میان عرش
وقتی بهروی معجر زینب غبار رفت
🕊﷽🕊
🌹#روضه_اربعین
🌾 #دفتری_اربعین
🍁 اول به نبی حضرت خاتم صلوات
🍁دوم به علی شیر دو عالم صلوات
🍁سوم به گل وجودِ پاک زهرا
🍁چهارم به حسن خونجگر غم صلوات
🍁از بهر حسین آن شه کرب و بلا
🍁وآن تشنهی در مقتلِ ماتم صلوات
#اللهم_صل_علی_محمد_وآل_محمد
#یارب_الحسین_بحق_الحسین_اشفع_صدر_الحسین_بظهور_الحجه
✨چهل روز است حسینم را ندیدم
✨ بلایش را به جان و دل خریدم
✨چهل روز چهل منزل اسیرم
✨دعا کن در کنار تو بمیرم
✨چهل روز غم چهل ساله دیدم
✨ غم و اندوه دیدم ناله دیدم
✨سر پر خون تو همراه من بود
به هر جا چلچراغ راه من بود
✨همین جاغرق درغم شد وجودم
✨تن پاک ترا گم کرده بودم
✨میان نیزه ها دل با ختم من
✨ ترا دیدم ولی نشناختم من
✨اگر امروز برداری سرت را
✨ تو هم نشناسی ای گل خواهرت را
✨ز جا برخیز ای نور دو دیده
✨ببین مویم سپید و قد خمیده
⬅️قافله رسید سر دو راهی. بشیر اومد خدمت امام سجاد ع ـ یابن رسول الله ....
یه راه میره مدینه ....
یه راه میره کربلا...
کدوم راهُ بریم؟؟
امام فرمود بشیرقافله سالار ما عمه ام زینبه، برید از عمه جانم زینب سوال کنید..... ـ
⏪بشیر میگه اومدم خدمت دختر علی زینب....
بی بی جان مدینه بریم یا کربلا....
میگه بی بی تا نام کربلا رو شنید، اشک از چشماش جاری شد...
فرمود بشیر ما رو ببر کربلا....
چهل روزه عزیزانمونو ندیدیم...
چهل روزه حسینمو ندیدم.... نگذاشتن ما مجلس عزا براشون بگیریم ....
⬅️آی کربلا زینب داره میاد اون یه عالمه خاطره داره فرصت گریه کردن نداشته....
⬅️روز اربعین قافله ای که چهل روزه بود عزیزانشونُ ندیده بودن اومدن کربلا ...
🔘آخ کاروان رسید کربلا....
☑️این زن و بچه برا دومین بار از این ناقه ها پایین اومدن ....
اما اولین بار روز دوم محرم بود...
وقتی میخواستن از ناقه ها پایین بیان،،،،
جوونای بنی هاشم اومدن....
هر کدوم این زن و بچه ها رو پیاده کردند....
با احترام وارد زمین کربلا شدن....
وقتی زینب میخواست از ناقه پیاده بشه ،علی اکبر اومد.، ،،،،
عمه جان دستتو بده به من پیاده شو .....
عباس اومد ، زانو زمین زد ...
خواهرم زینب پاتو رو زانوی عباست بزار پیاده شو .....
با چه عزت و احترامی همه رو پیاده کردن
💔اما اما اما آی کربلائیا.....
💔 روز اربعین وقتی خواستن از ناقه ها پایین بیان دیگه بچه ها کسی رو ندیدن .....
نه عباسی هست....
نه علی اکبری هست....
از بالای ناقه ها خودشونو زمین می۶ انداختن ....
هر کدوم کنار قبری رفتن...
◾️هر یکی سوی مزاری میدوید
▪️هر یکی قبری در آغوش میکشید
◾️ناگهان بانوی قد خمیده ای
▪️قد خمیده مو پریشان خسته ای
◾️گفت یارب چه سازم یا کریم
▪️رو سوی قبر که باشم یا رحیم
◾️ناگهان آمد به خود با شور و شین
▪️دید بنشسته سر قبر حسین
⬅️زینب اومد کنار قبر برادر....
🔸(شاید درد دلش این بوده باشه)
حسین جان یادته تو کربلا هر کشته ای رو می آوردی من اولین نفر بودم که از خیمه بیرون می اومدم حسین جان......
یه جا نیومدم....
(یادته داداش)
اونم اون وقتی بود که دیدم بدن عزیزانم عون و جعفر رو آوردی.....
حسین جان میدونی چرا نیومدم...
ترسیدم چشات به چشام بیفته از من خجالت بکشی داداش....
داداش حالا بیا تلافی کن ....
سراغ رقیه تو از من نگیر حسین جان ....
وقتی سرتو وارد خرابه کردن ....
🔹(گریز به روضه حضرت رقیه س).....
حسین جان سراغ سه ساله تو از من نگیر داداش
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
⚫️آورده ام تمام عزیزانت ای حسین
🔴جز دختر سه ساله ات ای مهربان من
⚫️از من مپرس حال دل آن سه ساله را
🔴در گوشه خرابه برفت از کنار من
.
#واحد
#تنور_خولی
#دیر_راهب
#اسارت
دوباره غم قلب پریشونم و آزرده
یه زخم دیگه روی زخم جگرم خورده!
دلشوره ی سرت نذاشت پِلک بذارم رو پِلک
تا فهمیدم خولی سرت رو با خودش برده
برای زینب نمیشه سر امشب
کشته منو غمت برادر امشب
ای کاش میشد سرت رو پس بگیرم
میسْپارمت به دست مادر امشب
آه یااباعبدالله
این لحظه ها خیلی برام سخته و جانسوزه
پس کی به آخر میرسه عذاب هر روزه
من راضی ام سرت بالای نیزه ها باشه!
حداقل موهات دیگه اونجا نمیسوزه
هر روز و شب خواهرت از تو دوره
برای من بساط گریه جوره
خدا بخیر بگذرونه عزیزم
امشب سرت تا صبح توی تنوره
آه ، یااباعبدالله
تا خوده صبح از ته قلبم میکشم هی آه
من غیره سوختن غیره ساختن که ندارم راه
دلنگرانیم واسه ی اینه که میدونم
رقیه این سر و ببینه میمیره والله
مرهم دل نشد به غیره راهب
عاقبتش ختم به خیره راهب
خداروشکر حداقل یه ذره
سامون گرفت سرت توو دیره راهب
آه ، یااباعبدالله
#بهمن_عظیمی✍
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
.
ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده
در شـب ظـلـمــانی ام، مـاه نــشـانـم بـده
يوسـف مصری ز چـاه، گـشت چنـان پادشـاه
گـر کـه طـريـق ايـن بُـود، چـاه نـشـانـم بـده
بر قـدمت همچـو خاک، گريه کنـم سوزناک
گِل شد از آن گريـه خاک، روح به جـانم بده
از دل شـب می رسـد، نـور سـرا پـرده ها
در سـحــراز مشرقت،صـوت اذانـم بــده
سر خـوشـی اين جـهـان، لـذت يک آن بُـود
آنچـه تو را خـوشـتـر است، راه بـه آنـم بـده
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
.
#نوحه
#اسارت
#کوفه
بروی نیزه حسین چراغ راهم تویی
پشت و پناهم تویی یکشبه ماهم تویی
وای حسین وای حسین وای حسین
جان من از روی نی بده به زینب تو جان
دوباره از روی نی آیه قرآن بخوان
وای حسین وای حسین وای حسین
بخوان تو قرآن حسین که حل کنی مشکلم
با سر خود کرده ای سایه تو بر محملم
وای حسین وای حسین وای حسین
به نیزه کردی مکان هلال خاکستری
از روی نیزه هنوز دل منو می بری
وای حسین وای حسین وای حسین
ببین پریشان شدم من ز پریشانیت
ای سر پر خون چرا شکسته پیشانیت
وای حسین وای حسین وای حسین
همه به زخم زبان دلم رو بشکسته اند
مثل بابامون علی دست منو بسته اند
وای حسین وای حسین وای حسین
#سید_محسن_حسینی ✍
.#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها