eitaa logo
کانال نوحه وسینه زنی یا زینب(سلام الله علیها)
14.5هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.4هزار ویدیو
370 فایل
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها #اللهم_عجل_لولیک_الفرج_والعافیه_والنصر #هدیه_محضر_امام_زمان_عج_صلوات http://eitaa.com/joinchat/2288255007C8509f44f1f
مشاهده در ایتا
دانلود
🪴❣﷽❣🪴 🌿🌱🍃🪴 🌿🌱🪴 🌿🪴  🌿 السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا عَمَّ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ 1 تا همیشه غمت بر این دلهاست گریه بر تو سفارش طاها ست در مقامت همین بس است نبی گفت : حمزه سیدالشهدا ست ( اینقدر مقام و جایگاه حضرت حمزه پیش پیغمبر بالاست.. بعد شهادت حمزه، پیغمبر از کنار طایفه بنی ظفر دید زنهای طایفه دارند برا شهدای طایفه ی خودشون گریه می کنند پیغمبر متاثر شد فرمود "و لکن حمزَةَ لا بَواکیَ لَه" یعنی عموجان من گریه کن نداره.. بزرگان طوایف این حرف و تا شنیدند به زنهاشون امر کردند : اول برای حمزه گریه کنید بعد برا شهدای خودمون) ای عمویِ نجیب پیغمبر تکیه گاهِ غریب پیغمبر اسداللهِ غزوه های رسول وقت غم ها حبیب پیغمبر همه جا یار مصطفی بودی تو مددکار مصطفی بودی هر زمان که اذیتش کردند تو طرفدار مصطفی بودی (اما یه همچین ایامی، تو جنگ احد،. حمزه عموی پیغمبر، در نهایت شجاعت، اما با مظلومیت تمام به شهادت رسید) من بمیرم چه بر سرت آمد چه به احوال پیکرت آمد عالمی سوخت آن زمانی که سر نعش تو خواهرت آمد خواهر تو ندید پیکر تو که چه آورده هند بر سر تو (بدن نازنین حمزه رو مثله کردند اون زن ملعونه دستور داد سینه ی مبارک و شکافتند، جگر حمزه را بیرون کشیدند) خواهر تو ندید پیکر تو که چه آورده هنده بر سر تو خارها و عبا کمک کردند که نمیرد عزیز خواهر تو (تا دیدند صفیه خواهر حمزه داره میاد، پیغمبر دستور داد فرمود بدن حمزه رو بپوشونید خواهرش اگر ببینه طاقت نمیاره... حق داشتی یا رسول الله.. خواهرا همه اینجوری اند، طاقت ندارند ببینند یه خار به پای برادرشون بره.. اما لایوم کیومک یا اباعبدالله یا رسول الله جات خالی بود کربلا.. اون ساعتی که زینب اومد تو گودال قتلگاه، بدن بی سر برادر و رو دست گرفت.. یه نگاه کرد سمت مدینه بعد فرمود یا رسول الله: هذا حُسینٌ مُرَمّلٌ بالدِّماء) این کشتهٔ فتاده به هامون حسین توست وین صید دست و پا زده در خون حسین توست این رفته سر به نیزهٔ اعدا حسین توست این مانده بر زمین تن تنها حسین توست ☆«یاعلی🌴مدد»☆
ShahadatHazratHamze1401[01].mp3
19.15M
🎙 میثم مطیعی هم يکه تاز عرصه جنگ و نبردها هم آشناي بی کسی اهل دردها هنگام رزم و حادثه مردي دلير بود خورشيد آسماني و روشن ضمير بود شب هاي مکه شاهد جود و کرامتش گل داشت باغ شانه ی او از سخاوتش او صاحب تمام صفات حميده بود دل را به نور حضرت حق پروريده بود الگوي اهل سرّ و يقين بود طاعتش يعني زبانزد همه مي شد عبادتش در آسمان مکه ی دلها ستاره بود بر قلبه اي خسته اميدي دوباره بود بالا گرفت روز اُحد تا که کارزار شد آسمان روشن آن روز تارِ تار آتشفشان شده اُحد از بس گدازه ريخت از آسمان و خاک زمين خون تازه ريخت حمزه در آن ميانه که گرم قتال شد کم کم براي حمله ی‌ دشمن مجال شد آنقدر روبهان به شکارش کمين زدند تا نيزه اي به سينه ی آن نازنين زدند حمزه که رفت قلب رسول خدا شکست خورشيد چشمهاي رئوفش به خون نشست لبريز زخم بود و جراحت دل نبي از دست رفته بود همه حاصل نبي ميدان خروش ناله ی‌ واويلتا گرفت عالم براي غربت حمزه عزا گرفت جانم فداي پيکر پاک و مطهرش جانم فداي زخم فراوان پيکرش اما هنوز غربت آن روز مانده بود داغي عظيم بر دل عالم نشانده بود خواهر کنار جسم برادر رسيد و بعد آهي ز داغ لاله ی پرپر کشيد و بعد پيمانه هاي صبر دل او که جوش رفت آنقدر ناله زد که همان جا ز هوش رفت آري دلم گرفته ز اندوه ديگري دارم دوباره ماتم مظلومه خواهري زينب غروب واقعه را غرق خون که ديد از خيمه تا حوالي گودال مي دويد ناگاه ديد در دل گودال قتلگاه درخون تپيده پيکر سردار بي سپاه پس با زبان پُر گله آن بضعه ی‌ بتول رو کرد بر مدينه که يا أيها الرسول اين کشته ی‌ فتاده به هامون حسين توست اين صيد دست و پا.. يوسف رحيمی✍
. 📋ما را نسیم پرچم تو زنده می کند _امام_حسین (ع) ............................................ ما را نسیم پرچم تو زنده می کند زخمی است دل که مرهم تو زنده می کند خشکیده بود چند صباحی قنات اشک این چشمه را ولی غم تو زنده می کند .( فرمود اگه می‌دونستید تو مصیبت حسین چه بر سر اهل آسمان و زمین اومد ،. اگر می‌دونستید داغ این آقا چقدر بزرگه همان لحظه جان می‌دادید ). آه ای قتیل اشک، نفس های مرده را شور تو، روضه و دم تو زنده می کند ای خون بهای عشق، چه خوش گفت پیر ما: اسلام را محرم تو زنده می کند ما با غذای نذریتان رشد کرده ایم جان را عطای حاتم تو زنده می کند آقا جسارت است، ولی داغ شیعه را انگشتر تو، خاتم تو زنده می کند بالای تل هم آتش این قوم خفته را آن خواهر مکرم تو زنده می کند این کشته فتاده به هامون حسین اوست خود را به اسم اعظم تو زنده می کند فردای محشر و غم و طوفان وتشنگی .( با چه احوالاتی انسان‌ها محشور میشن ، برهنه ، بیچاره ، یه حالیه ، هم قرآن میگه هم روایات ، پدر و مادر از هم فرار می‌کنن بچه از پدر و مادر ! آقا ما رو دریاب حسین آقام همه می رن تو می مونی برام گفت هرکی دنبال اون چیزیه که تو دنیا بهش محبت داره ، الله اکبر ، هرکی با هر کسی با هر چیزی مانوس بوده اونجا مانوسه ؛ یه عده با شهوتشون یه عده با غضبشون یکی خیلی دنبال نامحرم اونجا هم دنبال نامحرم ، اما یه عده دور اباعبدالله جمع میشن ، حسین جان ، ما اونجا چیکاره‌ایم با کی هستیم آقا). ما را امید زمزم تو زنده می کند شاعر : ✍ 📋جگر پاره پاره اش فهماند (ع) _امام_حسین (ع) ............................................ .( پیغمبر فرمود واسه عموم کسی گریه نمی‌کنه ، واسه اون آقایی که خودش غریب بود ، اما امیرالمومنین با دست‌های بسته وقتی می‌کشیدن می‌بردنش مسجد ، هی صدا می‌زد حمزه کجایی ! ای کاش حمزه بود دستای منو می‌بستن اما به فاطمه جسارت نمی‌کردن !). جگر پاره پاره اش فهماند عاشقی کار با جگر دارد .( ابوسفیان اومد بالای سر حمزه ، بدن و مصلح کردن نامرد جسارت کرد ، جیگر آقا رو بیرون آورد به اون کسی که تو عاشورا لعنش می‌کنیم « آکِلَتِ الاَکباد » هند جیگرخوار ملعون جیگر آقا رو به دندون کشیده بود ، خدا لعنتش کنه ، بدنو یه طور مصلح کردن ، پیغمبر وقتی رسید بالای سر حمزه عبا رو درآورد رو بدن مصلح انداخت ! پیغمبر خودش با دست خودش هی بدنو جمع کرد ، هرچی تلاش کرد زیر عبا جمع نشد ، تا گفتن یا رسول الله خواهرش داره ، میاد پیغمبر با یه هول و ولایی خارها رو جمع می‌کرد رو پاهای حمزه می‌ریخت ، فرمود به پسر زبیر گفت ، بگید نیاد! گفت مادرم نمی‌تونه تحمل کنه آقا دستور داد جلوشو بگیرن نشد خواهر دیگه اومد تو گودی قتلگاه ، نگاش افتاد به بدن مصلح حمزه ، یا رسول الله کنارش بودی . تو مقاتل هست ابوسفیان اومد بالای سر حمزه با نوک شمشیر به صورت حمزه می‌زد ، یه وقت این غلام ابوسفیان ملعون گفت چه می‌کنی؟ این آقا رسم داره ، نشان داره ، بزرگ یه قومیِ ، احترام داره ، خیلی ابوسفیان خجالت کشید گفت واسه کسی نگی ها . من بمریم برا حسین اینقدر زینب زمین خورد بلند شد ، دوان دوان به سمت قتلگاه راوی میگه حسین می‌گفت با کعبه نی میزدنش رو زمین می‌افتاد ، ای کاش یکی یه عبایی رو تنت انداخته بود یا اباعبدالله). رأس تو می رود بالای نیزه ها من زار می زنم در پای نیزه ها آه ای ستاره ی دنباله دار من زخمی ترین سر نیزه سوار من ای کشته فتاده به هامون حسین من ای صید دست و پا زده در خون حسین من قَتَلوکَ عَطشانا ، ذَبَحوکَ عُریانا هر کی می دید می گفت بیچاره خواهرش با کهنه خنجری ، می زد به حنجرش امام ، تو مجلس اون ابن زیاد ملعون با چوب دستی با لبای اباعبدالله بازی می‌کرد کسی بلند نشد بگه این آقا زن و بچه اش دارن نگاه می‌کنن نامرد نکن کسی نگفت این آقا پیغمبر زاده است پیرمرد نکن این کارو باهاش رفت تا مجلس یزید ملعون بوزینه از بالای منبر یه قیافه‌ای داشت وقتی با چوب خیزران به لبا می‌زد می‌گفت حسین می‌بینی چه ضربه دستی دارم ای کاش جدت زنده بود ازت دفاع می‌کرد حسین غریب گیر آوردنت ............................................. حاج مسعود پیرایش 👇