eitaa logo
کانال نوحه وسینه زنی یا زینب(سلام الله علیها)
14.5هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.4هزار ویدیو
372 فایل
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها #اللهم_عجل_لولیک_الفرج_والعافیه_والنصر #هدیه_محضر_امام_زمان_عج_صلوات http://eitaa.com/joinchat/2288255007C8509f44f1f
مشاهده در ایتا
دانلود
قعر مطامیری و عمامه سرت نیست یک جای سالم بر روی بال و پرت نیست درد غل و زنجیرها هیچ است وقتی معصومه را دلتنگی اما دخترت نیست از جلوه ی ماهت فقط مانده هلالی گویی که در بین عبایت، پیکرت نیست طوری شکسته ساق پایت بین زنجیر دیگر علاجی بر غم زجرآورت نیست خَلّصنی یا رب، روضه ی در پرده ی توست این ناله ها، جز یاد داغ مادرت نیست بر خاک نمناک استخوانت نرم گشته بی علت این آه و فغان آخرت نیست بر روی تخته پاره جسمت رفته اما این وزن سنگین، وزن جسم لاغرت نیست خوبیِ تخته پاره در این است، دیگر در زیر پا، جسم به خون غوطه ورت نیست قعر سیهچالت کجا و قعر گودال! کُندیِ خنجر لااقل بر حنجرت نیست حداقل دلواپسیِ دخترانت ساعات آخر در وجود مضطرت نیست هر چند در این جا غریبی، باز خوب است چشمان ساربان، پی انگشترت نیست
. بازم نشستم واسه مرگم دعاکردم با تازیونه ای خدا روزم رو وا کردم لحظه اخره که چشم به رامو منتظر رسیدن رضامو منتظرم بالا سرم بیادُ وا کنه زنجیرای دور پامو خدا الهی برا کسی نیاره ولی منو می ذارن روی یه تخته پاره ……… تو این سیاچال هیچکی نیست دورو برم باشه قسمت نشد معصومه هم بالا سرم باشه زمزمه لبام ولی همینه خداروشکر نیومد از مدینه هرچی باشه نمی تونه یه دختر تن باباش و روی خاک ببینه ولی تو صحرا یه روزی دید یه دختر تن باباشو رو خاک اونم پاره و بی سر …. وقتی که می بینم رد زخم و کبودی رو یا وقتی می بینم نگهبان یهودی رو یادم می یادازکوچه های شامو ملأعام و بام و ازدهامو کنار اون سرای روی نیزه بزم شراب می بردن عمه هامو یه نامسلمون می بست دست ربابو کنار طشت می اورد همش ظرف شرابو ✍ 👇
. طور مناجاتم شده قعر سیاچال طائرم و کنج قفس زدم پر و بال خلصنی یارب ، بی کسم   ای وای ای وای رها کن از این قفسم   ای وای ای وای بالا نمیاد نفسم   ای وای ای وای واویلتا واویلتا   ای وای ای وای پا تا سرم شده کبود و زخمی یارب این سندی شاهک نداره رحمی یارب کارش اذیت کردنه   ای وای ای وای کاش منو تنها بزنه   ای وای ای وای این نانجیب بد دهنه   ای وای وای واویلتا واویلتا ای وای ای وای تابوت من اگر چه شد یه تخته در کفن قیمتی برام آوردن آخر شد خاک صحرا کفن   جدم ای وای عریان شد آخر بدن   جدم ای وای پامال اسبا شد تن   جدم ای وای واویلتا واویلتا ای وای ای وای 👇
. غبارم و فتاده ام به پایش هوائیم چو ذره در هوایش خدا نگیرد از دلم ولایش من و ولای، موسی بن جعفر منم گدای موسی بن جعفر فدای نغمه های یارب او فدای سجده های هرشب او فدای غربت و غم و تب او سرم فدای موسی بن جعفر منم گدای موسی بن جعفر شنیده ام ز غصه او فسرده پای ورا  زنجیرها  فشرده شنیده ام که تازیانه خورده دل و عزای موسی بن جعفر منم گدای موسی بن جعفر سوده شده چرا تنش خدایا فدای زخم گردنش خدایا به روی شانه بردنش خدایا نبود سزای، موسی بن جعفر منم گدای موسی بن جعفر ✍ 👇
. در دل تاریک زندان مثل شمع روشنم لحظه لحظه، قطره قطره، آب گردیده تنم بس که لاغر گشته ام چون می گذارم سر به خاک خصم پندارد که این من نیستم پیراهنم در سیه چال بلا با دوست خلوت کرده ام این نماز، این حال خوش، این اشگ دامن دامنم هر که زندانی شود باید ملاقاتش روند این که ممنوع الملاقات است در زندان، منم قاتل دل سنگ می خندد به اشگ دیده ام حلقه ی زنجیر می گرید به زخم گردنم بس که جسمم آب گشته مثل شمع سوخته محو گشته جای نقش تازیانه بر تنم روزه دارم، وقت افطار است و گویی قاتلم کرده با خرمای زهر آلوده قصد کُشتنم گاه گاه از ساق پای من خون می چکد بس که پا ساییده گشته بین کند و آهنم دوستان! از گریه ی من حبس هم آمد به تنگ با وجود آنکه خندیدم به روی دشمنم یاد از جسم من و از تخته در می کند هر که گردد زائر و آید کنار مدفنم یابن زهرا «میثم» استم با تولاّی شما گر به دوزخ هم روم از هُرم آتش ایمنم ✍ .
enc_16768512396792080811297.mp3
3.67M
خوبان روزگار مسلمان زینبند
دیوانه حسین و پریشان زینبند

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
حتماً کنیز پیرغلامان زینبند

زینب زینب ...

در جنت الحسین تمام حسینیان
هستند غرق ناز که مهمان زینبند

مرغان خوش صدای بهشتی تمامشان
بیچاره طنین حسین جان زینبند

حسین حسین ...

زینب اگر نبود محرم نداشتیم
هیئت نبود این همه آدم نداشتیم

کعبه رقیب حرمت زینب نمی شود
عالم حریف هیبت زینب نمی شود

اینها که گفته اند ز عیسی مسیح ها
یک قطره از کرامت زینب نمی شود

هرجا که حرف اوست همانجاست کربلا
در هر مکان که صحبت زینب نمی شود

باید به سوی عرش خدایش سفر کنند
روی زمین رعایت زینب نمی شود
.
enc_17070877520778551792826.mp3
3.85M
تو را بردند نامردان از این زندان به آن زندان
شدی با خون دل مهمان از این زندان به آن زندان

شنیدم در غل و زنجیر با توهین پی در پی
تو را انداخت زندانبان از این زندان به آن زندان

مناجاتت دو چندان شد پس از هر سجده ات رفتی
صدای جذبه قرآن از این زندان به آن زندان

به جای آه و نفرین ذکر میگفتی و جاری شد
دعای بارش باران از این زندان به آن زندان

عبایت را کشیدند و امان از هتک حرمت ها
شدی حیران و سرگردان از این زندان به آن زندان

تو را بردند نامردان از این زندان به آن زندان ...

سر افطار خوردی تازیانه های محکم را
به جای آب و قدری نان از این زندان به آن زندان

به دست سندی بن شاهک ملعون زمین خوردی
بمیرم با تنی لرزان از این زندان به آن زندان

سکوت و کظم غیظت زهر دشمن را دو چندان کرد
چه مظلومانه دادی جان از این زندان به آن زندان

به یاد جد لب تشنه گلویت سوخت و خواندی
فدایت ایها العطشان از این زندان به آن زندان
.
50201_1398112152816_480654.mp3
921.1K
▪️نوحه سنتی شهادت امام کاظم علیه السلام زندان شده نورانی از مـــــاه جمال تو دشمن به غل و زنجیر بسته پروبــال تو دلها از داغ تو گردیده مضطر جانم فدایت یا موسی ابن جعفر یا باب الحوائج موسی ابن جعفر... نور بصر زهــرا از چه شده زنـــــدانی در بند غل و زنجیر آن جلوه ربانی با بغض و کینه میزد بی بهانه دشمن بر پیکر تو تازیـــــانه یا باب الحوائج موسی ابن جعفر... این زهر ستم آخر آتش زده بر جانت زهرا به جنان گرید برحال پریشــانت برلب داری دم آخـــــر نوایی ای رضا ای رضاجانم کجایی یا باب الحوائج موسی ابن جعفر... لب تشنه دم آخر یاد شهدا بودی باذکر حسین جانم در کرببلا بودی در تشییع پیکرت شد جسارت اما نرفتـــــه دخترت اســـارت یا باب الحوائج موسی ابن جعفر... شوری دگر اندازد یاد حرمت در دل ما را بطلب یکشب مارا تو بدان قابل ما زنده از فیـــض نام حسینیم عاشـــق و دلـــداه کاظمیـــــنیم یا باب الحوائج موسی ابن جعفر... ✍رسول میثمی
enc_17070878197348101269351.mp3
7.85M
تقدیر گریه میکنه
وقتی دور گردنم زنجیر گریه میکنه
میکشه زخم تن من تیر گریه میکنه
در و دیوار برا این پیر گریه میکنه

دل سنگو آب میکنه
وقتی زندانبانم ظرفو پر از شراب میکنه
ناسزا به مادرم میگه
همه عالمو روی سر من خراب میکنه

دل سنگو آب میکنه
وقتی توهین به بابام ابوتراب میکنه
دشمن بنی هاشمه
به جای همه با من تسویه حساب میکنه

سرم افتاده روی این خاک نمور پیکرم افتاده
درد پهلوم یاد مادرم افتاده
چقدر اشک ز چشم ترم افتاده

وای مادر مادر مادر ...
.