Mirdamad 1402 shab03 a.mp3
25.44M
|⇦حالا که اومدی پیشم...
#روضه و توسل حضرت رقیه سلام الله علیها اجرا شده #شبِ_سوم_محرم۱۴۰۲ به نفس سید مهدی میرداماد
روضه بیرون.mp3
18.35M
|⇦•تو وقتی اومدی...
#روضه_حضرت_رقیه سلام الله علیها اجرا شده به نفسِ سید امیر حسینی
#تو_وقتی_اومدی_گفتم
به دلم برات شده
بابام میاد بابام میاد بابام میاد امشب
مثل یک کبوترم
پر میزنم پر میزنم پر میزنم امشب
گفته بابام که بهت
سر میزنم سر میزنم سر میزنم امشب
دیگه از همسفرام
دل میکنم دل میکنم دل میکنم امشب
چه خوشه پیش بابام
جون کندنم جون کندنم جون کندنم امشب
دیگه جون خسته بر
لب هام میاد لب هام میاد لب هام میاد امشب
به دلم برات شده
بابام میاد بابام میاد بابام میاد امشب
وای دلم وای دلم
---------------
دختر شامی شنو
حرفای من حرفای من حرفای من امشب
تو بابات قشنگ تره یا
بابای من بابای من بابای من امشب
مثل بارون بهار
اشکام میاد اشکام میاد اشکام میاد امشب
به دلم برات شده
بابام میاد بابام میاد بابام میاد امشب
وای دلم وای دلم
------------
دست روی دست نذارید
بابام میاد بابام میاد بابام میاد امشب
لباس نو بیارید
بابام میاد بابام میاد بابام میاد امشب
خونه رو جارو کنید
بابام میاد بابام میاد بابام میاد امشب
موهامو خوشبو کنید
بابام میاد بابام میاد بابام میاد امشب
دلو دیوونه کنید
بابام میاد بابام میاد بابام میاد امشب
موهامو شونه کنید
بابام میاد بابام میاد بابام میاد امشب
وای دلم وای دلم#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
29841.mp3
5.44M
#شور
#شهادت_حضرت_رقیه
🎤حاج محمود کریمی
📋در این سفر یک اشتباه کردم
#متن_روضه / *بخش دوم صوت*
#گریز_به_روضه_امام_حسن (ع)
#گریز_به_روضه_امام_حسین (ع)
با نوای کربلایی سیدرضا نریمانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
صدا زد زینبم تشتی برام آماده کن.
بیبی سریع دوید تشتی آماده کرد،
"آی قربونت برم بی بی جان"
تشت رو که گذاشت جلوی امام حسن داخل تشت رو نگاه کرد، دید پارههای جگر داداششه...
این لبای خونی رو نگاه میکرد گریه کرد...
این تشت خونی رو نگاه میکرد گریه میکرد...
ابی عبدالله و عباس اومدن اول کاری که کردن زیر بغلای زینب رو گرفتن،
چه خبره زینب لب خونی دیده؟!
چه خبره زینب تشت خونی دیده؟!
اما رفقا گریهکنا نوکرا، یه جایی رو من سراغ دارم هیچکس نبود زینب رو کمک کنه، یه مرتبه دیدن همچین که تشت رو وارد کردن اون نانجیب چوب رو برداشت، هی به این لبها میزد؛ یه مرتبه زینب پا شد؛ گریبان چاک کرد
«در این سفر یک اشتباه کردم
تو چوب خوردی من نگاه کردم»
"یا حسن"
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️
#ورودکاروان_اهل_بیت_ع_به_شام
دور محمل چه شلوغ است مکافات شده
قافله وارد دروازه ساعات شده
سنگ در دست رسیدند و خوش آمد گفتند
بین هر کوچه ای از آل علی بد گفتند
وسط اینهمه خنده شرر آهم هست
دور من هرکس و ناکس که نمیخواهم هست
این جماعت که همه راهزن و دزد رهند
زشت باشد که تو باشی و مرا هل بدهند
سوره ناس بخوانید که شر کم بشود
چشم ها خیره نماند سرشان خم بشود
ای حسین از تو چه پنهان به خودم لرزیدم
معجرم را به سر یک زن شامی دیدم
اول ماه صفر بدسفری بود حسین
ساربان من عجب بدنظری بود حسین
از سر نیزه ببین رد کبودی هارا
لال کن جان ابالفضل یهودی هارا
مشکلی کاش ز هجران تو حل میکردم
سرت از نیزه می افتاد بغل میکردم
طعنه و زخم زبان مرحله به مرحله بود
بی ادب تر ز همه دوروبرم حرمله بود
نصف روز است که اینجا سرپاییم حسین
دوست داری که بگوییم کجاییم حسین
وسط اینهمه روضه فقط این غم کم بود
آخرین منزل ما مجلس نامحرم بود
شاعر: #سیدپوریا_هاشمی#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
#ورودکاروان_اهل_بیت_ع_به_شام
کارِ ما گرچه به جز گریهی پیوسته نبود
کارِ این قوم ولی خندهی آهسته نبود
آنقدر ضربهی نیزه همه را ساکت کرد
بِینِ ما در پِیِ تو یک سرِ نشکسته نبود
پشت دروازهی ساعات معطل شده است
آن کریمی که درِ خانهی او بسته نبود
خسته از زخمِ زبانیم و جسارت به لبت
پایِ ما با تو در این راه ولی خسته نبود
فقط از دور تو را دخترکانت دیدند
نیزهای کاش به تو اینهمه وابسته نبود
گرچه از دور ولی باز زمین میاُفتند
زخمِ حلقومِ تو ای کاش که برجسته نبود
گرمِ تزئین و پذیرایی شاماند همه
ورنه دروازهی این شهر چنین بسته نبود
شاعر: #حسن_لطفی
امام صادق (ع) از زبان امام زینالعابدین (ع) نقل کردهاند که: «مرا بر شتری لنگ، بدون روپوش و جهاز سوار کردند. سر سیدالشهداء (ع) بر نیزهی بلندی بود و زنان بر شتران پالان دار پشت سر من بودند.
جماعتی که ظلم و ستم را از حد گذرانده بودند ، با نیزهها در جلو ، عقب و اطراف ما بودند.
هرگاه یکی از ما گریه میکرد، بر سرش میزدند.»
📚بحارالانوار، جلد ۴۵، صفحه ۱۵۴
#ورودکاروان_اهل_بیت_ع_به_شام
از تیرگی شام دل آسمان گرفت
وقت ورود شد، نفس کاروان گرفت
ذریه ی بتول اسیران سلسله
باران سنگ بر سرشان ناگهان گرفت
راسی که بود بر سر نیزه نشان عشق
پیرزن یهودیه اورا نشان گرفت
راهی نبود از در دروازه تا به کاخ
از صبح تا غروب ولیکن زمان گرفت
اشک سر بریده درآمد که خواهرش
جا در میان مجلس نامحرمان گرفت
ای دختر علی چقدر داغ دیده ای
این روزگار از تو چه سخت امتحان گرفت
بازجر نانجیب شبی روبرو شُد و
اینگونه شد رقیه که لکنت زبان گرفت
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
شاعر: #محمدجواد_مطیع_ها
7.14M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ماشاالله به این مداح نونهال عزیز
چقدر مسلط و زیبا نوحه خوند 👆👏👏💐💐💐🌹🌹🌹🇮🇷🇮🇷🇮🇷
#ایام_اسارت_آل_الله علیهم السلام
#اول_صفر
#زمینه
بند1⃣
یا شدید القُویٰ
یا شدید المِحال
یا عزیز و یا عزیز و یا عزیز
میکشه زینب و
فکر این واژه ها
خارجی و نامسلمون و کنیز
یا محسن، ما کجا و این حرفا
یا مُجمِل، ما کجا نون و خرما
یا مُنعِم، ما کجا کوچه بازار
یا مُفضِل، بین نامردا تنها
تو این شلوغیا جونم، به لب اومده
این ازدحامِ نامحرم، برا ما بده
یا لا اله الا انت، نجاتم بده
#یا_لا_اله_الا_انت_نجاتم_بده
بند2⃣
یا شدید القُویٰ
یا شدید المِحال
یا عزیز و یا عزیز و یا عزیز
میکشه زینب و
فکر این واژه ها
شهر شام و روضه های بی گریز
یا محسن، ما کجا و خاکستر
یا مُجمِل، ما کجا و دردسر
یا مُنعِم، ما کجا و چشم بد
یا مُفضِل، بی نقاب و بی معجر
این شهر و خنده هاش آتیش، به قلبم زده
توی دلم از این دنیا، غم بی حده
یا لا اله الا انت، نجاتم بده
#یا_لا_اله_الا_انت_نجاتم_بده
بند3⃣
یا شدید القُویٰ
یا شدید المِحال
یا عزیز و یا عزیز و یا عزیز
میکشه زینب و
فکر این واژه ها
کوچه ها و خونه های ناله خیز
یا محسن، ما کجا و بزم می
یا مُجمِل، ما کجا و کعب نی
یا مُنعِم، ما کجا سیلی خوردن
یا مُفضِل، تازیونه پی در پی
خیلی مصیبتا دیدم، حرم شاهده
خیلی سپر شدم اما، نداشت فایِده
یا لا اله الا انت، نجاتم بده
#یا_لا_اله_الا_انت_نجاتم_بده
شعر و سبک: #امیر_آهمند
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها