𓆩♡𓆪 𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉 𝑵𝒊𝒎𝒆𝒉 𝑻𝒂𝒎𝒂𝒎 𓆩♡𓆪
Part:²⁶
حآمی:اون لباس کوتاهه اونو نخر اگه میخوای بخری هم فقط توی مهمونی خوانوادگی
دیآنآ:حآمی گفت نخر ولی من یواشکی خریدم😂
حآمی:برا سوگل خانمم بریم لباس بگیریم
دیآنآ:آره
دیآنآ:حآمی این بنظرم خیلی قشنگه
حآمی:آره
چند ساعت بعد...
دیآنآ:آخیش خسته شدم
حآمی:همچنین
دیآنآ:من برم سوگل رو بخوابونم داشتم سوگل رو میخوابوندم دیدم حآمی از پشت بغلم کردم
حآمی:نمیدونی چقدر دلم برای صدات تنگ شده بود:)
دیآنآ:منم همینطور
حآمی:لبخندی زدم پیشونی سوگلو بوsدم و رفتم خوابیدم
دیآنآ:بلاخره سوگل خوابش برد هوففف
چند روز بعد...
دیآنآ:عشقممم من دارم با جآنآ و رهآ میرم آرایشگاه
حآمی:باشههه
دیآنآ:لباسامو پوشیدم و رفتم سراغ جآنآ به به عروس خانم سوار شو بریم
جآنآ:سلام برو
رهآ:سلامم
جآنآ و دیآنآ:سلاممم
دیآنآ:رسیدیم آرایشگاه میکاپو کردم و موهامم شنیون کرده بودن به به عروس خانم چه خوشگل شدی
جآنآ:فداتشم توهم همینطور
دیآنآ:رفتم خونه حآمی خوشگل شدم؟
حآمی:واییی ماه بودی ماه تر شدی دورسرت بگردم😭✨️
دیآنآ:فداتشم بزا لباس مجلسی هامو بردارم و لباسای سوگل رو بپوشم
حآمی:بریم
دیآنآ:بلاخره رسیدیم و رفتم لباسامو پوشیدم حآمی الان چطورم؟
حآمی:مگه نگفتم اینو نخر کوتاهه؟(یکم بلند)
دیآنآ:خب حآمی خیلی خوشگل بود(بغض)
حآمی:برو عوضش کن(عصبانی)
دیآنآ:باشه رفتم عوضش کردم
حآمی:ناراحت که نشدی
دیآنآ:معلومه که شدم خب من اونو دوست داشتم
حآمی:خب کوتاه بود
دیآنآ:باشه
حآمی:ببخشید
چند ساعت بعد...
دیآنآ:بلاخره عروسی تموم شد رفتم آرایشمو پاک کردم
@Ehsghnimehtamam
𓆩♡𓆪𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉 𝑵𝒊𝒎𝒆𝒉 𝑻𝒂𝒎𝒂𝒎𓆩♡𓆪
𓆩♡𓆪 𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉 𝑵𝒊𝒎𝒆𝒉 𝑻𝒂𝒎𝒂𝒎 𓆩♡𓆪 Part:²⁵ حآمی:رفتیم خونه شروین که دیدم دیآنآ و رهآ اونجان! دیآنآ:دیدم حآمی
عالیی بوددد😭✨
دیانا جان سیسی بزا یذره نازتو بکشه خو🗿💔