4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چرا چادر؟!
📼👆بخشهایی از سخنرانی استادصفایی درباره مسئلهی حجاب:
🎙ما میخواهیم بدون اینکه زمینهای آماده کرده باشیم بدون اینکه مغزها را به آگاهی، به شناخت و دلها را به عشق و عقیدهای رسانده باشیم، حجاب بگذاریم.
🎙 ما میخواهیم قبل از اینکه فکری را عوض کرده باشیم، لباسها را عوض کنیم؟!
این خیلی سطحینگری است! که بخواهیم چادری روی سری بیندازم بدون اینکه در آن سر و در آن مغز، کاری و حرکتی و شناختی به وجود آورده باشم.
🎙 برفرض چنین حجابی تحقق پیدا کند و چنین لباسی کسی بر دوش بکشد چه سودی دارد؟ و چه نتیجهای دارد جز خستگی؟! جز سنگینی؟! جز نفرت و انزجار؟
📌نظرات و توضیحات استادصفایی درباره مسئلهی حجاب را در کتابِ " حجاب و آزادی روابط "، مطالعه کنید.
📱با ما به دنیای عینصاد بیایید:
https://eitaa.com/joinchat/2964258817C4593522bca
💬 نظرات
میخواهم نفر ششم بشوم!
🖊حدود سالهاى ۴۵ بود، من در «صحن نو» منتظر بودم تا استاد بيايد و درسم را بگويد. در اين اثنا يك نفر پيرمرد آمد كه من اسمش را شنيده بودم و مىگفتند خيلى حرّاف و متلكپران است. نگاهش كه به من افتاد با تحقير از مقبرهچىها پرسيد: «اين ديگه كيه؟»
🖊يكى از آنها مرا و پدرم را مىشناخت، معرفىام كرد و او با آشنايىِ نخوتزدهاى رو به من كرد و گفت: «تو كه پدرت روشنفكر بود، چرا گذاشت آخوند بشى؟!»
من هم خيلى آرام و بىتوجه، مقدارى نگاهش كردم و بعد با نيشخندى ازش پرسيدم: «مگر آخوندى چه عيبى داره؟!»
🖊 شروع كرد كه «شبش اينطور است و روزش اينطور و درس و بحثش اينطور، طلبگىاش فلان و روضهخوانىاش بَهمان و تبليغاش بيسار و آقايىاش چنين و مرجعيتاش چنان!»...
🖊من داشتم با مورچهها ور مىرفتم و بىاعتنا به تمام خوشمزگىهايش گنجشكها را نگاه مىكردم و اطراف را مىپاييدم و اصلًا به او نگاه هم نمىكردم...خيلى آرام گفتم: «شما خوب بود از من مىپرسيديد كه براى چه آخوند شدهام، اگر مىگفتم نون و آب و شب و روز و فلان و بهمان، خب، راهنمايىام مىكرديد؛ كه آقا بفرماييد اون طرف، اين در بسته است و بازم كه بشه، اين خبرها نيست. بايد شب چطور بخوابى و روز چطور راه برى و..». و شروع كردم حرفهايى را كه زده بود با مسخرگى قطار كردن...
گفت: «بفرماييد شما مىخواهيد چه كار كنيد؟ چرا آخوند شديد؟!»
🖊 گفتم: «من آخوند شدم تا يك مشت آدم احمق؛ مثل تو را كه هنوز به نون و آب و شكمشون فكر مىكنند، بيارم بالا!»
گفت: «توىِ بچه مىخواهى منو بالا بيارى؟! اين همه آخوند هست، هرجا نگاه مىكنى. خدا بده بركت».
🖊گفتم: «اگر يك غربال بزرگ بذارن توىِ اين مدرسه و اين آخوندها را كه تو مىگى، بريزن توش، چقدرشون سالم مىمونن؟!»
گفت: «پنج نفر». گفتم: «پنج تا براى اين جمعيت قم، برای ايران بسه، تا برسه بقيه جاها!»
🖊 گفتم: «من آمدهام كه ششمىِ آن پنج تا بشوم و تو هم بايد هفتمى آنها باشى و پسرت هم و استعدادهايى كه مىشناسى، به ترتيب بايد اين نياز را برآورند و اين احتياج را جوابگو باشند، نه اينكه از گود بيايى بيرون و كنارى بنشينى و توى آفتاب گردنت را بخارانى و همه را تخطئه كنى و شب و روز آنها را به چوب بگيرى و مرا هم بيرون بفرستى»
📖🛒 آیههای سبز
📱با ما به دنیای عینصاد بیایید:
https://eitaa.com/joinchat/2964258817C4593522bca
💬 نظرات
مثل باتری
🖊آبِ پاك هم وقتى يك جا مىماند، مىگندد؛ آبِ گنديده هم وقتى جارى مىشود، تصفيه خواهد شد. چرا مىگويند آب جارى نجس نمىشود؟ چون جريان، پاكش مىكند.
🖊ما راكديم. اگر مثل آب چشمهها «پاك و طاهر» هم باشيم، وقتى «راكديم»، مىگنديم. آيا متوجه بوى گند خودمان نمىشويم؟ چقدر نيرو كه در ما راكد مانده است! چقدر گره كه دست ما مىتواند باز كند! مغز ما چقدر مىتواند مشكلات اجتماعى، خانوادگى، اصلاً جهانى را حل كند! ولى ما در حل مشكلات خودمان هم ماندهايم. نمىدانيم چگونه بايد با پدر و مادر كنار بياييم؛ نمىدانيم چگونه بايد با همسرمان روبهرو شويم، با بچهها همينطور!
🖊چرا فكرمان را به كار نينداختهايم؟! با موهايمان كار كرده و آن را آماده كردهايم؛ ولى دلمان انبار جهودها شده! تمامى وجودمان با يك «باركالله»، با يك «آره» يا «نه» پُر مىشود. با يك «آره» خوشحال مىشويم و با يك «نه»، خرد مىشويم. ظرفيت ما به اندازه يك كلمه شده است؛ بگويند «باركالله» كيف مىكنيم، بگويند «اِى» خسته مىشويم! وجود ما اين است.
🖊ما مولد نبوديم؛ چراكه محاسبه نكردهايم به چه چيزى نياز داريم. ديديم ديگران سينه مىزنند، ما هم تا حد غش كردن سينه زدهايم! هدفمان فقط اين بوده كه از ديگران عقب نيفتيم. اين سينه زدن، طبيعتاً از ما انرژى مىگيرد، بدون اينكه به ما انرژى جديدى داده باشد. اين است كه ما مثل باترىاى مىمانيم كه شارژش كرده باشند؛ بعد هم مصرف شده، بعد هم بايد آن را در زباله انداخت!
📖🛒 جمعها و حاصلجمعها
📱با ما به دنیای عینصاد بیایید:
https://eitaa.com/joinchat/2964258817C4593522bca
💬 نظرات
🎙روی موج عینصاد
🎧چهارشنبهها، صدای استادعلیصفاییحائری را با موضوعات متفاوت و در قالب پادکستهای کوتاه و بلند، خواهیم شنید.
✅ امشب دومین پادکست موضوعی را روی موج صدای دلنشین استاد، تقدیم خواهیم کرد.
➡️ پادکست اول
با سپاس از همراهی شما🌺
استاد علی صفایی حائریروی موج عین صاد.mp3
زمان:
حجم:
10.3M
من بهتر از خدا بلدم...
▪️آیا واقعاً ما برای خدا عیبی قائل نیستیم؟
آیا ته دلمان نمیگوییم خدا بهتر از این هم میتوانست مرا خلق کند. چرا نکرد؟!
چرا آنموقع که به او احتیاج داشتم کمکم نکرد؟
اصلاً اگر دنیا را دست من میدادند من بهتر از خدا مدیریت میکردم.
🎙استادصفایی دراینباره، گفتههایی دارد. بشنویم...
#پادکست_روی_موج_عینصاد
#پادکست_بلند
📱با ما به دنیای عینصاد بیایید:
https://eitaa.com/joinchat/2964258817C4593522bca
💬 نظرات
10.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دنیا بانک است!
▪️پولی که به بانک میدهی برای تو مسئولیت میآورد. یعنی تو نمیتوانی پول را در بانک بگذاری و بروی. تو پولت را به بانک میدهی تا یا سودش را بگیری یا به وقتش آن را سرمایهی کاری کنی.
▪️دنیا هم بانک است. تمام وجود تو در این دنیا امانت است و روزی آن را از تو میگیرند. و این توئی که باید مشخص کنی وجود و استعدادهایت را در این بانک، رها کردهای یا سودش را میبری.
🎙استادصفایی دراینباره گفتههایی دارد.
بشنویم...
📱با ما به دنیای عینصاد بیایید:
https://eitaa.com/joinchat/2964258817C4593522bca
💬 نظرات
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بهمناسبت روز شعر و ادب فارسی
▪️نقد استادصفایی به جریان ادبی معاصر
📱با ما به دنیای عینصاد بیایید:
https://eitaa.com/joinchat/2964258817C4593522bca
💬 نظرات
پنکه
▪️در یکی از شبهای تابستان، طلبهای به من زنگ زد و گفت با این هوای گرم قم، پنکهای نداریم و طاقت زنم تمام شده و خلاصه کلافهایم.
▪️ با این که شب، از نیمه گذشته بود و همه خواب بودند هر چه فکر کردم کسی جز آقای صفایی به ذهنم نیامد که بیمنّت، کارگشا باشد. با وسواس، تماس گرفتم. خودش گوشی را برداشت. موضوع را گفتم.
▪️ بیتأمل گفت:« پنکه هست. کجا بیارم؟» گفتم نه، نیایید خودم میآیم و رفتم تا پنکه را بگیرم.
وقتی نزدیکی خانهاش رسیدم دیدم سر خیابان، پنکه در دست ایستاده است.
📖🛒 مشهور آسمان
📱 با ما به دنیای عینصاد بیایید:
https://eitaa.com/joinchat/2964258817C4593522bca
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این عشق نیست!
🖊آنچه ما با نام عشق امام، با آن مأنوس شدهايم و به آن دلبستهايم، عشق نيست و اين نيازِ ادامه يافتن و حركت كردن نيست، كه نياز به سرگرم شدن و تنوع داشتن است.
🖊آنچه ما در برابر امام داريم هنوز تا اين عشق فاصله دارد. ما از امام نه خودش و نه خودمان، كه خانه و زندگى را مىخواهيم و از او به جاى مغازه و بيل و كلنگ استفاده مىكنيم. ما بيشترها را فداى كمترها كردهايم و اين است كه عشق نيست، بازى است. مثل بازى بچههايى كه متكاها را زير پايشان مىگذارند، تا به عروسكهايشان برسند و همين كه رسيدند، فرار مىكنند.
📖 تو میآیی
🌺💐سالروز میلاد مولانا حسنبنعلیالعسکری سلاماللهعلیهما را خدمت فرزند دردانهشان، حضرت ولیعصر ارواحنافداه تبریک عرض میکنیم.💐🌺
📱با ما به دنیای عینصاد بیایید:
https://eitaa.com/joinchat/2964258817C4593522bca
💬 نظرات
«اِذا ماتَ الْعالِمُ ثُلِمَ فِى الْاِسْلامِ ثُلْمَةٌ لايَسُدُّها شَىءٌ»
▪️بهراستی كه مرگ عالِم، در عالَم شكافى مىآورد كه هیچچيز، آن را پر نمىكند!
▪️انتشارات لیلهالقدر، فقدان مرجع بزرگ تشیع، آیتالله شبیری زنجانی را خدمت حضرت ولیعصر ارواحنافداه و مقام معظم رهبری تسلیت عرض میکند.
💬 نظرات