eitaa logo
قصه های یک انتخاب
538 دنبال‌کننده
5 عکس
42 ویدیو
0 فایل
شرح آنچه دیده نمی شود. آدرس اینستاگرام: election.stories
مشاهده در ایتا
دانلود
15.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۱۵آبان ۱۴۰۳ حوزه هنری. صبر یا تیغ دولبه؟ اگر غلط تعبیر شود مثلا یکیش ممکن است بشود، در تله ی جنگ نیفتیم. یکیش هم بشود هیجانی و بی فکر عمل کردن! اینکه تشخیص دهیم کجا و به چه می گویند:صبر، موضوع صحبت این جلسه بود. آخر جلسه متوجه شدم دکتر جلیلی کتاب جدید را خوانده. جلسه ها دیگر تنها یک جلسه نیستند. خیلی حرف ها دارند. ابعاد دیگر این مرد را دیدن گاهی متحیرم می کند گاهی غمگین. غمگین از اینکه اگر آن ها که زدند طالبان، این مرد را از نزدیک می شناسند،چه ظلمی به مردم کرده اند... اگر هم نمی شناسند چطور کسی را که نمی شناسند برچسب می زنند؟ غرق در افکارم می رفتم بیرون، که صحنه ای مرا نگه داشت. ایستادم: دکتر بیرون سالن همچنان داشت وقت می گذاشت برای مردم. به سعید جلیلی نگاه می کردم یا به صبرش؟ @electionstories
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۱۳ آذر ۱۴۰۳. حوزه هنری. تهران شده تا یه حال انقدر حرف برای گفتن داشته باشید و ندانید از کجا شروع کنید که ساکت بمانید؟؟شده؟ چند جلسه رفتم و ننوشتم.موضوع های مختلف امان نمی دادند. شواهد از در و دیوار می بارد که ظاهرا در آستانه ی جنگ جهانی سوم هستیم اما همچنان برخی در خواب زمستانی به سر می برند. برخی هم با دانسته یا نادانسته با گفتنِ تله ی جنگ، تله ی جنگ و دعوت به منفعل بودن، عملا ما را در تله ی جنگ قرار دادند. ای کاش مردان سیاست حرف که می زدند،می دانستند گزاف گویی هزینه دارد. با این حال جلسه های سه شنبه شده برایم محلی برای التیام. ادا و شعار نیست. ادا و شعار چقدر بعد از انتخابات دوام می آورد؟ حرف های هر جلسه عمیق اند و ابعاد مختلف مسائل که توی رسانه ها، توی بوق و کرنا گفته نمی شود، اینجا در آرامش می شنوید.البته که هر جلسه متخصصانی هم می آیند و نظر کارشناسی می دهند در مورد عملی کردن ایده ها. در این اوضاع عجیب و غیرقابل پیش بيني،از نگرانی ام کاسته می شود.امید ِ ناشی از در نظر گرفتن زاویه های مختلف و بررسی واقع بینانه امکان ها و مانع ها، امیدی راهگشاست.امیدی واقعی. از جلسات قبل بیشتر خواهم نوشت. به زودی... @electionstories
26.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اینجا،تهران،هوا سرد است.اما بعضی دورهمی ها دلگرمت می کنند.برای من که اینجور است. زمان، مرزهای واقعیت و تخیل را گاهی برمی دارد و گاهی روشن تر می کند. و حالا این جلسه های سه شنبه ی دکتر جلیلی، ابهام ها را برطرف می کند.هر کس می خواست نگاه سعید جلیلی به هنر،به بانوان، به زندگی را ببیند و بشنود، جلسه ی ۴ دی ماه، مشت ِ نمونه ی خرمن بود برایش. بیش ترِ مجلس را خانم ها چرخانده بودند.الحق ساده بود و صمیمی، اما با وقار. نمی توانم دوباره نگویم مانند این آقایی که تنها دو جلسه است که این سه شنبه های دورهمی را شرکت می کند،و در این دو، با جنبه های دیگر شخصیت سعید جلیلی آشنا شده، اویی که طالبان را در ایام زد و خیال بافی های خود را حقایق مطلق تاریخی نشان داد، اگر واقعا پای حرف دکتر جلیلی نشسته بود....اگر... باید کسانی وجود داشته باشندکه به دیگران نشان بدهند عصر چه کارهایی به پایان رسیده است و چه کارهایی واقعا زشت و بی معنی است! این جمع،این پاتوق یا به قول خود سعید جلیلی این گَعده، همان هایند شاید که نشان می دهند. بی ادعا بی هو و جنجال بی برچسب زدن اینجا،تهران،هوا سرد است. اما بعضی دورهمی ها دلگرمت می کنند. @electionstories
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۲بهمن۱۴۰۳.تهران خداراشکر که می توان جلسه را مجازی نیز، دید،اگر نتوانی بروی. لذت بردم از صحبت های محمدحسن روزی طلب که الحق خبره ای دیدمش در پژوهش این قسمت از تاریخ معاصر_تاریخ ترورها_و بیشتر لذت بردم از این حُسن انتخاب کارشناس ها و کاربلدهایی که هر هفته دعوت می شوند. عجیب نیست که برخی همین یک جلسه در هفته را هم برنمی تابند.آن ها که مخالف فکر کردن مردمند.جلسه های ،جلسه های فکر است.جو زدگی و فقط تا نوک بینی دیدن از تو دور می شود و اینجا میایی می نشینی به فکر کردن: فکر اول:همان ها که برای سوریه داعش را خواستند، برای  ایرانی ها،معلمین داعش را نسخه می پیچند. آرزوی گرفتن جشن در را داشتند و دارند. آن وقت با چه کسانی؟!با کسانی که ۱۷ هزار ایرانی را ترور کردند. با کسانی که از ایرانی بودن،فقط زبانشان فارسیست. فکر دوم:آیا کسی به فکر محافظت از جان قاضی های این مملکت هست؟ فکر سوم:حتی تصور این که یکسری ها اصرار دارند که بروند مثلا کنند و چاره ی مشکلات داخلی را از آن ها درخواست کنند،تنم را می لرزاند.آن هایی که انتهای خواستشان برای ما مردم ایران،مجاهدین خلق است،چه تاج گلی بر سرمان می گذارند؟ @electionstories
"موقع انتخابات یاد مردم می افتند." کسی نیست در ایران که این جمله را نشنیده باشد. یک تنه نشان می دهد که اینطور نیست.دلیل؟همین جلسه ی جمعه ی جماران.ماها را دور هم جمع کرده تا مرور کنیم مسیری را که با هم آمده بودیم.مسیری که با تمام شدن انتخابات،تازه شروع شده بود.گفتند همان آقایی که آن بالا می نشست، به ما یاد داد که با تدبیر و جد و جهد می توان آباد کرد.دلیل؟تجربه اساتید و کارآفرینان موفق.محبوبِ مردم شدن، آسان تر از کارکردن برای مردم است.حرفم را باور می کنید؟و باز او انتخاب کرده بود که دومی باشد.دلیل؟یک تنه دفاع کردن از حق قانونی مردم،از رشد 8 درصد،درحالی که به مذاق بسیاری خوش نیامد. موضوع صحبت جلسه دقیق بود: !تاکید کرد باید هشیار باشیم و متحد.وگرنه،دشمن، سواستفاده خواهد کرد و ما را در لحظه هایی که باید در طلب حق راستین خود باشیم،به جان هم خواهد انداخت.دلیل؟همهمه ی مذاکرات مجدد وچند دستگی ها.دکتر با اشاره به حرف های صبح رهبر،نگرانی اش را پنهان نکرد که راهی را که رفته اند،باز رفتنش را می خواهند دوباره به ما تحمیل کنند.راه بی ثمر را. دلیل؟تجربه دیدید،دستم زیاد لرزیده بود.دلیل؟ابهت فضا مرا گرفته بود! @electionstories
ادامه دارد...
۲۲ بهمن ۱۴۰۳.خوزستان.اهواز از چند روز قبل از ۲۲ بهمن ۱۴۰۳ ذهنم درگیر این بود که امسال برم راهپیمایی یا نه؟! اصلاً مردم چقدر میان؟! تولد ۴۶ سالگی انقلاب اینبار حال و هوای سالای قبل رو داره یا نه؟ تو این روزا همه جا حرف از گرونی دلار و سکه بود. حتی رفقای حزباللهی ما هم از وضعیت اقتصادی شاکی بودن و کمتر از قبل تو فعالیتای سیاسی شرکت میکردن! همینجوری تو فکر بودم که از دفتر دکتر جلیلی در تهران زنگ زدن که قراره دکتر برای مراسم راهپیمایی ۲۲ بهمن بیاد اهواز. قرار شد من با یه عکاس از اول تا آخر سفر کنار دکتر باشیم و گزارش بگیریم. سرتیم حفاظت دکتر جلیلی به عنوان تنها همراه تهرانی ایشون همزمان رسانه ، مشاور و مسئول تغذیه ایشون بود، آدرس مهمانسرا رو داد: یه جای ساده تو یه مجموعه فرهنگی مذهبی در پادادشهر اهواز. صبح زود رسیدیم مهمانسرا. بعد از کلی معطلی رفتیم خونه آیت الله جزایری. یه نیمساعتی اونجا بودیم و بعد با ماشین رفتیم به سمت چهارراه نادری برای راهپیمایی. تو راه مدام فکر میکردم مردم چطور به دکتر جلیلی به عنوان یه چهره برجسته نظام واکنش نشون میدن؟ اونم تو این شرایطی که همه از وضعیت اقتصاد شاکین! به محض ورود به جمعیت، مردم ریختن سمت دکتر. اینور و اونور میشنیدم: «آقای جلیلی! ما تو انتخابات برات  کلی تلاش کردیم!»، «قیمتا رو کی کنترل میکنه؟»، «آقا ظریف کجاست که...». از اون طرف هم صف عکس و سلفی با دکتر داغ بود! محافظها که اغلب بسیجی و نیروی مردمی بودن سعی میکردن حلقه امنیتی تشکیل بدن، ولی دکتر دستور داده بود به مردم اجازه بدن نزدیک بشن. بعد از ادامه مسیر و عبور از سیل جمعیت رسیدیم به جایگاه مراسم. دکتر که رفت رو سن جمعیت هیجان زده شد. جالب اینکه خیلی ها نمیدونستن سخنران مراسم راهپیمایی دکتر جلیلیه! روز قبلش هم که بررسی کرده بودم متوجه شدم اغلب رسانه ها درباره این موضوع چیزی ننوشته بودن. وقتی رفتم بالای جایگاه برای تصویربرداری،  هرچی چشم انداختم انتهای جمعیت رو ندیدم! با خودم میگفتم «با این همه گرونی، مردم چطوری بازم میان؟!». تو دستنوشته های مردم بعضیها از شرایط کشور انتقاد داشتن، ولی پایینش نوشته بودن «حامی انقلابیم». تو بین پوسترهای حاج قاسم و شهید رئیسی، چندتا پوستر انتخاباتیه دکتر جلیلی هم دیدم که مردم با خودشون آورده بودن! سخنرانی دکتر که شروع شد، مردم با وجود شلوغی و خستگی تا آخر شنیدن. عجیب بود! معمولاً مردم زود میرفتن، ولی اینبار موندن و شعار میدادن. موقع تمام شدن سخنرانی، دکتر رفت تو جمعیت! محافظها که غافلگیر شده بودن، چسبیدن به دکتر و با زحمت حلقه تشکیل دادن. دکتر با جمعیت دوباره برگشت به سمت چهارراه نادری. با اینکه مراسم تموم شده بود، مردم دورش حلقه زده بودن. آخرسر تیم امنیتی با آمبولانس دکتر رو از جمعیت خارج کردن! برخی حتی مسافتی دنبال آمبولانس دویدن تا بالاخره دور شد! بعد از پراکنده شدن مردم، میشنیدم بعضیا با ذوق میگفتن: «دکتر دستمون رو گرفت!»، بعضیا هم غر میزدن: «ای وای نتونستم عکس بگیرم!» @electionstories
20.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قصه های خیلی بیشتری بود که می شد اینجا بنویسم. مثلا اینکه چطور با اینکه منصب ریاست جمهوری به کس دیگری رسید اما هر چه بد می شد در مملکت،دیوار کوتاه اتهام برای سعید جلیلی بود. هر بار که آمدم بنویسم از تهمت ها، یادجلسه ی اولی که از نزدیک دیدمش می افتادم،ایام انتخابات بود. این جمله اش ماند پس ِذهنم: "کاری نداشته باشید به تخریب ها و تهمت ها، گفتمانمان را همانی که هست بیان کنید،همین. قرار گذاشتم از آدمی که دارم می شناسم،بنویسم. همانی که رفتارش،قبل و بعد از انتخابات فرقی نکرد. افاده ای نبود،دنبال گول زدن و بازی دادن برای محبوب شدن نبود. خودش را سپر بلا کرد تا هر چه ناکارآمدی برخی آقایان است به پای نظام نوشته نشود. هم او که تنها کسیست که هر هفته گفتگوی مستقیم با مردم دارد و هر سه شنبه اگر می گوید می شود بهتر کار کرد،توضیح دهد چگونه و چطورش را هم. با آن همه داغِ بر دل و حوادث پی در پی، یک روزهایی با خودم می گفتم تمام می شود این ۱۴۰۳؟ و حالا که ۱۴۰۳ در حال تمام شدن است با اطمینان می گویم از معدود کارهایی که درست انجام دادم،همان دو رای بود که به سعید جلیلی دادم. درس بزرگی بود که: در دنیای پوپولیست ها،تو باش! @electionstories
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ده ماه پیش،یک عبارت زیاد می خورد به گوشمان: "حلقه ی اطرافیان جلیلی" و انقدر مهیب تکرار می شد که انگار لولویی از درون آن بیرون می زد. دیدم فقط خود دکتر نیست که چهره اش را برخی رسانه ها دستکاری می کنند. انگار پروژه ی لولوسازی نه فقط سعید جلیلی، که اطرافیانش را هم هدف گرفته بود. گلِ سرسبد آن ها نماینده ی مردم شده در مجلس، که همچنان هر از گاهی با موتور دیده می شود یا اگر جلسات عمومی سه شنبه ی دکتر جلیلی را در خیابان سمیه بیایید،شاید لای جمعیت پیدایش کنید.هر کس که به کتابفروشی اش رفته و او را آنجا دیده باشد،از روی گشاده و احوال پرسی گرمش نمی تواند نگوید. دیده ام که دارم می گویم.او که با صبوری،سوال ها را جواب می دهد اما از صریح بودن ابایی ندارد. چه کسی می تواند باشد جز امیرحسین ثابتی منفرد. اما رسانه چه به من نشان داده از او؟ یا در حال بحث جدی و به چالش کشیدن افراد یا در مجلس در حال داد زدن. حالا این مرد خنده رو شده سیبل توهین،تخریب، بددهنی. فکر می کنید چرا؟ چون تمام تلاشش را کرد تا جلوی بالا رفتن قیمت دلار و تنگ تر شدن سفره هامان را بگیرد. ۸ ماه پیگیری مداوم!شوخی نیست. نگاهی به صفحه ی خودش بیندازید. @electionstories @sabety_ir
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۲ اردی بهشت ۱۴۰۴ رسم چندماهه شده که بعد از صحبت های دکتر، سوال بپرسند. عجیب نبود که بیشتر سوالات این جلسه از جنس نگرانی مذاکرات و سرنوشتمان بعد از توافق بود. نگرانی پشت نگرانی! سوال پشت سوال! حتم داشتم تنها کسی نیستم که حجم زیاد نگرانی و سوالات،آرامشم را گرفته. سوالاتی مثل: چه فرقی دارد این مذاکرات آن هم بعد از یک راه طی شده در برجام؟یا مگر توافق قبلی، زهر تحریم را از سفره هامان بیرون کشید که حالا دولت مردانمان سراغ توافق جدید می روند؟ آیا این کار علاقلانه است؟ نگرانی هم از جنس لیبی شدن! آخرنتانیاهو گفته بود توافقی راضی اش می کند از جنس همان که با لیبی کردند، و خب اگر ندانی که با لیبی چه کردند، یک جستجوی ساده در اینترنت نشانت می دهد. دکتر نگرانی جمع را حس کرده بود و خواست هر کسی که سوال در رابطه با مذاکرات دارد،بپرسد، تا همه را با هم و یکجا جواب دهد. سوال که می پرسیدند با خودم می گفتم، این کشور،صدا و سیما دارد،سخنگوی دولت دارد، سخنگوی وزارت امور خارجه دارد، وزیر دارد، با این حال آن جا که جواب سوالاتشان را می جویند، جلسه ی عمومی دکتر جلیلی ست. چرا؟ جواب ساده است: آن ها انتظار دارند و این انتظار را در حرف های دکتر، طلب می کنند. @electionstories
8.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خبر پر رنگ این روزهای ایران نه مذاکرات است دیگر، نه قطعی برق.  شاید پر رنگ ترین، این بود: عملکرد وزیر مسکن! و حالا جلسه ی هفتگی دکتر هم در مورد مسکن بود. من تا به حال صحبت های دکتر منان رئیسی را نشنیده بودم. آنقدر شیوا و فنی و آسان فهم، صحبت کرد این نماینده ی مجلس جوان که گاهی یادم می رفت باید دکمه ی ضبط را روشن کنم. تسلطش به موضوع مسکن بی تعارف، تحسین برانگیز بود. اینجا داشتم مرور می کردم عبارات ایام انتخابات را. "حلقه ی اطرافیان جلیلی"! این عبارت با آمدن به جلسه های هفتگی دکتر معنای دیگری برایم یافته. معنایی که تخصص، احترام،وقار و دوراندیشی همراهش است. معنایی که حتم دارم هر آدم منصفی هم به آن می رسد اگر تجربه کند. در حین صحبت هاش،دکتر بود که با قدم های استوار وارد سالن شد. عادتش است نرود ردیف اول،بین جمعیت بنشیند تا حواس سخنران را پرت نکند. دیگر عمیق فکر کردنش را می دانم! سخنران را نگاه می کند در حالی که دست هاش را در هم قلاب کرده. هدف از جلسه های هفتگی چیست؟! دکتر خودش در آخر توضیح داد. عملیاتی نبودن، نقل ایام انتخابات بود. درست پارسال.همین روزها...خنده دار بودن برچسب از تلخی آن کم نمی کند... همین! @electionstories
14.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از ۱۸ دقیقه صحبت های یک دقیقه انتخاب کردن کار آسانی نیست. کمتر مهمانی بوده که همه ی حرف هاش را ضبط کرده باشم! من با این تمرکزِ افتضاح، عین هجده دقیقه را سرتاپاگوش بودم. از پررویی برخی آقایان گفت. آقایان پیرو نظریه‌ی موفقیت مدیرانِ دارای اتاق شخصی در کودکی! آن ها که حقیقتا گودرز را به شقایق ارتباط می دهند و تو اگر بخواهی مچشان را باز کنی، سیل برچسب هاست که به طرفت بمباران می کنند. همان‌ها که کاسبان تسلیم اند! بله درست خواندید، آقای شهبازی به درستی نامیدشان: "" همان ها که قرار بود را از سر کشور بردارند اما با تسلیم محض و فروختن باور ناتوانی ایران و ایرانی، جنگ را بالاخره به ایران هدیه دادند. و راستی موفقیت از نظر این آقایان دقیقا در چیست؟! کدامشان موفق بوده اند؟! و چه نکته ای در ادامه گفت! آن دیوانه‌ی قمارباز هم که حامی آن یکی دیوانه‌ی کودک کش است، و مستقیم به کشورمان حمله کرد آن هم در حین ، او هم در کودکی اتاق شخص داشته است. و به راستی آیا آن دیوانه هم مدیر موفق است؟ @electionstories