.
#شب_اول_محرم
شد سرم بر دار، پیش پای تو آخرسری
می رسی جایی به من که هست در معبر، سری
بر زمین خوردم همان وقتی که آمد نام تو
دست بر می دارد از بالای خود، کمتر سری
هر سری یک فکر دارد ... جان من آقا نیا
آه، از اینجا هزاران فکر دارد هر سری
می زنند اینجا همه هر روز زیر حرفشان
وای از این وعده ها... این حرف های سرسری
فکر کن دارد چه حالی چشم های خواهرت
آن زمانی که ندارد روی خود معجر، سری
چشم دوره گردشان می گیرد -آقا دیده ام
دور از جانت- برای دست و انگشتر، سری
پله پله می روی پایین و پایین تر ولی
بعد بالا می بری بر پلهء منبر سری
پیش پیش آقا برایت روضه ها خواندم ببخش
پیشکش کردم برایت لحظهء آخر، سری
#حضرت_مسلم
#محرم
#رضا_دین_پرور ✍
.
.
#شب_ششم_محرم
آنکه در پنجه های او اجل است
سیزده تا قصیده و غزل است
سفره دار کریم این محل است
صفتی از صفات لم یزل است
آمده در کنار ثارالله
وحده لا اله الا الله
کاشکی با براده ی آهن
نگذارد لبش دهن به دهن
تا نیفتد به دامن دشمن...
بغلش کرد حسین، شکل حسن
بغلش کرده همچنان پسرش
داغ اکبر هنوز بر جگرش
زرهی کرده برتن از کفنش
به به از هیبت جمل شکنش
در شگفتم زجنگ تن به تنش
قل هوالله، قل هو الحسنش
به رکاب علی نگین، قاسم
نوهء فاطمه است این قاسم
گرچه در لشکری عذاب افتاد
گل در اندیشه گلاب افتاد
وای! از چهره اش نقاب افتاد
نفسش دیگر از شتاب افتاد
تا سراغش کمی عطش آمد
خودِ زهرا حوالی اش آمد
قمر من، پر از قمر شده ای
پاره پاره تر از جگر شده ای
طعمه چنگ صد نفر شده ای
چه کشیدی؟کشیده تر شده ای
مژه و پلک تو پریده چرا
اسب بر ابرویت دویده چرا
ای فدای تو و توسل تو
سخت و پیچیده شد تکامل تو
کنده شد برگ و ریشه گل تو
بر نگشته کمی ز کاکل تو
آه من! تا نجف کشیده شدی
اینطرف آنطرف کشیده شدی
می کشانم، پر تو می افتد
می نشینم، سر تو می افتد
می روم، پیکر تو می افتد
بوسه نه، حنجر تو می افتد
سخت تر از غمت، بلایی نیست
روی دوشم دگر عبایی نیست
#حضرت_قاسم
#محرم
#رضا_دین_پرور
.
.
#شب_هفتم_محرم
کسی که خم شده اما زمین نخورده منم
کسی که بعد علی اکبرش نمرده منم
ولی رباب مرا می کشد علی اصغر
صدای آب مرا می کشد علی اصغر
مدینه بعد دعای حسین باران ریخت
ولیکن آبروی من در این بیابان ریخت
عموی تو وسط علقمه جواب نداشت
دو مشک پارهء سقا دو قطره آب نداشت
ز دست و پا زدنت دست و پای من گم شد
میان اینهمه خنده صدای من گم شد
هی التماس نکن منکه سوختم پسرم
برو حرم، کفنت را ندوختم پسرم
برو که مادر تو حاضر است جان بدهد
اگر بدون تو گهواره را تکان بدهد
رقیه هم شده بی حوصله چکار کنم؟
ببین گرفته کمان حرمله چکار کنم؟
چگونه صبر کنم حسرت ترا بکشم
به روی حنجر صدپاره ات عبا بکشم
کنار خیمهء تو حجله عزا بستند
مسیر رفتن و برگشتن مرا بستند
#حضرت_علی_اصغر
#محرم
#رضا_دین_پرور
.
.
#شب_هفتم_محرم
جای گریه پسرم باز کنی لب خوب است
آنقدر گرم شده که نکنی تب خوب است
پیش مادر نشد آرام بگیری اما
بروی خواب کمی محضر زینب خوب است
آنقدر سوختم از هرم لب سوخته ات
که دوام آورم از داغ تو تا شب خوب است
لحظه ای هم که شده صبر کن از حال نرو
که رقیه به همه گفته مرتب... خوب است
برو شاید که خدا خواست هوا ابری شد
آسمان، با پدر تشنه ات اغلب خوب است
دست برده به کمان، حرمله اماحالم
تانینداخته ای باد به غبغب خوب است
گرچه پلکت پسرم مثل سرت می افتد
چشم من تا که نیفتاده به مرکب خوب است
هول کردم که تو هم همسفر نیزه شوی
نیزه دار تو اگر هست مجرب خوب است
اصلاً ای کاش دوباره به حرم برگردی
جای گریه پسرم بازکنی لب خوب است
#حضرت_علی_اصغر
#محرم
#رضا_دین_پرور
.
#شعر_خوب_به_هم_هدیه_دهیم
#طلیعه_محرم
#امام_حسین علیهالسلام
#هلال_محرم
#غزل
🔹مرهم🔹
هرچه را خواهی بگیر از ما ولی غم را مگیر
غم دوای دردهای ماست مرهم را مگیر..
صد بلا رد میشود با قطره اشکی بر حسین
پس خدایا در بلاها اشک نمنم را مگیر
چند ماهی میشود تنها دعای ما شده:
ای خدا از عاشقان ماه محرم را مگیر
بیرقت را سالها در دستهها برداشتیم
یاحسین از دست ما امسال پرچم را مگیر
گریه بین روضههای دستهجمعی بهتر است
نعمت مرثیهخواندنهای با هم را مگیر
فیض میبردیم از یک آه سوزان بر حسین
یارب از سینهزنان فیض دمادم را مگیر
در لباس رزم با کفار خونم را بریز
در میان رختخواب مرگ جانم را مگیر
📝 #آرش_براری
..................
#شعر_عاشورایی
#امام_حسین علیهالسلام
#هلال_محرم
#غزل
🔹هیأتی فراهم کن🔹
دلت گرفته اگر، یادی از محرم کن
دو قطره اشک بریز و دو دیده خرم کن
اگر زمین و زمان را به هم بیاشوبند
خودت برای خودت هیأتی فراهم کن
بپوش پیرهن مشکی ارادت را
اتاق خلوت و آشفته را منظم کن
اجاق مجلس روضه همیشه روشن باد!
مباد سرد شود داغ! چای را دم کن!
کنار پنجره بنشین و در هوای حسین
تمام منظره را غرق رقص پرچم کن
«هوا ز بادِ مخالف چو قیرگون گردید»
دو بیت روضه بخوان از غم جهان کم کن
ورق بزن صفحات شلوغ مقتل را
برو به خیمۀ محبوب و عهد محکم کن
برو کنار فرات و نگاه کن در آب
گلوی کودک ششماهه را مجسم کن
دلت گرفته اگر رو به کربلا برخیز
سلام کن به حسین غریب و سَر، خم کن
سری به نیزه بلند است و عمر ما کوتاه
تمام عمر به سر در غم محرم کن!
📝 #زهرا_بشری_موحد
.
4_5985421472577883450.m4a
1.22M
.
#سرود_پایانی
ای نمک گیر غم تو آدم
به غمت افتادم
یا حسین گفتم و برکتش رسید
به همه اجدادم
یه عمری سر این سفره بودم ریزه خوار
ممنونم یه رزقی بدی امسالو بشم سفره دار(بشم سفره دار)
سفره تو پهن واسه کل کائنات
تا سفینةُ الحسین کشتی نجات
دلهره نداره شیعه تو از صراط
.**
نداره شکوه ایران قیمت
با غرور و غیرت
بخدا کم از شهیدا نداره
جوون با عفت
حیا بهترین پیونده برا بندگی
کاشکی کم نشه سایه ی چادر از سر زندگی (از سر زندگی)
واجبه الهی حجاب بنده ها
مرد و زن نداره حجب و پاکی و وفا
در حدیثِ: أَفضلُ المُروَّه، اَلحَیا
.**
با غمت عجینه آب و گِل حسین
ای عزیز دل حسین
عَظَّمَ اللهُ اُجورَ عالمین
بمصیبةِ الحسین
کجا روضه میگیری واسه جد غریب؟!
یا مهدی، بیا و بخون «ناحیه» با «شیب الخضیب»(و خد التریب)
بی تو غربته برام وطن، امام عصر
روضه دار شاه بی کفن امام عصر
حاجت محرمای من امام عصر
**
باید از حصار تن عازم شد
برا تو خادم شد
یه روزی باید به ارباب رسید
مثه حاج قاسم شد
یه روز این وطن با دشمن میشه بی حساب
روزی که قد علم کنه تو کشور نسل انقلاب (نسل انقلاب)
داره سر میاد روزای سخت انتظار
میمونیم تا آخرش همیشه پای کار
رهرو ولایتیم ما تا ظهور یار
#شور_پایانی #محرم
#امام_حسین #کشتی_نجات
#حجاب
https://eitaa.com/emame3vom/65280
.
#سبک_چاوشی
.
📃 دارند در کربوبلا تعــویض پرچم میکنند
🗓 در #شب_اول_محرم
🏷 #امام_حسین "ع"
دارند در کربوبلا تعویض پرچم میکنند
دارند عالم را پر از اندوه و ماتم میکنند
کوچه به کوچه شهر ما، تکیه به تکیه میشود
دارند آن را مُحرم ماه محرّم میکنند
فرقی ندارد خوب و بد، وقتیکه درهم میخرند
این طایفه، فکر من آلوده را هم میکنند
پاداش هر بانی در این وادی، مضاعف میشود
هر درهمی که میدهی، هفتاد درهم میکنند
یک «یا حسین» سینهزن، صد مرده را جان میدهد
سینهزنانش، کار صد «عیسیبنمریم» میکنند
رخت شه عریانشده از عرش، آویزان شده
جنّ و ملک، گریان شده؛ روضه مجسّم میکنند
نظم زمین و آسمان، یکدفعه برهممیخورد
تا جسم شاه کربلا را نامنظّم میکنند
نامردها باحوصله، یک بیکس و بییار را
تنها برای درهمی، دارند درهم میکنند
ده تا سوار از یکطرف، یک ساربان از یکطرف
دارند تکّهتکّه عضو از پیکرش کم میکنند
.👇
YEKNET.IR - roze - shabe 1 muharram 1400 - karimi.mp3
2.54M
🔳 #روضه #شب_اول #محرم
🌴دارند در کرببلا تعویض پرچم می کنند
🌴دارند عالم را پر از اندوه و ماتم می کنند
🎤 #محمود_کریمی
.
#امام_حسین
.
مناجات با امام حسین علیه السلام
بوی خوشی می وزد از گیسوی کنعانی تو
شد نیزه گلدسته ی گل ، با لحن قرآنی تو
انّی اُحِبُّالصلٰاتی ، گفتی جهان زیرورو گشت
شد چشم ما روشن از این ، الفاظ ِ نورانی تو
از آن اذان که علی گفت ، شد کربلا کوفه اما
شکر خدا که نیامد ، زخمی به پیشانی تو
ای مقتدای ملائک ، بین صفوف نمازت
صد تیر و شمشیر و نیزه آمد به مهمانی تو
توقبله بودی و هر سنگ آمد تو را اقتدا کرد
تا کعبه کعبه بماند ، حالات عرفانی تو
چل منزل از روی نی تا طشت طلا ای مسافر
در حیرتم از نماز و اذکار طولانی تو
سجاده طشت طلا و کامل تر از هر نمازی
می شد شکسته نمازِ ، زیبای پایانی تو
خوش آن شهیدی که میگفت،در خاکوخون پیش چشمت
آیا وفا کردم ، آخر ، الطاف ِ شاهانی تو ؟
وقتی به خونت مصلی ، شد کربلای معلّیٰ
دیگر خدا گشته بیشک ، از جان و دل بانی تو
آری قدر تو قضا تو، مفهوم صبر و رضا تو
خوف و رجا زنده شد از پرچین پیشانی تو
سرمست قالو بلایی ، بر داغ و غم مبتلایی
ایوب سرگشته ماند از ، شور غزلخوانی تو
از آن زمانی که خواندی ، در مسجد نی نمازت
دیگر نمازی نخواندم ، بی یاد ِ نورانی تو
سر دادی اما نمازی ، را ترک هرگز نکردی
ای جان عالم فدای ِ طرز مسلمانی تو
#روح_الله_قناعتیان✍
.
.
#شور_روضه
#حضرت_زینب
یه زینب ویه قافله، با پاهای پر آبله
با خنده های حرمله، میرم به کوفه
گوشهای پاره پاره بود،کار همه نظاره بود
مادری بی گهواره بود، میرم به کوفه
واویلا واویلا واویلا آه یا زینب
دستی به روی بچه هاست، آخر غصه وبلاست
اینجا نگاهها آشناست، همسایه هامن
به زخم من نمک زدن، غرورم رو محک زدن
خواهرت رو کتک زدن، همسایه هامن
بیاو راحتم کن از نگاه حرمله
چیکار کنم باخنده ی سپاه حرمله
بیاو راحتم کن از حرومیا حسین
چیکار کنم بااین دل سیاه حرمله
واویلا واویلا واویلا آه یازینب
کل اسیرهای طناب، میکشیدن با یه طناب
زدن به دست وپا طناب، رقیه افتاد
به زیر پای شترها، افتاده بودن بچه ها
یه هو تو اون شلوغی ها رقیه افتاد
اشاره میکردن همه به بچه های فاطمه
کجائی شاه علقمه، کجائی عباس
واویلا واویلا واویلا آه یازینب
بیا وراحتم کن از نگاه پست شمر
غرور خواهر تورو ببین شکسته شمر
برای دل دادن به خواهر غریب تو
با خنجرش ببین مقابلم نشسته شمر
با نوک نیزه میزدن، اسیرهارو هُل میدادن
با نون وخرما اومدن، کجائی عباس
صدا رو بالا میبرن،دروازه حالا میبرن
مثل کنیزها میبرن، کجائی عباس
کنار نیزه ی علی رباب رو میزدن
پسر میوفتادش ولی رباب رو میزدن
به بچه ها میخندیدن زنهای شهر شام
بدون هیچ معطلی رباب رو میزدن
واویلا واویلا واویلا آه یا زینب
شعروسبک کربلائی محسن داداشی
.