.
#پنجم_صفر
پروانۀ بهشتی
آتش زده غم تو، برخرمن رقیه
خوش آمدی پدرجان ، بر دیدن رقیه
دیروز من نشستم، بر روی دامن تو
امروز تو نشستی، بر دامن رقیه
از کربلا به شوق، وصل تو زنده ماندم
دشمن تلاش کرده، بر کشتن رقیه
تو را به خون کشیدند، مرا اسیر کردند
رد طناب مانده ، به گردن رقیه
از ناله ام فتاده، لرزه به کاخ ظالم
دشمن هراس دارد،از شیون رقیه
رخساره ام ز سیلی،گشته کبود و مانده
آثار تازیانه، روی تن رقیه
ذکر تمام گل ها، گلبوسه بر لب توست
از بس شنیدنی شد گل چیدن رقیه
مراببر که دیگر ،طاقت ماندم نیست
مگر نیامدی تو ، بر بردن رقیه
پروانه ی بهشتی ، دارد به کف «وفایی»
شمعی اگر بسوزد، بر مدفن رقیه
#سیدهاشم_وفایی✍
#شب_سوم_محرم
پیشنهاد #سبک_دوباره_مرغ_روحم
.
206.9K
🎙نوحه شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها (شور)
هرکجای عالمم که باشم دل سوی حریمته بی بی جان
سائل ملتمس قدیم دستای کریمته بی بی جان
پدرت سفینه النجاته، ناخدای این سفینه هستی
کربلامون وبه تو سپردیم بگیراز دست گداتون دستی
رقیه شه بانو
میزنند عالمیان به محضرت زانو
به تو اقتدا دارن حضرت زهرا خو
رقیه شه بانو
به کرامت شما کرده دلم عادت
دست من درازه سمت تو نگردون رو
توگوهر نایابی به دلم میتابی باعث الاسبابی یارقیه
جمع همه آدابی به شبام مهتابی غزل اربابی یارقیه
یارقیه بی بی جان
از روزی که خودمو شناختم کار من لعنت بر امیست
دوای دردای لاعلاجم گریه توی روضه رقیه است
مادرم نذر رقیه کرده زندگی پسرش رو دربست
دست من درازه سمت بی بی هرجایی که میخورم به بن بست
ای غزل ارباب
به چه نازی داری توی بغل ارباب با یه خندت میبری ماحصل ارباب
ای نفس ارباب
واسه دلبری فقط تویی بس ارباب توی زندگی تویی کار و کس ارباب
تومنشا اعجازی با دلا دمسازی عالم هر رازی یارقیه
به چه مقامی داری که جناب عباس با توئه همبازی یا رقیه
یا رقیه بی بی جان
کربلای بچه هیئتیها به رقیه جان شده حواله
میرسی به هر چیزی تو دنیا با نگاه بی بی سه ساله
من میدم جوونیمو تو این راه راضیم که پیر روضه باشم
اوج آزادگی من اینه تا ابد اسیرروضه باشم
سلاله ارباب
الدخیلم به تویاسه ساله ارباب
میرسه ازدست توپیاله ارباب
سلاله ارباب
دل وبردی باغمت غزاله ارباب
همه می گن به توئه حواله ارباب
محول الاحوالی ،فاطمه تمثالی، روزی هرسالی یارقیه
توی سرشت نوکر سرنوشت نوکر کوکب اقبالی یارقیه
یارقیه بیبی جان
#ماه_صفر
#حضرت_رقیه
#پنجم_صفر
.
#نوحه
#اسارت
تو بر روی نی ، من در محملم
قرآن خواندی و ،بردی این دلم
همه جهان قربانت حسین
به جان این طفلانت حسین
دوباره جان بخشیدی به من
ز صوت قرانت حسین(2)
ای جان و برادرم
ای فرزند مادرم
با جان و دلم حسین
تمام طفلان می برم
واویلا ازین عزا(2)
در شام بلا ، غوغا می کنم
دشمن را همه رسوا می کنم
با زینب ، بگو حسین
در بین عدو حسین
من خطبه بخوانم و
تو طیب الله گو حسین(2)
با این دیده ی ترم
در راه برادرم
خطیب بازار کوفه و
عزیز و جـان حیدرم
واویلا از این عزا(2)
یابن العسکری، ای صاحب عزا
جان ما همه در راهت فدا
دودست ما بر دامان تو
تمام جان ها قربان تو
غروب هر جمعه میشود
(دو چشم ما گریان تو)2
ميخونم برای تو
هستم من گدای تو
کی از کعبه بشنوم
(صدای دلربای تو)2
واویلا واویلتا (4)
یوسف حق پرست اشتهاردی (غریب)✍
👇
.
#نوحه
#حضرت_رقیه(س)
ای گل ناز و مه جبینم
نازنین دختر غمینم
گریه کمتر کن ای رقیه
لاله از ماه تو بچینم
می کنی ذره ذره آبم گل من
پرشکسته شدی تو ای بلبل من
یا حسین و یا حسین و یا حسین
عمه جان با تو من بگوی
ای همه شور و آرزویم
جان عمه بده جوابم
درکجا رفته پس عمویم ۲
بر دلم کی خبر زیاران می رسد عمه جان کی سفر به پایان می رسد
یا حسین و یا حسین و یا حسین
آخر عمر من رسیده
چشم دنیا دیگه ندیده
نیمه شب در دل خرابه
دختری با سر بریده ۲
آمدی حاجتم روا شد ای پدر
نیمه شب درد من دوا شدای پدر
یا حسین و یا حسین و یا حسین
یوسف حق پرست اشتهاردی(غریب)✍
#پنجم_صفر
#شب_سوم_محرم
👇
#زمزمه
#حضرت_رقیه
#شب_سوم_محرم
#سبک_خدا_مادرم_را_کجا_میبرند
بیا عمه زینب کفن کن مرا
کفن با همین پیرهن کن مرا
در این کنج ویران
دهم جان به جانان
غریبم غریب
غریبم غریبم غریبم غریبم غریبم غریب(۲)
🏴🏴🏴
😭😭😭
سفرنامه ی من شده خواندنی
شدم کنج ویرانه من ماندنی
من و کنج ویران
تو و این اسیران
غریبم غریب
غریبم غریبم غریبم غریبم، غریبم غریب(۲)
🏴🏴🏴
😭😭😭
الا همسفرها حلالم کنید
همه گریه امشب به حالم کنید
مه نور عینم
یتیم حسینم
غریبم غریب
غریبم غریبم غریبم غریبم غریبم غریب(۲)
یوسف حق پرست اشتهاردی(غریب)
👇
.
#امام_زمان
#حضرت_رقیه
#پنجم_صفر
برای شانهیِ اُفتادهام پَری بدهید
دلِ شكستهی ما را به دلبری بدهید
محبتی بكنید و مرا حرم ببرید
نشان راه به چشم كبوتری بدهید
كجاست خیمهی سبزت؟ مسافرم برگرد
برای درکِ شما كاش باوری بدهید
شنیدهایم كه شب پای روضهها هستی
برای آنکه بنالیم حنجری بدهید
چقدر مثل شما میشویم با گریه
به چشمِ ما هم از آن مهرِ مادری بدهید
برای شور گرفتن بهشت هم تنگ است
چه میشود كه به ما جایِ بهتری بدهید
نمیرود به خدا جای دور جانِ شما
اگر براتِ حرم را به نوكری بدهید
خبر رسیده خرابه شكستهای میگفت :
چه میشود كه به ما چند روسری بدهید
(حسن لطفی)✍
.
.
#امام_زمان
#حضرت_رقیه
بازهم اشکِ مرا آهِ تو در آورده
باز این شال زِ حالِ تو خبر آورده
دست دارم به دعا کار به مژگان نرسد
ریخت این سیل و سرِ راه جگر آورده
چشمِ تو زخم شده چشم مرا باز کند
خواندهای روضهای و باز ثمر آورده
بال و پَر ریخته بودم که مرا فُطرس بُرد
بالِ اُفتادهام از لطفِ تو پَر آورده
تُربتت تربیتم کرد و بلا را بُرده
خاکِ تو همرَهِ خود چشم نظر آورده
مادرت گفت حسین و جگرت ریخت بهم
باز پیراهنی از عرش مگر آورده
کوه هم موقع این روضه زمین میاُفتد
داغِ سنگینِ شما دردِ کمر آورده
عمهی کوچکت از خواب پرید و نالید
از سفر کردهی من نیزه خبر آورده
خیزران کارِ تماشایِ مرا مُشکل کرد
وای در پیشِ لبت تَرکهی تَر آورده
#دکتر_حسن_لطفی
.
.
#حضرت_رقیه
#پنجم_صفر
خوابم نمیبَرد که دستِ تو بالشم نیست
بابا یتیم یعنی دستِ نوازشم نیست
باید بگیرم امشب دیوار را نیاُفتم
عمه حواس جمع است اینجاست تا نیاُفتم
حتی توانِ ماندن از بالِ من نیاید
گفتی به زجر دیگر دنبالِ من نیاید
من دوست دارم این را این زخم را که اینجاست
رَدّی که بر رُخم هست نقشِ عقیقِ باباست
دیدم چقدر رویَت تغییر کرده بابا
دیدی چه با گلویم زنجیر کرده بابا
از رویِ بام وقتی تکبیر را کشیدند
وقتی به گردنم بود زنجیر را کشیدند
بابا تمام کردند وقتی غذایشان را
انداختند پیشم نان خُشکهایشان را
کوچکتر از من اینجا این دختران ندیدند
دائم بلند کردند بر من صدایشان را
من رویِ خاک بودم تو رویِ خاک بودی
زحمت به خود ندادند هر بار پایشان را...
انگار میشود خوب خون زخمهای زنجیر
وقتی که عمه بوسید آرام جایشان را
من روسریِ خود را محکم گرفته بودم
در مجلسی که دیدم هر بی حیایشان را
دندانِ تو که اُفتاد لبهایِ من تَرَک خورد
لبهای تو که خون شد کردم هوایشان را
بابا سرت زِ نیزه هرجا که گشت اُفتاد
حتی میانِ مجلس از رویِ طشت اُفتاد
پیشِ لبانِ خُشکَت آن کَس که آب میریخت
دیدم کنارِ طشت است وقتی شراب میریخت
ما بارِ شامیان را بر دوش خسته بُردیم
با ما عمو نبود و چوبِ حراج خوردیم
برخاست گرد و خاکی تا نیزه خورد بر خاک
دیدم عمویِ خود را با نیزه خورد بر خاک
این خارها بزرگاند رفتیم و بی هوا رفت...
از رویِ پا در آمد خاری که زیرِ پا رفت
سنگی به سویم آمد اما به زینبت خورد
اُفتاد پیشِ پایم سنگی که بر لبت خورد
خاکسترِ تنوری مویِ تو را گرفته
این سنگِ بی مُرُوَت بویِ تو را گرفته
#دکتر_حسن_لطفی
.
مداحی_آنلاین_اگه_راه_تو_دوره_نگو_نوکر_صبوره_جواد_مقدم.mp3
4.33M
💥سبک: #واحد
🎙مداح: #جواد_مقدم
▪️مناسبت: #صفر #اربعین
اگه راه تو دوره نگو نوکر صبوره
غمت کردم عادت دارم آقا یه حاجت
طلب تو یه جور و طلب من زیارت
غم عشقت بیابون پرورم کرد ای دل ای دل
فراقت مرغ بی بال و پرم کرد ای دل ای دل
به ما گفتی صبوری کن صبوری ای دل ای دل
صبوری طرفه خاکی بر سرم کرد ای دل
امون ای دل ای دل ای دل حسین
بسوز ای دل ای دل ای دل حسین
اون که خیلی متینه تو بلا بهترینه
میشه ثانیه حیدر یل ام البینینه
گرهی خواستی که واشه یا که دردت دوا شه
تو بگو یا ابالفضل دیگه کاریت نباشه
دلم مدیون چشماته ابالفضل یا ابالفضل
لبم مهمون دریاته ابالفضل یا ابالفضل
کنار علقمه تا روز محشر یا ابالفضل
خدا محو تماشاته ابلافضل یا ایالفضل
امون ای دل ای دل ای دل حسین
بسوز ای دل ای دل ای دل حسین
اونی که فکر ماهاست خودشم مات تنهاست
نگرون برامون آقامون بس که آقاست
اگه وقت داشته باشه تا با ما هم صدا شه
از علمدار می خونیم تا با ما هم صدا شه
نمی دونم بهاره یا خزونه ای دل ای دل
فلک با عاشقا نامهربونه ای دل ای دل
جوونیم رفت و آقامو ندیدم ای دل ای دل
غم این دل غم مرگ جوونه ای دل ای دل
امون ای دل ای دل ای دل حسین
بسوز ای دل ای دل ای دل حسین
.