eitaa logo
امام حسین ع
22.2هزار دنبال‌کننده
414 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
. و آیت الله رئیسی تا آمدی بت‌های معبد را شکستی بر کرسی حق... در دل مردم نشستی آشوب ابراهیمی‌ات گل کرد و افتاد، لرزه به جانِ پست هر دنیاپرستی جنّت، درِ اخلاق بود، آن را گشودی دوزخ، دهان یاوه‌گویان بود... بستی نزدیک‌تر کردی صفوف مؤمنان را زنجیرۀ تزویر را از هم گسستی در چشم ایران خادمِ کوی رضایی در چشم دنیا سیّد قرآن به دستی پروانه‌وار از شعلۀ دنیا گذشتی وارسته از این ملک خاک‌آلود، رستی چندی رئیس خادم جمهور بودی اکنون شهید خادم جمهور هستی 🇮🇷 .
. و آیت الله رئیسی سبک: حسین سرباز ره دین بُوَد مدد گرفتی از امام هشتم تا که شوی گره‌گشای مردم ذکر لبت بود، همیشه هر آن امام رضا جان، امام رضا جان «امام رضا جان، امام رضا جان» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ تو تا همیشه خادم الرضایی گرفتی عطر و بوی کربلایی گذشتی از جان، بر سر پیمان به عشق مولا امام رضا جان «امام رضا جان، امام رضا جان» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ شهادت تو اجر خدمتت بود عزت تو مزد صداقتت بود شدی عزیزِ ملت ایران به لطف مولا امام رضا جان «امام رضا جان، امام رضا جان» .
سید مظلومان..mp3
2.82M
🔹سید مظلومان🔹 چه سخته داغ جدایی عزیز دل‌ها کجایی خادم امام رضا و زائر امام رضایی قدم قدم ایران برا تو شد حرم هر جا به پا کردی علم تا نباشه تو دل‌ها غم پر از تلاطم برای مردم تو داشتی عطر و شمیم امام هشتم «خدا نگهدار، سید مظلومان» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ای که شدی کربلایی برای ما کن دعایی به آرزوهات رسیدی الان کنار آقایی دویدی و به شهادت رسیدی و زخم زبون شنیدی و دل از همه بریدی و خدا به همرات فدای اشکات می‌خوندی روضه برای غربت آقات «خدا نگهدار، سید مظلومان» و آیت الله رئیسی
. و آیت الله رئیسی از داغ تو ای یار علی، قلب جهان سوخت رفتی و ز داغت دل هر پیر و جوان سوخت ققنوس وش از سینه آتش چو ز دی پر خاکسترت از ماتم این داغ گران سوخت ای سید خیل شهدا در ره خدمت در وقت شهادت زغمت ، کوه، عیان سوخت شب تا به سحر موج دعا بر لب مان بود با رفتن تو ذکر و دعا بر لبمان سوخت بشکست به دستان تو بت های تجمل اما تبرت ، بعد تو با آه و فغان سوخت ای بت شکن عصر، دریغا که نماندی با رفتنت ای مرد عمل ، روح و روان سوخت شد کاسه ی چشم همه خون در شب میلاد ای خادم خورشید جهان ، جان جهان سوخت دل خواست بگویم که شهید است رئیسی از هُرم نفس های غم آلوده زبان سوخت گفتی که منم خادم این مردم مظلوم برگرد که در راه تو چشم نگران سوخت پژمرد " شقایق" ز غم داغ تو ای سرو از مرثیه ام، دفتر و هم‌ کلک و بیان سوخت حمید رضازاده " شقایق" کرمان ۱۴۰۳/۲/۳۱ .
. و آیت الله رئیسی ------------ آسمانی گشته یاران آیت الله رئیسی بر رضا گردیده مهمان آیت الله رئیسی اُمتّی گردیده نالان یا رضا جان یا رضا جان ..... از سر ما کم شد ای وای سايه ی خدمتگزاری شد نصیب ملّت ما از غم او بی قراری در عزای او نماید ملّت ما سوگواری سینه ها شد شمع سوزان یا رضا جان یا رضا جان ...... رهبر فرزانه ی ما داده از کف یار خود را باغبان در سوگ و مانم بنگرد گلزار خود را داده از دست امت ما یاور و غمخوار خود را شد ز غم دلها پریشان یا رضا جان یا رضا جان .... رفت و مهمان رضا شد آن که خادم بر رضا بود سَیّدی از نسل زهرا خادم اهل ولا بود عاشق مولای هشتم عاشق کرب و بلا بود بر شما گردیده مهمان یا رضا جان یا رضا جان .... در ره خدمت به مردم جانفشانی کرد و بگذشت نام خود را چون شهیدان جاودانی کرد و بگذشت چهره ی زیبای خود را آسمانی کرد و بگذشت ما ز داغ او پریشان یا رضا جان یا رضا جان ..... *** «یاسر»✍ .
242.3K
امام حسین ع
. #شهدای_خدمت مقصود اگر عشق است از آن می نویسم تا عمر دارم از شهیدان می نویسم پس چیست پایان دل آش
. و آیت الله رئیسی یارب مدد کن قصه را مجمل بگویم تا از شهیدان صف اول بگویم از پهلوانان غیور سرزمینم آن قله های غرق نورِ سرزمینم آن راست قامت های جاویدان تاریخ محکمتر و روشن تر از کتمان تاریخ دیروز اگر بودند دوشادوش مردم امروز برگشتند در آغوش مردم آن‌ها که محو عالم لاهوت هستند آری، همین‌هایی که در تابوت هستند پس چیست پایان دل آشوبی خدایا لانعلم منهم به جز خوبی خدایا یا رب ببین چشمان ما مبهوت‌ها را باور نداریم عکس بر تابوت‌ها را باور نداریم این چنین از ما گذشتند در اوج می‌رفتند، از دنیا گذشتند تا بی‌نهایت، تا خدا پرواز کردند راه شهادت را دوباره باز کردند این‌ها رها کردند پشت میزها را تاریخ خواهد گفت خیلی از چیزها را تاریخ خواهد گفت در روزی بهاری در امتداد جاده‌ی خدمتگزاری در گوشه‌ای از مرزها در جای دوری در راه‌های ابری و صعب‌العبوری مردی که عشق مردمش در سینه‌اش بود شوق شهادت حسرت دیرینه‌اش بود مردی که می‌فهمید درد کشورش را آورد بین روستاها دفترش را مردی از اقلیم بلند روشنایی شد نسخه‌ی اصلی تکرار رجایی یادآور تصویر لبخند بهشتی از هر نظر مظلوم، مانند بهشتی این مرد در آن‌روز با همسنگرانش پرواز کرد و رفت سوی آسمانش آهسته پر زد سوی میقاتش، نیامد این دفعه ابراهیم از آتش نیامد اینَک من و این چشم‌ها که اشک‌ریز است بر شانه، تابوت رئیسیِ عزیز است درد و دریغ! آن روح افلاکی نیامد آن مرد با عمامه‌ی خاکی نیامد برخیز ای آیینه! با تو کار داریم ما به دویدن‌های تو اقرار داریم رفتی و بعد از سال‌ها آرام خفتی چیزی به ما از خستگی‌هایت نگفتی رفتی که درد دل کنی با حاج قاسم امروز حتماً هست اینجا حاج قاسم مهر فداکاری به نامت تا ابد خورد مردم! رئیسی خستگی را با خودش برد تاریخ خواهد گفت از راهش، مرامش قبل از خیابان‌ها دل ما شد به نامش تاریخ امروز است، فردا می‌نویسند این جمعیت تاریخ ما را می‌نویسند این جمعیت یعنی که نامش ماندگار است یعنی رئیسی همچنان خدمتگزار است او یادمان داده است که هر لحظه دیر است خدمت بدون میز هم امکان‌پذیر است تاریخ بنویسد که ما را آزمودند جلادها از رفتنش خوشحال بودند تاریخ بنویسد هر آن چیزی که دیده است این صحنه فرق بین جلاد و شهید است آری ادامه دارد آن راهی که رفتش راه رئیسی، راه سال شصت و هفتش تاریخ خواهد گفت که او کیست مردم پایان کار او شهادت نیست مردم :: ای سید ما! مرشد ما! رهبر ما! ای تکیه‌گاه مطمئن کشور ما! دلگرمی مایی، تو مثل آفتابی ای که سَرِ خُمِّ میِ این انقلابی این جمعیت با شوق دیدارت رسیده آقا بیا که از سفر یارت رسیده خورشید اگر باشی، چُنان ماهند این‌ها آقا بیا که خسته‌ی راهند این‌ها هر کس وفا کرده است با تو، روسفید است آنکه فدای امر تو گردد، شهید است آری! حیات ما، ممات ما حماسی‌ست لبخندها و اشک‌هامان هم سیاسی‌ست از جان گذشتن ادعا نه، پیشه‌ی ماست «یا لیتنا کنا معک» اندیشه‌ی ماست بیزار از مرگ به ناکامی‌ست این جان قربان جمهوری اسلامی‌ست این جان نصرت نصیب ما شود تا صبر با ماست «یا لیتنا کنا معک» تا قبر با ماست :: ای عشق! ای آیینه! ای دلدار زینب «یا لیتنا کنا معک» سالار زینب آیینه! چِل منزل کنار سنگ بودی ای سر! فراز نیزه هم در جنگ بودی ما بی‌قرار داغ مظلومی غریبیم گریه کنان روضه‌ی ابن الشبیبیم یابن الشبیب! امید آخر را بریدند بعد از سه ساعت عاقبت سر را بریدند یابن الشبیب! این داغ، داغی بی‌نظیر است جای کفن بر پیکر پاکش حصیر است یابن الشبیب! آیینه را آخر شکستند دستان اهل بیت را تا شام بستند ✍ .