#پیوند_آسمانی
هرکه نامت برد شیرین کام می گوید علی
تا علی ساقیست ، مِی در جام می گوید علی
در شب معراج ، جبریلِ امین با افتخار
با رسول الله ، در هر گام می گوید علی
در تمام غزوه ها با ضربه هایش یک به یک
زیر لب پیغمبر اسلام می گوید علی
با نیابت از خدا جبریل در ارض و سما
دم به دم با اختیار تام می گوید علی
بلکه میکائیل در هنگامِ پخشِ رزقِ خلق
وقت صبح و ظهر و عصر و شام می گوید علی
زمزم و مشعر ، منا ، سعی و صفا ، رکن و مقام
حج ، حرم ، حاجی ، طواف ، احرام ، می گوید علی
می رسد روزی که شیعه در کنار کعبه و ....
یک مؤذن می رود بر بام می گوید علی
#مهدی مقیمی
.
#مادر
در جهان زیبا گل بی مثل و همتا مادر است
هدیه ای ارزنده از خلاق یکتا مادر است
گر چه باشد احترام بر پدر واجب ولی
آنکه باشد حرمتش افزون زبابا مادر است
هرکسی دارد به دل اندوه و دردو ماتمی
لیک درکل جهان سلطان غم ها مادر است
از همان روزی که کودک پا نهد در این جهان
بهترین یار و پرستارش به دنیا مادراست
او بود در زندگی محرم به هر درد دلی
مرهم زخم دل و آلام دلها مادراست
قدر مادر را بدان در زندگانی ای عزیز
چونکه یاورهم به دنیاهم به عقبامادراست
آنکه هرروز از برایت زحمت بی حد کشید
آنکه بیداری کشیدست اوبه شبها مادراست
مادر از سن طفولیت به ما نیکی کند
آنکه باشد نیکیش همواره با ما مادر است
هر دعایی را نمی بخشد اثر حق بر بشر
آنکه باشد مستجاب از او دعاها مادر است
من گلی زیباتر از مادر ندیدم در جهان
بهترین گل در گلستان بین گلها مادر است
مهربانی به مادر را خدا واجب نمود
مهربان و همزبان و عشق تنها مادر است
حکمتم من هرچه دارم از دعای خیر اوست
هم به صورت هم به سیرت نقش زیبا مادر است
شاعر :حکمت اله ترکی _اصفهان
#مادر
مادر,,,,بی تو دلتنگی به چشمانم سماجت میکند
وای ِدل! چون کـودکی بی تو لجاجت میکند
اشتیاق دیدن تو میل ِ خاموشی نکـرد
هیچ وقت عشقت به دل...فکر فراموشی نکرد
عشق ِ من با تو به میزان ِ تقدّس می رسد
بی حضورت دل به سرحدّ تعرض می رسد
" دوستت دارم " برای من کلام تازه نیست
حدّ عشقت را بـرایم هیچ چیز اندازه نیست
در غیاب تو غریبانه فراقت میکشم
بر گذشت ِلحظه ها طرحی ز طاقت میکشم
چشم هایم را نگاه ِ تو ضمانت میکند😔
گــرمی ِ دست ِ مرا دستت حمایت میکند
#ترحیم_خوانی
.
#حاج_سید_مهدی_میرداماد
#مدح_امیرالمومنین
دلم غير ايوان پناهي نداشت
دلم زائري بود و راهي نداشت
دلم در بساطش جز آهي نداشت
علي داشت آن را كه شاهي نداشت
به دور امير كرم گشته ام
صد و ده قدم در حرم گشته ام
به او گفتم اي شاه راهم بده
امان نامه اي بر گناهم بده
لياقت به يك دم نگاهم بده
پناهي ندارم پناهم بده
صدا زد پريشاني ات با علي
اگر خسته جاني بگو يا علي
همين لحظه ها بود پيدا شدم
علي گفتم و از زمين پا شدم
شب و روز حيران مولا شدم
گدا بودم اوخواست آقا شدم
دلِ من بدون علي بي كس است
بميرم علي را ببينم بس است
فقيري كه انگشتر از او گرفت
سليمان شد و ذكر ياهو گرفت
زمين تخت او آسمان تاج او
به دوش نبي بود معراج او
اگر مدح او بر لبم جا گرفت
يدالله دستان من را گرفت
به من گفت از مرد خندق بگو
بيا از عليٌ مع الحق بگو
سه بار از نبي اذن ميدان گرفت
علي هست پس مصطفي جان گرفت
نبي گفت جانم به قربان او
علي جان من هست و من جان او
کنون دست حق یاور حیدر است
خودش دست حق بود این محشر است
برو سوی دشمن خدا یاورت
برو دست حق نیز پشت سرت
علي با خدا و خدا با علي
علي يا خدا گفت ، حق ياعلي
اميري نداريم الّا علي
اگر ناتواني بگو يا علي
شاعر : #مجيد_تال
حاج سید مهدی میرداماد.mp3
3.41M
#مدح_امیرالمومنین علیه السلام
با صدای مداح اهلبیت (ع)
#حاج_سید_مهدی_میرداماد
#اشعار_و_مناسبتهای_ویژه_ماه_های_محرم_و_صفر
#مدایح_و_مراثی_امام_حسین
امام حسین (ع) -(مادرم میگفت برات گریه کنم میبینی)
مادرم میگفت برات گریه کنم میبینی
میگفت آخرای مجلس دم در میشینی
حالا من بارونه چشمام. حالا من کبوده سینم
منتظر موندم میون گریه هام تورو ببینم
تویی که مادرم تعریفتو میکرد
شبا بالا سرم تعریفتو میکرد
از همه بیشترم تعریفتو میکرد
عاشقتم
ای عشق خونوادگیم
تورو میخوام
امام حسین بچه گیم
بند دوم
پدرم بود که برات سینه زنی یادم داد
مهرت ارث پدری بود که تو قلبم افتاد
من بهت علاقه دارم. جز تو مونسی ندارم
برات از جون و دل آقا همیشه مایه میزارم
همه جا پدرم تعریفتو میکرد
کربلا تو حرم تعریفتو میکرد
تا دم آخرم تعریفتو میکرد
عاشقتم
ای عشق خونوادگیم
تورو میخوام
امام حسین بچه گیم
شاعر: #امیر_فرخنده
🔊 👇
YEKNET.IR - shoor 2 - vafat hazrat khadije 98 - hamid alimi.mp3
6.53M
⏯ #شور احساسی
🍃مادرم میگفت برات گریه کنم میبینی
🍃میگفت آخرای مجلس دم در میشینی
🎤 #حمیدعلیمی
.
مدح امام زمان عج الله فرجه الشریف
ای که در هرچشم تو صد آیه معنا میشود /
یوسف از برق نگاهت چون زلیخا
میشود /
آمدی ای آخرین خورشید گلزار علی /
تا بگویی قطره با عشق تو دریا میشود /
باده ی عشق تو بربادم دهد یابن
الحسن /
هرکه شد خاک قدمهای تو آقا میشود /
آمدی و مست از این جام ألَستم میکنی /
خادم دربار تو عیسی و موسی میشود /
باب علمی و علم بر دوش می آیی ولی
خاک نعلین شما عرش معلی میشود /
میرسی و میرسد وقت قیام ای مه جبین /
قبر زهرای علی آن دم هویدا میشود /
میزنی سیلی به روی قنفذ بی آبرو /
این شجاعت باعث لبخند مولا میشود /
میرسد روزی که می آیی به سوی کربلا /
قاتل خون خدا آن لحظه رسوا میشود /
دادگاهی میکنی برپا که در آن ماجرا /
دردهای کهنه ی زینب مداوا میشود /
میروی گاهی ب سوی خیمه گاهی علقمه /
اشک چشمان تو در آن لحظه زیبا میشود /
روضه عباس می خوانی و شرم از خیمه ها /
آن زمانی که بساط ناله برپا میشود /
ذوالفقارت را برون می آوری مثله علی /
عاشق این دلبری سقای صحرا میشود /
ناگهان گهواره ای را بهر تو می آورند /
آن زمان در کربلا یکباره غوغا میشود /
می چکد اشک تو بر پهنای صورت دلربا /
لحظه های انتقام آن دم مهیا میشود /
می روی پایین پا و بی قراری میکنی /
بانی این روضه ها کلثوم و لیلا میشود /
می زنی بر سر ب یاد غربت شبه نبی /
شاهد این روضه ها چشمان زهرا میشود /
ما دلی دیوانه داریم و تویی درمان ما /
عاقبت حکم خدا بی پرده اجرا میشود /
شام میلاد تو بود اما نمی دانم چه شد /
با دل دیوانگان قدری مدارا میشود
.
#اشعار_و_مناسبتهای_ویژه_ماه_های_محرم_و_صفر
#طفلان_مسلم
دو طفلان مسلم بن عقیل(ع) -( ما دو ماهیم که خورشید بود اختر ما )
ما دو ماهیم که خورشید بود اختر ما
آسمان چهرۀ خود سوده به خاک در ما
باده روز ازل از جام شهادت زده ایم
بوده در بزم بلا خون جگر ساغر ما
دو فروزنده سپهریم که در دامن خاک
آفتاب آمده خون، اشک شده اختر ما
حرم ماست دو کعبه که مطاف ملک است
ای بسا دل که کند طوف به دور و بر ما
نقش گلبوسۀ ثارالله اکبر دارد
گلوی نازک و رخسار ز گل بهتر ما
بودهیک کربلا غصّه و درد و غم و داغ
در دل سوخته و سینۀ غمپرور ما
دل ما بود پر از آتش و یک سال تمام
آب گردیده به زندان بدن لاغر ما
در صف حشر به چشم همه باشد پیدا
اثر سیلی قاتل به رخ انور ما
شعیان کاش همه بوده نظر می کردید
چه غریبانه جدا گشت ز پیکر سر ما
زیر شمشیر عدو بیکس و تنها و غریب
اشک ها بود که می ربخت ز چشم تر ما
در دم مرگ به بالای سر ما دو یتیم
حضرت فاطمه آمد عوض مادر ما
بدن بیسر ما را به فرات افکندند
آب هم سوخت به آغشته به خون پیکر ما
گلوی نازک ما کز دم شمشیر شکافت
خون دل بود که فوّاره زد از حنجر ما
در غم غربت ما اشک بیفشان میثم
که نشد هیچکس از راه وفا یاور ما
شاعر: #استاد_حاج__غلامرضا_سازگار
.
.
تاملی بر زیارت عاشورا
✅ #شمر نمازش را میخواند،
روزهاش را هم میگرفت،
آشکارا هم فسق و فجور نمیکرد،
و شاید اهل #رشوه و #ربا هم نبود...
معاویه و ابنزیاد و #عمربنسعد هم همینطور.....
یادمان باشد،
#زیارت_عاشورا که میخوانیم
وقتی رسیدیم به « #وَلَعنَ_الله...»هایش؛
لحظه ای به خودمان گوشزد کنیم:
نکند این «لعن الله...» شامل حال ما هم بشود؟؟؟!!!!!
مایی که گاه خودمان را
"ارزانتر" از شمر و عمر و ابنزیاد میفروشیم......
جمله ای بس سنگین از #شهید_آوینی:
"کربلا"به رفتن نیست...
به شدن است!..
که اگر به رفتن بود!
شمر هم "کربلایی" است!
___________
مراد از بني اميه که مورد لعن قرار گرفتند کساني هستند که از نظر فکري و عملي هماهنگ با آنان هستند؛ يعني آن جماعتي که غاصبانه بر
تخت خلافت تکيه زدند و به دنبال خاموش کردن نور الهي بودند و از هر وسيله اي براي دشمني با اهل بيت (عليهم السّلام) بهره گرفتند و نيز آن گروهي که از اينان حمايت کردند و نسبت به کارهاي آنان رضايت داشتند. بنابراين؛ طبق اصطلاح اصول، خروج صالحان بني اميه از تحت واژه « بني اميه » تخصّص خواهد بود نه تخصيص؛ يعني از همان ابتدا بني اميه در اين عبارت شامل نيکان بني اميه نيست تا بخواهد با تخصيص خارج شود.
زيارت عاشورا و لعن همه ي بني اميه
بدون شک درحادثه کربلا بني اميه نقش اصلي را ايفا کرده اند، از اين جهت آناني که در اين جنايت حضور داشته اند سزاوار لعن هستند، اما چرا در زيارت عاشورا با عبارت: « لَعَنَ اللهُ بني امَيَّهَ قاطِبَهً » همه ي بني اميه مورد لعن قرار گرفته اند؟ در حالي که پسر يزيد که نامش معاويه دوم بود، سزاوار چنين لعني نبود؟ خوبان بني اميه چه گناهي دارند که بايد مورد لعن قرار گيرند؟
مراد از بني اميه در زيارت عاشورا چيست؟
.
بر اين اساس؛ مراد از بني اميه که مورد لعن قرار گرفتند کساني هستند که از نظر فکري و عملي هماهنگ با آنان هستند؛ يعني آن جماعتي که غاصبانه بر
تخت خلافت تکيه زدند و به دنبال خاموش کردن نور الهي بودند و از هر وسيله اي براي دشمني با اهل بيت (عليهم السّلام) بهره گرفتند و نيز آن گروهي که از اينان حمايت کردند و نسبت به کارهاي آنان رضايت داشتند. بنابراين؛ طبق اصطلاح اصول، خروج صالحان بني اميه از تحت واژه « بني اميه » تخصّص خواهد بود نه تخصيص؛ يعني از همان ابتدا بني اميه در اين عبارت شامل نيکان بني اميه نيست تا بخواهد با تخصيص خارج شود.
دز هر صورت تنها خداوند از سرنوشت آنان آگاه است، اما اين نکته قابل انکار نيست که برخي از بني اميه ولو گروه اندکي از آنان، جزو شيعيان خالص بودند؛ مانند خالد بن سعيد بن عاص و ابوالعاص بن ربيع و سعدالخير. بر اين اساس؛ با پذيرش اين نکته که از بني اميه افرادي هستند که مستحق لعن الهي نيستند؛ بايد به بررسي قسمت دوم پرسش يعني مراد از بني اميه در زيارت عاشورا، پرداخت.
لعن همه ي بني اميه و معناي آن
پيش از هر چيز بايد تذکر داده شود: از اصول محکم قرآن آن است که هيچ کس به جهت گناه ديگري، مورد ملامت يا عذاب دنيوي و اخروي قرار نمي گيرد؛ (25) مگر اين که به نحوي در تحقق گناه مؤثر، يا به آن راضي، يا از آن نهي نکرده باشد که در همه اين موارد، عقوبت و عذاب به جهت همين گناهان است، نه گناه ديگران. شتر حضرت صالح (عليه السّلام) را يک نفر از قوم ثمود پي کرده بود، (26) اما قرآن کريم آن گناه را به همه ي آنان نسبت مي دهد (27) و همه ي آنان را مرتکب جرم و مستحق کيفر مي شمارد (28)؛ چرا که آنان راضي به اين گناه بودند و به تعبير حضرت علي (عليه السّلام) خشنودي و خشم مشترک قوم ثمود آنان را داراي سرنوشت شوم مشترک کرد. (29)
قرآن کريم يهوديان معاصر نبيّ خاتم (صلي الله عليه و آله و سلم) را به جهت گناهاني مانند گوساله پرستي، ستمکاري، تحريف سخنان خدا، تکذيب و کشتن پيامبران الهي (30) که نسل هاي گذشته آنان انجام داده بودند، مورد سرزنش قرار داده است؛ علّت اين مذمّت ها علي رغم اين که يهوديان معاصر پيامبر (صلي الله عليه وآله و سلم) مرتکب چنين گناهاني نشدند، اين بود که آنان به گذشتگان خود فخر مي ورزيدند و از آنان راضي بودند.
به عبارت ديگر؛ از نظر قرآن و روايات، ملاک در الحاق به گروه يا قبيله اي، هماهنگي فکري و عملي با آن گروه است؛ چنان که خداوند پسر نوح را از اهل نوح نمي داند و دليل آن را عدم هماهنگي عملي با نوح بيان مي کند، (31) اين در حالي است که رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) سلمان فارسي را از اهل بيت مي شمارد. (32)
لذا ائمه (عليهم السّلام) نيکان بني اميّه را از بني اميه نمي شمردند؛ از باب نمونه سعدالخير در حالي که مانند زنان با صداي بلند گريه مي کرد بر امام محمد باقر (عليه السّلام) وارد شد؛ امام فرمود: چه چيز شما را به گريه واداشت؟ سعد گفت: چگونه گريه نکنم در حالي که من از همان درخت معلون در قرآن هستم؟ امام باقر (عليه السّلام) فرمود: لَستَ مِنهُم أنتَ أمَوِيٌّ مَنَّا أهلَ البَيت؛ تو از ايشان نيستي، تو اموي هستي که از ما اهل بيتي، آيا نشنيدي سخن خداوند را که فرمود: پس هر کس از من تبعيّت کند از من خواهد بود. (33) در نتيجه بايد گفت: مراد از بني اميّه کساني هستند که از نظر فکري و عملي هماهنگ با بني اميه بودند؛ يعني همان هايي که مسبب، مباشر، تماشاگر، خشنود
و...، نسبت به غصب امامت ائمه (عليهم السّلام) و شهادت آنان و شيعيانشان بودند. اين نکته با تأمل در فقرات قبل و بعدِ اين عبارت در زيارت عاشورا، نيز به خوبي روشن مي شود؛ زيرا فضاي زيارت، لعن و نفرين آن جماعتي است که غاصبانه بر تخت خلافت تکيه زدند و به دنبال خاموش کردن نور الهي بودند و از هر وسيله اي براي دشمني با اهل بيت (عليهم السّلام) بهره گرفتند و نيز آن گروهي که از اينان حمايت کردند و نسبت به کارهاي آنان رضايت داشتند.
.
🌷حضرات معصومین در روضه سیدالشهدا شرکت میکنند🌷
#منبرمتنی
یکی ازعلمای بزرگ کاشان مرحوم میرزا حبیب الله کاشانی بود. در زندگی ایشان مینویسند که ایّام محرّم بود جلساتی برای خواندن روضه و صحبت کردن قبول کرده بود، پنج شش جلسه قبول کرده بود. یک پیرزنی یک مرتبه آمد روز اوّل محرّم جلوی او را گرفت گفت: میرزا حبیب الله ما هم در خانهی خود روضه داریم اگر میشود بیایید روضهی خانهی ما را هم بخوانید. گفت: مادر، من پنج شش جلسه قول دادهام دیگر بیشتر از این فرصت نمیکنم. گفت: روضهی ما هم مثل جاهای دیگر برای امام حسین است، چه فرقی میکند؟ بیا روضهی ما را هم بخوان. ایشان برای اینکه رد نکند یک ساعتی را قرار داد که خود آن پیرزن بگوید من این ساعت را نمیخواهم ساعت خوبی نیست، گفت: مادر، من فقط ساعت دو وقت دارم. ساعت دو چه کسی میتواند روضه گوش کند؟ گفت: من فقط ساعت دو وقت دارم. آن پیرزن گفت: خدا به تو خیر بدهد خیلی ساعت خوبی است، همان موقع بیا. دیگر دید خود او چنین تدبیری کرده چارهای ندارد گفت باشد.
روزانه میرفت مستمع او هم پنج شش نفر زن بیشتر نبودند، روضهی خود را میخواند نیم ساعت صحبت میکرد. تا روز عاشوراء شد که طبق رسم آن زمان طوری بود خود ایشان هم همین کار را میکرد، تمام روضهها و مجالس بعد از ظهر خود را صبح قرار داد که بعد از ظهر کاملاً خالی باشد بتواند استراحت کند تا شب عاشوراء یا در شب بتواند عرض ادب کند. همهی روضهها و مجالس خود را به صبح انتقال داد. مجلس این پیرزن را فراموش کرد به او بگوید که این مجلس خود را یک ساعت در صبح قرار بده، نگفت. بعد از نماز ظهر به خانه رفت نهار خود را خورد خواست بخوابد در خواب حضرت زهرا (سلام الله علیها) را دید. حضرت زهرا (سلام الله علیها) فرمود که میرزا حبیب الله به آن پیرزن نگفتی که مجلس خود را به یک ساعت دیگر انتقال دهد، منتظر تو است چرا نرفتی؟ او بلند شد سراسیمه لباس پوشید، با اینکه فاصلهی او تا خانهی آن پیرزن زیاد بود به سمت آن خانه دوید، هوا گرم بود از دور میدید که این پیرزن سر کوچه میآید و داخل میرود، مضطرب است. آن پیرزن او را نمیدید او از دور میدید، سریع وقتی نزدیک شد همین که پیرزن او را دید گفت: میرزا حبیب الله چرا نیامدی؟ خانم حضرت زهرا در مجلس نشسته است. در سر خود زد گفت: آن چیزی که من در خواب میبینم او در بیداری دارد میبیند.
#یاسیدالشهدا
.
.
........:
خیلی فوق العاده بود
"مجلس ترحیم خودم"
آمدم مجلس ترحیم خودم
همه را می دیدم
همه آنهایی که نمی دانستم
عشق من در دلشان ناپیداست
واعظ از من می گفت،
از نجابت هایم،
از همه خوبیها
و به خانم ها گفت:
اندکی آهسته
تا که مجلس بشود سنگین تر،
راستی این همه اقوام و رفیق!
من خجل از همه شان
من که یک عمر گمان می کردم
تنهایم
و نمی دانستم
من به اندازه یک مجلس ختم،
دوستانی دارم
همه شان آمده اند،
چه عزادار و غمین
من نشستم به کنار همه شان،
وه چه حالی بودم،
همه از خوبی من می گفتند
حسرت رفتن ناهنگامم
خاطراتی از من
که پس از رفتن من ساخته اند
از رفاقت هایم،
از صمیمیت دوران حیات
یک نفر گفت: چه انسان شریفی بودم
دیگری گفت فلک گلچین است
یک نفر هم می گفت:
"من و او وه چه صمیمی بودیم"
و عجیب است مرا،
او سه سال است که با من قهر است!
یک نفر ظرف گلابی آورد،
و کتاب قرآن
که بخوانند کتاب
و ثوابش برسانند به من
گرچه بر داشت رفیق،
لای آن باز نکرد
و ثوابی که نیامد بر من
آن که صدبار به پشت سر من غیبت کرد
آمد آن گوشه نشست،من کنارش رفتم
اشک در چشم، عزادار و غمین
خوبی ام را می گفت
چه غریب است مرا
آن مَلِک آمد باز
آن عزیزی که به او گفتم من
فرصتی می خواهم
خبرآورد مرا
می توان برگردی
مدتی باشی، در جمع عزیزان خودت
نوبت بعد، تو را خواهم برد
روح من رفت کنار منبر
و چه آرام به واعظ فهماند
اگر این جمع مرا می خواهند
فرصتی هست مرا و
می توانم برگردم
من نمی دانستم این همه قلب مرا می خواهند
باعث این همه غم خواهم شد
روح من طاقت این موج پر از گریه ندارد هرگز
زنده خواهم شد
باز واعظ آهسته بگفت
معذرت می خواهم
خبری تازه رسیده ست مرا
گوییا شادروان مرحوم
زنده هستند هنوز
خواهرم جیغ کشید و غش کرد
و برادر بشتاب
مضطرب، رفت که رفت
یک نفر گفت: "که تکلیف مرا روشن کن
اگر او مرد، خبر فرمایید
سوگواری بکنیم
عهد ما نیست
به دیدار کسی، کو زنده است
دل او شاد کنیم
کار ما شادی مرحومان است"!!
واعظ آمد پایین،
مجلس از دوست تهی گشت عجیب
صحبت زنده شدن چون گردید
ذکر خوبی هایم
همه بر لب خشکید
مَلِک از من پرسید:
پاسخت چیست؟
بگو؟
تو کنون می آیی؟
یا بدین جمع رفیقان خودت می مانی؟
چه سوال سختی؟
بودن و رفتن من در گرو پاسخ آن
زنده باشم بی دوست؟
مرده باشم با دوست؟
زنده باشم تنها،
مرده در جمع رفیقان عزیز
من که در حیرتم از کرده ی این مردم نیز ... !!!
کاش باور بکنیم، کاش بیدار شویم ، خوب اندیشه کنیم، معنی واقعی امدن و رفتن چیست ؟
کاش دلی شاد کنیم تا هنوز در بر ماست
👇بعدی مرگ است و مرگ برای من یعنی قیامت.