eitaa logo
Emamezamaan
3.3هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.3هزار ویدیو
516 فایل
اشعار و سرودها و نوحه های امام زمانی @Yaghoubian1349
مشاهده در ایتا
دانلود
. بند اول زندگی بی رحمه،همگی نامردن الا حسین رفیقامون‌میرن،یکی‌یکی‌همشون‌پیش‌حسین باورشم‌سخته،جاشونم‌خالیه‌توی‌روضه‌ها دستمو‌میگیره،توی‌محشر‌اقام‌امام‌حسین توی روضه هات،چشمام گریون میشه توی هیئتات،حالم محزون میشه دستمو بگیر،اقا وقت مردنم توی کربلات،قلبم مجنون میشه السلام علیک،(حسین ثارالله)۳ السلام علیک،(حسین باب الله)۳ السلام علیک،(ابا عبدالله)۳ یا اباعبدالله اقای من بند دوم دنیا‌ فانیه‌رفیق،اونی‌که‌باقیه‌فقط‌حسین همه‌از‌یاد‌میریم،اونی‌که‌موندگاره‌فقط‌حسین از‌ ازل‌یوم‌الابد،پرچم‌حسین‌همیشه‌بالاست به‌خودت‌بیارفیق،پیش‌کسی‌رونزن‌فقط‌حسین توی روضه هات، زجه میزنم برات توی هیئتات، سینه میزنم برات دستمو بگیر، اقا وقت مردنم توی کربلات، گریه میکنم برات السلام علیک (یاقتیل العبرات)۳ السلام علیک (یا اسیر الکربات)۳ السلام علیک (یا سفینه النجات)۳ یا اباعبدالله اقای من ✍ .👇
‎⁨زمزمه‌اربعین⁩.mp3
زمان: حجم: 5.6M
﷽ (زمزمه اربعین) یه کاروون برگ خزون / رسیده حالا نیمه جون من اومدم قامت کمون / داداش حسینم از کوفه و شام بلا / زخمی رسیدم کربلا چقده سخت گذشت به ما / داداش حسینم من چی کشیدم - وقتی که دیدم - سرت توو تشته از وقتی رفتی - نمی‌دونی چی - بِهِم گذشته اصلا جزتو کي رسیده به داد من هر لحظه زخم لبات بوده یاد من ، ای واویلا حسینم چشمت روشن که بودم توو بزم مِی روو لب و دندون تو می‌زده با نِی ، ای واویلا حسینم (ای واویلا ، حسین جان ، حسین جان من ) ———- عالمه و امیر بودیم / همه توی زنجیر بودیم هشتاد و چند اسیر بودیم / منزل به منزل سر تو روی نیزه ها / چشم تو بوده سمت ما وقتی اومد اون بی‌حیا / به سمت محمل تنم کبوده - کار یهوده - تمومِ زخمام از کوچه رفتیم - آتیش گرفتیم - سوخت دست و پاهام نیمه شب گم شده بوده رقیه جان خوابش برده زیر خارِ مغیلان ، ای واویلا حسینم زجر اومدو تا گرفته موهاشو داد زد یهو سرشو میگفت پاشو ، ای واویلا حسینم (ای واویلا ، حسین جان ، حسین جان من ) ———- یادمه بوی خون حسین / مقتل دَمِ اذون حسین تو بودی نا تَوون حسین / برات بمیرم تا شمر بالاسرت اومد / به قصد حنجرت اومد ندیده خواهرت اومد / برات بمیرم پیش چش من - سر می‌بریدن - یه عده نامرد تنت رو چرخوند - با خنجر کُند - سرت رو نحر کرد وقت غارت همه توی خیمه بودن خلخالا و النگوی مارو بردن ، ای واویلا حسینم گهواره دست به دست شد پیش چشمامون آخ ربابت هراسون با چشم گریون ، ای واویلا حسینم (ای واویلا ، حسین جان ، حسین جان من ) 🖊️شاعر: l
مداحی آنلاینمداحی آنلاین - قرار بود به سر آید انتظار چه شد - مطیعی.mp3
زمان: حجم: 8.8M
قرار بود زمستان شود بهار، چه شد قرار بود به سر آید انتظار چه شد مدینه منتظر فارس‌الحجاز بُوَد قرار بود رسد از ره آن سوار چه شد قرار بود که یک صبح جمعه بوسه زند به مقدمش حَجَر و رکن و مُستجار چه شد قرار بود تنِ قاتلان زهرا را کند ز خاک برون و کِشد به دار چه شد به دربِ سوخته چشمی هنوز دوخته است نشسته آمدنت را به انتظار چه شد اگر چنین گله از ما کنی، روا باشد: که ادعا بگذارید، اضطرار چه شد؟ بیا تو روضه بخوان و بگو در آن «روزی که شد به نیزه سرِ آن بزرگوار» چه شد به چشمِ زینب کبری غبار، پرده فکند بیا بگو که چو بنشست آن غبار، چه شد بیا «هَوَيْتَ إِلَى الْأَرْض»1 را تو معنا کن تنی که بود در آن تیرِ بیشمار چه شد؟ کسی به خیمه نیاورد نعش عبدالله میان معرکه در اوج گیر و دار چه شد همه شنیده، تو دیدی فدای چشم ترت که ده سوار چه کردند و شهسوار چه شد جماعتی که بُوَد فرششان پرِ جبریل چو پابرهنه دویدند روی خار چه شد طنین العطش از قتلگاه می‌آمد به خیمه‌گاه رسید آب خوشگوار.. چه شد برای جایزه چون شد جدا سر شهدا در آن میانه تو دانی که شیرخوار چه شد چو کرد قافله آهنگ کوفه - واویلا - چو خواست عصمت صغری شود سوار چه شد به سمت راست، جسد را نهند در دل قبر بگو تنی که نمی‌ماند برقرار چه شد شنیده‌ام دخلت زینبٌ علی ابن زیاد به طعنه گفت که آن عزت و وقار چه شد چو دید شه ز روی نی، ز بی کسی با شمر کند تکلم ناموس کردگار چه شد کنار تربت شه چون رسید خواهر زار چو خواست آب بریزد بر آن مزار چه شد سؤال آخر خود با اشاره می‌پرسم میان قتلگه احکامِ احتضار چه شد شاعر:
مداحی آنلاینمداحی آنلاین - اشک را از چشمه‌سارِ دیده‌‌ی تَر می‌کِشم - نریمانی.mp3
زمان: حجم: 5.9M
اشک را از چشمه‌سارِ دیده‌‌ی تَر می‌کِشم دارم از اندوه تو آهِ مکرر می‌کشم من به تلخی فراقت سخت عادت کرده‌ام جام زهرِ دوریت را شب به شب سر می‌کشم خیمه‌ات را در بیابان‌ها تصور می‌کنم چادر تنهاییت را بین دفتر می‌کشم بارها این شهر را گشتم، کسی فکر تو نیست بار عشقت را خودم، بی‌یار و یاور می‌کشم نَفْسِ من راه تَنَفُّس‌ کردنم را بسته‌ست هرچه دارم می‌کشم از این ستمگر می‌کشم معصیت مانندِ من پشت کسی را تا نکرد در جوانی رنج پیری را فراتر می‌کشم روح تو از دست سهل‌انگاریم آزار دید روی قلبت با همین اعمال، خنجر می‌کشم غالباً سردرگمی‌هایم به هیئت می‌رسند منَّت ارباب‌ها را مثل نوکر می‌کشم آرزو دارم ببینم خطبه‌خوانی تو را در خیالاتم تو را بالای منبر می‌کشم مستمند مهربانی توأم ، رَدَّم مکن... کاسه‌ی خالی خود را تا دمِ در می‌کشم اوج خوشحالی من لمس نوازش‌های توست سر که بگذارم به روی شانه‌ات، پَر می‌کشم هر زمان بد می‌شوم، زهرا دُرُستم می‌کند در گرفتاری خودم را سمت مادر می‌کشم حسرت لب‌های من خرمای نخل مرتضی‌ست سفره‌ام را در میان باغِ حیدر می‌کشم من خدا را در شبستان نجف حسّ می‌کنم رو به ایوانِ طلا اللّهُ اکبر می‌کشم کُشته‌ی عشق حسینم، کربلا دفنم کنید لااقل بر روی نعشم خاک دلبر می‌کشم جانِ بانویی که گیر افتاد پشت در، بیا... داغ او را در دلم تا روز محشر می‌کشم قنفذِ بی‌چشم و رو می‌گفت: ای زهرا ! ببین با طنابم پهلوانِ جنگ خیبر می‌کشم 🎙 .
. روزی اولی و دومی در دو طرفِ امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام راه می‌رفتند، چون قدّ آن دو، کمی بلندتر از آن حضرت بود، خلیفه دوّم جملاتی را به شوخی و طنز مطرح کرد و خطاب به حضرت فرمود: اَنْتَ فی بَیْنِنَا کَنُونِ «لَنَا» «علی، تو در میان ما، مثلِ حرفِ «نون» در «لَنَا» هستی.» حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام بلافاصله و بدون مهلت پاسخ داد که: اِنْ لَمْ اَکُنْ اَنَا اَنْتُمْ «لا» «اگر من در میان شما نباشم، شما می‌شوید «لا».» یعنی اگر من نباشم، شما چیزی نیستید، چون «لا» یعنی «هیچ». ...... زبانی که بر ذکر وا می شود ستایشگر مرتضی می شود اگر بنده بیگانه شد با همه به عشق علی آشنا می شود دل افتاد اگر بر کمند علی ز زنجیر ذلت رها می شود علی در حرم پا به عالم نهاد ورا کعبه مولد سرا می شود حیات علی خاطرات صفاست که گاهی مسرت فزا می شود ز لوح لطایف حدیثی شنو چو گویم گل عشق وا می شود ندانم کی افتاده این اتفاق که یاد آور مامضی می شود عمر بود و بوبکر و مولا علی که گاه این تقارن به جا می شود علی در وسط آن دو همراه وی گل اندر میان با صفا می شود علی قامتی داشت کوته ولی بلندی به همت سزا می شود عمر گفت به خنده یا مرتضی ببین خلق خیره به ما می شود لنائیم و تو نون مابین ما که کوتاه نون لنا می شود علی با تبسم بدادش جواب سخن یابن خطاب ادا می شود یکی گفتی و حال بشنو یکی زباندر دهان گه بلا می شود سه حرف لنائیم گر ما سه تن لنا لیک بی نون فنا می شود اگر من نباشم شما نیستید که بی نون لنا شکل لا می شود علی نون نوراست و قاف قلم به نون و قلم حق بنا می شود علی بای بسم الله مصحف است از کاخ ایمان بنا می شود علی گر به موسی نگاهی کند به دستش عصا اژدها می شود علی نوح را می رهاند ز موج علی خضر را رهنما می شود قدکوتهش را مبین قدر بین قدچرخ پیشش دو تا می شود علی قهرمان حسین پرور است کزو شور نهضت به پا می شود علی قامتش را به عباس داد که قد قامت کربلا می شود استاد کلامی زنجانی✍ .
. شهادت رسول اکرم و امام حسن مجتبی و امام رضا علیهم السلام رحلت حضرت خاتم الانبیاست اول غربت سیدالاوصیاست آسمان گشته خیمه ی ماتم خواجه ی عالم رفته از عالم یا رسول الله یا رسول الله... شیعیان طشت خون را نظاره کنید گریه بر جگر پاره پاره کنید به خدا این بر همه معلوم است که حسن بیش از همه مظلوم است یا حسن مولا یا حسن مولا... خیزد از طشت خون ناله ی وا حسن یا حسن یا حسن یا حسن یا حسن همه ی عالم بر تو می گرید چشم قاتل هم بر تو می گرید یا حسن مولا یا حسن مولا... ای خراسان بسوز در عزای رضا گریه کن گریه کن در عزای رضا که رضا جان داده غریبانه مثل زهرا در گوشه ی خانه یا رضا مولا یا رضا مولا... ✍ 👇👇👇
. سروده استاد آن طائرم که بال و پرم درد می کند قلبم ز دوری پدرم درد می کند بابا ز طعنه های فراوان دلم گرفت زخم زبان زدند سرم درد می کند چون من شبیه مادر تو بودم ای پدر سیلی زدند چشم ترم درد می کند اکنون شبیه ترشده ام من به مادرت پهلو و سینه و کمرم درد می کند دیدم به خواب بر لب تو چوب می زنند از آن به بعد این جگرم درد می کند شرمنده ام که بر اثر دردهای من قلب تمام اهل حرم درد می کند ......... استاد تاری👇 در مرثیت حضرت رقیه بنت الحسین (ع) ....... تو خود فاطمه ای مختصری کوچکتر در گلستان ولایت شجری کوچکتر + طایری عرش نشین بوده و هستی ای گل داری اما تو فقط بال و پری کوچکتر فاطمه گوهر والاست به بحر هستی تو شدی گنج ولا را گهری کوچکتر می دهی نور نه مانند کواکب بلکه می درخشی تو شبیه قمری کوچکتر ثمر نخل امامت همه هستند بزرگ ای تو بر نخل امامت ثمری کوچکتر همه دل خسته ، ولیکن ز نگاهت پیداست نیست فی الحال ز تو خسته تری کوچکتر تو مگر چند بهار از نفست می گذرد که چنین رو به خزان رخ به بری ، کوچکتر غنچه زود خزان دیده تویی ، غیر از تو نیست این قافله را همسفری کوچکتر جگر فاطمه خون بود نمی دانستم داشت مانند تو خونین جگری کوچکتر پدرت کرب و بلا فتح بزرگی را داشت داشتی شام تو فتح و ظفری کوچکتر قبل ازین هم پدرت داغ علی اصغر دید که از آن طفل نبودش پسری کوچکتر حال نوبت به تو آمد که غمت را بیند داغ تو شعله شود با شرری کوچکتر نه فقط قامت زینب بشکست از محنت خم شد از بار مصایب کمری کوچکتر صورت کوچک تو داشت اثر از سیلی مانده بر گوشه ی چشمت اثری کوچکتر فاطمه دست سپر کرد شکست اما تو داشتی بهر دفاعت سپری کوچکتر مرثیت خوان تو باشند بزرگان اینجا "یاسر" آمد ز غمت نوحه گری کوچکتر ** محمود تاری «یاسر»