مداحی آنلاینمداحی آنلاین - قرار بود به سر آید انتظار چه شد - مطیعی.mp3
زمان:
حجم:
8.8M
#امام_زمان
قرار بود زمستان شود بهار، چه شد
قرار بود به سر آید انتظار چه شد
مدینه منتظر فارسالحجاز بُوَد
قرار بود رسد از ره آن سوار چه شد
قرار بود که یک صبح جمعه بوسه زند
به مقدمش حَجَر و رکن و مُستجار چه شد
قرار بود تنِ قاتلان زهرا را
کند ز خاک برون و کِشد به دار چه شد
به دربِ سوخته چشمی هنوز دوخته است
نشسته آمدنت را به انتظار چه شد
اگر چنین گله از ما کنی، روا باشد:
که ادعا بگذارید، اضطرار چه شد؟
بیا تو روضه بخوان و بگو در آن «روزی
که شد به نیزه سرِ آن بزرگوار» چه شد
به چشمِ زینب کبری غبار، پرده فکند
بیا بگو که چو بنشست آن غبار، چه شد
بیا «هَوَيْتَ إِلَى الْأَرْض»1 را تو معنا کن
تنی که بود در آن تیرِ بیشمار چه شد؟
کسی به خیمه نیاورد نعش عبدالله
میان معرکه در اوج گیر و دار چه شد
همه شنیده، تو دیدی فدای چشم ترت
که ده سوار چه کردند و شهسوار چه شد
جماعتی که بُوَد فرششان پرِ جبریل
چو پابرهنه دویدند روی خار چه شد
طنین العطش از قتلگاه میآمد
به خیمهگاه رسید آب خوشگوار.. چه شد
برای جایزه چون شد جدا سر شهدا
در آن میانه تو دانی که شیرخوار چه شد
چو کرد قافله آهنگ کوفه - واویلا -
چو خواست عصمت صغری شود سوار چه شد
به سمت راست، جسد را نهند در دل قبر
بگو تنی که نمیماند برقرار چه شد
شنیدهام دخلت زینبٌ علی ابن زیاد
به طعنه گفت که آن عزت و وقار چه شد
چو دید شه ز روی نی، ز بی کسی با شمر
کند تکلم ناموس کردگار چه شد
کنار تربت شه چون رسید خواهر زار
چو خواست آب بریزد بر آن مزار چه شد
سؤال آخر خود با اشاره میپرسم
میان قتلگه احکامِ احتضار چه شد
شاعر: #علیرضا_قاسمی
#مناجات #امام_زمان
#میثم_مطیعی
مداحی آنلاینمداحی آنلاین - اشک را از چشمهسارِ دیدهی تَر میکِشم - نریمانی.mp3
زمان:
حجم:
5.9M
#مناجات_با_امام_زمان
اشک را از چشمهسارِ دیدهی تَر میکِشم
دارم از اندوه تو آهِ مکرر میکشم
من به تلخی فراقت سخت عادت کردهام
جام زهرِ دوریت را شب به شب سر میکشم
خیمهات را در بیابانها تصور میکنم
چادر تنهاییت را بین دفتر میکشم
بارها این شهر را گشتم، کسی فکر تو نیست
بار عشقت را خودم، بییار و یاور میکشم
نَفْسِ من راه تَنَفُّس کردنم را بستهست
هرچه دارم میکشم از این ستمگر میکشم
معصیت مانندِ من پشت کسی را تا نکرد
در جوانی رنج پیری را فراتر میکشم
روح تو از دست سهلانگاریم آزار دید
روی قلبت با همین اعمال، خنجر میکشم
غالباً سردرگمیهایم به هیئت میرسند
منَّت اربابها را مثل نوکر میکشم
آرزو دارم ببینم خطبهخوانی تو را
در خیالاتم تو را بالای منبر میکشم
مستمند مهربانی توأم ، رَدَّم مکن...
کاسهی خالی خود را تا دمِ در میکشم
اوج خوشحالی من لمس نوازشهای توست
سر که بگذارم به روی شانهات، پَر میکشم
هر زمان بد میشوم، زهرا دُرُستم میکند
در گرفتاری خودم را سمت مادر میکشم
حسرت لبهای من خرمای نخل مرتضیست
سفرهام را در میان باغِ حیدر میکشم
من خدا را در شبستان نجف حسّ میکنم
رو به ایوانِ طلا اللّهُ اکبر میکشم
کُشتهی عشق حسینم، کربلا دفنم کنید
لااقل بر روی نعشم خاک دلبر میکشم
جانِ بانویی که گیر افتاد پشت در، بیا...
داغ او را در دلم تا روز محشر میکشم
قنفذِ بیچشم و رو میگفت: ای زهرا ! ببین
با طنابم پهلوانِ جنگ خیبر میکشم
#مناجات #امام_زمان
#غروب_جمعه
#سید_رضا_نریمانی🎙
.
.
روزی اولی و دومی در دو طرفِ امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام راه میرفتند، چون قدّ آن دو، کمی بلندتر از آن حضرت بود، خلیفه دوّم جملاتی را به شوخی و طنز مطرح کرد و خطاب به حضرت فرمود:
اَنْتَ فی بَیْنِنَا کَنُونِ «لَنَا»
«علی، تو در میان ما، مثلِ حرفِ «نون» در «لَنَا» هستی.»
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام بلافاصله و بدون مهلت پاسخ داد که:
اِنْ لَمْ اَکُنْ اَنَا اَنْتُمْ «لا»
«اگر من در میان شما نباشم، شما میشوید «لا».»
یعنی اگر من نباشم، شما چیزی نیستید، چون «لا» یعنی «هیچ».
......
زبانی که بر ذکر وا می شود
ستایشگر مرتضی می شود
اگر بنده بیگانه شد با همه
به عشق علی آشنا می شود
دل افتاد اگر بر کمند علی
ز زنجیر ذلت رها می شود
علی در حرم پا به عالم نهاد
ورا کعبه مولد سرا می شود
حیات علی خاطرات صفاست
که گاهی مسرت فزا می شود
ز لوح لطایف حدیثی شنو
چو گویم گل عشق وا می شود
ندانم کی افتاده این اتفاق
که یاد آور مامضی می شود
عمر بود و بوبکر و مولا علی
که گاه این تقارن به جا می شود
علی در وسط آن دو همراه وی
گل اندر میان با صفا می شود
علی قامتی داشت کوته ولی
بلندی به همت سزا می شود
عمر گفت به خنده یا مرتضی
ببین خلق خیره به ما می شود
لنائیم و تو نون مابین ما
که کوتاه نون لنا می شود
علی با تبسم بدادش جواب
سخن یابن خطاب ادا می شود
یکی گفتی و حال بشنو یکی
زباندر دهان گه بلا می شود
سه حرف لنائیم گر ما سه تن
لنا لیک بی نون فنا می شود
اگر من نباشم شما نیستید
که بی نون لنا شکل لا می شود
علی نون نوراست و قاف قلم
به نون و قلم حق بنا می شود
علی بای بسم الله مصحف است
از کاخ ایمان بنا می شود
علی گر به موسی نگاهی کند
به دستش عصا اژدها می شود
علی نوح را می رهاند ز موج
علی خضر را رهنما می شود
قدکوتهش را مبین قدر بین
قدچرخ پیشش دو تا می شود
علی قهرمان حسین پرور است
کزو شور نهضت به پا می شود
علی قامتش را به عباس داد
که قد قامت کربلا می شود
استاد کلامی زنجانی✍
.
.
#سه_غم
#رحلت_پیامبر_اکرم
#واحد شهادت رسول اکرم و امام حسن مجتبی و امام رضا علیهم السلام
رحلت حضرت خاتم الانبیاست
اول غربت سیدالاوصیاست
آسمان گشته خیمه ی ماتم
خواجه ی عالم رفته از عالم
یا رسول الله یا رسول الله...
شیعیان طشت خون را نظاره کنید
گریه بر جگر پاره پاره کنید
به خدا این بر همه معلوم است
که حسن بیش از همه مظلوم است
یا حسن مولا یا حسن مولا...
خیزد از طشت خون ناله ی وا حسن
یا حسن یا حسن یا حسن یا حسن
همه ی عالم بر تو می گرید
چشم قاتل هم بر تو می گرید
یا حسن مولا یا حسن مولا...
ای خراسان بسوز در عزای رضا
گریه کن گریه کن در عزای رضا
که رضا جان داده غریبانه
مثل زهرا در گوشه ی خانه
یا رضا مولا یا رضا مولا...
#آخر_صفر
#حامد_مریدی✍
👇👇👇
.
#شب_سوم_محرم
سروده استاد #حاج_مرتضی_طاهری
آن طائرم که بال و پرم درد می کند
قلبم ز دوری پدرم درد می کند
بابا ز طعنه های فراوان دلم گرفت
زخم زبان زدند سرم درد می کند
چون من شبیه مادر تو بودم ای پدر
سیلی زدند چشم ترم درد می کند
اکنون شبیه ترشده ام من به مادرت
پهلو و سینه و کمرم درد می کند
دیدم به خواب بر لب تو چوب می زنند
از آن به بعد این جگرم درد می کند
شرمنده ام که بر اثر دردهای من
قلب تمام اهل حرم درد می کند
.........
استاد تاری👇
در مرثیت حضرت رقیه بنت الحسین (ع)
.......
تو خود فاطمه ای مختصری کوچکتر
در گلستان ولایت شجری کوچکتر
+ طایری عرش نشین بوده و هستی ای گل
داری اما تو فقط بال و پری کوچکتر
فاطمه گوهر والاست به بحر هستی
تو شدی گنج ولا را گهری کوچکتر
می دهی نور نه مانند کواکب بلکه
می درخشی تو شبیه قمری کوچکتر
ثمر نخل امامت همه هستند بزرگ
ای تو بر نخل امامت ثمری کوچکتر
همه دل خسته ، ولیکن ز نگاهت پیداست
نیست فی الحال ز تو خسته تری کوچکتر
تو مگر چند بهار از نفست می گذرد
که چنین رو به خزان رخ به بری ، کوچکتر
غنچه زود خزان دیده تویی ، غیر از تو
نیست این قافله را همسفری کوچکتر
جگر فاطمه خون بود نمی دانستم
داشت مانند تو خونین جگری کوچکتر
پدرت کرب و بلا فتح بزرگی را داشت
داشتی شام تو فتح و ظفری کوچکتر
قبل ازین هم پدرت داغ علی اصغر دید
که از آن طفل نبودش پسری کوچکتر
حال نوبت به تو آمد که غمت را بیند
داغ تو شعله شود با شرری کوچکتر
نه فقط قامت زینب بشکست از محنت
خم شد از بار مصایب کمری کوچکتر
صورت کوچک تو داشت اثر از سیلی
مانده بر گوشه ی چشمت اثری کوچکتر
فاطمه دست سپر کرد شکست اما تو
داشتی بهر دفاعت سپری کوچکتر
مرثیت خوان تو باشند بزرگان اینجا
"یاسر" آمد ز غمت نوحه گری کوچکتر
**
محمود تاری «یاسر»
صوت الرضیع-5727104122930716928_237250488175301.mp3
زمان:
حجم:
12.5M
حاج مرتضی طاهری-شب شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها
#روضه_حضرت_رقیه
#امام_حسین
#گریه
آتش گرفته از پرِ پروانهایم ما
ز آن رو چون شمع، گرمى هر خانهایم ما
پروانهی قبولى پروانه، بال اوست
در سوختن، مقلّد پروانهایم ما
مُحرم همیشه وقت به احرام گریهایم
تا در طواف کعبهی جانانهایم ما
از درگه حسین خدایا! کجا رویم
چون حلقه، چشم بر در این خانهایم ما
خوش کردهایم دل به نسیم محبّتش
در آن حریم وصل چو بیگانهایم ما
دُرّ یتیم در صدف کائنات، اوست
با آبروى ز آن دُر یکدانهایم ما
دیوانگان عشق، جهان را به هم زدند
داریم افتخار که دیوانهایم ما
چون برگ خشک، منتظر یک جرقهایم
روشن کنید شمع که پروانهایم ما
بر درگهى که هست «مؤیّد»! بهشت عشق
صورت به خاکِ سجدهی شکرانهایم ما
#سیدرضا_موید
....
تو خود فاطمه ای مختصری کوچکتر
در گلستان ولایت شجری کوچکتر
فاطمه گوهر والاست به بحر هستی
تو شدی گنج ولا را گهری کوچکتر
می دهی نور نه مانند کواکب بلکه
می درخشی تو شبیه قمری کوچکتر
ثمر نخل امامت همه هستند بزرگ
ای تو بر نخل امامت ثمری کوچکتر
همه دل خسته ، ولیکن ز نگاهت پیداست
نیست فی الحال ز تو خسته تری کوچکتر
غنچه زود خزان دیده تویی ، غیر از تو
نیست این قافله را همسفری کوچکتر
جگر فاطمه خون بود نمی دانستم
داشت مانند تو خونین جگری کوچکتر
پدرت کرب و بلا فتح بزرگی را داشت
داشتی شام تو فتح و ظفری کوچکتر
قبل ازین هم پدرت داغ علی اصغر دید
که از آن طفل نبودش پسری کوچکتر
حال نوبت به تو آمد که غمت را بیند
داغ تو شعله شود با شرری کوچکتر
نه فقط قامت زینب بشکست از محنت
خم شد از بار مصایب کمری
مداح حاج مرتضی طاهری.mp3
زمان:
حجم:
12.4M
#فایل_صوتی
✅ نماز جمعه ۳۰ مرداد ماه ۱۴۰۵
🔸 حاج مرتضی طاهری
🎙 مداح
🔰با نماز جمعه همراه باشید...
کانال نماز جمعه تهران
.
#شور_امام_حسین
نمیدونم چی اومد سر چشمام که اشکام مثل اون قدیم نمیشه میشینم توی روضه اما حالم مثل روزای بچگیم نمیشه نمیدونم چی اومد سرِ این دل که عطرِ حرمت کم شده واسم یه کاری کن یکم آروم بگیرم بلخش اقا اگه پرته حواسم من بیوفا اما با این گدا سر کن باز چشمامو تَر کن، حالم رو بهتر کن **** یه وقتا اینقده حالم خرابه که میگم نکنه دوسم نداری من از پیش تو هیچجایی نمیرم چه تو محل بذاری چه نذاری یه وقتا خیلی یادتم بگو کی درست دقتی عطش میگیرم آقا تو رو با لبِ تشنه سر بریدن الهی که برات بمیرم آقا زخمیترین بودی، تشنهترین هستی روی نیزهها خوبه که چشماتو بستی خیلی بدهکارم، خیلی گنهکارم حرفی ندارم چون خیلی دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم ارباب دوست دارم... **** یه وقتا خوبه خلوت دوتایی میخوام چند لحظه وقتتو بگیرم بذارم مثل حُر سر روی زانوت بغلم کنی و برات بمیرم خیلی بدهکارم، خیلی گنهکارم حرفی ندارم جز خیلی دوست دارم دوست دارم دوست دارم... * حواست هست به موهای سفید سرم چقدر امسال از گذشته شکستهترم حواست هست نوکرت داره پیر میشه بخرم ببرم به حرم داره دیر میشه دوست دارم دوست دارم...
صوت علیمی👉
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 به انتقام تو شمشیرها درآمدهاند؛
به دست شیر یلان، از نیام ایرانی
بترس قاتل خونخوارِ رهبرم زین پس
بلرز تا به ابد زین پیام ایرانی
بگوش میرسد از دور مژده های فرج
نشانه های ظهور، این پیام ایرانی
شعرخوانی حاج مرتضی طاهری در مراسم بزرگداشت #چهلم «آقای شهید ایران»، از سوی رهبر معظم انقلاب در مصلی امام خمینی(ره) تهران. ۱۴۰۵/۰۵/۲۷
#شهید_رمضان
▪️ #با_تو_در_عهدیم_تا_صبح_ظهور