هدایت شده از تبادرات هرز.
حالا که به خودم بک میزنم میبینم زِکی
بیشتر گرایش دارم به بازنده ها!
نه اینکه باخته باشم ها ، به قول اون بنده خدا تو این مسیر باخت نداریم، ببازیم هم برنده حساب میشیم، میدونی چی میگم؟ میارزه.
حالا اینکه لق و لنگ روی پل گیر موندیم ، از همون معجزاتِ داشتن همچین باریه
نه این سرِ پلی نه اونورش
حالا نصفه شبه ما زیادی زرت و پرت میگیم
اما بدمصب این تاریکی خیلی دلِ آدمو خون میکنه ها! باز خداروشکر تا اومدم غلت بزنم اینور یهو یه ستاره آرومکی از پشت پنجره به ما چشمک زدا! نجاتمون داد این کوچولو
یه دل سیر نگاهی انداختیمو بدک نبود، داستان اینه دلِ بیصاب مونده ما هر زهرماریو ربط میده به ریش ریشای دلمون
آخه مارو چه به این وصله ها!
ولمون کن جون مادرت ، بزار همینطوری آرومکی بسوزیم نفمیم چطورکی سوختیم ، هی آتیش میزنید به جون ما
ولی جونِ تو این ستارههه خیلی ناز بودا ، یادت افتادم، چن شبیم هست ماه خوشگل تر رخ میده تو آسمون
حالا اینا گفتن نداره، از ما و شما گذشته؛
حالا دلت نگیره یه وقت ها، پاییز شده و بساط و این داستاناس.
هودی گرفتی؟ چه رنگی؟ جون مادرت آبی نباشه ها..
خوشگل میشی توش!
من هیچی نگرفتم
هیچیم نمیخوام
بهاره که گذشت، لباس نو نگرفتم، تابستونه که گذشت؟ لباس ندوختم واسه خودم.
چرا یدونه دوختم ، یه دامن آبی ، آبیِ آبی!
گفتم یکم دلُ بزنیم به دریا خودمومو غرقش کنیم.
گفتم شاید یه نمه آب شد پاچید رو آتیشیِ دل ما ، دلِ مارو خنک کرد.
نشد...
اینم نشد.
باور کن گوشه کمدم، این دامن دریاییم داره خاک میخوره؛
تو ذهنم اینا میچرخه که دنیا چه بیرحم نخِ مارو پاره کرد.
بابا یه دادی میزدی، یه دستمو که محکم میگرفتی...
بابا اه ،ما جنبه این آروم رفتنا رو نداریم
ول کن این حرفارو...
یادته؟
اگه فردا بی من شروع شد، رام نشو، وحشی بمون.
#یازده ( اسمش یازدهس ما هزاران بار دلمون پاره پوره شد نشد بنویسیم، اینا یه مشت عددِ زاقارتن )
-ازتبادراتهرزیکذهنمشوش.
هدایت شده از تأملات | تولايى
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خدایا!
ما رو قد همین اردک،
تو رسیدن به هدف
ثابت قدم نگه دار!
ما دلتنگیهایی داریم
که مثل همین جوجه اردکها
منتظر وصالن...
@m_a_tavallaie | #حکایت