eitaa logo
82 دنبال‌کننده
243 عکس
21 ویدیو
0 فایل
فاقد محتوای فاخر؛ ‌ @salin_shop 🌟 @empty_music @empty_book ________ https://daigo.ir/secret/61232205127
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از 
هدایت شده از 
هدایت شده از 
کتابی که تا ابد دلتنگش میمانم، حتی بعد از هر بار خواندن. دلم برای استادِ توی کتاب تنگ می‌شود ،درست یادم می ‌آید وقتی برای اولین بار داشتم‌می‌خواندم، او را دیوانه خطاب کردم، و نویسنده را احمق! همچون استاد که با مرگ همراهی میکرد رفته رفته من نیز همراه شدم، با هر دفعه از سختی دم و بازدم‌ش من نیز نفسم سخت می‌آمد. کتاب های زیادی که محتوای قوی تر و شاید ارزشمند تر، و حتی کتاب هایی داخلی با ادبیات فارسی برای خواندن و وقت صرف کردن موجودند. اما این معجزه است. و سه‌شنبه هایی با بوی خوشِ مرگ . 《سه‌شنبه‌ها‌باموری》
Keep laughing.
امروز که داشتم یک کتاب عرفانی میخواندم فکر کردم که انسان چه زیباست که به مرحله عشق به خدا برسد! در مقدمه باید بگویم که در قدم اول دریافت شما از این نوشته بستگی به ذهنیتِ شما دارد چرا که گاهی تمرکز روی چند کلمه که تنها وجه اطلاعاتی دارد تفاوت ها و شاید هم تعصباتی ایجاد شود که البته این نوشته از نظر بنده حقیر می تواند اکثر باورها و ذهنیت ها را شامل شود ؛ خدا شناسی و محبت خدا راه های متفاوتی دارد؛ در کتاب عشق خدا از استاد توکلی که کتابی عرفانی است، روش سیر و سلوک را در بر گرفته ؛ و توضیحات و توصیفات و البته پیشنهادات فاخری را ارائه دادند . اما محور صحبت های من در باب این کتاب نیست بلکه سوالی است که جوابش بدیهی و روشن است اما همگی فارغ از آنیم! چه می شود که فاصله ما با خالقمان این قدر آبکی و زیاد است چرا که تنها در غم و گرفتاری دست به دعا‌می بریم، و می شویم بنده و او خدای ما ! البته باید گفت تنها ما دوریم و او از رگ گردن به ما نزدیک تر است {وَ نَحنُ اقربُ اِلَیهِ مِن حَبل الورید } سوره قاف آیه 16 بگذارید از همایشی که چند وقت پیش در یکی از دانشگاه ها رفتم بگویم : استاد موزون حدود دوساعت علمی با ما صحبت کرد ؛ لذت بخش بود اما نه به اندازه دقایق آخر ! تقریبا همگی سالن را ترک کرده بودند و چند ده نفری برای سوال هایشان مانده بودند؛ وقتی پاسخ به سوالات تمام شد استاد با کمی مکث رو کرد به همگی و شروع کرد از دل گفتن که الحق هر آنچه از دل برآید لا جرم بر دل نشیند ! گفت فکرش را بکن خدایی بوده ،تنها ، من نبودم، و به من فکر کرده ، مرا با صبوری ساخته، و بعد خودش را در من دمیده {نَفَختُ فیهِ مِن روحی } ، و در تمام امور با من هست , مرا نگاه می کند ، با موفقیتم شاد و با گریه هایم ناراحتی می کشد ، به من هستی بخشیده ،بهترین هدیه ،و مرا اشرف مخلوقات آفریده ،برترین ، و در بین تمام مخلوقات مرا محبوب خود قرار داده ! استاد همینطور اشک می ریخت و عینکش را در آورد و بدون مبالغه مانند کودکی مدام اشک هایش را پاک می کرد ؛ حقا عشق، انسان را کودک می کند و تمام مخاطبان از یک جلسه علمی با اشک هایمان و با کلام های زیبای استاد تبدیل کرده بودیم به جلسه عشق ورزی به خالقمان ، به کسی که هستی و محبتش را دو دستی و بی منت داده و منتطر نیم نگاهی از ماست، کمی سخن ، کمی عشق ، و این ها از سر نیاز نیست بلکه از همان عشقی است که خدا به ما دارد ؛ نه عشقی کوچک و زمینی ،بلکه عشقی عمیق و ابدی و از آن فراتر عشقی از جانب که؟ پروردگارت ! کلام همین بود انسان؛ حال تویی و خدایی که نگاهش دائم به توست، خدایی که دست هایت را گرفت تا راه بروی ، زبان داد که سخن بگویی ،هم جنس آفرید که وقتی حواست به خالقت نبود احساس تنهایی نکنی ، قلب داد که عاشق شوی و اشک داد که در قلبت چیزی سنگینی نکند . و او در همه حال منتظر توست . در آخر هم ، مخلوقم ، من تمامم را در انسانی رها کرده ام، زخم خورده ام ، خودت از دلم خبر داری ! کم سخن نمی گویمت ، شب هایم را که میدانی ، من و توییم ، نگاه ها و صبوری های توست و یاوه گویی های من ، شانه های توست و اشک های من. میدانم پا به پایم شب زنده داری می کنی ، میدانم وقتی می خوابم با نگاه هایت قلبم را نوازش می کنی . محبوب‌و معبودِ من؛ می دانم هر بار می طلبی ام سر می چرخانم اما تو اَرحَمَ الراحمین بمان ، می دانم رهایت می کنم هربار ،اما تو التَوابُ الحَلیم بمان ، من بسیار بی وفا و گنه کارم اما تو الغَفار الذُنوب بمان، من دورم ، خیلی دورم اما تو قَریبُ المُجیب بمان ای رَفیقَ مَن لا رَفیقَ لَه . برای خُدا.
-Take Me In Your Arms (Slowed).mp3
زمان: حجم: 4.4M
خذني بحضنك، ابئ اغفى اه مبطي ماغفيت وان‌لمحت‌دموع‌عيني‌سوي نفسك مالمحت در‌آغوشم‌بگیر،می‌خواهم‌بخوابم،آه‌که‌دیرزمانیست‌نخوابیده‌ام. و اگراشکهایم‌را‌دیدی، خودت را به آن راه بزن. خذني بحضنك وبعثر كل جروحي وانقضيت هزلي كتفي وكلي عيب تبكي لو سمحت در آغوشم بگیر‌و‌همه‌‌زخمهایم‌را‌دور‌‌‌کن‌و‌اگرگریه کردم، به شانه‌ام بزن و بگو «گریه‌کردن زشت است».
مائیم و همین خاطرِ ناشاد و دگر هیچ.