هدایت شده از
وقتی تظاهر می کردم که آدم باهوشی هستم، مردم شروع می کردند به شایعه پراکنی در مورد اینکه منآدم باهوشی هستم. وقتی مثل یک آدم بی کار و بی عار رفتار می کردم، شایعه ها حول محور بی عاری من می گشت. وقتی وانمود می کردم که در نوشتن عاجزم، مردم می گفتند در نوشتن عاجزم. وقتی مثل دروغگوها رفتار می کردم، دروغگو خطابم می کردند. وقتی مثل یک آدم پولدار رفتار می کردم، شروع می کردند به شایعه پراکنی در مورد اینکه من آدم پولداری هستم، وقتی وانمود می کردم آدم بی تفاوتی هستم، مرا جزو آدمهای بی تفاوت طبقه بندی می کردند، اما وقتی ناخوداگاه از درد ناله می کردم، چون واقعا درد داشتم، شروع می کردند به شایعه پراکنی در مورد اینکه دارم تمارض می کنم.
دنیا بد جوری درهم و برهم است.
صفحه ۸۸.