It’s Not Good Without You
I really like to do the things I love,
Buy the stuff that makes me smile,
Go to places that feel like magic,
Sit and stay there for a while.
But something's missing all the time,
No matter what I say or do—
I still enjoy the world I see,
But it’s not good without you.
I can do it — yeah, I try,
But in every place and every sky,
In everything I say and do,
Somehow, I just remember you.
I see you in the things I touch,
In quiet streets I miss so much,
I feel you standing close to me —
Like you're where you’re meant to be.
-F
اگر سرخی، به لبهایم بیامیز
اگر تاری، به شبهایم بیاویـز
اگر نوری، بتابان بر تنِ تار
اگر عشقی، بسوزانم به تکرار
به هر رنگی، مرا رنگی بزن باز
به هر ذکری، مرا همگو به آواز
که گر هیچی، منم بیرنگ و بینام
و گر هستی، منم با عشق، در دام
اگر تو خوشهی گندم هستی، ای تن
منم آن دانهای، قوت ز تو من
و گر دستت ز خورشید است پر نور
منم شبنم، که می رقصد در آن نور
اگر ذاتت ز تردید است و امکان
اگر محتاجِ علت هست و حیران
منم واجب، به تو پیوسته، دلپوش
نه از غوغا، نه از فریاد و از جوش
اگر پایی، منم راهی شکیبا
اگر قلبی، منم خونت، نه بیجا
اگر چشمی، منم سوی نگاهت
وگر جسمی، منم جان در پناهت
تو ای افلاکِ این اختر، در این شور
اگر من خاک، تو بارانی، ببار نور
اگر من تار، تو خورشیدی در اوجم
بیا، بر من بتاب از مهر موجم
اگر برگم، تو ای باد موافق
ببر من را به سمت فصل صادق
اگر سرخی، مرا چون خون بجوشان
اگر نوری، به دل های شب افشان
اگر باشی، دلم گندمسرشته
تنم با رنگ تو، از نو نوشته
اگر قلبی، منم خون رگانت
وگر جانی، منم روح و روانت
مرا همرنگ و همراهِ خودت کن
مرا همراز و همسازِ خودت کن
که گر هیچم، دلم با توست، پُر نور
منم هستم، اگر باشی در این شور
-ف.