eitaa logo
84 دنبال‌کننده
254 عکس
21 ویدیو
0 فایل
فاقد محتوای فاخر؛ ‌ @salin_shop 🌟 @empty_music @empty_book ________ https://daigo.ir/secret/61232205127
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از _ نوشیکا .
4_5773901939636968205.mp3
زمان: حجم: 5.2M
‌ بهار ما گذشته. ‌ ‌
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اگر سرخی‌، به لب‌هایم بیامیز اگر تاری‌، به شب‌هایم بیاویـز اگر نوری، بتابان بر تنِ تار اگر عشقی، بسوزانم به تکرار به هر رنگی، مرا رنگی بزن باز به هر ذکری، مرا هم‌گو به آواز که گر هیچی، منم بی‌رنگ و بی‌نام و گر هستی، منم با عشق، در دام اگر تو خوشه‌ی گندم هستی، ای تن منم آن دانه‌ای، قوت ز تو من و گر دستت ز خورشید است پر نور منم شبنم، که می رقصد در آن نور اگر ذاتت ز تردید است و امکان اگر محتاجِ علت هست و حیران منم واجب، به تو پیوسته، دل‌پوش نه از غوغا، نه از فریاد و از جوش اگر پایی، منم راهی شکیبا اگر قلبی، منم خونت، نه بی‌جا اگر چشمی، منم سوی نگاهت وگر جسمی، منم جان در پناهت تو ای افلاکِ این اختر، در این شور اگر من خاک، تو بارانی، ببار نور اگر من تار، تو خورشیدی در اوجم بیا، بر من بتاب از مهر موجم اگر برگم، تو ای باد موافق ببر من را به سمت فصل صادق اگر سرخی، مرا چون خون بجوشان اگر نوری، به دل های شب افشان اگر باشی، دلم گندم‌سرشته تنم با رنگ تو، از نو نوشته اگر قلبی، منم خون رگانت وگر جانی، منم روح و روانت مرا هم‌رنگ و هم‌راهِ خودت کن مرا هم‌راز و هم‌‌سازِ خودت کن که گر هیچم، دلم با توست، پُر نور منم هستم، اگر باشی در این شور -ف.
هدایت شده از 
می‌گویند کسانی که گل‌های تابستانی را دوست دارند، در تابستان می‌میرند. من هم منتظر بودم که این تابستان بمیرم. صفحه۱۲۹.
شاید نه به مثابه تابستانِ تنت، نه آن‌گونه که آفتاب در تو شعله می‌کشد  و دشت زیر قدمت می‌روید، من ، آیَت‌ام، آیتی کوچک؛ نشانه‌ام، حضورم، حرارتم. من طراوتِ گل‌های اطلسی‌ام که وقتِ عصر، نسیم را در آغوش می‌گیرند. من بنفشِ خاموشِ اسطوخدوسم که بویش، آرامِ خاطره‌هاست. من زنبق صورتی‌ام؛ لطیف و جسور، در دل هر چیزی که تابستان  را باور دارد. انرژی زردِ آفتابگردانم که گلبرگ های نرمش سمت نور است، نیلوفر پیچیده بر تنِ درختان توأم، که دور می‌چرخد و بالا می‌رود، مثل آرزوهایی که اسم تو را توی دلشان دارند. من لطافتم؛ بر پلک شاپرک‌هایی که روی شانه‌ات می‌نشینند، در بادِ صبای تیرماه و آن اتفاق مبارک، در شور گرمای مرداد. درخششم؛ در آبیِ زلال آسمانی که‌‌ خورشید بخشیده و در تپه هایی که سبز مانده‌اند در نورانیت زردآلوها، سرخی گیلاس‌های ترک‌خورده، و شیرینیِ یواشِ توت‌فرنگی‌هایی که زیر نور کمِ خورشید رسیده‌اند… منم. همه‌ی این‌ها منم. من بوسه‌ی نرمِ نورم، شکوفه‌ای در شالیزار‌های شمالم، صدایی در مهِ صبحگاه، و دلی که هنوز از جانِ گرمِ تو تغذیه می‌کند. من شیفته‌ام… شیفته‌ی خورشید و دشت‌های بی‌انتها، و مزارع چایِ سیاه، که آرام، با برگ برگ‌شان عاشقی کرده‌ام. من جدا ناپذیرم... نه فقط از تو، از تمام چیزی که "ما" بوده و شاید... هنوز هم هست. شاید نه به مثابه‌ی تابستانِ تنِ بی نقصت، اما من، تکه‌ای از توام. حقیقتی غیرقابل انکار. -ف.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا