هدایت شده از - 𝗸𝗵𝗮𝗸𝗲𝘀𝘁𝗮𝗿𝗶
در همین کیهانِ هیچ و پوچ زندگی میکنیم و بزرگ میشویم.
عاشق میشویم و صدای قلبمان که گرومپ گرومپ میزند را میشنویم.
در همین جا ..
در همین جایی که "هیچ" صدایش میزنی.
اشک میریزیم
در آغوش میگیریم
میبوسیم و لمس میکنیم؛
این جا آنقدر ها هم هیچنیست.
_ف
#صندوقپستی
#پارت۱
هدایت شده از - 𝗸𝗵𝗮𝗸𝗲𝘀𝘁𝗮𝗿𝗶
به یقین بعدِ مرگمان کسی یادمان نمیکند .
و فردای مرگمان مارا فراموش می کنند .
و مارا به زمین سرد میسپارند .
اما خیابانها یادت را در آغوش میگیرند .
و به خاطر میسپارند وقتی را که
دلت غم داشت و کسی نفهمید ...
و گنجشک ها صدایت میشوند .
و آواز سرمیدهند جنونات را
اینجا از آدمها هیچنمیخواهیم
که هیچاند
اینجا درخت ها مارا میفهمند ..
پرستو هایِ دلتنگِ مهاجر و
خاکِ سرد که طاقتش طاق میشود
از این رنج و از این عشق که قسمت نبود، و سوخت در دلمان و
به شعله کشید صبرمان را ...
-ف.
#صندوقپستی
#بخشدوم