eitaa logo
دانلود
دو تا چای بریز با نبات بیار بذار جلوم نخودی بخند بگو چا‌ی‌نبات سرطان رو هم خوب می‌کنه. بگو بوی نای کولر تو تابستون چه خوبه! بگو اگه گل‌ت خشک شد می‌رم یکی دیگه می‌خرم برات. بگو هزاربار دیگه هم خشک بشه هزارتا دیگه می‌خرم برات. بگو این همه کتاب داری کمه! کاش بازم کتاب داشته باشی! خودت رو خفه‌کنی با کتاب‌هات‌. بگو هرچقدر خواستی به سیب‌زمینی‌ها ناخونک‌ بزن کم نمیاد. بگو هرچقدر زمین بخوری یاعلی میگی‌ بلند می‌شی. بگو اون مأموری که زد تو گوش‌ت دستش می‌شکنه الهی. بگو موتورت‌ از ریخت و قیافه افتاده ولی فقط اون می‌دونه چه بلاهایی سرت اومده. کارت سوخت نداری فدای سرت خیلی‌ها ندارن. بگو هرچقدر بنویسی من می‌خونم من که نمردم. بگو اگه مُردمم‌ بیا سر قبرم نوشته‌هات رو بخون. بگو اصلاً بیا پیش خودم خاکت کنن تا قیامت با هم باشیم. بگو دنیا خیلی بی‌رحمه تو نباش. بگو خدا بخواد معجزه می‌شه. اگه نشده یعنی نمی‌خواد. بگو گریه‌کن ولی نه جلوی بقیه. بقیه می‌خندن بهت‌. بگو حرف بزن. بگو قبل اینکه دیر بشه. بگو بالاخره می‌خرنت. بگو خدا بدها رو باید بخره ديگه. خوب‌ها که تکلیفشون‌ معلومه.. سید مصطفی موسوی @ir_tavabin
بچه‌ها نفری یکی حمد شفا میخونید؟
‌☫
بچه‌ها نفری یکی حمد شفا میخونید؟
عزیزه من. حالا برایت بسیار می گریم. از این کلمات رقت انگیز متنفرم. از این دنیای نامرد بسیار می رنجم. میدانم خانه چقدر تاریک و سرد شده و حای قدم های کسی در خانه خالی‌ست. نمی‌دانم به خاطر کدام ذنب لایغفر اینگونه می‌رنجیم و اینگونه از دست می‌دهیم. به یقین که خانه همیشگی ما یکی‌ست و همه به سوی صاحبمان باز میگردیم و باز هم سر یک سفره می نشینیم. اما حالا فقط دلم می‌خواهد بر سر همه فریاد بکشم و بروم. بروم و دیگر پیدایم نشود. یادت هست؟ دور یک میز نشسته بودیم و ریز ریز می‌خندیدیم. هنوز چندی نگذشته و حالا با تصور اینکه نیست دارم له می‌شوم‌. یادت هست پرسیدم کفش هایم زشت است؟ گفت ،خیلیییییی... و با مکثی طولانی گفت زیباست. بعد هم بلند بلند خندید:) نمی‌دانم برای چه کسی می نویسم. برای تو؟ برای خودم؟ نمی دانم. نمی دانم. نمیدانم میشود اشک را کلمه کرد یا نه ، بیست بار مینویسم و پاک میکنم و به لرزش دست‌هایم لعن میفرستم. دندان به دندان میخورد و چشم هایم کم سو‌ست، گلویم میسوزد انگار که چاقوی داغ شده ای را در گلویم فرو میبرند. توی دلم خالی شده. حالا تو تنها درخت نیستی، امروز من نیز در تو تنیده می‌شوم‌....
هدایت شده از ‌☫
-Take Me In Your Arms (Slowed).mp3
زمان: حجم: 4.4M
خذني بحضنك، ابئ اغفى اه مبطي ماغفيت وان‌لمحت‌دموع‌عيني‌سوي نفسك مالمحت در‌آغوشم‌بگیر،می‌خواهم‌بخوابم،آه‌که‌دیرزمانیست‌نخوابیده‌ام. و اگراشکهایم‌را‌دیدی، خودت را به آن راه بزن. خذني بحضنك وبعثر كل جروحي وانقضيت هزلي كتفي وكلي عيب تبكي لو سمحت در آغوشم بگیر‌و‌همه‌‌زخمهایم‌را‌دور‌‌‌کن‌و‌اگرگریه کردم، به شانه‌ام بزن و بگو «گریه‌کردن زشت است».
ما برای تماشای داغِ عزیزانمان آمده ایم؟
قلبم داره میاد تو دهنم.
این چه روزگاریه
این چه وضعیتیه
این چه بدبختیه
این چه بختکیه افتاده تو زندگی ما