هدایت شده از مرکز مشاوره یارا
موقعیت استخدام
مرکز مشاوره ازدواج و خانواده یارا برای تکمیل کادر خود نیاز به یک همکار با مشخصات و شرایط شغلی زیر دارد:
الف) شرح وظایف:
✅ مدیریت محتوای سایت مرکز
✅ مدیریت کانالها و صفحات مجازی مرکز
✅ مدیریت ارتباط مرکز با همکاران و مشتریان
ب) شرایط همکاری:
✅ کار هم به صورت دورکاری و هم به صورت حضوری میباشد. نحوه و کیفیت آن توافقی خواهد بود.
✅ حق الزحمه به صورت ساعتی محاسبه و پرداخت خواهد شد. مبلغ ساعت توافقی و براساس توانایی و کارآمدی است.
ج) ویژگیهای مورد نظر
✅ مذهبی و متدین
✅نظم کاری و مسئولیتپذیری
✅ زمان آزاد(Free time)
✅ آشنایی کامل با مهارتهای ICDL
✅ آشنایی با فتوشاپ(یا سایر نرمافزارهای گرافیکی)
✅ آشنایی با نرمافزارهای ادیت فیلم)
✅ ساکن تهران یا کرج
جهت هرگونه سوال و کسب اطلاع بیشتر و ارسال رزومه به آیدی زیر پیام بدهید:
@yarafcadmin
حکمرانیِ صنفی علیه سلامت
زنان چگونه قربانی نظام سلامت کشور میشوند؟
دکتر ابوالفضل اقبالی مدیر اندیشکده زوج
✅ اصول متعدد قانون اساسی متعالی کشور ما به لزوم دسترسی آحاد مردم به درمان، بهداشت و سلامت به عنوان حقوق اولیه و انسانی آنها اشاره دارد. تاکیدات فراوانی هم از رهبران انقلاب ناظر به لزوم تسهیل دسترسی و بهبود ارائه خدمات سلامت و بهداشت به مردم وجود دارد. اما با مراجعه به واقعیتها و آمارهای موجود در زمینه وضعیت بهداشت و درمان در کشور میبینیم که علیرغم پیشرفتهای چشمگیر در این زمینه (که حاصل عزم ملی جوانان و همت مسئولان کشور بوده است) هنوز فاصله زیادی با تحقق این اصول و آرمانها داریم.
✅ این آمارها به صورت خاص درباره دسترسی به پزشک زن به شدت نگران کننده هستند. به عنوان مثال از حدود 410 شهرستان با جمعیت بالای 50 هزارنفر در کشور، حدود 80 شهرستان حتی یک بانوی متخصص زنان و زایمان هم ندارند! دقت کنید! نمیگویم زنِ متخصص ارتوپدی یا چشم پزشکی ندارند! نه! زنِ متخصص ارتوپدی را که بیش از 360 شهرستان ندارند! ولی ارتوپدی و گوش و حلق و بینی به کنار! زنِ متخصصِ زنان و زایمان هم که تمام مراجعانشان زن هستند، 80 شهرستانِ با بیش از 50 هزار نفر جمعیت فاقد آن هستند.
✅ این آمارها در خصوص سایر تخصصهای مورد نیاز زنان نیز وضعیت نامساعدی دارد. مثلا بیش از 120 شهرستان فاقد زنِ متخصصِ داخلی، بیش از 220 شهرستان فاقد زنِ رادیولوژیست، بیش از 270 شهرستان فاقد زنِ متخصص بیهوشی و... هستند. در صورتی که نظر رهبر معظم انقلاب(مدظله) درباره دسترسی به پزشک زن(که مبتنی بر نگاه دینی و اصول قانون اساسی این کشور است) اینگونه است: «ما باید به قدری پزشک زن در جامعه داشته باشیم که هر زن، برای مراجعهی به پزشک، هیچ احتیاجی به مرد نداشته باشد»
✅ واقعیت این است که ما امروزه با مساله «کمبود پزشک» به ویژه زنان متخصص در کشور مواجه هستیم و این مساله تبعات و آثار مخربی بر سامان بهداشت و درمان مردم به همراه دارد. بگذریم از اینکه این وضعیت باعث سقوط سطح کیفیت ارائه خدمات درمانی به مردم میشود، یا باعث ایجاد چالشهای جدی در زندگی فردی و خانوادگی پزشکان و دانشجویان پزشکیِ زن به علت فشارکاری و کشیکهای شب زیاد شده و بازدهی آنها را در موقعیتهای حساس بیمارستانها مختل نموده است، مساله مهم این است که در بسیاری از شهرستانها اساسا زنان از مراجعه به پزشک و دریافت خدمات درمانی امتناع میکنند. این یعنی محرومیت مطلق از درمان!
✅ فکر میکنید علت اصلی چنین وضعیتی در کشور چیست؟ فقدان امکانات و زیرساخت؟ نبود بودجه؟ توزیع نامناسب پزشکان متخصص در شهرهای کشور؟ عدم تمایل و اهتمام دختران برای تحصیل در رشتههای پزشکی؟ خیر! عدم افزایش ظرفیت پذیرش رشتههای پزشکی در دانشگاه برای تحصیل دختران و تسهیل شرایط برای آنان ! ریشه اصلی بحران کمبود پزشک زن در کشور این است که متولیان نظام سلامت در تخصیص ظرفیت لازم برای پذیرش دانشجو در رشتههای علوم پزشکی خساست به خرج میدهند و در مقابل افزایش سهمیه مقاومت میکنند.
✅ این در حالیست که متقاضی برای تحصیل در رشتههای پزشکی در کشور به اندازه کافی وجود دارد. به عنوان مثال در سال 1401 حدود 600 هزار نفر برای کمتر از 10 هزار صندلی تحصیل در دانشگاههای علوم پزشکی کشور رقابت کردند. یعنی از هر 60 متقاضی فقط یک نفر امکان تحصیل در رشتههای پزشکی را دارد. وجه نگران کنندهتر این ماجرا آنجاست که میبینیم بیش از 50 هزار نفر از این متقاضیان نخبگانی هستند که معدل دیپلم آنها بالای 19 است و تعداد کثیری از آنها پس از برخورد با درهای بسته دانشگاههای ایران به کشورهای دیگر مهاجرت میکنند و معالاسف تعداد زیادی از آنها در نهایت به ظرفیت درمانی کشور ما اضافه نمیشوند چون یا اصلا برنمیگردند و یا در صورت بازگشت، مدرک آنها اعتبار لازم برای اخذ مجوز فعالیت در کشور را ندارند و وزارت بهداشت برای آنها پروانه طبابت صادر نمیکند!
✅ تصور شما از دلیل مقاومت متولیان نظام سلامت در برابر افزایش ظرفیت پذیرش دانشجو در دانشگاههای علوم پزشکی کشور چیست؟ من که هیچ استدلال متقنی در این زمینه ندیدم. برخی موضوع «پزشکان باکیفیت» را مطرح میکنند و میگویند که تولید عمده پزشک باعث کاهش کیفیت آنها خواهد شد! این استدلال حتی اگر واقعا دغدغه متولیان باشد، لزوم اعمال فیلتر در مرحله صدور پروانه پزشکی را اثبات میکند، نه اعمال محدودیت در مرحله پذیرش دانشجو.
ادامه دارد 👇👇
ادامه فرسته قبل
✅ البته برخی از گفتارهای غیررسمی نیز مهمترین دلیل عدم تمایل برای افزایش سهمیه پزشکی را، «زیاد شدن دست» و «کاهش منزلت اجتماعی پزشکان» مطرح میکنند. این گفتارهای غیررسمی اینطور میگویند که ایده بزرگان صنف پزشکی در کشور این است که «طبقه پزشکان» نباید مثل «طبقه مهندسان» تکثیر شوند زیرا «کثرت» مانع «خاصبودن» و «پرستیژ» این طبقه خواهد شد! امیدواریم گفتارهای غیررسمی منصفانه روایت نکرده باشند!
✅ در هر حال به نظر میرسد انحصار فرآیندهای حکمرانی سلامت اعم از سیاستگذاری و تقنین، تصدیگری و اجرا، و نظارت و کنترل در دست یک صنف(پزشکان) مهمترین زمینه ایجاد اختلال در تحقق عدالت در سیستم بهداشت و درمان در کشور است. حتی اگر بپذیریم که حکمرانی سلامت بیش از هر عرصه دیگری نیازمند ارجاع به متخصصان سلامت است، اما باتوجه به اینکه کلان مسائل نظام سلامت در عرصه سیاستگذاری فراتر از «علم درمان بیماریها» است، باز هم این انحصارگرایی هیچ وجهی ندارد و تسهیل امکان تزریق عقلانیت به این حوزه مهم و تاثیرگذار لازمه جلوگیری از خسارتهای جبران ناپذیر مانند وضعیت فعلی «کمبود پزشک زن» در کشور است.
لینک کانال جنسیت و عدالت(دکتر ابوالفضل اقبالی)
https://eitaa.com/eqbali62
حجاب و اصل نظام
تعریضی به صحبتهای اخیر حجتالاسلام نبویان درباره قانون حجاب
دکتر ابوالفضل اقبالی مدیر اندیشکده زوج
✅ راستش دیگر قصدی برای نوشتن درباره قانون حجاب نداشتم و این روزها در پاسخ به تماسهای رسانهها و دانشجویان یک جمله میگفتم: «همه گذشتند؛ شما هم بگذرید!» اما بهت من از سخنان و استدلالهای حجتالاسلام سیدمحمود نبویان نماینده محترم مجلس درباره عدم ابلاغ قانون حجاب باعث نگارش این سطور شد. من البته صراحتا عرض کنم که با آن بخش از صحبتهای ایشان که تعریض صریح به جریان تندرو در کشور بود کاملا موافقم و اصلا یکی از پایههای اصلی عدم ابلاغ قانون حجاب تا امروز را کارشکنیهای آنان در سال گذشته میدانم که طوری قانون را تخریب کردند(میگفتند قانون صورتی است و از حجاب اسلامی عدول کرده!) که باعث تردید حاکمیت در پیگیری و تصویب آن شد. بگذریم!
✅ اما نکتهای که ضرورت طرح آن باعث نگارش این یادداشت شد چیست؟ اساسا هیچ عقل سلیمی در تزاحم میان یک حکم شرعی با اصل حکومت اسلامی قائل به اولویت حکم شرعی نیست! زیرا اگر حکومت اسلامی نباشد نسخه آن حکم شرعی نیز پیچیده خواهد شد! این را یک بچه صغیر هم میفهمد و نیازی نیست شما از کتاب البیع رفرنس بیاورید! پس صورت سوال که این همه اختلاف ایجاد نموده که این نیست جناب نبویان! صورت سوال را کمی پیچیدهتر و تخصصیتر تبیین کنید! سوآل این است که براساس کدام ادله و شواهد معتبر به این قطعیت میفرمایید که ابلاغ و اجرای قانون حجاب در سال 1403 باعث تضعیف نظام اسلامی خواهد شد؟
✅ راستش در صحبتهای شما که چیزی جز همان سوءتفاهمهای سیاستمداران منفعل و مشهورات نامعتبر برخی از نخبگان دانشگاهی نشنیدیم! «اسلحه در کشور زیاد شده، سوریه سقوط کرده، ناترازی انرژی داریم پس قید حجاب را بزنیم» واقعا این است سطح استدلال و تحلیل شما؟! این جمله شما که دیگر خیلی محشر بود که فرمودید: «آن زمان که ما قانون را تصویب کردیم هنوز سوریه سقوط نکرده بود و سیدحسن ترور نشده بود»! الله اکبر از این بینش حکمرانی! مثل این است که بگوییم حضرت آقا به پشتوانه حزبالله لبنان و بشار اسد و حشدالشعبی کشف حجاب را حرام سیاسی نامیدند و دلیل اینکه این روزها بیانی از ایشان درباره حجاب نمیشنویم فقدان این عناصر در حال حاضر است!
✅ جناب نبویان! بنده به عنوان یکی از حامیان ابلاغ قانون حجاب یک استدلال ساده داشتم و دارم که میخواهم آن را با شما در میان بگذارم. از قضا من هم یک نگرانی بیشتر ندارم و آن هم تضعیف حاکمیت اسلامی است و اتفاقا این عقب نشینی ناشیانه مسئولان از حجاب را هم نشانه ضعف و انفعال حاکمیت و هم یک عامل مهم در تضعیف بیشتر ارکان نظام میدانم(مفصل گفتم و نوشتم). جناب نبویان! واقعا نمیشد قانون را ابلاغ کرد و در مرحله اجرا با یک تدبیر و عقلانیتی مفاد آن را محقق نمود؟ یعنی نظام اسلامی انقدر بی تدبیر است که یا باید به طور کلی قانون حجاب را زیر پا لگد کند و در مقابل کنشهای سیاسی و براندازانهی آشکار و متعدد این روزها سکوت کند، یا قانون را ابلاغ کند و یک راست به سراغ آن دختر روسری افتادهی مترو و بیآرتی رود؟ یعنی هیچ نقطه تعادلی برای شروع اجرای این قانون وجود نداشت؟!
✅ این دوگانهی صفر و صدی در مواجهه با موضوع قانون حجاب را از کجا درآوردید؟ یعنی نمیشد قانون را به حرمت و اعتبار مجلسی که خودتان نماینده آن هستید و شورای نگهبانی که رکن این نظام است، قانون مصوبش را ابلاغ میکردید اما در مرحله اجرا طوری تدبیر میکردید که اسلحههای درون کشور فعال نشوند!!!؟ یعنی اگر شما براساس این قانون متعرض مافیای کثیف مد و لباس در کشور میشدید ایران تگزاس میشد؟! اگر شما شرکتها و استارتآپهایی که در رویدادها و تبلیغاتشان یک لگد هم به حجاب و حیا و شرف میزنند، گوشمالی میدادید جولانی به ایران لشگر میکشید؟!! یاللعجب...
✅ آقای نبویان! اینکه شما در معادله خود یک طرف را «اصل نظام» قرار میدهید و طرف دیگر را «حجاب به مثابه یک حکم شرعی»(و احتمالا یک فرع فقهی!) یک مغالطه است. طرف دیگر این معادله یک فرع فقهی نیست که شما به راحتی حکم به تعطیلی آن میکنید و اصل نظام را انتخاب میکنید! خیر! معادله را اینگونه بخوانید: یک طرف اصل نظام و طرف دیگر «کنش براندازانه علیه نظام». آن وقت به این سادگی اظهارنظر نمیکردید. مگر غیر از این است که کشف حجاب حرام سیاسی است؟ نمیخواهم بگویم هرکسی کشف حجاب میکند معنای براندازی در ذهن دارد. اما این رفتار صرفا دلالت فقهی ندارد. میدانید و توضیح بیشتر نمیدم..
لینک کانال جنسیت و عدالت(دکتر ابوالفضل اقبالی)
https://eitaa.com/eqbali62
حجاب در میانه انفعال و تندروی
جریانشناسی گفتارهای معطوف به قانون حجاب
دکتر ابوالفضل اقبالی مدیر اندیشکده زوج
✅ مساله حجاب پربسامدترین موضوع دو سال اخیر فضای عمومی کشور ما بوده است. اکثر گفتگوها نیز در این باره حول محور لایحه حجاب متمرکز بودند که اخیرا تبدیل به قانون شد و در این میان چهار رویکرد فعال و تریبوندار وجود داشت. سه رویکرد مخالف تصویب لایحه و یک رویکرد موافق آن بودند. این یادداشت به جریانشناسی این رویکردها میپردازد. لازم به ذکر است که تنوع گفتارها پیرامون لایحه و قانون حجاب بیشتر از این چهار جریان است اما برای ارائه یک صورتبندی شسته رُفته ناگزیر از قدرمطلق گرفتن و ترکیب گفتارهای نزدیک به هم در یک جریان کلانتر بودم.
✅ رویکرد اول متعلق به ساکنین سرزمین ایتا بود. اینها مخالف تصویب لایحه حجاب بودند زیرا آن را مغایر با شرع و اسلام یافته بودند و فیسبیلالله کمر به نفی آن بسته بودند. آنها معتقد بودند برای حل مساله کشف حجاب و بدننمایی خلاء قانونی وجود ندارد و با همین قوانین موجود میتوان این معضل را مدیریت نمود. قلمرو کنش این جریان یا پلتفرم ایتا و روشنگری بود یا خیابانهای مجاور مجلس و تحصن. بارها با نمایندگان این جریان مناظره داشتم و چتهای حاوی تهدید و نفرین آنها در گوشی من موجود است. در حال حاضر هم بخشی از این بدنه با همان اقتضائات کنشگرانه خود در جهت مطالبه ابلاغ قانون حجاب فعال شدهاند!
✅ رویکرد دوم متعلق به دستاندرکاران فتنه ززآ بود. آنها نیز مخالف تصویب لایحه حجاب بودند زیرا آن را مزاحم دستآوردهای اجتماعی خود(یعنی حجابزدایی در ایران) در این چند سال میدانستند. این جریان بسیار فعال، هوشمند، پرظرفیت و موثر بود و لایحه حجاب را خیلی جدی گرفته بود. قلمرو کنش این جریان به شدت گسترده و طیفی از رسانههای آنور آبی، شبکههای اجتماعی، مطبوعات داخلی و انسانرسانهها را شامل میشد و جنس کنش آنها نیز غالبا تحریف واقعیت بود. در حال حاضر نیز بخشی از این جریان از تریبونهای رسمی و با ارادههای معطوف به قدرت در جهت نفی ابلاغ قانون حجاب فعال شدهاند.
✅ رویکرد سوم متعلق به نخبگان اجتماعی دلسوز، متعهد به نظام و انقلاب، غالبا باسواد و اهل معرفت بود. اینها مخالف تصویب یا ابلاغ قانون حجاب بودند و هستند و منطق مخالفتشان با دو رویکرد قبلی متفاوت است. محور مخالفتهای این جریان «امنیت ملی» بود. اینها با تصویب و ابلاغ قانون حجاب در شرایط ملتهب اجتماعی، نابسامانی اقتصادی، بحرانهای نظامی و منطقهای مخالف بودند و پرداختن با مساله حجاب را یک تصمیم اشتباه و بیتدبیری سیاسی میدانند. از نظر این جریان، قانون حجاب پوست موزیست زیر پای نظام. صاحبان این رویکرد غالبا از موثرین در فرآیندهای تصمیمسازی و تصمیمگیری کشور هستند و قلمرو کنش این جریان جلسات و گعدههای علمی سیاسی بود. معالاسف این جریان نسبت به بقیه کمترین اشراف را به متن قانون داشت!
✅ رویکرد چهارم هم متعلق به مدافعان تصویب و ابلاغ قانون حجاب بود. محورهای متعددی در استدلالهای این جریان در دفاع از تصویب و ابلاغ قانون حجاب وجود داشت اما اجمالا این جریان معتقد بود این نحو از رهاسازیِ تمامی ضوابط پوشش در فضاهای عمومی، رسانهها و حتی محیطهای رسمی و متصل به حاکمیت، آن هم در فاصله کوتاهی از فتنه زن، زندگی، آزادی، بیش از آنکه مصداق تدبیر، جامعهفهمی و مردمداری حاکمیت باشد نشانه انفعال مسئولان است. ممانعت از ابلاغ قانون مصوب مجلس و شورای نگهبان با هیچ توجیهی به سبد عقلانیت نظام واریز نخواهد شد بلکه حاوی ضدامنیتیترین سیگنال ممکن به دشمن(ضعف و درماندگی) در شرایط جنگی منطقه است. قلمرو کنش این جریان طیفی از بدنه سیاستگذاری تا رسانههای رسمی و شبکههای اجتماعی را شامل میشد.
✅ انشالله در یادداشت مبسوط دیگری به تبیین رئوس استدلالهای این جریان در موافقت با لایحه و قانون حجاب خواهم پرداخت.
لینک کانال جنسیت و عدالت(دکتر ابوالفضل اقبالی)
https://eitaa.com/eqbali62
وفاق و مدارای اجتماعی
چگونه تمام مردم از ثمرات وفاق بهرهمند شوند؟
دکتر ابوالفضل اقبالی مدیر اندیشکده زوج
✅ دیشب نیروی انتظامی به دستور مراجع ذیربط(شاک یا شعام) شهروندانی که مدتها در مقابل مجلس تحصن کرده بودند را دستگیر و متفرق نمود. کاری به روایتهای منتشره درباره نحوه برخورد پلیس ندارم(که البته در جای خود نیازمند بررسی است.) اما من میخواهم به این بهانه نکتهای را درباره ایده وفاق عرض کنم که راهبرد سیاسی اجتماعی امروز نظام است(و من البته هنوز درباره مبانی و ماهیت این راهبرد سرشار از ابهامم!).
✅ من با تحصن مخالف بوده و هستم و با متحصنین و افراد شاخص آنها نیز اختلاف نظر داشته و دارم. سر فرصت درباره اختلافاتم خواهم نوشت. من مسیر مطالبه ابلاغ قانون حجاب را صرفا اجماع نخبگان معتقد به مبانی انقلاب و نظام و سپس رایزنی در سطح مسئولان حاکمیت میدانم. اما این نحوه برخورد با متحصنین را به دلیلی که توضیح خواهم داد، ناشیانه و خارج از گفتار وفاق میدانم.
✅ تاکنون وفاق برای همه شهروندان و گروههای اجتماعی موجود کشور به نحو برابر و عادلانهای ثمر نداده است. این بیعدالتی در عرصه فرهنگی و اجتماعی آشکارتر خودش را نشان میدهد. محصول بارز وفاق در عرصه فرهنگی اجتماعی در این مدت شده است ممانعت از ابلاغ قانون حمایت از خانواده و رواداری مطلق در برابر تمامی اشکال قانونشکنی و ابتذال در فضای حقیقی و مجازی.
✅ در همین ایام ماه مبارک رمضان در خیابانهای شهر تهران ظاهرا هیچ بخشنامهای در صنف اغذیهفروشان وجود نداشت، در صنف لباس بانوان وضعیت محصولات جدید(نیوکالکشنها) در برخی از مراکز خرید شهر تهران حاکی از این است که دیگر حتی از مانتوهای جلوباز هم خبری نیست و کت جایگزین مانتو شده است. رقص و پایکوبی مختلط و بدون حجاب که قبلا در حد پارتیهای شبانه و برخی از مراسمات عروسی انجام میگرفت امروزه به فضاهای عمومی کشیده شده است.
✅ راهبرد وفاق در عرصه فرهنگی معطوف به مدارا با این مصادیق است و این صرفا باب میل برخی از گروههای اجتماعی و شهروندان این جامعه است و با مذاق و باور بخش قابل توجهی از شهروندان این جامعه اعم از مذهبیها و غیرمذهبیها مغایرت دارد. متحصنین تنها بخشی از این بدنه اجتماعی مهم و قابل توجه هستند. وفاق برای این طیف و گروههای اجتماعی در عرصه فرهنگی چه دستاوردی داشته است؟
✅ پرسش این است که وقتی براساس یک راهبرد سیاسی اجتماعی تصمیم بر مدارای اجتماعی گرفته شده است، آیا مدارا صرفا شامل یک طیف از گروهها و شهروندان جامعه میگردد؟ مردمداری حاکمیت با بدنه اجتماعی مخالف ناهنجاریها و ابتذال چه مصداقی در زمانهی وفاق دارد؟ آیا نمیتوان همانطور که در پاسخ به مطالبات بخشی از شهروندان جلوی ابلاغ کامل قانون حجاب گرفته شد، در پاسخ به مطالبات بخش دیگر جامعه نیز تدبیری اندیشید؟ آن هم در شرایطی که مطالبات بدنه متدینین جامعه کاملا در چارچوب شریعت الهی، قوانین کشور و عرف غالب جامعه ایرانی بوده و نقطه مقابل آن کاملا خلاف این اصول و مبانی هستند.
✅ من معتقدم میتوان در شرایطی که راهبرد حاکمیت وفاق میان جریانهای مختلف سیاسی اجتماعی کشور است، میتوان به نحوی کاملا مردمدارانه و در چارچوب توافق اجتماعی نخبگان به مطالبات همه گروههای اجتماعی در عرصه فرهنگی اجتماعی پاسخ رضایتبخش ارائه داد و مانع از هرج و مرج و رفتارهای غیرقانونی شد. این اتفاق نیز صرفا در چارچوب قانون اتفاق خواهد افتاد.
✅ من میپذیرم که تمام مفاد قانون حمایت از خانواده مورد توافق جریانهای سیاسی و گروههای اجتماعی نیست، اما بخشهای مهمی از آن با کمترین مخالفت در میان نخبگان اجتماعی از هر دو طرف مواجه است. میتوان در ناحیه اجرا بر سر این مفاد توافق ملی رقم زد و جریانهای سیاسی مختلف نیز به بدنه اجتماعی خود توصیه به التزام به این مفاد کنند. این اتفاق هم مخل انسجام اجتماعی کشور نخواهد بود و هم ثمرات راهبرد وفاق را متوجه تمام بدنه اجتماعی کشور مینماید.
لینک کانال جنسیت و عدالت(دکتر ابوالفضل اقبالی)
https://eitaa.com/eqbali62
"خودهستهی سختِ نظامپندارها" پای ولی خدا را به جمل کشاندند
@eqbali62
مردم و جمهوری اسلامی ایران
هسته سخت نظام چه کسانی هستند؟
دکتر ابوالفضل اقبالی مدیر اندیشکده زوج
✅ چند سالی است که واژه نامیمونِ «هسته سخت نظام» به ادبیات سیاسی کشور وارد شده است و دلالت بر بخشی از بدنه اجتماعی و شهروندان جامعه ایران دارد. این مفهوم بر محور ویژگیهای خاصی از این بدنه اجتماعی صورتبندی و خلق شده که مهمترین آنها «همراهی با نظام» در تمام بزنگاهها و شرایط سخت بوده است و این بخش همواره در تمام فراخوانها و موقعیتهای مورد نیاز نظام به مردم از جمله راهپیماییها، انتخاباتها و... پای کار نظام بودهاند. این همراهی البته مبتنی بر ذهنیتِ «اسلامی بودن نظام» نزد این بدنه اجتماعی بوده و تعصب و غیرت دینی آنها اقتضاء وفاداری و همراهی با نظام اسلامی در تمامی شرایط داشته است.
✅ خلق این مفهوم توسط کسانی صورت گرفته است که ذهنیت آنان نسبت به جامعه ایرانی به شدت مخدوش و کاملا متفاوت با مقام معظم رهبری(مدظله) میباشد. بارزترین خدشهای که به این ذهنیت و مفهومِ برآمده از آن وارد است، تلقیِ «اقلیتِ هوادار» نظام است که آشکارا در ذهن و زبان طراحان این مفهوم وجود دارد. اینکه پس از گذشت حدود نیم قرن از انقلاب اسلامی، امروز فقط یک هسته سختی از بدنه اجتماعی طرفداران نظام باقیمانده است که در طول این سالها نیز بار سختیها و همراهیها با شرایط سخت نظام بر دوش اینها بوده است و بقیه مردم در اثنای این همراهی خسته و منصرف شده و یا حتی در تقابل و ضدیت با نظام قرار گرفتهاند. اساسا نزدیکترین دلالتِ مفهوم «هسته سخت»، کوچکی و اقلیتبودگی آن است.
✅ مفهوم هسته سخت و نحوه کاربست آن در ادبیات سیاسی اجتماعی امروز جامعه ایران یک دلالت مهم دیگر هم دارد و آن «اهمیت» و «اولویت» این بدنه اجتماعی در تصمیمات مهم و حیاتی کشور است. گزارههایی نظیر اینکه «نظام باید متدینین وفادار خودش را راضی نگهدارد»، «اینها هستند که در شرایط سخت پشت نظام قرار میگیرند» و... راهبرد محوری برخی از تصمیمگیران و تصمیمسازان در موقعیتهای اخذ تصمیم است. این راهبرد نادرست و ذهنیت مخدوش در موضوع ابلاغ قانون حجاب در گفتار برخی از مسئولان بروز تام یافت. براین اساس مشخص شد که تلاش عدهای برای ابلاغ قانون حجاب معطوف به جلب رضایت آن هسته سخت کذایی و جلب حمایت آنها از نظام بوده است.
✅ من حتما در یادداشت دیگری به زمینه اجتماعی تکوین این مفهوم و این ذهنیت نادرست خواهم پرداخت، اما آنچه که انگیزه من (به عنوان یکی از مطالبهگران ابلاغ و اجرای قانون حجاب) برای نگارش این یادداشت بود، تبیین این نکته است که نظام مقدس جمهوری اسلامی که امروز(12 فروردین) سالگرد تاسیس آن است، مستظهر به حمایت کثیری از مردم ایران است که هرکدام به نحوی با این انقلاب و نظام عهد و پیوند وثیق دارند. هسته سخت نظام آحاد مردم ایران هستند و حمایت آنها از نظام «مشروط» نیست و در ذهن و زبان و رفتارشان تهدید به «عبور از نظام» جایی ندارد.
لینک کانال جنسیت و عدالت(دکتر ابوالفضل اقبالی)
https://eitaa.com/eqbali62
هواداران ناراضیِ نظام
زمینه اجتماعی تکوین گفتار «هسته سخت»
دکتر ابوالفضل اقبالی مدیر اندیشکده زوج
✅ در یادداشت قبلی به ذهنیتهای نادرست و مخدوش در کاربست مفهوم «هسته سخت نظام» اشاره کردم. اکنون میخواهم به زمینه اجتماعی تکوین این مفهوم در ذهن و زبان برخی از نخبگان اجتماعی بپردازم. سوآل این است که چرا این مفهوم وارد ادبیات سیاسی و اجتماعی جامعه ایران شد؟ درباره عبارت و مفهوم «هسته سخت نظام» توجه داشته باشید که حتی اگر خلق این ترکیب واژگانی جدید و متاخر نباشد قطعا مصطلح شدن و ورود آن به ادبیات سیاسی کشور یک پدیده کاملا جدید است.
✅ سال 1401 یک معادله اجتماعی پیشروی نظام قرار گرفت. بگذریم از اینکه خود این معادله به شدت دچار کژتابی و ابهام بود اما به هر حال نظام را بر سر یک دو راهی قرار داده بود. براین اساس حاکمیت بایستی به این سوال پاسخ میداد که در شرایط اجتماعی پسامهسا کدام گزینه را انتخاب میکند؟ پافشاری بر الزام اجتماعی حجاب یا مدارای با شهروندان در زمینه پوشش اجتماعی. این معادله باعث شکلگیری گفتارهای متعددی در فضای اجتماعی کشور گردید که هر یک از آنها متضمن روایتی از جامعه ایرانی و حاوی پاسخی برای معادله فوق بودند. «هسته سخت» یکی از این گفتارها بود. ماجرای تکوین این گفتار موضوع نوشتار حاضر است.
✅ طیفهای اجتماعی مردم یکی از واقعیتهای تمام جوامع از جمله جامعه ایران است. مردم ایران را به اعتبار موضوعات مختلفی میتوان طیفبندی نمود. باور به اسلام و انقلاب و التزام عملی به نظام یکی از محورهایی است که مردم ایران را در طیفها و موقعیتهای مختلفی قرار میدهد. براین اساس ما در ایران طیفی از حزباللهیها و غیرحزباللهیها را شاهدیم که دارای سطوح و موقعیتهای متکثری هستند. بخشی از متدینین و حزباللهیهای جامعه معتقدند که حجاب به عنوان یک حکم شرعی و ضروری دین، خط قرمز نظامی است که به نام اسلام تشکیل شده است. اساسا اسلامیت نظام معنایی جز اجرای احکام شریعت ندارد. به عبارتی اگر حجاب ضروری دین است پس ضروری نظام دینی هم هست. یعنی نظام و مملکتی که در آن حجاب شرعی رعایت نشود، وصف اسلامیت آن منتفی است.
✅ شرایط اجتماعی پس از فتنه ززآ دو ویژگی محسوس داشت. از یک سو وضعیت کشف حجاب، برهنگی و اباحهگری روز به روز وخیمتر میشد و از سوی دیگر تردیدها، بیکنشی و انفعال در بخشی از بدنه حاکمیت به تثبیت این ذهنیت در مردم منجر شد که نظام از سیاستهای حجاب خود عدول کرده و تصمیم به مدارا با شهروندان درباره پوشش اجتماعی گرفته است. این دو در کنار هم منجر به نگرانیِ به جا و دغدغهمندانهی بخش مهمی از مردم به ویژه شهروندان متدین جامعه نسبت به وضعیت حجاب و عفاف گردید. این نگرانی و دغدغه به اشکال مختلفی خود را نشان میداد. استیصال و ابهام نسبت به آینده این وضعیت، نفرین یا احاله مسئولین به خون شهدا، مطالبهگری و انجام فعالیتهای داوطلبانه در عرصه جهاد تبیین و امر به معروف از جمله بروزات این نگرانی بودند.
✅ اتفاقات فوق اما برای طیفی از شهروندان(طیف مورد اشاره در پاراگراف اول) علاوه بر نگرانی، به ایجاد تردید نسبت به حاکمیت و مسئولان کشور منجر شد. تردید درباره اینکه آیا اساسا نظامی که با کشف حجاب و اباحهگری مدارا و سازش میکند، حقانیت و ارزش هواداری را دارد؟ اگرچه وجود تصریحات متعدد در بیانات رهبری در نفی کشف حجاب و ضرورت مقابله با آن هنوز کورسوی امید را برای این طیف باقی گذاشته بود. اما به هر حال بیعملی و انفعال حاکمیت برای این طیف بیش از همه تولید خشم و نارضایتی و تردید نموده بود. این تردید و نارضایتی به تدریج به قلمرو «زبان» و «کلمه» وارد شد و گفتاری را تولید نمود. شاید اولین و مهمترین خلق واژگانی که هم محصول و هم نشانه بازاندیشی این طیف در نسبت خود با نظام جمهوری اسلامی بود، واژه پربسامد «اُسکلِ نظام مقدس» باشد.
✅ نقطه عزیمتِ گفتارپردازی «هسته سخت نظام» همین تردید و نارضایتی از حاکمیت در ماجرای حجاب بود. اما رسمیتبخشی به این ادبیات بازاندیشانه و تثبیت آن از یک سو متاثر از تحولات سیاسی پس از انتخابات مجلس و ریاست جمهوری و تغییر موازنه جریانها در بدنه حاکمیت و پیامدهای راهبرد وفاق، و از سوی دیگر گفتار سیاسی مخالف قانون حجاب(جریان اصلاحات) صورت گرفت. گفتارپردازان اصلاحات با هدف نفی سرمایه اجتماعی قانون حجاب و انتساب آن به یک اقلیت تندرو از مفهوم «هسته سخت» استقبال کردند و آن را در ادبیات سیاسی کشور جا انداختند. من البته منکر واقعیتی به نام حزباللهیهای طرفدار نظام که حاضر به هزینه دادن برای آن هستند، نیستم اما معتقدم که گفتار هسته سخت طرفدار نظام بیش از آنکه مابهازای تعیّن یافته در جامعه ایران داشته باشد یک برساخت اجتماعی است.
لینک کانال جنسیت و عدالت(دکتر ابوالفضل اقبالی)
https://eitaa.com/eqbali62