🔻مدافعان کمربسته
زنان ایرانی چطور مقاومت را زنده نگه میدارند؟
🔹️#گزیده_ویژهنامه
حمیده عرب سرخی، دانشجوی ارشد جامعه شناسی
آنها در میدان جنگ برای مقاومت، هر کاری که بتوانند انجام میدهند؛ کفن میپوشند و به میدان میآیند. این ابتکار عملی است که قطعاً در جنگ کنونی توسط زنان آغاز شد. این زنان بودند که کفن را به مثابه نمادی برای جان فدا کردن برای میهن و مقاومت تا آخرین قطره خون، انتخاب کردند. کفن، امری سخت در مقابل تصوری لطیف و نرم از زن را میسازد و نشان میدهد زنان مقاومت را به گونهای دیگر توصیف میکنند و فارغ از کلیشهها و امور عادتواره، در نسبت با آن کنشگری فعال دارند. آنان مرگ را مقدمهای برای پیروزی بر شر و مقاومت در برابر او قلمداد میکنند.
➕️دانلود شمارۀ دوم ویژهنامه جنگ رمضان در مجله اقلیما
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻تفصیلدهندە معنویت سیاسی
زن ایرانی چگونه مهمترین نیروی تاریخی علیه سکولاریسم است؟
🔹️#گزیده_ویژهنامه
مهلا تکلو، پژوهشگر مطالعات جنسیت
نظریات سکولار این روزها که واقعیت را تهی از خدا و یا حتی جهان را محل و مجرای اراده الهی نمینگرد بیش از هر کسی از فهم زن ایرانی در این روزا و چه روزهای قبلی و چه بسا ناتوان ماندهاند و یا حضور او را نمادین و سمبولیک میداند. شیعه بودن مردم ایران مهمترین مانع آمریکا و اسرائیل است و چهبسا که باید برای شکننده کردن این مردم دست را روی نزدیکترین موجود به خدا یعنی زن گذاشت و رابطه او را با خدا مخدوش کرد هر بار تلاش برای سکولار کردن این زنان اما با شکست مواجه میشود.
➕️دانلود شماره دوم ویژهنامه جنگ رمضان در مجله اقلیما
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻«پیروزی» در چیست؟
پاسخی از منظرگاه فلسفهتاریخی
🔁 #بازتاب_اندیشهها
علیرضا ملااحمدی در یادداشتی در کانال نشریه خردورزی:
این روزها که صحبت از شرایط خاتمهیافتنِ #جنگ_رمضان پربسامد است، همه در جستجوی معیارهای مشخّصی هستند تا بتواند نشان روشنی از «پیروزی در جنگ» باشد. امّا قبل از آن معیارها، باید معلوم شود که «پیروزی دقیقاً در چیست؟ ملاکِ پیروزبودن در جنگ امروز چیست تا بتوانیم معیارهایی برای نمایانکردنِ آن پیدا کنیم؟» در این نوشتار تلاش میکنم از منظرگاه فلسفه تاریخ، پاسخی به این سؤال پیدا کنم؛ و طبعاً چنین پاسخی کلان است.
حرکت
هر جامعهای خواهناخواه پیوسته در حال حرکتی است؛ حرکتی در جهتِ خاصّی. هیچ فرقی بین جوامع از این لحاظ وجود ندارد؛ تنها تفاوت در عوارضِ حرکت مثل نوع و جهت و سرعت است. خیلی وقتها جوامع حواسشان نیست که در حال حرکتند و این بدترین غفلت تاریخیِ یک جامعه است. مهمترین کارِ انقلاب اسلامی این بود که امّت ایران را متوجّه این نکته کرد و به او فهماند که این حرکت در چه جهتی «باید» باشد و در چه جهتی «نباید».
برخورد
«جنگ» بین دو ملّت، وقتی رخ میدهد که بین دو حرکت اجتماعی برخورد و تزاحم رخ میدهد. دو جامعه در حال حرکت به سمت هدف خود هستند امّا این دو حرکت در نقطهای در تلاقی و برخورد با یکدیگر قرار میگرند و مانع حرکت یکدیگر میشوند. جنگ اوجِ این برخورد است که طرفین سعی میکنند از مانع گذر کرده و به حرکت خود ادامه دهند.
غلبه
سرنوشت جنگ تعیین میکند که کدام یک از دو حرکت ادامه داشته باشد. پیروز جنگ آن جامعهای است که بتواند بر مانع (که از طرفِ جامعۀ مقابل عارض شده) غلبه کند و به حرکتش ادامه دهد. پس معیار پیروزی «استمرار حرکت» است. جامعهای پیروز است که پس از خاتمۀ جنگ به حرکت خود ادامه دهد و طرفِ مغلوب آنست که دیگر به حرکت پیشین خود آنگونه که تا قبل از جنگ حرکت میکرده، نتواند ادامه دهد.
افق حرکت
حوادث کوتاهمدّت و مقطعی افق درستی برای «حرکت جامعه» نمیتوانند باشند. بلکه حرکت هر جامعه در «افق کلانِ تاریخی» است که سرنوشتش را میتوان قضاوت کرد. مثلاً در ماجرای عاشورا، ظاهر امر در آن مقطع خاص تاریخی این بود که جبهۀ اباعبدالله علیهالسلام شکست خورده است؛ امّا روَند حرکت تاریخ ثابت کرد که اتفاقا این جبهه پیروزترین جبهۀ کلّ تاریخ بوده است.
سنجه
«انقلاب اسلامی» عنوانِ حرکت تاریخیِ جامعۀ ایران از ابتدای دهۀ چهل تا امروز است. این حرکت، پس از غلبه بر انواع موانع شناختی و فرهنگی و سیاسی و نظامی و اقتصادی و... امروز در معرضِ یک جهش تاریخیِ دیگر است که در ابعاد، فقط با خود حادثۀ پیروزیِ انقلاب اسلامی قابل مقایسه است. جامعۀ ایران اگر بتواند در این مرحله بر حرکتِ استعماریِ ابرقدرتهای نظامی و اقتصادی دنیا غلبه کند، سرعت حرکت تمدّنیاش چندبرابر میشود.
پیروزی
به تبعِ ابعادِ جنگی که امروز درگیرش هستیم، معنای پیروزی در عمیقترین وجه، اینست که جامعۀ ایران چنان بر دشمن غلبه کند که:
اولاً به مثابه یک سدّ محکم و نفوذناپذیر، چنان مانع حرکت استعماریِ دشمن شود که اختلال جدّی در حرکت تاریخیاش ایجاد شود؛
ثانیاً خود این جنگ باعث ارتقاء موقعیّت تاریخی ایران شود و بر ظرفیّتهای قدرتآفرین چنان بیفزاید که سرعتِ حرکتش پس از جنگ، به مراتب بیشتر از سرعت حرکتش قبل از جنگ باشد.
هر شاخصه و معیاری که برای پیروزی ایران در این جنگ تعریف میشود، باید بهگونهای باشد که این دو بُعد را به شکلی روشن و تنقیحیافته (نه مبهم و شعاری) نمایانگر باشد.
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻افقگشایی پیروزی در سپهر عقلانیت زنانه
🔹️ #گزارش_متنی
صحبتهای مهدی تکلو، مدیر دفتر مطالعات جنسیت و جامعه در برنامه جریان
ما با زن جدیدی مواجه هستیم؛ زنی که برای خود مأموریت و هویتی تازه تعریف کرده است. در بیانات امامین انقلاب نیز تأکید شده است که زن ایرانی تنها پشتیبان مردان نبوده، بلکه در بسیاری از مواقع زودتر و جلوتر از مردان در صحنه حضور یافته است. امروز نیز مسئله صرفاً حضور زنان در خیابان نیست؛ حضور آنان اثری فراتر از نسبت جمعیتیشان دارد و نوعی نیروی فعال و اثرگذار در صحنه اجتماعی پدید میآورد.
اگر به جامعه نگاه کنیم، میتوان آن را در دو سطح فهمید: سطح ذهنی و سطح وجودی. در سطح ذهنی ممکن است افراد با بسیاری از مسائل یا حتی با کلیت نظام سیاسی مشکل داشته باشند؛ اما در سطح وجودی، آنچه در صحنه جامعه و در دل حوادث رخ میدهد نوعی دعوت ضمنی ایجاد میکند؛ دعوتی که ارادهها را به حرکت وا میدارد و حتی به کسانی که مخالفاند نیز احساسی از حضور در متن تاریخ و مشارکت در رخدادی بزرگ میبخشد.
بخشی از کنشهای اجتماعی زنان را نیز میتوان از همین منظر فهمید. تمنای بسیاری از آنان این است که بگویند «من هم هستم» و میخواهند بودن خود را نشان دهند و در سرنوشت جمعی مداخله کنند. در چنین وضعیتی، خیابان به صحنهای تبدیل میشود که افراد میتوانند حضور و نقش خود را در آن آشکار کنند؛ گویی تاریخ از مردم میخواهد برخیزند و کاری انجام دهند. در این فضا بسیاری از زنان احساس میکنند در کاروانی تاریخی قرار گرفتهاند و میخواهند سهم خود را در آن ایفا کنند؛ سهمی که میتواند در قالبهای گوناگونی مانند فعالیت اجتماعی، آموزشی، درمانی یا رسانهای بروز یابد. مسئله اصلی این است که وقتی از این کاروان تاریخی پرسیده میشود چه کسانی در این مسیر سهم داشتهاند، هر فرد بتواند بگوید: من نیز سهمی داشتهام. در بطن تاریخ، لحظهای در حال شکلگیری است؛ لحظهای سنگین و تعیینکننده که در آن نوعی آفرینش تازه رخ میدهد. یکی از نشانههای این لحظه، شکلگیری تصویری تازه از زن ایرانی است؛ زنی که در دل تحولات اجتماعی و تاریخی نقش و هویتی جدید را تجربه میکند.
مراد از «زن ایرانی» در اینجا وصفی است که بر زن ایرانی شیعه مسلمان اطلاق میشود و این تعبیر در چارچوب دوگانه تقابلی ایران و اسلام به کار نمیرود. برای گسترش کار مردمی در خیابان و میدانهای اجتماعیِ مرتبط با جنگ نیز میتوان به تجربه و دارایی همین روزهای خود بازگشت و آن را مبنای توسعه قرار داد. آنچه تاکنون در این مسیر شکل گرفته، سرمایهای اجتماعی است که میتواند مبنای تداوم و گسترش فعالیتهای مردمی قرار گیرد.
نقش زن مسلمان ایرانی در پیوند با میدانهای اجتماعی جنگ نیز در همین چارچوب قابل فهم است. حضور زنان سبب شده است که این میدان صرفاً به پدیدهای حرفهای، سخت و مردانه فروکاسته نشود. حتی در شبهایی که تهدید خیابانها بیشتر است، حضور زنان همراه با خانواده و فرزندان پررنگ است. چنین حضوری دایره مشارکت را گستردهتر میکند و آحاد مردم را درگیر میسازد و میدانهای این مواجهه اجتماعی را بسط میدهد.
این امر از ظرافتهای مهم این برهه تاریخی است. برای ترسیم افق آینده این میدان اجتماعی، بیش از هر چیز به موقعیتهایی زینبگونه نیاز است؛ موقعیتهایی که بتوانند معنای این تجربه جمعی را روایت کنند و آن را در حافظه اجتماعی تثبیت سازند.
اگرچه حضور زنان در این میدان پرشور و پرشمار است، اما ظرفیتی که کمتر از آن بهره گرفته شده، نقش زنان در روایت این تجربه تاریخی است؛ روایتی که بتواند به این حضور معنا ببخشد، توضیح دهد که در این میدان چه رخ داده و افق پس از آن چیست. چنین روایتی میتواند تصویری اجتماعیتر و مردمیتر از این تجربه ارائه کند؛ تصویری که در آن، عقلانیت و زبان زنانه در کنار حضور مردانه، معنای پیروزی و پایان جنگ را نیز در افق آینده جامعه تبیین میکند.
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻نقش راهبردی زنان ایرانی در مدیریت بحران و هویتسازی تمدنی
سحرقناعتی ملکی
پژوهشگر دکترا روانشناس تربیتی -مدیر اندیشکده «رسما»
🔸️ #یادداشت_اختصاصی
تاریخ معاصر ایران، به ویژه در بازههای سرنوشتسازی همچون «جنگ رمضان» و «جنگ دوازدهروزه»، تنها صحنه نبرد سختافزاری نبود؛ بلکه عرصهای برای تجلی قدرت نرم و مدیریت روانی خانوار توسط زنانی بود که استواریشان، ستون فقرات مقاومت ملی را تشکیل داد. از منظر روانشناسی تربیتی، نقش زنان در این دوران را میتوان در سه لایه حیاتی تحلیل کرد: مدیریت هیجانات، هویتبخشی نسل نو و الگوسازی تمدنی.
در شرایطی که جامعه با هجمه اخبار تلخ، صدای انفجار و سایه سنگین ناامنی مواجه است، مغز در وضعیت «بقا» قرار میگیرد. در این میان مادر به عنوان تنظیم کننده هیجانی در خانوادئه و فرزندان می تواند عمل کند و با تبدیل فضای متشنج منزل به فضای آرام و پناهگاه امن از وقوع استرس پس از سانحه پیشگیری کند.
در حقیقت میتواند با بازتعریف معنای ترس و تبدیل آن به »حذر هوشمندانه» و تغییر جهت دادن خشم به سوی مفهومی مثل اراده دفاع؛ اجازه ندهد هیجانات منفی به بن بلست روانی تبدیل شود.این مدیریت مدبرانه ، نه تنها سلامت روان خانواده را حفظ کرد،بلکه تاب آوری اجتماعی را دربرابر تکانه های شدید جنگ بیمه نمود.
فرزندانی که در میانه جنگ بزرگ میشوند، بیش از هر چیز نیازمند «معنا» هستند تا دچار پوچی نشوند. زنان ایرانی با بهرهگیری از نمادهای مذهبی و ملی، رنجِ جنگ را به «رنج معنادار» امروز به حماسههای عاشورایی و غیرت ایرانی، باعث شد تا هویت فردی کودک نه به عنوان یک قربانیِ جنگ، بلکه به عنوان یک «کنشگرِ مقاوم» شکل بگیرد. این هویتبخشی، از بروز بحرانهای شخصیتی در بزرگسالی جلوگیری کرده و نسلی را تربیت کرد که مفهوم «وطن» و «ایمان» برای او نه یک واژه انتزاعی، بلکه حقیقتی زیسته و ملموس است.
نقشآفرینی زنان در این دو مقطع، فراتر از مرزهای جغرافیایی، یک الگوی جدید از «زنِ مسلمانِ کنشگر» را به جهان مخابره کرد؛ الگویی که نه در انفعالِ سنتهای تحجری میماند و نه در استحاله مدرنیته غربی هضم میشود. این زنان نشان دادند که میتوان در اوجِ خشونتِ جنگ، لطافتِ مادری و صلابتِ رهبریِ معنوی را همزمان پیش برد. این مدل از مدیریتِ بحران، سنگبنای «تمدن نوین اسلامی» است؛ تمدنی که در آن خانواده، هسته مرکزی مقاومت و زن، معمارِ اصلیِ روحِ جمعی جامعه است.
در نهایت، باید تاکید کرد که امنیت روانی امروز و هویت مستحکم نسلهای آینده، وامدار بیداری و درایت زنانی است که در میدانِ نبردِ خانگی، با سلاحِ صبر و آگاهی، عطوفت و مهربانی و کلام ارامش بخش حماسهای بزرگتر از جنگهای نظامی آفریدند.
آنها ثابت کردند که اگر زن در جامعهای استوار بماند، آن جامعه هرگز شکست نخواهد خورد. این تجربه زیسته، اکنون به عنوان یک دکترین تربیتی، پیش روی تمام زنان آزاده جهان قرار دارد تا بدانند چگونه میتوان از دل ویرانههای جنگ، بنای عظیم یک تمدن را پیریزی کرد.
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻افتخار شاگردی ولایت
زن ایرانی تربیتیافته خمینی و خامنهای است!
🔹️ #گزیده_ویژهنامه
حجت الاسلام مقداد اموری، پژوهشگر و فعال فرهنگی
این الگوی ناب تربیتی را در تاریخ معاصر ایران به عینه میتوان دید. زنان این سرزمین از آغاز نهضت امام خمینی در سال ۱۳۴۲، خود را در نسبت با «ولی» تعریف کردند. آنان رابطهای پرقدرت و معنوی با امام خمینی برقرار ساختند و در تمام فراز و فرودهای انقلاب، خود را با حرکت ولی هماهنگ کردند.
در هر میدان جهادی که گشوده شد، پا نهادند؛ در تظاهرات خیابانی، در کمک به مجروحان، در پشتیبانی از جبههها، در تربیت نسل انقلابی، در عرصههای علمی و فرهنگی. آنان تکلیفیابی کردند، گاه با آزمون و خطا مسیر درست را یافتند، فداکاری نمودند و بیوقفه مسیر را ادامه دادند.
➕️دانلود شماره دوم ویژهنامه جنگ رمضان در مجله اقلیما
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻در جوار فطرت
خصلتهای فطری زنانه را در زن ایرانی جستجو کنید
🔹️ #گزیده_ویژهنامه
هانیه کثیری، طلبه و پژوهشگر
امام راحل جوهرهای در زن ایرانی یافت که حاصل آن اعتماد به زن و دعوت او به ساحت امر سیاسی و تحفظ بر خویشتن خویش و حفظ استقلال بود.
حاصل این اعتماد پیشرانی زن انقلابی در نهضتها و حرکتهای پیش و پس از آن بود. این حرکت ها در بیان رهبر شهید به معجزه تعبیر شده است
➕️دانلود شماره دوم ویژهنامه جنگ رمضان در مجله اقلیما
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
✳️همهچیز فدایِ انجام تکلیف
زینب کبری سلامالله علیها ناگهان در مقابل یک تکلیفِ بزرگِ آنی و خطرناک قرار گرفت که آن عبارت بود از رفتن به سمت کربلا. همه چیز تحتالشّعاع این قضیه قرار گرفت... در حالی که زینب کبری سلامالله علیها، رهبر این حرکت هم نبود. اما رهبر آن حرکت از او خواست و او هم بیقید و شرط، اطاعت کرد: تصمیم گرفت، به راه افتاد، و همه چیز -حتّی خانواده - را رها کرد. عجیب این است! حضرت زینب، خانه و شوهر و زندگی و همه چیز را برای انجام این تکلیف بزرگ و فداکارانه که حیات اسلام به آن وابسته بود و بایستی انجام میگرفت، رها کرد. این ها، آن شاخص های برجستهاند.
۱۳۷۴/۰۷/۱۲ | #بیانات_رهبر_شهید
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻نفسِ امّاره تا نفسِ مطّهره ؛ زن، واسطهی توحیدی
مبینا پیشیار، دانشجوی ارشد الهیات و معارف اسلامی
🔸️ #یادداشت_اختصاصی
آدمی همواره درگیر جنگی است نامرئی؛ جنگی معنوی که عرصه واقعی آن، نفس و جان انسان است. قرآن کریم با تأکید بر دوگانگی «فجور» و «تقوی» و خلقت انسان در معرض آزمون، وجود بشر را میدان تقابل مداوم میان تاریکی و نور، غفلت و بیداری میبیند.
فلسفه نیز با شرح ساحتهای وجودی انسان و دعوت او به معرفتالنفس، این نبرد را حرکتی درونی به سوی حقیقت و کمال میداند؛ حرکتی که مقصد غاییاش تجلی انسان کامل و تحقق وجودی خویش است.
جنگ معنوی همواره مورد توجه متفکران بوده است؛ جنگی درونی و بنیادین میان قوای نورانی و ظلمانی وجود انسان، که هدف آن نیل به کمال و حقیقت مطلق است.
در این میدان نبرد، عوامل متعددی به مثابه نیروهای محرک و جهتدهنده نقشآفرینی میکنند. یکی از موضوعات مغفول و البته بنیادی در این عرصه، جایگاه زن به عنوان رهبر و سردسته این نبرد معنوی است؛ جایگاهی که از بطن متون مقدس و زاویه نگاه عارفان و فیلسوفان میتوان نشانههایی از آن را بازخوانی کرد.
زن میتواند آغازگر و پیشگام باشد؛ چرا که حامل عنصر تربیتی و پالاینده وجود است. او با بصیرت قلبی ، الهام بخش حرکت و سلوک معنوی میگردد.
او در این کارزار، حامل جنبشی وجودی است که همواره به سوی کمال و وحدت هدایت میکند؛ او هم بذر مقاومت در برابر قوا و نیروهای ظلمانی را میکارد و هم رمز گشایش بابهای جدیدی از معنا و حقیقت است.
این رهبر معنوی میتواند ساختارهای ذهنی و اجتماعی بشر را دگرگون سازد و با قدرت رحمت و تربیت، نیروهای متلاقی درون انسان را به سوی وحدت وجود و تقرب الهی سوق دهد.
زن، به عنوان سردسته و هدایتگر این جنگ معنوی، همچون جوهری فعال و واسط، نیروهای پراکنده روان و جان را سامان میدهد. او نه تنها مکانیسمی برای بازتولید حیات، بلکه الگویی برای پالایش و شکوفایی درونی است؛ قوهای که از ساحت خویش میتواند جوهره هستی را از تیرگیهای نفسانی به روشناییهای الهی عبور دهد.
این نبرد درونی، با هدایت زن، به سیر صعودی عقل و دل سامان مییابد و رهاورد آن، بیداری، تعالی، و تحقق ساحت انسانی با تمام ظرفیت هستی است. در این مقام، زن نه فرماندهی محض، بلکه نگین تعادل، بصیرت و آشتی با خویشتن را در دست دارد؛ اهمیت راهبریاش در آنجاست که رمز تداوم کاوش و حرکت به سوی حقیقت را در هستی انسان حفظ میکند.
معنویت به فرمانروایی زن، نه فتحی بیرونی که انقلاب درونی و پالایش هستی از غفلت و پراکندگی است. زن، با رمز حکمت، سردار این راه و گشایندهی ابواب حقیقت است؛ هم در سکوت مراقبه، هم در تپش اندیشه و هم در جنبش بیپایان ساحت جان.
از همین منظر جنگ معنوی با صدارت زن، بیوقفه جنبش خرد و جان را به سوی ساحت پاکی و قرب مطلق هدایت میکند؛ همان افلح و رستگاری که قرآن وعده میدهد.
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
#گزارش | لیست پژوهشگرانی که از ابتدای جنگ رمضان تا کنون با مجله تخصصی اقلیما همکاری کردهاند(بخش دوم):
1⃣صوتها:
🔷️دکتر فریبا علاسوند
🔸️زنان و حماسه بخش اول
🔸️زنان و حماسه بخش دوم
🔷️حریر عادلی
🔸️زن ایرانی و تکثیر شجاعت
2⃣ویژهنامهها:
🔷حجتالاسلام مقداد اموری
🔸️موقعیت زینبی از جنس فلسفه تاریخی و قواعد عام است
🔸️افتخار شاگردی ولایت
🔷حسامالدین شهرابی فراهانی
🔸️گرفتار در افق زمین
🔷انسیه برومندپور
🔸️زنی که هلاک شد؛ از اغوای آدم تا مرد آهنین
🔷حجتالاسلام مرتضی امیری
🔸️بازنمایی زن در تاریخ پیدایش یهود
🔷مریم شکیب
🔸️دام عسل و پروژۀ تطهیر اشغال
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻چرخش پارادایمی: از زندگی تا میدان
هانیه زلفی، پژوهشگر مطالعات جنسیت
🔸️ #یادداشت_اختصاصی
در نبرد دوازدهروزه، ما با الگوی متفاوتی از منازعات معاصر مواجه بودیم؛ جنگی که از مرزهای سنتی عبور کرده و به شکلی کاملاً شهریشده، تمام ابعاد زیست روزمره را دربرگرفته بود. در این پارادایم جدید، بانوان ایرانی نقش نوینی برای خود تعریف کردند و زیست دائمی خویش را با تابآوری فعال در برابر ظلم و مقاومت هوشمندانه علیه ظالم پیوند زدند.
این زنان، جنگ را نه به مثابه یک تهدید خارجیِ دور، بلکه به عنوان امری «وجودی» معنا کردند و با نفی انگارههای سنتی، هرگز نپنداشتند که عرصه دفاع صرفاً ساحت کارزاری مردانه است. آنها آگاهانه خود را از دایره کنشگران اصلی دفاع خارج نکردند و با بازتعریف هویت خویش، برچسبهای تقلیلگرایانهای چون قربانیِ منفعل یا موجود ناتوان در ردیف کودکان و سالمندان را پس زدند.
این ماموریتِ خودتعریفگر که ریشه در آموزههای توحیدی دارد، منجر به ظهور گونهای متفاوت از عاملیت زنانه شد که در آن، حیات خانواده و جریان زندگی در متن جنگ استمرار یافت. زن ایرانی توانست زندگی در میانه آتش را به تصویر بکشد و آن را از سطح یک خیال انتزاعی به ساحت واقعیتِ عینی بیاورد. او نه دچار روزمرگیِ خنثی و مرده شد و نه در گرداب وحشتزدگی مفرط سقوط کرد؛ بلکه با مدیریتی مدبرانه، جنگ نرم را در میدانِ معیشت و کانون خانواده سازماندهی کرد.
اما در جنگ رمضان، این کنشگری با تکیه بر فناوری، طرحهای خلاقانه و ابتکارات نوین، تجلیِ وسیعتری یافت و از مدیریت صرفِ حیات روزمره به سطحی تمدنی ارتقا پیدا کرد.
حضور زن در این برهه حساس تاریخی، به معنای واقعی کلمه باعث اجتماعیشدن مقاومت شد؛ پدیدهای اعجازگونه که صرفاً با ابزارهای سخت و نظامیِ مردانه محقق نمیشود. این قدرتِ اثرگذاری، ریشه در ساحت عاطفی و اقتدار قلبی زن دارد که میتواند معنای والای ایستادگی را به لایههای درونی و مویرگی جامعه نفوذ دهد.
زن مسلمان با خلق نقشهای متنوع و متکثر ــ از تبیین معرفتی معنای جهاد برای کودکان و گره زدن عواطف آنها با آرمانهای قدس، تا فعالیتهای تشکیلاتی در مساجد، خدمات تخصصی در حوزههای امدادی، پزشکی و مدیریت لجستیک و ارزاق ــ توانست جنگ را از انحصار نیروهای مسلح خارج کرده و آن را به یک همافزایی ملی و جمعی مبدل سازد.
دقیقاً در همین نقطه، راهبرد کلان دشمن که بر پایه فروپاشی آستانه تحمل اجتماعی از طریق ایجاد رعب و وحشت سیستمی بنا شده بود، با شکست مواجه شد. هدف استکبار از شهری کردن جنگ و هدف قرار دادن زیرساختهای زندگی، ایجاد گسست میان مردم و حاکمیت و پایین آوردن تابآوری جامعه بود، اما کنشگری زن مسلمان ایرانی بار دیگر محاسبات ریاضی و مادی آنها را ابطال کرد.
این زن، همان مجاهدی است که به تعبیر رهبر شهید و والامقام ما، در مسیر ایثار گاه از مردان نیز پیشروتر است و با خنثیسازی محاسباتِ عقلانیتِ ابزاریِ دشمن، به الگوی سوم زن در جهان معاصر تبدیل شده است.
امروز شاهد آن هستیم که زنان در سراسر محور مقاومت، با تاسی به این الگوی الهامبخش، از گرانبهاترین داراییهای خود از جمله طلا و مال خویش برای پشتیبانی از جبهه حق میگذرند. این حماسه ماندگار، نه یک اتفاق گذرا، بلکه از معجزات جاری انقلاب اسلامی و نشانهای از بلوغ تمدنی زنانی است که در همراهی با مسیر ولایت، تاریخ را ورق میزنند.
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
✳️فعّالیت اجتماعی منافاتی با خانه دارد؟
بعضی افراط میکنند، بعضی تفریط میکنند. بعضی میگویند چون فعّالیت اجتماعی اجازه نمیدهد به خانه و شوهر و فرزند برسیم، پس فعّالیت اجتماعی نباید بکنیم. بعضی میگویند چون خانه و شوهر و فرزند، اجازه نمیدهد فعّالیت اجتماعی بکنیم، پس شوهر و فرزند را باید رها کنیم. هر دو غلط است. نه این را به خاطر آن، نه آن را بهخاطر این، نباید از دست داد.
۱۳۷۵/۱۲/۲۰ | #بیانات_رهبر_شهید
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag