🌕 درباره پایانبندی جنگ و مسأله تنگه هرمز
🔻🔻ادامه یادداشت
اما کدامیک از این دو برنامه ضعیف یا قوی، و هرکدام به چه شکل و با چه جزئیاتی را میتوان بهعنوان پایانبندی مقدور جنگ پیش کشید؟ پاسخ به همه ابعاد و جهات این پرسش، با جزئیات زیادی درگیر است که پرداختن به همهی آنها دستکم از حوصله این جستار و بضاعت این نویسنده، خارج است. آنچه در این مجال، در پی آن هستم، تأکید بر این مهم است که تثبیت هریک از دو حالت مذکور، لاجرم وابسته به مسأله «تنگه هرمز» و وضعیتی است که این تنگه و کنترل و مدیریت آن در پایان جنگ خواهد داشت. به دیگر سخن، دستکم برای ایران (و حتی میتوان مدعی شد که برای طرف مقابل) پرسش پایانبندی جنگ، به پرسش از آینده تنگه هرمز گره خورده است.
منطق حاکم بر سیاست خارجی ایران (دستکم در پرونده هستهای) در ادوار مختلف آن، کم و بیش یکسان بوده است؛ خلق دستاوردهای سیاسی، اقتصادی، هستهای و نظامی و قرار دادن این دستاوردها در «موقعیت آستانهای» به منظور معامله با محدودیتهایی که بر ایران تحمیل شده است. این منطق، کم و بیش در همه پروندههای مهم سیاست خارجی ایران (حتی در جنگ تحمیلی هشتساله) حاکم بوده و دستاوردهایش نیز هماکنون پیشروی ماست. در اینجا نیز «برنامهی ضعیف» پیروزی، تابع چنین منطقی خواهد بود؛ اگر طرف مقابل متقابلاً بپذیرد که ایران نیز اجازه تجارت آزاد (رها از تحریم) را با جهان داشته باشد، ایران در مسیر ناوبری آزاد در تنگهی هرمز، اخلالی ایجاد نمیکند (میتوان شروط دیگری را نیز به این معادله افزود یا ابزار چانهزنی قرار داد)
در مقابل، «برنامه قوی» پیروزی، برنامهای خواهد بود که با اعتماد به نفسی که از نبرد با مجهزترین ارتش جهان حاصل شده است، از محدودیتهای تحمیل شده از سوی نظاماتی که این ارتش، پشتیبان آن است درمیگذرد و با نادیده گرفتن این محدودیتها، تمرکز خود را نه بر رفع تحریمها یا هر محدودیتی در این سطح، بلکه بر عبور از تحریمها و محدودیتها و با تکیه بر قابلیتهایی که از «لوله توپ» حاصل شده، معطوف میکند.
واضح است که پیگیری هریک از این دو برنامه پیروزی، مقدماتی لازم دارد اما نقطهی عطف تحقق و تثبیت هر دو برنامه، حفظ امکان مدیریت و کنترل جمهوری اسلامی ایران بر عبور و مرور از تنگه هرمز است. از یکسو، ایران حتی اگر بخواهد معادلهی ناوبری آزاد در برابر تجارت آزاد را تثبیت کند، نیازمند حفظ اهرم تنگهی هرمز، دستکم بهعنوان «تضمین ستانده» خود است و باید در نظر داشته باشد که اگر اهرم تنگهی هرمز را به عنوان «وجه معامله» از دست بدهد، طرف مقابل، بلافاصله چنان ترتیباتی را بر این تنگه حاکم میکند که ایران برای حفظ این «تضمین»، مجبور به جنگی دوباره خواهد شد.
از سوی دیگر، کسب ترازی بالاتر از قدرت کنونی به نحوی که بتواند ایران را نهتنها بهعنوان یک «طرف»، بلکه یک «پیشران» برای پیمانهایی قرار دهد که قادر هستند رژیم محدودیتهای اقتصادی و غیر اقتصادی موجود را نادیده انگارند، آشکارا مستلزم حفظ قابلیت بالفعل کنترل ایران بر دارایی استراتژیک ژئوپلیتیکی خود، یعنی تنگه هرمز خواهد بود. هرچند تحقق کامل چنین وضعیتی، مستلزم ارادهی سیاسی قدرتهای فرامنطقهای (مشخصاً چین و کشورهای بریکس) به منظور تثبیت یک اتحاد امنیتی در منطقه غرب آسیا در برابر اتحاد رو به گسترش بلوک آمریکایی-اسرائیلی است. به بیان دیگر، ایران میتواند با تکیه بر آنچه در این جنگ، ستانده است، محرک تسریع شکلگیری موازنههای نظامی-اقتصادی-ژئوپولتیکی باشد که آینده بلندمدت جهان وابسته به آنهاست.
از آنچه گفته شد، آشکار میشود که جمهوری اسلامی ایران، هریک از دو برنامه ضعیف یا قوی فوقالذکر برای تثبیت «پایانبندی جنگ» را که بخواهد در دستور کار قرار دهد، نمیتواند از امکان بالفعل مدیریت و کنترل بر تنگه هرمز صرفنظر کند. البته این به معنای تداوم انسداد این تنگه نیست (که در میانمدت نه مقدور است و نه مقبول) بلکه به این معناست که ایران نباید اصلِ امکان کنترل بر این تنگه را موضوع یا وجهالمعامله هرگونه توافقی در پایان جنگ قرار دهد. تنگه هرمز، نهتنها هیچ مابهازای معادلی در این لحظه ندارد، بلکه حفظ امکان کنترل بر عبور و مرور آزاد در این تنگه (مشروطسازی آن به هماهنگی با ایران)، حتی اگر هیچ ستاندهی نقدی نیز در مقابل آن وجود نداشته باشد، خود، یک ستانده و دارایی استراتژیک است که این جنگ، به تثبیت آن میارزیده و امکانات ژئوپلیتیکی و اقتصادی بسیاری را در آینده نزدیک و در نبردهای بزرگ و تعیینکنندهی جهانی به ایران میبخشد.
#جنگ_رمضان
#تنگه_هرمز
#پایان_جنگ
➕ @esharat_57
🌕 از خیر این مکاه، بر حُسن آن بیفزا
چرا در تجمعات فقط مداحی پخش میکنید؟!
#محمدرضا_وحیدزاده
"به جای تلاش برای کاستن از جنبههای اعتقادی و انقلابی برنامههای جاری تجمعات این شبها، بهتر است به ایجاد ظرفیتهای تازه برای به صحنه آمدن گرایشها و سلیقههای دیگر اندیشید."
متن یادداشت در لینک زیر
https://eitaa.com/esharat_57/329
#میدان
#مردم
#ایران
#تنوع
➕ @esharat_57
🌕 از خیر این مکاه، بر حُسن آن بیفزا
چرا در تجمعات فقط مداحی پخش میکنید؟!
#محمدرضا_وحیدزاده
این روزها در نقطهای از زمان ایستادهایم که همانا نظیرش را به سختی میتوان در تاریخ چندهزارسالۀ این مرز و بوم سراغ گرفت؛ در تلاقی همۀ نیروهای میهنی و آیینی؛ در تقاطع همۀ پشتوانههای فرهنگی و دستآوردهای فنآورانه؛ در بزنگاه همۀ یادهای گذشته و امیدهای آینده؛ در عرصۀ گردآمدن همۀ جریانها و نگرشهای نگران و حامی وطن، برای رویارویی وجودی با نقطۀ کانونی همۀ سیاهیها و پلیدیها و اهرمنیها؛ رویارویی ایران با ائتلاف شوم آمریکاییصهیونیستی! امروز در جایی ایستادهایم که بیشک مایۀ رشک همۀ قهرمانان ایرانیِ درگذشته و چه بسا اولیاء و انبیای الهی بوده است.
بیگمان یکی از شگفتترین جلوههای این رویارویی را هم باید رستاخیز مردم در خیابانها و میادین شهرها دانست؛ بعثتی که بیش از سه هفته است ادامه دارد و هر روز شورانگیز و مستحکمتر از پیش، خواستار ایستادگی در برابر تجاوزات شیاطین آمریکاییصهیونیستی و خونخواهی رهبر غیور و مظلوم ایران است. البته با ادامه یافتن این روند، رفتهرفته زمزمههای انتقاداتی هم به نحوۀ برپایی این تجمعات و اجرای برنامههای آنها به گوش میرسد. برخیها بر این گماناند که رنگ و بوی این تجمعات بیش از آنکه ملی باشد، مذهبی است و آن را دربرگیرندۀ گرایش فرهنگی تنها بخشی از جامعه، و نه همۀ آن میدانند. از این رو دلسوزانه پیشنهاد میکنند که از جنبههای اعتقادی این برنامهها کاسته و به جایش بر وجوه ملیتر آن افزوده شود.
در اینجا توجه به چند نکته ضروری است:
نخست آنکه تقابل مذهب و ملیت در این میان بالکل اشتباه و بحثی انحرافی است. ما با دوگانۀ مذهبی و ملی روبرو نیستیم؛ با دو سلیقه و دو سبک از توجه به امر ملی طرفیم. بهراستی آنچه این شبها در خیابانها جریان دارد، چیزی جز جلوۀ تام و تمام میهنپرستی و وطندوستی و ایرانگرایی است؟ البته با ریشههای آیینی و انقلابی و باورمندانۀ عمیق و مستحکم.
دوم آنکه باید توجه داشت این نحو از وطنخواهی، از سوی اقشاری بروز یافته که در همۀ آوردگاههای خطیر این چنددهه، آمادۀ جانفشانی و فداکاری در راه ایران بودهاند و در هر موقفی مردانه پای کشورشان ایستادهاند؛ پس احترام به سلیقه و سبک هواخواهیشان نه ضرورتی اخلاقی، که مسئلهای عقلانی و راهبردی است.
سوم آنکه اساساً به این تفاوت سلیقه و گرایش، نه به چشم یک تهدید، که باید از منظر فرصتی مغتنم و ارزشمند نگریست. در عرصۀ فرهنگ قرار نیست همگان به یک شیوه و جلوه به حمایت از سرزمین خویش بپردازند. اتفاقاً هر چه یکصدایی و انسجام در عرصۀ سیاست به هنگام جنگ، مسئلهای حیاتی است، تنوع و تکثر فرهنگی خود امکانی مهم و مستحسن برای همگرایی بیشتر همۀ نیروها و ظرفیتهای موجود است.
از این رو به جای تلاش برای کاستن از جنبههای اعتقادی و انقلابی برنامههای جاری تجمعات این شبها، بهتر است به ایجاد ظرفیتهای تازه برای به صحنه آمدن گرایشها و سلیقههای دیگر اندیشید. بهواقع چرا باید از شور و حرارت این روزهای اجتماعات مردم انقلابی و ولایتمدار ایران کاست؟ به جای آن بهتر است فضاها و امکانهای تازهای را گشود که اقشار دیگر اجتماع، که احتمالاً همسویی چندانی با برنامههای فعلی ندارند، فرصت و تمایل بیشتری برای حضور در صحنه بیابند. به عنوان مثال میتوان علاوه بر مراکز فعلی، مراکز جدید دیگری را در شهرها مشخص کرد که با پشتیبانیهای لازم، زمینۀ فعالیت و ابتکار عمل سلایق دیگر را هم فراهم آورد.
این امر البته در سابقۀ اجتماعی این کشور چیز تازه و بدیعی هم نیست. مگر ایام محرم و در مراسمهای مختلف سوگواری بر سید و سالار شهیدان، تنها با یک سلیقه و گرایش روبرو هستیم؟ آیا تنوع عزاداریهای قومی و صنفی و طبقاتی و فرهنگی، چیز عجیبی است؟ هر کدام از ما تجربۀ حضور در هیئات مختلف با تفاوتهای سبکی و مناسکی را داریم. این نیز یک پویش ملی است که میتواند اصولمند، اما به شیوههای مختلفی برپا شود و محوریت همه نیز حمایت از «ایران» سرافراز باشد. پس بهتر آن است که به جای مخالفت با برنامههای جاری در تجمعات هفتههای اخیر، میادین جدیدی را به الگوهای دیگر اختصاص داد و زمینه را برای حضور سلیقهها و گرایشهای مختلف فراهم کرد تا هر یک بهقدر توان و همتشان، مخاطبان خود را به صحنۀ دفاع از کشور، در این لحظات خطیر و سرنوشتساز، فراخوانند. به امید فتح و پیروزی نزدیک برای میهن عزیزمان ایران.
#میدان
#مردم
#ایران
#تنوع
➕ @esharat_57
5110837147469356802_65300486538045.pdf
حجم:
502.2K
🌕 این بیانیه اگر چه طولانی است، ولی توضیحات مفیدی درباره میراث رهبر شهید آیه الله خامنه ای دارد. مطالعهاش را خصوصا به دانشجویان اهل تحلیل و نظر پیشنهاد میکنیم.
➕ @esharat_57
🌕 به جای آمریکا، باید نگاهمان به رژیم اشغالگر باشد
#محمدحسن_نیلی
متن یادداشت در لینک زیر:
https://eitaa.com/esharat_57/334
#آتش_بس
#انزوای_سیاسی
#محو_اسرائیل
➕ @esharat_57
🌕 به جای آمریکا، باید نگاهمان به رژیم اشغالگر باشد
#محمدحسن_نیلی
با گذشت ۲۵ روز از آغاز جنگ سخن گفتن از شرایط آتشبس یا سناریوهای پیروزی، نقل محافل کارشناسی و اندیشکدهای شده است. عمده بحثها متوجه عقب راندن رژیم آمریکاست، حال آنکه ماهیت اراده و انگیزه تجاوز به جمهوری اسلامی ایران در درجه اول، اسرائیلی است. لذا هر طرحی برای پیروزی در این جنگ باید ناظر به تضعیف قاطع رژیم صهیونسیتی در پایان این جنگ تنظیم گردد. این تضعیف هم اصولا نمیتواند در تضعیف توان آفندی یا پدافندی رژیم در لحظه توقف جنگ باشد، همانطور که در پایان جنگ دوازده روزه اتفاق افتاد. چرا که رژیم قادر خواهد بود ان را در مدتی کوتاه جبران نماید.
اکنون ضربهای میتواند ضربه کاری به رژیم محسوب شود که بتواند موقعیت سیاسی و اجتماعی آن را دچار رخنههای اساسی کرده و راه را برای از بین رفتن کامل این تهدید وجودی و نابودی آن باز کند. این ضربه کاری باید دو جهت مهم را دنبال کند:
▪️اولاً انزوای سیاسی و نظامی رژیم:
از بین بردن پشتیبانی آمریکا از رژیم صهیونسیتی در نتیجه افزایش هزینههای انسانی، مالی، سیاسی و اجتماعی آمریکا در جنگ جاری و اجبار آن برای خروج کامل از جنگ در جنبههای آفندی پدافندی و لجستیکی یکی از راهبردهای اساسی است که وضع سیاسی رژیم را تا آستانه فروپاشی به پیش میبرد؛ برای رژیم اینکه در جریان یک تهدید وجودی دچار انزوای سیاسی و نظامی گردد نه صرفا یک واقعیت دردناک بلکه همچون یک سکته شدید خواهد بود که خونرسانی به جسد مجروح رژیم را مختل کرده و میتواند آن را تا سرحد مرگ ببرد. راهبرد ما در این مسیر باید خروج نیروها و لجستیک آمریکایی از منطقه (حتی لااقل تا پایان جنگ ما با رژیم صهیونسیتی و مستأصل ساختن آن) باشد. میتوان در این مسیر از عطش جهانی برای کاهش تنش در خلیج فارس و دریای عمان (البته در عین حفظ کنترل ایران بر تنگه استراتژیک هرمز) و منفور بودن رژیم در افکار عمومی جهان بخوبی بهره برداری کرد.
▪️ثانیا هراسافکنی فروپاشی در بدنه اجتماعی رژیم:
بقای رژیم اشغالگر تنها با جنگافروزی توسعهطلبانه آن امکان پذیر است و سوخت آن نیز از اشغالگران و شهرکنشینان تامین میشود. لذا از کار انداختن سوخت این توحش توسعهطلبانه باید استراتژی ما در این معرکه باشد، بر این اساس یکی از مهمترین پیشنیازهای پیروزی در این جنگ، تغییر پارادایمی نحوه نبرد ما با رژیم صهیونسیتی است. ما تا کنون با رژیم صهیونسیتی، همچون یک کشور دشمن مبارزه کردهایم و نه یک رژیم اشغالگر. تمرکز اهداف ما عمدتاً بر مناطق نظامی در شهرها و مناطقی بوده است که جزو مناطق اشغالی ۱۹۴۸ بوده و تماما صهیونیستنشین است. این در حالیست که اصابت موشکهای ما بر این مناطق بهسختی میتواند منجر به از بین رفتن نظم تحمیلی اشغالی شده و شکافهای عمیق یک دولت اشغالی را آشکار کند. آغاز مرحله جدیدی از ضربات و اضافه شدن اهداف انتظامی و امنیتی رژیم در مناطق مرزی یا دارای شکافهای فعال صهیونیستی-فلسطینی بویژه در کرانه باختری اگر با پیوستهای تبلیغاتی، میدانی و سیاسی مناسب همراه شود، یکی از مهمترین راهبردهایی است که میتواند تکرار ۷ اکتبر بعنوان بزرگترین خاطره خطرناک اجتماعی رژیم را پیش چشم آنها قرار دهد و تمدید یا تجدید جنگ را برای آنها به لحاظ اجتماعی غیرقابل تحمل گرداند. بعلاوه نابودی شهرکهای اشغالگران تندرو در مناطق فلسطینی نشین نیز یکی دیگر از اهدافی است که میتواند از یک سو جنگی ترکیبی بر دشمن صهیونیستی تحمیل کرده و از سوی دیگر موقعیت رهبری اجتماعی جمهوری اسلامی را در میان امت اسلامی بیش از پیش تثبیت نماید.
نیروی به وجود آمده در جامعه ایران با هزینه گزافی ایجاد شده است و آن خون رهبر شهید انقلاب است. هر نوع تلقی توافق حقوقی در جنگ بدون دستیابی به تحولات واقعی در میدان و حرکت به سمت نابودی رژیم، و خودپیروز پنداری در رسانهها برای ما معنایی جز شکست ندارد و ما را به وضعیتی بسیار بغرنجتر از دی ماه گذشته سوق خواهد داد.
#آتش_بس
#انزوای_سیاسی
#محو_اسرائیل
➕ @esharat_57
🌕 موازنه دیپلماسی، میدان و خیابان
#سیدحسین_شهرستانی
متن یادداشت در لینک زیر
https://eitaa.com/esharat_57/336
#دیپلماسی
#میدان
#خیابان
➕ @esharat_57
🌕 موازنه دیپلماسی، میدان و خیابان
#سیدحسین_شهرستانی
دیشب در جمع مردم شریف تهرانپارس کمی سخن گفتم. از جمله اینکه پایمردی مردم در حضور در میادین و برکت محاسبهناپذیر خون شهیدان، علی الخصوص امام شهید و کودکان میناب، همین اکنون فتح و پیروزی را برای ما به ارمغان آورده است. نهتنها دشمن به هیچ یک از اهدافش یعنی سرنگونی نظام یا استحاله از درون به سبک ونزوئلا دست نیافت بلکه فراتر از آن، ما نسبت به قبل از جنگ وضع به مراتب برتری داریم:
اعمال کنترل بر تنگه هرمز، دستآورد بزرگ این جنگ است که دشمن اراده آن را به ما تقدیم کرد. ما باید پیش از این، از فرمول تنگه در برابر تحریم استفاده میکردیم. این جنگ باعث شد این فرمول طلایی را بهدست آوریم.
ناامن شدن متزاید رژیم اشغالگر و بعلاوه اسرائیلچههای کوچک منطقه دستآورد دیگر ماست. امارات، یک اسرائیل کوتوله است که در راس پیوند محور عبری و عربی است. فروریزی ایده امارات، بهنحو پایداری معادله امنیتی منطقه را دگرگون خواهد کرد. دولتها و شبهدولتهای منطقه با شتاب بس بیشتری به سمت تعیینتکلیف نهایی و صریح در تامین منطقه پیش میروند: یا به قرارداد امنیتی محور مقاومت و معادله منطقهای و اسلامی میپیوندند و یا بهاسم همپیمانی با امریکا، هزینه امنیت رژیم را هر روز بیش از پیش میپردازند. که البته این دومی علاوه بر هزینههای مادی، هزینه سیاسی و حیثیتی زیادی برایشان دارد و مشروعیت این شبهدولتها را بیش از پیش مخدوش میکند.
اما دستآورد بزرگ دیگر بعد از فتح میدان، "فتح خیابان" است. خیابانی که در طول سالهای گذشته بارها بهسبب تهاجم عظیم رسانهای و در نتیجه فشار تحریمهای اقتصادی و البته برخی تصمیمات نادرست داخلی، صحنه اعتراضات اجتماعی بود، اکنون یکپارچه به رنگ پرچم جمهوری اسلامی ایران مزیّن است. فتح خیابان، پشتوانه فتح میدان است و البته باید موازنه درست میان این دو برقرار باشد. در واقع معادله سه ضلع پیدا کرده است: دیپلماسی، میدان و خیابان.
خیابان خواهان ادامه فتح میدانی است و طبعِ دیپلماسی، کاهش تنش میدانی. از سوی دیگر شرایط واقعی میدان را اهلش میدانند و نهایتا در تعاطی اضلاع این مثلث، سیاستمرد است که لحظه نقد کردن دستآوردهای میدان در ساحت دیپلماسی را تعیین میکند. تعیین تکلیف جایگاه رهبری آنهم با حداکثر رضایت مردم، خود دستآورد بزرگ دیگری است که در این لحظه اهمیت خود را نشان میدهد.
اما دستآورد دیگر این نبرد به گمان من، پایان قطعی ایده پهلویسم بهمثابه آلترناتیو نظام و حتی مقدمات شکست تصویر نوستالژیک دوران پهلوی اول و دوم در برابر عصر انقلاب اسلامی است. این خود دستآورد کمی نیست. دیگر راه بازگشت به گذشته در ذهنیت ایرانیان بهکلی بسته شده و جمهوری اسلامی دستکم بهمثابه وضع ضروری اکنون و آینده ایران پذیرفته خواهد شد و بدین ترتیب نظام بعد از سه دهه، از چالش جنگ بر سر موجودیت و لولوی براندازی رها خواهد شد.
...همانطور که اشاره شد خیابان خواهان تداوم فتوحات میدانی تا نابودی اسرائیل و حتی "رفع فتنه در جهان" است. همینکه من در سخنرانی گفتم که ما تا امروز هم پیروزیم، شماری از مردم احساس کردند که میخواهم ایشان را برای پذیرش آتشبس مهیا کنم و با شعارهای خود مطالبه خود را عیان کردند. این البته یک سرمایه اجتماعی بیبدیل است. منتها باید آن موازنه درست برقرار باشد تا نه اهل سیاست از مردم عقب بمانند و نه خیابان از میدان و سیاست توقع نابجا داشته باشد که موجب سرخوردگیاش شود. مثل منی که شرایط دقیق میدان را نمیدانم، باید در تجویز نسخه به میدان احتیاط کنم. ما همه دوستدار ادامه جنگ دستکم تا لحظه تثبیت موازنه جدید امنیتی و اقتصادی و سیاسی در منطقه هستیم. در این موازنه جدید، اسرائیل جایی ندارد حتی اگر هنوز نابود نشده باشد. (الگوی نابودی اسرائیل، فروپاشی از درون خواهد بود). اما اینکه در چه گامهایی این موازنهای که اکنون ظهور کرده، تثبیت خواهد شد را باید به منطق واقعی میدان و سیاست سپرد. مردان میدان و سیاست ما در این جنگ، پایمردی خود را ثابت کردهاند، لذا ضمن حفظ مطالبات بهحق، باید به ایشان اعتماد کنیم. این اعتماد به مسئولان ارشد نظام، خود دستآورد بزرگ این نبرد است.
#دیپلماسی
#میدان
#خیابان
➕ @esharat_57
🌕 ایرانگرایی واقعی و ایرانگرایی فانتزی!
#مهدی_فدایی_مهربانی
متن یادداشت در لینک زیر:
https://eitaa.com/esharat_57/338
#روشنفکری
#ایران_گرایی
#ملی_گرایی
➕ @esharat_57
🌕 ایرانگرایی واقعی و ایرانگرایی فانتزی!
#مهدی_فدایی_مهربانی
ایرانگرایان و ملی گرایانی هم داریم که در روزگار کنونی که شعارهای اینستاگرامیشان در دفاع از وطن از عرصه خارج شده است، دیگر ایرانگراییشان بلاموضوع شده است! چرا؟ چون به معنای واقعی کلمه همۀ ایرانگراییشان «حرف» بود و آن هم پوچترین شکل «حرف» که در دنیای «مجازی» مجالی برای هرکسِ معتبر و غیرمعتبری فراهم کرده است!
اما همان حرف که در زمان صلح فقط حرف است، در زمان جنگ، یک عمل است. و این خصلت جنگ است که در میانۀ آن، هیچ مجالی برای امر خنثی نیست. زیرا وطن، همچون مادر است و هنگام تعرض به مادر، حتی سکوت نیز نوعی عمل است؛ در جنگ علیه وطن، سکوت نیز خیانت است.
برای ایرانگرایان واقعی، جنگ، عرصۀ عمل به عنوان یک وطنپرست است؛ عمل نه صرفاً بدان معنی که از یک استاد دانشگاه، دانشجو، سلبریتی یا نخبۀ فکری متوقع باشیم اقدام عملی کند و تفنگ در دست گیرد یا وارد معرکه شود! در میانۀ جنگ، حتی سخن و موضع نخبۀ فکری نیز یک عمل است. در دورانی که وطنت در جنگ است، در دورانی که هر روز حجم بیشتری از خون مردمان وطنت، از فرزندانِ مادرت، ریخته میشود، «بی طرفی» پوچترین مفهوم است؛ در چنین وضعی، حتی سکوت نیز از دیاثت و فقدان شرف است. در میان جنگ، وسط بازی دقیقاً چه چیزی به ارمغان میآورد؟ من معتقدم حتی مزدورانِ خودفروخته که اکنون جانب دشمن را گرفته اند، بر این جماعت «بی طرف» و «وسط باز» شرف دارند. خودفروختگان عافیت طلبی را در پیش نگرفته و منتظر نیستند تا جهت وزش باد را تشخیص دهند.
تاریخ فراموش نخواهد کرد که در روزگار غریبی که سربازان ایران، جوانان این سرزمین، همچون سربازان رئیسعلی دلواری در حال دفاع از خاک وطن در مقابل بیگانگان بودند و مردمان شجاع ایران در خیابانها در حال پاسداری از وطن بودند، عده ای ترجیح دادند سکوت کنند تا ببینند چه زمانی اوضاع آرام میشود تا بر روی خاکی که بر آن خون ایرانگرایان واقعی ریخت، بساط ایرانگرایی فانتزی و روشنفکرمآبی بیدردسرشان را پهن کنند.
#روشنفکری
#ایران_گرایی
#ملی_گرایی
➕ @esharat_57