🌕 دلالتهای سیاسی یک تشییع
🖋محمد طلایی
متن یادداشت در لینک زیر
https://eitaa.com/esharat_57/519
#تشییع
#رهبر_شهید
#طلایی_زاده
➕ @esharat_57
🌕 دلالتهای سیاسی یک تشییع
🖋محمد طلایی
تشییع های معروف صدر اسلام تاکنون تقریبا گویای وضع جامعه بودند:
دفن پیامبر (ص) مهمترین و مؤثرترین وفات تاریخ اسلام بود. شخص اول خلقت در حالی دفن شد که:
اساسا تشییعی نداشت، ایشان در همان اتاق که رحلت نمودند غسل و کفن و دفن شدند.
نماز میت در همان اتاق به صورت گروه های کوچک اقامه میشد، عمده مهاجر و انصار نماز خواندند، البته اختلاف است که اهل سقیفه اساسا نماز خواندند یا نه؟
پس صحنه اقتداری مثل غدیر خلق نشد.
اما مهمتر آن بود که از زمان رحلت تا دفن، برخی مشغول کار دیگری بودند. عمده مؤثرین انصار به سقیفه رفتند تا جایی که از میان بزرگانشان اوس بن خولی در کفن و دفن حضرت (ص) حاضر شد! جمع سقیفه تا بعد از دفن مشغول بودند و بیعتشان پس از خاکسپاری به اتمام رسید. برخی مانند شیخ مفید حتی عدم حضور اکثر مهاجر و انصار در نماز و دفن حضرت (ص) را روایت کرده اند. عایشه می گوید ما از دفن باخبر نشدیم تا صدای کلنگ را در شب چهارشنبه از حجره ایشان شنیدیم، این در حالیست که از رحلت در روز دوشنبه تا دفن ۳ روز طول کشید و عذرها موجه نبود.
پس از آن، تشییع پنهانی حضرت صدیقه (س)، اعتراضی سیاسی بود که کمتر از ۱۵ نفر در آن بودند. تشییع امیرالمومنین (ع) از آنهم خلوتتر بود و ظاهرا فقط ۴ نفر در آن شرکت کردند و قبر مطهر تا زمان امام صادق (ع) مخفی ماند.
تشییع امام حسن (ع) با محوریت مروان [معاویه] و عایشه، به صحنه نزاع بدل شد. اما مهم آنست که بر اساس برخی روایات، سیدالشهدا (ع) بر اجرای وصیت امام (ع) بر دفن در کنار پیامبر (ص) اصرار داشت، اما وقتی احتمال داد اطرافیان حمایت نخواهند کرد دست کشید!
سیدالشهدا (ع) غریبانه شهید و غریبانه پس از سه روز دفن گردید.
تا اینجا که اهل بیت (ع) یک طرف جدی نزاع سیاسی بودند، همه تشییع ها غریبانه بود. اما با پنهان شدن سیاست در کنش ایشان (ع)، تشییعشان رونق گرفت، وقتی هزینه نباشد، همه می آیند!
از امام سجاد (ع) به بعد همه تشییع ها شلوغ بود. با این تفاوت که متناسب با شرایط بُعد سیاسی آن کم و زیاد میشد. تشییع امام چهارم و پنجم (ع) شلوغ بود و ظاهرا بدون تنش خاصی؛ برّ و فاجر و صالح و طالح شرکت کردند.
تشییع امام صادق (ع) شلوغ و تحت تدابیر امنیتی بود که البته در شرایط سیاسی آن زمان طبیعی بود. نکته آنکه مراسم مدیریت شد و دلالت سیاسی برجسته ای از آن منتشر نشد.
تشییع امام کاظم (ع) از شلوغترین و انفجاری ترین تشییع های بغداد شد، شهر یکپارچه از دجله تا کرخ به حرکت درآمد. حکومت نتوانست در پایتخت مراسم را مدیریت کند و از همان ابتدا، مدفن ایشان مزار محبان گشت. این پدیده هم ناشی از گسترش شدید تشیع در دوره ایشان بود و هم نارضایتی عمومی از عباسیان. هویت شیعی، از پراکندگی دوره امامین صادقین (ع) به بافت متماسکتری رسیده بود و تبعا توان بروز پدیده های اجتماعی بزرگ اینگونه را داشت.
تشییع امام رضا (ع) به دلیل سیاست مأمون بر نزدیکی ایشان به دستگاه حاکمیت، هرچند شلوغ، اما ضربش توسط حکومت گرفته شد. ظاهر پدیده یک مراسم رسمی حکومتی برای وفات ولیعهد در کنار قبر هارون بود. شخص مأمون خود را سوگوار نشان داد. از سویی تحرک شیعیان در عراق بیشتر از خراسان بود و این در کمتر سیاسی بودن تشییع امام (ع) بی اثر نبود.
تشییع امام جواد (ع)، مانند امام کاظم (ع)، بسیار شلوغ، مردمی و نمادی به حرکت ضد حاکمیت تبدیل شد. دربار برای همراهی با مردم مجبور شد در مراسم شرکت کند. نسبت به دوره ائمه چهارم تا ششم (ع)، وجهه شیعی و سیاسی تشییع غلبه کرده بود.
عجیبترین تشییع ها اما برای امامین عسکریین (ع) بود. در پادگان سامراء، دو تشییع شلوغ و سیاسی برگزار شد. با تعطیلی بازارها، شیون و ضجه در شهر عمومی شد، مردم به خیابان ریختند. دربار برای حفظ وجههاش در مراسم شرکت کرد و جدای از نماز اولی که امام عسکری (ع) اقامه نمودند، نماز دوم را دربار برپا نمود. شبیه این شرایط با شهادت امام عسکری (ع) نیز رخ داد. هرچند حکومت به دلیل درز اخبار جانشین خاص ایشان (ع)، آماده تر بود و طبعا اوضاع را بهتر کنترل کرد.
🔻ادامه یادداشت🔻
🔻ادامه یادداشت🔻
اینها همه تقریبا با روند حرکت شیعه در طول حیات معصومین (ع) تطبیق داشت. جد و جهدی که شیعه در تشییع امامشان از خود نشان می داد، آینه جایگاه حضرات (ع) در قلوبشان بود. اگر همین تشییع ها جدی تر گرفته می شد، خصوصا در بزنگاه هایی مانند تدفین پیامبر (ص) و امام حسن (ع)، شاید مسیر شیعه در تاریخ حتی عوض می شد.
تاثیر تشییع آیتالله بروجردی در شروع نهضت نیز از همین جنس بود. از امام شهید نقل شده «من یک بار از امام پرسیدم شما چه موقع به فکر این انقلاب افتادید؟ امام گفتند که مردم در عزای رحلت آیتالله بروجردی تا چهل روز متصل عزاداری کردند و من از این همه شور و عرق دینی به ظرفیت بالای مردم برای فداکاری برای دین پی بردم.»
حال این ما و تشییع امام شهید
#تشییع
#رهبر_شهید
#طلایی
➕ @esharat_57
🌕رسالت تاریخی پرچم های سرخ خون خواهی
«انتقام خون صالحان»؛ محور اصلی فلسفه تاریخ ایران و شیعه
🖋میثم مهدیار
🌐 کانال نویسنده؛ @Hermes_ir
متن یادداشت در لینک زیر
https://eitaa.com/esharat_57/522
#خون_خواهی
#رهبر_شهید
#مهدیار
➕ @esharat_57
🌕رسالت تاریخی پرچم های سرخ خون خواهی
«انتقام خون صالحان»؛ محور اصلی فلسفه تاریخ ایران و شیعه
🖋میثم مهدیار
یکی از مهمترین وجوه اشتراک فلسفه تاریخی ایران باستان و شیعه برجسته بودن مفهوم کینخواهی و انتقامخواهی خون صالحان است. در شاهنامه جنگهای ایران و توران و اساسا داستانهای پهلوانی شاهنامه از کینخواهی خون ایرج شروع میشود و با کینخواهی خون سیاوش به اوج میرسد و به مرگ و مجازات افراسیاب و تورانیان منجر میشود و در نهایت دوره جدیدی در تاریخ کیانی و دوره پهلوانی ایران شروع میشود.
نکته قابل توجه در این میان معطوف بودن این کینخواهی به شخصیتهای صالح است و مرگ هر شاه یا شاهزادهای آتش کینخواهی را بر نمیافروزد. مثلا کینخواهی درباره جمشید افسانهای که به دست ضحاک کشته میشود موضوعیت ندارد چرا که جمشید همان شاهی است که به واسطه منیّت و دروغ فرّه ایزدی از او برگشته است. این کینخواهی درباره نوذرشاه نیز موضوعیت ندارد چرا که فرّه ایزدی از نوذر نیز بواسطه آزمندی و ظلم و ستمی که بر مردمش روا داشته فاصله گرفتهاست.
در واقع کینخواهی ایرانیان صرفا معطوف به صالحان است. از همین رو شاهنامه قبل از طرح مساله کینخواهی ایرج و سیاوش ابتدا به شخصیت پردازی ایرج و سیاوش میپردازد و از آنان تصویری صالح و مطلوب میسازد. ایرج برادر سلم و تور، فرزند دوم فریدون در شاهنامه نه مانند سلم ترسو و واجد عقل سرد است و نه مانند تور تند مزاج است بلکه شخصیت عاقل و معتدل و میانه و صلح دوستی دارد و قبل از مرگ مهربانانه سلم و تور را از آلوده کردن دستشان به خون برادرشان نهی میکند. تصویر سیاوش هم تصویر شاهزادهای است که جلوی وسوسههای شیطانی سودابه مقاومت کرده است و با گذر از آتش پاکی و بیگناهی خود را ثابت کرده است.
اوج حماسهپردازیهای شاهنامه جنگهای طولانی و چند مرحلهای است که ایرانیان با جلوداری رستم برای انتقام خون سیاوش رخ میدهد و در نهایت افراسیاب (قاتل نوذر و سهراب و سیاوش) به دست کیخسرو فرزند سیاوش قصاص میشود.
فلسفه تاریخی شیعه نیز بر مفهوم خونخواهی بنا شده است. در سلامهای ابتدایی زیارت عاشورا به عنوان مهمترین و مشهورترین زیارتنامه شیعیان بعد از معرفی تبار پاک و خیر امام حسین (ع)، او «ثارالله» نامیده شده چرا که خود خداوند خونخواه او و پدر مطهر اوست. در فرازهای دیگری از این مانیفست تولی و تبری نیز خونخواهی امام حسین (ع) با همراهی امام مهدی (ع) آرزو شده و در واقع به محور فلسفه تاریخ شیعیان تبدیل شده است. از همین رو در تاریخ پس از عاشورا پرچم های سرخ «یا لثاراتالحسین(ع)» علم قیامها و انقلابهای بسیاری در تاریخ ایران و عراق علیه حکام جور و ظلم شده است.
متافیزیک اخلاقی ایران باستان بر مفهوم «داد» بنا شده است و «عدالت» نیز به یکی از اصول پنجگانه شیعه تبدیل شده و «انتقام خون صالحان» تجلی اصلی این جهانیِ این داد و عدالت شده است.
#خون_خواهی
#رهبر_شهید
#مهدیار
➕ @esharat_57