☘ ذکر روز شنبه
ــــــــــــ💚ـــــــــــ
🕋 به نیت صد مرتبه
#ذکر
#روز
╭─────────────𖧷🪴𖧷╮
https://eitaa.com/eshgemana
╰──────────────────╯
Ali FaniAli-Fani-Ziyarat-Ashoura.mp3
زمان:
حجم:
11.7M
زیارت عاشورا🖤
التماس دعا رفقا🤲🏻
#محرم
#یا_حسین
╭─────────────𖧷🪴𖧷╮
https://eitaa.com/eshgemana
╰──────────────────
16 اوت، 11.38.m4a
حجم:
16.4M
پادکست کتاب سو من سه💚
گویـ🔉نده: مائده آقاجانی
پارت(۳۴)
#کتابخانه_نور
#پادکست
#پارت_۳۴
╭─────────────𖧷🪴𖧷╮
https://eitaa.com/eshgemana
╰──────────────────╯
☘ ذکر روز پنجشنبه
ــــــــــــ💚ـــــــــــ
🕋 به نیت صد مرتبه
#ذکر
#روز
╭─────────────𖧷🪴𖧷╮
https://eitaa.com/eshgemana
╰──────────────────╯
Ali FaniAli-Fani-Ziyarat-Ashoura.mp3
زمان:
حجم:
11.7M
زیارت عاشورا🖤
التماس دعا رفقا🤲🏻
#محرم
#یا_حسین
╭─────────────𖧷🪴𖧷╮
https://eitaa.com/eshgemana
╰──────────────────
18.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
*"جابر ابن عبدالله انصاری" جز یاران پیامبر بودند که بعد از پیامبر ۵ امام معصوم رو زیارت کردند* و پیامبر بهشون گفته بودند سلام من رو به امام محمد باقر برسون.
ـــ❓ـــ
جابر سالها بعد رفتن پیش امام محمد باقر و امام گفتند که چه خــبر از زمانی که پیامبر بودند چه خبر از اون ۷۵ یا ۹۵ روزی که حضرت زهرا در بستر بیماری بودندو..
جابر گفتن که من از این سال ها یادگرفتم که بین سلامتی و بیماری، بیـ😷ـماری رو انتخاب کنم و بین راحتی و سختی، سـ🪨ـختی رو انتخاب کنم .چرا که این سختیها من رو رشد میده.
ـــ❗️ـــ
حضرت گفتن این مقام خوبه، اما ما باید راضـ🙌ـی باشیم به رضــای خداوند.
سخـ🧗ـتی بده راضی باشیم راحـ⛷ـتیم بده راضی باشیم. این مـقـام خیلی بالاتر از اونه!
ـــــــــــ
🎖خدایا ما را آن ده ، که آن به.
نه از سختیها خیلی ناراحت و نه از خوشیها خیلی خوشحال بشیم. این جایگاه حضرت زهراست.
#یک_قطره_آگاهی
╭─────────────𖧷🪴𖧷╮
https://eitaa.com/eshgemana
╰──────────────────╯
17 اوت، 13.16.m4a
حجم:
11.8M
*پادکست کتاب سو من سه💚*
*گویـ🔉نده: مائده آقاجانی *
*پارت(۳۵)*
#کتابخانه_نور
#پادکست
#پارت_۳۵
╭─────────────𖧷🪴𖧷╮
https://eitaa.com/eshgemana
╰──────────────────╯
☘ ذکر روز دوشنبه
ــــــــــــ💚ـــــــــــ
🕋 به نیت صد مرتبه
#روز
#دعا
╭─────────────𖧷🪴𖧷╮
https://eitaa.com/eshgemana
╰──────────────────╯
Ali FaniAli-Fani-Ziyarat-Ashoura.mp3
زمان:
حجم:
11.7M
زیارت عاشورا🖤
التماس دعا رفقا🤲🏻
#محرم
#یا_حسین
╭─────────────𖧷🪴𖧷╮
https://eitaa.com/eshgemana
╰──────────────────
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
توهم تاحالا احساس کردی انگار یجا
قـ🔒😫ـفل شدی؟ رشــدت متــوقف شده و مثل یه آب راکـ😓ـد شدی..؟
تازه بعدش احساس میکنی این موضوع خیلی اتفاق بـ🥴ـدی هست..!
ـــ💭ـــ
گاهی فکر میکنی حتماً بــاید جـ🛼ـلو برم..
درحالیکه همین که *عقــب* نرفتی بسیارر اتفاق مثـ🆗ـبتی هستتت(:
ولـ‼️ـی بههرحال ما باید این قضیه رو *ریشه یابی* کنـ🌝ـیم و ببینیم علت این ایستایی چیه؟مشکل رو حل کنیم
و بعد به راهمون ادامـــــه بدیم..
#یک_قطره_آگاهی
╭─────────────𖧷🪴𖧷╮
https://eitaa.com/eshgemana
╰──────────────────╯
18 اوت، 15.32(2).m4a
حجم:
12.4M
پادکست کتاب سو من سه💚
گویـ🔉نده: مائده آقاجانی
پارت(۳۶)
#کتابخانه_نور
#پادکست
#پارت_۳۶
╭─────────────𖧷🪴𖧷╮
https://eitaa.com/eshgemana
╰──────────────────╯
عشق مانا🇵🇸🇮🇷
پادکست کتاب سو من سه💚 گویـ🔉نده: مائده آقاجانی پارت(۳۶) #کتابخانه_نور #پادکست #پارت_۳۶ ╭───────────
متنِ کتـ📚اب سو من سه:
پارت ( ۳۶)
سرت تو کدوم آخوره؟
اول فقط نگاهم میکند. بعد فقط در خانه را باز میکند و کولش را پرت میکند توی حیاط و در را میبندد. زنگ میزند به مادرشو میگوید با من میرود قدم بزند. بعد از همراه خودش میکشد. حرف خاصی که نداریم بزنیم اما:
ـ اول جواب سوالهای مهمت رو بدم. کور کتابخونه ام. دارم غلط زیادی کنکور رو جلو میبرم. سرم هم توی آخور کتابای کنکوره. اینا رو که میشناسی. یا خور دارند قد تمام بچه کنکوریا علف توشه. میدن میخوریم،پول پارو میکنن. تو الان با کدوم اینا مشکل داری؟گورش؟غلطش؟خورش؟یا...
دستهایم را فرو میکنم در جیب شلوارم. شلوارم که جیب ندارد. دارد تنگ است. انگشتانم را بیشتر پرس میکند. هیچی بابا دستانم را همینطور آویزان نگه میدارم و حرفی نمیزنم.
در کافه را که هل میدهد، من رو هم هل میدهد توی کافه.
ـ بریم ببینیم چه مرگته.
ـ با علیرضا نمیتونم ارتباط بگیرم.
مکث میکند و نفس محکمی بیرون میدهد. بعد میپرسد:
ـ چند روزه؟
ـ چهار !
صندلی را عقب میکشد و مینشیند. دستانش را در هم قلاب میکند و به پیشانی میگذارد. غذای نیمه تاریک کافه حالم را بد میکند. کافه چه دارد که همه پاتوقش میکنند. چهار تا صندلی و چهار تا میز. در و دیوار خالی. در و دیوار با بوی قهوهای که کافئینش قرار بود آرامش بدهد اما هیچ نمیدهد. من چقدر خودم را دماغ بالا میگرفتم که دارم میروم کافه. پس چرا الان که حالم خوب نیست،حال نمیکنم. حتی از موسیقی لایتش هم متنفرم. از تمام آدمهایش که سعی میکنند با ناز و ادا فنجانها را به چوب را بکنند کافه ما را هول بدهند و بچاپند من اصلا دلم میخواهد مثل پینوکیو ،خر بشوم و همه خر حسابم کنند. غلط کرده پینوکیو با خریتهایش . غلط کردم من، غلط کرده دنیا . برای فرار از همه اینها زل میزنم به جواد که از خیلی از کارهای علیرضا خبر ندارد. نمیخواهم چیزهایی را که میدانم برایش بگویم. ترجیح میدهم بیشتر از این به هم نریزد .بی هوا میگویم:
ـ مامانت میدونه مسیرت رو عوض کردی ؟
تکیه می دهد و دست به سینه می گوید :
ـ من مسیر عوض نکردم .
چشمانش سفت و محکم و خیره است :
ـ پس حال و کار این روزات چیه ؟ معلومه که میخوای ، اما تابلو جلوی خودت رو میگیری! اینا چیه ؟
ـ امیدوارم کردی!
و لبخند مسخره ای توام صورتش را پر میکند. میگویم:
ـ خر فرضم نکن . تو الآن جواد پارسالی ؟
رو برمی گرداند از من و می گوید :
ـ می دانم که جوادم!! پارسال و امسالم فرقش فقط تو انجام ندادن بعضی از کاراست ، همین.
مسخره اش می کنم ، چون حس میکنم دارد مسخره ام می کند :
ـ همین . بعضی کارا رو انجام نمی دی . چه جالب ! می شه اونوقت بگی چه کارایی ؟
در سکوت نگاهم می کند . هرچه من در زندگی ام از وقتی چشم باز کردم داشتم و وقتی به چهارده سالگی رسیدم به خاطر جو مدرسه نسبت به آن ها تردید پیدا کرده بودم ، جواد نداشته و حالا دارد با تردید مزه اش می کند . من مطمئن بودم که مسیر اکیپ درست نیست و مادر گاهی برایم تحلیل شان می کرد ؛ اما این قدر در جمع با لذت از داشتنی هایشان حرف میزند ،
ادامه دارد..