Ali FaniAli-Fani-Ziyarat-Ashoura.mp3
زمان:
حجم:
11.7M
زیارت عاشورا🖤
التماس دعا رفقا🤲🏻
#محرم
#یا_حسین
╭─────────────𖧷🪴𖧷╮
https://eitaa.com/eshgemana
╰──────────────────
23 اوت، 17.13.m4a
حجم:
10.1M
پادکست کتاب سو من سه💚
گویـ🔉نده: مائده آقاجانی
پارت(۴۱)
#کتابخانه_نور
#پادکست
#پارت_۴۱
╭─────────────𖧷🪴𖧷╮
https://eitaa.com/eshgemana
╰──────────────────╯
16.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهادت امام رضـ❤️🩹ـا (ع)
امام رضا (ع) میفرمایند:
❣«النَّاسُ إِذا لَمْ یَستَطِیعُوا حَقّاً لَمْ یَتَناهَوْا عَنْ باطِل»
❣(«مردم هنگامی که نتوانند حـ✅ـقّی را به دست آورند، از باطـ🧨ـل دست نمیکشند.»)
_ عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۷۴
این کلام،هــ☝️ـشدار امام درباره جایگزینی باطل به جای حق در زندگی است.
❗️درسهای زندگیساز از امام رضا (ع)❗️
ــ1⃣ــ دانـ📚ـش و تـواضع
امام در مناظرات علمیِ مأمون، با وجود برتری کامل، هرگز تحقیر نکردند و با ادب و منطق پاسخ دادند.
📌درس امروز: دانایی واقـ🙌ـعی، همراه با فروتنی است.
ــ2⃣ــ سخـ🌠ـاوت بیمنت
امام تمام اموال خود را در روز عید فطر میان نیازمندان تقسیم کردند، در حالی که خود میفرمودند:
«اللهُمَّ أَعِنِّی عَلَى صِلَةِ أَرْحَامِی»
(«خدایا، مرا در صلهرحم یاری کن.»)
📌درس امروز: بخشش، تنها دادن مال نیست؛ دادنِ محـ🩷ـبت و احــترام نیز بخشش است.
ــ3⃣ــ دعوت به تفـ🫵ـکر
امام به یاران خود توصیه میکردند:
«لا تَتَعَلَّمُوا العِلْمَ لِتُمارُوا بِهِ أَو لِتُباهُوا بِهِ، بَلِ اِجعَلوا قَلبَكُمْ فيهِ»
(«علم را برای مجادله یا فخرفروشی نیاموزید، بلکه آن را در قلـ🫀ـب خود جای دهید.»)
📌 درس امروز: هدف از دانش،تزکیه نفـ🚷ـس و خدمت به خلق است.
📣پیام امام رضا (ع) به جهان امروز:
«دنیا را با چشم حقیقت ببینید؛
نه آنگونه که ستمگران میخواهند!
و بدانید: راه نجات، در پیروی از خرد و ایمان است.»
#شهادت
╭─────────────𖧷🪴𖧷╮
https://eitaa.com/eshgemana
╰──────────────────╯
☘ ذکر روز یکشنبه
ــــــــــــ💚ـــــــــــ
🕋 به نیت صد مرتبه
#ذکر
#روز
╭─────────────𖧷🪴𖧷╮
https://eitaa.com/eshgemana
╰──────────────────╯
Ali FaniAli-Fani-Ziyarat-Ashoura.mp3
زمان:
حجم:
11.7M
زیارت عاشورا🖤
التماس دعا رفقا🤲🏻
#محرم
#یا_حسین
╭─────────────𖧷🪴𖧷╮
https://eitaa.com/eshgemana
╰──────────────────
قسمت اول مبحث دفـ📛ـاع از خود:
وقتی میگیم دفاع از خود، شاید یاد دفاعشـ🤼♂ـخصی بیوفتی ولی دفاع که فقط به این محدود نمیـ🤨ـشه..
حالا سوال اینه که دفاع از خود چیه؟
چرا من باید از خودم دفاع کنم؟
(چرا باید یه وکیل درونی داشته باشیم؟😁)
ما تو زندگی مدام یا باید حـ😾ـمله کنیم یا باید در قبال حمله دفـ🙌ـاع کنیم.. پس جفتشو باید خوب بلد باشیم
❗️ولی ما چه وقتایی دفاع میکـ🔥ـنیم؟
🎖یه وقتایی از دیگران دفاع میکنیم تا نیاز نباشه از خودمون دفاع کنـ😎ـیم.. به قول معروف نمیخوایم توپ تو زمین ما بیوفته..
🎖یه وقتایی دفاع میکنیم که کوچـ🥴ـیک نشیم..
❗️حالا سوال و نکته بعدی اینه که اقا اول از همه من باید بدونم طرف مـ🙄ـقابلم کیه؟ حمله از جانب کیه؟
اینجا آدم ها سه شاخه میشن:
1⃣دشـ😡ـمن! دسته اول دفاع از خود در مقابل دشمنه.
«دیده ای خواهم که باشد شه شناس
تا شناسد شاه را در هر لباس»
🔔🗯🔔ادامه دارد..
#یک_قطره_آگاهی
╭─────────────𖧷🪴𖧷╮
https://eitaa.com/eshgemana
╰──────────────────╯
24 اوت، 15.10.m4a
حجم:
7M
پادکست کتاب سو من سه💚
گویـ🔉نده: مائده آقاجانی
پارت(۴۲)
#کتابخانه_نور
#پادکست
#پارت_۴۲
╭─────────────𖧷🪴𖧷╮
https://eitaa.com/eshgemana
╰──────────────────╯
عشق مانا🇵🇸🇮🇷
پادکست کتاب سو من سه💚 گویـ🔉نده: مائده آقاجانی پارت(۴۲) #کتابخانه_نور #پادکست #پارت_۴۲ ╭──────────
متنِ کتـ📚اب سو من سه:
پارت (۴۲)
جواد فریاد میزند :
_راشو ببند آرشام. راشونو ببند.
آرشاام فرمان را میچرخاند و میایستد وسط جاده. پیاده میشویم و جواد قفل فرمان را چنگ میزند. آرشام میرود عقب و از جعبه ابزار آچاری بیرون میآورد. ماشینشان سرعت کم میکند و نزدیکمان میایستد. باران خیسمان میکند و لرز به همهٔ بدن مینشاند. میمانیم چشم در چشم .من فقط آن سه لب جوبی را میبینم و علیرضا را نه .دنده عقب میگیرند و به چشم به هم زدنی میچرخند و از جاده خارج میشوند. تا جواد خودش را برساند از کنار ماشین رد میشوند. پرگاز .صدای فریادهایمان در بکس و باد و گاز زیاد گم میشود.
صدای محمد حسین و مصطفی با هم میآید: _چه خبره اونجا ؟ وحید، جواد، تو رو خدا یکی حرف بزنه.
گوشی را بالا میآورم و مینالم:
آقا محمد حسین علیرضا تو ماشین نبود
برگشتند. چه کار کنیم؟
از این مکثها متنفرم.
_علیرضا نبود؟
نبود مصطفی.
برید جلو. برید جلوتر. دنبال ماشینشون نرید. برید جلوتر .نمیفهمم چرا. جواد فریاد میزند سوار شویم. آرشام دو بار نه، ده بار ماشین را خاموش میکند تا راه بیفتد. محمد حسین شروع میکند دوباره آرامش دادنش را :
_بچهها خبری نیست. نترسید. من باهاتون فاصلهای ندارم. فقط چهار چشمی اطراف رو نگاه کنید. تند نرید .آرشام تند نرو .شیشه رو بدید پایین .اطراف رو نگاه کنید. علیرضا...
آرشام با داد جواد پا از روی گاز برمیدارد : _احمق مگه نمیگه یواش برو.
_جواد عصبانی نشو. الان وقت داد نیست. چپ و راستتون رو خوب نگاه کنید. آرشام یه لحظه ماشین رو نگهدار جواد ببینه رد ماشین مستقیم رفته یا پیچیده.
جواد پیاده میشود و مقابل ماشین میدود . یک جایی میایستد و به چپ میپیچد. دوباره میدود و یکو فریادش بیابان ساکت را پر میکند:
_ علیرضا!
هول زده از ماشین پیاده میشویم. گوشی از دستم میافتد. نمیتوانم کاری کنم. صدای التماس مصطفی میآید .خم میشوم و گوشی را برمیدارم. نه نمیتوانم .جواد و آرشام از ماشین دور شدند .علیرضا با من بیشتر از همه مانوس بود. زیادی تنها بود. نه مادر عاقلی داشت و نه پدر دلسوزی. من همیشه همراهش بودم .تمام دلم به هم میپیچید. صدای محمد حسین که آرام آرام نامم را میخواند کمی توانم را برمیگرداند:
وحید جان! آقا وحید! تو تا حالا هوادار علیرضا بودی .حالا هم همینه ! میشه بگی چه خبره؟ ببین الان ماشین دوستاش از جلوی ما رد شد. پس ما نزدیک شماییم .وحید.
لب میزنم:
_ بیایید .تو رو جان حضرت زهرا سلام الله علیها بیایید.
_داریم میآیم وحید جان .فقط بگو چی شده؟ با آخرین توانی که برایم مانده قدم برمیدارم به سمت جایی که علیرضا افتاده است. پاهایم رمق ندارند، اما دنبال خودم میکشمشان. صدای فریاد جواد را میشنوم:
ای خدا! به دادمون برس. یا ابوالفضل.
یک جسم میبینم و یک دایرهٔ خون. هق میزنم. زانوهایم خم میشود و میافتم. صدای محمد حسین میآید که دوباره ذکر توسل گرفته است. آرشام هم نشسته روی زمین. جواد سر هر دوتایمان داد میزند تا بلند شویم . دوباره هق میزنم و میلرزم.
_زنده است ،زنده است .بیایید کمک بدید. آرشام تو رو قرآن پاشو. وحید در ماشین رو باز کن .خودم را میکشم تا نزدیک علیرضا. سر و صورت خونیش توانم را بیشتر میبرد. بدنش پر از جای چاقو است .پاره پاره است لباسهایش...
صدای ماشینی میآید و فریاد مصطفی و..
#کتابخانه_نور
#پارت_۴۲
╭─────────────𖧷🪴𖧷╮
https://eitaa.com/eshgemana
╰──────────────────╯
☘ ذکر روز دوشنبه
ــــــــــــ💚ـــــــــــ
🕋 به نیت صد مرتبه
#ذکر
#روز
╭─────────────𖧷🪴𖧷╮
https://eitaa.com/eshgemana
╰──────────────────╯
قسمت دوم مبحث دفـ📛ـاع از خود:
2⃣دوست احـ🤥ـمق!
دسته دوم دفاع از خود، در برابر دوست احمق شکل میگیره.
انسان با دوست دانا که کاری نـ🎃ـداره..
اما ما گاهی با کسانی دوست میشیم که دوست هستن ولی انقدر احـ🫢ـمقاند که با حــماقتشون به ما حـ🥊ـمله میکنن.
اینجا از نظر عـ🧠ـقلا دفاع در برابر دوست احمق بسیار مهمتر از دفاع در برابر دشـ‼️ـمن است!
⭐️ــــــــــــــــــــــــــــــــ⭐️
آیا تا به حال از نزدیک شخص مُــنگول ( مبتلا به سندرم داون) رو دیدید؟ یعنی کسی که ظاهرش انـ🥰ـسان هست ولی بر اثر مسائل ژنتیک عقــب ماندگی داره):
*این افراد خیلی مهـ❤️ـربون و دوست داشتنی هستند ولی اگه اتفاقی بیفته که آن عقب ماندگیشان خودش رو نشون بده دیگه نمیفـ😵💫ـهمن که چه کاری میکــنن..*
ممکن است حتی از دشمن هم بدتر رفتار کنن😭..
دوست احــمق هم مانند شخص عقــب مانده هست..دوسـ😍ـتت دارد اما چون دانا نیست با حملههایش به تو بدتر از دشمن آسـ🤕ـیب میزند..
#یک_قطره_آگاهی
╭─────────────𖧷🪴𖧷╮
https://eitaa.com/eshgemana
╰──────────────────╯
25 اوت، 14.29.m4a
حجم:
6.5M
پادکست کتاب سو من سه💚
گویـ🔉نده: مائده آقاجانی
پارت(۴۲)
#کتابخانه_نور
#پادکست
#پارت_۴۲
╭─────────────𖧷🪴𖧷╮
https://eitaa.com/eshgemana
╰──────────────────╯
☘ ذکر روز سشنبه
ــــــــــــ💚ـــــــــــ
🕋 به نیت صد مرتبه
#ذکر
#روز
╭─────────────𖧷🪴𖧷╮
https://eitaa.com/eshgemana
╰──────────────────╯