دلهاهمہامشبچراغونیہ
امشبفاطمهدادهبہحیدر...حیدر
#ولادت
#امامحسنمجتبے(ع)
#دختر_مشڪے_پوش_حسےـن
•┈┈••✾❣✾••┈┈•
@eshghe4harfe
•┈┈••✾❣✾••┈┈•
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
دامنہفاطمہنوره
شبشیرینےوشوره
#ولادت
#ادیت
#دختر_مشڪے_پوش_حسےـن
•┈┈••✾❣✾••┈┈•
@eshghe4harfe
•┈┈••✾❣✾••┈┈•
7a45d6d89a-5ce41a487a1ed813008b8c74.mp3
9.28M
بہاحترامتوازجاهمہقیاممیڪنیم
#مداحیحاجمهدیرسولی
#میلادامامحسنمجتبی
•┈┈••✾❣✾••┈┈•
@eshghe4harfe
•┈┈••✾❣✾••┈┈•
توڪتـٰابسہدقیقہدرقیـٰامتمیگفت:
آدمهـٰایۍرادیدمڪہدردنیـٰا
فڪرمیڪردیمشھیدهستند
درقطعہشھداهمخـٰاڪشـٰانڪردیم...؛
امـٰااینجـٰادیدمڪہشھیدمحسوبنشدند!بترسیمازاینجملھ !
#تلنگرانھ
#سرباز_ولایت
•┈┈••✾❣✾••┈┈•
@eshghe4harfe
•┈┈••✾❣✾••┈┈•
• إنّی أنـا رَبُّـک •
انگار خدا یواش درِ گوشِت میگه؛
خدات منم،بیخیال بقیه...💛🌱
#انگیزشی
#سرباز_ولایت
•┈┈••✾❣✾••┈┈•
@eshghe4harfe
•┈┈••✾❣✾••┈┈•
از یڪ سو باید بمانیم ڪه شهید آینده شویم و از سوی دیگر باید شهید شویم تا آینده بماند . هم باید امروز شهید شویم تا فردا بماند و هم باید بمانیم تا فردا شهید نشود عجب دردی،چه مے شد امروز شهید مے شدیم تا دوباره فردا شهید شویم؟
شهیدرجببیگی
#شهیدانہ
#سخنشهید
#دختر_مشڪے_پوش_حسےـن
•┈┈••✾❣✾••┈┈•
@eshghe4harfe
•┈┈••✾❣✾••┈┈•
عشقـہ♡ چهارحرفہ
✨❤️✨❤️✨❤️ ❤️✨❤️✨❤️ ✨❤️✨❤️ ❤️✨❤️ ✨❤️ ❤️ #پارت_صد_و_بیست_سوم #خانومہ_شیطونہ_من محمدرضا: ببینش هاااا
✨❤️✨❤️✨❤️
❤️✨❤️✨❤️
✨❤️✨❤️
❤️✨❤️
✨❤️
❤️
#پارت_صد_و_بیست_چهارم
#خانومہ_شیطونہ_من
و محمدرضایی که چهار گلوله مهمون بدنش شده بود ولی با لبخند داشت نگاهم میکرد اشکام مثل سیل از چشمام جاری شدن با پاهایی لرزون رفتم سمتش وقتی بهش رسیدم دستمو دورش حلقه کردم و سرمو روی سینش گذاشتم و صدای گریم بلند تر شد دست محمدرضا و روی سرم حس کردم و بعد صداش که به خاطر درد زیاد خش دار شده بود به گوشم رسید:هییییس خانومـ..ـم گـ...گریه نـ..کن
سرمو بلند کردم و با چشایی که به خاطر اشک تار شده بود بهش نگاه کرد از کنار لبش خون جاری شده بود و توی صورتش درد به خوبی دیده میشد رنگش به شدت پریده بود یه لحظه حس کردم داره میوفته اسمشو صدا زدم ولی جواب نداد و زانو هاش خم شد و روی زمین زانو زد با صدای آرومی گفت: خانـ...ـومم میدونـ...ـی کـ..ـه چقدر دوسـ..ـتت دارم مواظـ...ـب خودت و چادرت بـ..ـاش ببخشـ..ـید زودتـ..ـر میـ..ـرم وعـ..ـده دیـ..ـدارما بهـ...ـشت
=============
|@eshghe4harfe|
=============
❤️
✨❤️
❤️✨❤️
✨❤️✨❤️
❤️✨❤️✨❤️
✨❤️✨❤️✨❤️
❤️✨❤️✨❤️✨❤️
عشقـہ♡ چهارحرفہ
✨❤️✨❤️✨❤️ ❤️✨❤️✨❤️ ✨❤️✨❤️ ❤️✨❤️ ✨❤️ ❤️ #پارت_صد_و_بیست_چهارم #خانومہ_شیطونہ_من و محمدرضایی که چهار
✨❤️✨❤️✨❤️
❤️✨❤️✨❤️
✨❤️✨❤️
❤️✨❤️
✨❤️
❤️
#پارت_صد_و_بیست_پنجم
#خانومہ_شیطونہ_من
با تموم شدن حرفش افتاد زمین و همون طور که دستش روی سینش و چشاش خیره به گنبد بود اون دستش که توی دستم بود بی حس و سرد شد از ته دل گریه کردم و سرمو گذاشتم رو سینش و اسمشو صدا زدم
من:محمدرضا ... آقا،چرا جوابم و نمیدی بی معرفت
دم گوشش زمزمه کردم: قول میدم عزیزدلم انتقامت و بگیرم بعدش بیام پیشت
از جام بلند شدم که با جمعیت زیادی روبه رو شدم که همه یا گریه میکردن یا تو چشاشون اشک بود بیخیال اونا شدم و دنبال اون ماشین گشتم که دیدمش با نفرت و خشم و بغض فریاد زدم : خــــــــــوب گـــــــــوش کن ... عـــشــقــم و گرفتــــی باشـــه ولی منتظـــــرم بـــاش نابودت مـــیـــکنم
و برگشتم پیش محمدرضا و گوشیم و در اوردم و زنگ زدم به بابک و با گریه براش تعریف کردم چی شده 😭💔
بابک با بغض گفت : الهی قربونت بشم الان به مامان اینا میگم خودم راه میوفتم
من : باشـ...ـه
بعد اینکه قطع کردم دیدم پلیس و امبولانس اومده و دارن روی محمدرضا پارچه سفید میکشن نزاشتم پارچه و بکشن روی سرش
با بغض گفتم: محمدم چیزیش نشده .... نمرده اون زندست ... اصلا مگه شهید میمیره؟
ناشناس رمان👇
https://harfeto.timefriend.net/16501056603814
=============
|@eshghe4harfe|
=============
❤️
✨❤️
❤️✨❤️
✨❤️✨❤️
❤️✨❤️✨❤️
✨❤️✨❤️✨❤️
❤️✨❤️✨❤️✨❤️