eitaa logo
استنطاق
132 دنبال‌کننده
83 عکس
40 ویدیو
65 فایل
نوشتارها و گفتارهای قرآنی و حدیثی رضاکریمی لینک گروه مطالعاتی المیزان: http://eitaa.com/joinchat/2802319371C1ec9ed0c5a ارتباط: @rezakarimi1001
مشاهده در ایتا
دانلود
غروب خورشید در سامرا.pdf
حجم: 1.1M
محفل نهم کتاب غروب خورشید در سامرا درباره جاثلیق مسیحی (نوعی مقام در کلیسا) است. این داستان قابل تامل و تا حدی معمایی است. خلاصه قصه این است که «در سامراء قحطى سختى پيش آمد. خلیفه گفت مسلمانان نماز باران بخوانند اما بارانی نیامد. بعد از آن مسیحیان دعا کردند و باران بارید. خلیفه امام عسکری(ع) را از زندان فرا خواند. امام(ع) فرمودند: راهبان فردا به طلب باران روند. آنها به دعا مشغول شدند، امام(ع) دستور داد آنچه در میان انگشتان یکی از راهبان است بگیرند و فرمودند: «حالا دعا کن». دعا کرد اما باران نیامد. امام(ع) فرمودند: «اين استخوان پيامبرى است و استخوان هيچ پيامبرى ظاهر نمى‏ گردد جز آنكه باران نازل مى‏ شود». این قصه عبارتند از: 1-این قصه علم امام در درک درست وقایع شگفت انگیز را نشان می‌دهد 2-هرکس را با هر کرامت نمی توان صاحب حق دانست چون ممکن است از یک مقام معنوی سوءاستفاده کرده باشد. 3-مسلمانان اگر گرفتار ظاهر دین شده باشند نمازشان اثرگذار نیست. کتاب غروب خورشید در سامرا، زندگینامه امام حسن عسکری(ع)، از منابع بخش نوجوان (رده سنی ۱۳ تا ۱۷ سال) است. دانلود کتاب و شرکت در مسابقه Razavi.samakpl.ir
در کتاب «ماه در محاق» قصه‌ای بسیار آموزنده آمده است: روزی خلیفه پیام داد که أنوش نصرانی یکی از بزرگان سامراء درخواست کرده امام حسن عسکری به منزل آنها برود و برای فرزندانش دعا کند. امام فرمود: حمد خدا را که نصاری نسبت به ما از دیگر مسلمین عارف‌تر هستند. نزدیک منزل که شدند انوش به سوی امام می‌آید در حالی که کتاب انجیل را بر سینه چسبانده است و در ملاقات می‌گوید: همانا که تو در نزد خداوند، همچون مسیح هستی. امام می‌فرماید: یک فرزندت باقی می‌ماند و از دوستداران ما می‌شود و دیگری تا سه روز دیگر می‌میرد. أنوش گفت: این خبر مرگ آن فرزندم را برایم آسان کرد(ص26). در این قصه در موضع فرد نصرانی در مقابل مسلمانان کم معرفت است آنجا که خود امام می فرماید: الحمد لله الّذي جعل النّصارى أعرف بحقّنا من المسلمين؛ این قصه پرمعنا ما را به یاد وصیت امیرالمؤمنین ع می‌اندازد: اللَّهَ اللَّهَ فِي الْقُرْآنِ لَا يَسْبِقُكُمْ بِالْعَمَلِ بِهِ غَيْرُكُمْ. مراقب باشید دیگران در عمل به قرآن از شما سبقت نگیرند. اینجا هم فرد مسیحی در معرفت به امام از مسلمان سبقت گرفته است. این سخن ، هم غربت امام را در جمع مسلمانان نشان می‌دهد و هم هشداری است به همه مدعیان مسلمانی. معرفی منبع: کتاب ماه در محاق؛ درباره امام حسن عسکری ع است. از منابع جوان و بزرگسال( ۱۸ سال به بالا) در است. روشهای مسابقه عبارتند از: قصه گویی،معرفی کتاب ، خوانش بخشی از کتاب و چهارگزینه‌ای جهت دانلود کتاب و شرکت در مسابقه به سامانه مسابقات با نشانی زیر مراجعه کنید: Razavi.samakpl.ir
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 نور بررسی نقش بنیادین نور در دنیای فراماده میان تجربه گران نشان می‌دهد در آن دنیا همه چیز از نور ساخته شده است. در تفسیر گفتیم که "علامه طباطبایی نور را به وجود تفسیر می کند... اگر نور را وجود بدانیم می توانیم بگوییم آیه نور توضیح عالم خلقت است" 🆔 @abbas_mowzoon @estentagh
تاویل یک دعا دعای اللهم ادخل علی اهل‌القبور السرور... معنایی ظاهری دارد ولی نباید ما را از حقیقت کلمات آن غافل کند. اهل‌قبور، فقیر، مریض، جائع، عریان، غریب، اسیر و دیگر کلمات این دعا هم ظاهری دارند و باطنی. معنای باطنی و تأویلی این دعا توسط قرآن و حدیث تایید می‌شوند و نمی‌توان آن را یک تفسیر ذوقی و سلیقه‌ای دانست. در ادامه چند نمونه از تأویلات را با کمک قرآن و حدیث مرور می‌کنیم: -اهل قبور فقط مردگان در قبرستان نیستند بلکه دل‌مرده‌ها را هم شامل می‌شوند. بر اساس آیه وَ مٰا يَسْتَوِي اَلْأَحْيٰاءُ وَ لاَ اَلْأَمْوٰاتُ... وَ مٰا أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي اَلْقُبُورِ (فاطر٢٢) اهل قبور کسانی هستند که اهل سمع و شنوایی نیستند (نه فقط کسانی که علائم‌حیاتی پزشکی قانونی را از دست داده‌اند) و آنان همان مردگانی هستند که حیات ایمانی ندارند و گوش دارند اما نمی‌شنوند: إِنَّكَ لاٰ تُسْمِعُ اَلْمَوْتى(نمل٨٠). کلمه سرور برای مردگان در قرآن آمده است پس تاویل اَللّهُمَّ اَدْخِلْ عَلی اَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ به معنی لَقّٰاهُمْ نَضْرَةً وَ سُرُوراً (انسان١١) است. با تأویل کلمه قبر است که آیات ألْهٰاكُمُ اَلتَّكٰاثُرُ حَتّٰى زُرْتُمُ اَلْمَقٰابِرَ (تکاثر۱و٢) دو معنای ظاهری و حقیقی دارد در معنای اول یعنی آنقدر افتخار به تکثر و عدد و شمردن سرگر‌متان کرد که قبرها را هم شمردید و به کثرت خود افزودید. معنای حقیقی این است که به جای توحید و وحدت آنقدر سرگرم کثرات و ظواهر شدید که زندگی و حیات را از دست دادید و به اهل قبور تبدیل شدید. - فقیر کسی است که خود را نیازمند می‌داند پس اَللَّهُمَّ اَغْنِ کُلَّ فَقیرٍ یعنی رساندن انسان‌ها به قرب الهی. فقر فقط فقر مادی نیست اساساً همه انسان‌ها فقیرند ولی باید به فقر خود اذعان کنند. بر این اساس، آیه إِنْ يَكُونُوا فُقَرٰاءَ يُغْنِهِمُ اَللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ (نور٣٢)‌ دو معنا دارد یکی اینکه خداوند هر کس فقیر باشد را بی‌نیاز می‌کند و دیگری اینکه اگر فقیر باشند بی‌نیازشان می‌کند یعنی خداوند به شرط فقر و عفاف وعده رفع نیاز داده است. اگر معنای اول را بپذیریم ممکن است این اشکال وارد شود که با وجود این وعده دعای اَللَّهُمَّ اَغْنِ کُلَّ فَقیرٍ تحصیل حاصل است و وقتی خدا فقرا را بی‌نیاز می‌کند چرا دعا کنیم کاری که خودش وعده داده را انجام دهد ولی در معنای دوم، دعا سبب می‌شود اعلام فقر و اعتراف به نیازمندی کنیم. -اسیر هم فقط اسارت تن و بردگی نیست‌ بلکه اسارت در هوای نفس بالاتر است: كَمْ مِنْ عَقْلٍ أَسِيرٍ تَحْتَ [عِنْدَ] هَوَى أَمِيرٍ (حکمت۲۱۱ نهج‌البلاغه) پس دعای فُکَّ کُلَّ اسیر حتی برای آن‌ها که اسیر دشمن بیرونی نیستند جاری است. -مریض هم فقط مرض جسمی نیست مرض اصلی در قلب است. افراد مریض القلب گرچه کافر و منافق نیستند ولی مانند آنها دچار شک می‌شوند: وَ لِيَقُولَ اَلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ اَلْكٰافِرُونَ مٰا ذٰا أَرٰادَ اَللّٰهُ بِهٰذٰا مَثَلاً (مدثر٣١). آیه وَ إِذٰا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ (صافات٨٠) در این‌جا با حالت دعایی تکرار شده است و دو لایه مورد اشاره را دارد. پس این دعا هم برای افراد سالم جسمی هم نیاز است. - اشباع و اکساء (سیرکردن و پوشاندن) در قرآن با معانی مشابه قرین هستند و در کنار هم بوده و در دعا به عنوان اشباع برای جائع و اکساء برای عریان آمده است. جائع کسی است که‌ به‌ خاطر بی‌ایمانی راه رزق او سد شده است. به همین ترتیب، واژه أکل در قرآن فقط در مورد طعام ظاهری نيامده بلکه در مورد همه اموال استعمال شده است. عریان فقط کسی نیست که لباس مناسب ندارد بلکه کسی که عیوب او آشکار شده است عریان است حتی اگر لباس ظاهری بر تن داشته باشد چون لباس تقوی بهتر است: قَدْ أَنْزَلْنٰا عَلَيْكُمْ لِبٰاساً يُوٰارِي سَوْآتِكُمْ وَ رِيشاً وَ لِبٰاسُ اَلتَّقْوىٰ ذٰلِكَ خَيْرٌ (اعراف٢٦). اطعام (رزق) و پوشاندن دو وظیفه والدین نسبت به فرزندان است: عَلَى اَلْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ كِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ(بقره٢٣٣). تفکیک این دو از یکدیگر (با اینکه ممکن است تصور اولیه این باشد که لباس و کساء هم‌نوعی رزق مادی است)، هم در دعا تکرار شده است. این تأویل چه فایده‌ای دارد؟ توجه به تأویل دعا سبب می‌شود اولاً به معنایی عمیق‌تر متوجه شویم ثانیاً دعا فقط در حق دیگران نباشد و حاجت خود ما هم باشد و دعا کننده خود را در وسعت کلمه "کل"، که ابتدا نه بار تکرار شده و نهایتاً در کل‌شیء جمع شده، شریک بداند. اگر همه خود را در دریای جماعت وارد کرده با همین جماعت است که ظهور امام محقق می‌شود. البته اگر دعا را فقط در حالت ظاهری معنا کنیم دیگر زمینه‌سازی ظهور فقط با تغییرات مادی و دنیوی معقول به نظر نمی‌رسد. بلکه زمانی آن قیام بزرگ‌ محقق می‌شود که حیات و غنا و حسن حال و... در حقیقت خود محقق شوند.
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جنگ احزاب جامع ترین جنگ اسلام بود. جامع تر از جنگ بدر و احد و... . این ویژگی جنگ احزاب ۱.در قران با عنوان «از بالا و پایین به سراغتان آمدند» مورد اشاره قرار گرفته است. ۲.در شأن نزول سخن از یهود و مشرکین است (که دو قطب دشمنی با اسلامند). ۳.کلمه احزاب هم یادآور یک‌کل متفرقِ متفق علیه ایمان است ۴. سالها پیش آیت الله خامنه ای از جامعیت این جنگ با تعبیر «تمامی ایمان در برابر تمامی کفر» یاد کرد که در مورد نبرد علی ع و عَمربن‌عَبدُوَد است. این تعبیر برای شناخت جنگ احزاب بسیار اساسی است:قَد بَرَزَ الاِیمانُ کُلُّه إِلَی الکُفرِ کُلِّه. این تقابل از آن جهت تقابل کل ایمان و کفر است که عمر نماینده آن کل است‌. اکنون یهود روح مدرنیته را در اختیار گرفته است و جنگ احزاب همچنان موضوع جهان معاصر است. ولی نباید از تدبر در آیات و روایات غفلت کرد. ایشان می‌فرماید: جنگ خندق یا جنگ احزاب که همه‌ی گروههای کافر در آن دست به دست هم دادند تا اسلام را به زانو درآورند- سرباز شجاع اسلام علی بن ‌ابی طالب ع به میدان عمروبن‌عبدود وارد شد؛ تمامی ایمان در برابر تمامی کفر https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=46575 ایشان چند بار حوادث انقلاب را بر جنگ‌احزاب تطبیق کرده‌اند: در جنگ احزاب، همه ی قبائل مشرك مكه و غیر مكه و ثقیف و غیره آمدند متحد شدند؛ یهودیهایی هم كه همسایه‌ی پیغمبر بودنداینها هم با آنها همكاری كردند. اگر بخواهیم این را با امروز مقایسه كنیم، یعنی آمریكا انگلیس و رژیم صهیونیستی مخالفت كرد، پولهاشان را خرج كردند، نیروهاشان را جمع كردند، یك جنگ احزاب درست كردند؛ كه دلها را خیلی ترساند.۱۹.۷.۹۱
در دعای ابوحمزه صریحاً عبارت آخر سوره مدثر تفسیر می‌شود: لَسْتُ أَتَّكِلُ فِي النَّجَاةِ مِنْ عِقَابِكَ عَلَى أَعْمَالِنَا بَلْ بِفَضْلِكَ عَلَيْنَا لِأَنَّكَ أَهْلُ التَّقْوَى وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ (مدثر۵۶). عبارت أَهْلَ التَّقْوَى وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ در انواع ادعیه در ماه رمضان و در نماز عید فطر و... آمده است. معنای اهل مغفرت بودن تا حدودی معلوم است اما اهل تقوی بودن خداوند چه معنایی دارد؟ اهل تقوی بودن خداوند با اهل تقوی بودن بندگان تفاوت دارد: خدا اهل تقوای بنده است و بنده باید اهل تقوای خدا باشد. بندگان باید خود را از گناه نگه‌ دارند بلکه اهل تقوای خدا باشند یعنی خدا را (با پرهیز از گناه) برای خود نگه می‌دارند. ولی خداوند اهل تقوای سیئات بنده است بلکه اهل تقوای خود بنده است (در قرآن آمده که قِهِم؛ نه فقط تَقِ اَلسَّيِّئٰاتِ) یعنی بنده را از گناه نگه می‌دارد و این‌نشانه رحمت اوست. همان‌طور که در دعای ابوحمزه این آیه نشانه فضل خدا بر بندگان است. این‌نوع تقوا در آیه وَ قِهِمُ اَلسَّيِّئٰاتِ وَ مَنْ تَقِ اَلسَّيِّئٰاتِ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَ ذٰلِكَ هُوَ اَلْفَوْزُ اَلْعَظِيمُ (غافر۹) آمده است. اهل‌التقوی شبیه اسم مؤمن در سوره حشر است که هر دو اسماء مشترک خدا و بندگان است. خدا به بنده‌اش ایمان دارد و او را تصدیق و تأیید و حمایت می‌کند. بدون این فضل و رحمت الهی انسان موفق نیست و این رازی بزرگ است که توحید و هدف خلقت را توضیح می‌دهد. @estentagh
در نکته۳۹ تفسیر نظر علامه طباطبایی ذیل آیه وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ (عنکبوت۶۴)، بیان شد که زندگی این دنیا خالص نیست و جز سرگرمی و بازی نیست. یعنی دنیا حیات دارد ولی سطحی و در حد لهو و لعب است. اما آخرت حیات خالص است. پس می‌توان گفت دنیا همان آخرت خالص نشده است. برنامه زندگی پس از زندگی با مقایسه شاخص‌های اینجا و آنجا، مکررا نشان داد که چگونه گزارش‌گران تجربه نزدیک به مرگ می‌گویند زندگی این دنیا با آن دنیا قابل مقایسه نیست. این تکرار گزارش تا جایی پیش رفت که در آخرین روز ماه رمضان گفته شد: وضعیت اینجا در دنیا اصلاً زندگی نیست بلکه نامی‌ دیگر مانند زنده‌مانی شایسته تر است. آیا قسمت پایانی آیه یعنی لوکانوا یعلمون (ای کاش می‌دانستند) را تجربه‌گران تا حدی متوجه شده‌اند؟ https://telewebion.com/episode/0x62baff4 @abbas_mowzoon @estentagh @rezakarimi
10.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تحلیل محتوای منابع جشنواره رضوی با موضوع سیره و زندگانی امام حسن عسکری علیه‌السلام دانلود در کیفیت‌های بالاتر: https://www.aparat.com/v/Jgi9O @estentagh
آیات أَحَسِبَ اَلنّٰاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنّٰا وَ هُمْ لاٰ يُفْتَنُونَ وَ لَقَدْ فَتَنَّا اَلَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اَللّٰهُ اَلَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ اَلْكٰاذِبِينَ (عنکبوت۲و٣)، ایمان و فتنه را ملازم هم می‌داند. وقتی کسی از ايمان بگويد به بلا و فتنه می‌افتد تا صدق و کذب ایمانش معلوم شود. تفاوت اسلام و ايمان هم‌اینجاست که ایمان چون کار قلب است باید صدق آن آزموده شود وگرنه با قول فقط اسلام سنجیده می‌شود. اسلام دین قولی و ایمان دین قلبی است و شناخت قلب با آزمایش است. اگر کسی با خواندن اذکار و ادعیه دچار برخی مشکلات می‌شود نباید از آن‌ها گله کند بلکه آیه یُفتَنون در او جاری شده است.منظور از مشکلات هرآنچه است که فتنه و بلا نامیده می‌شود. به قول حافظ عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها. ایمان اظهار عاشقی است و نازپرورد تنعم نبرد راه به دوست، عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد. @estentagh
نامه۳۱-۱۵.m4a
زمان: حجم: 4.1M
قاعده زرین سیری در نامه ۳۱ بخش پانزدهم ۱۶اردیبهشت ۱۴۰۲ @estentagh @rezakarimi
رهبر معظم انقلاب در سخنرانی روز کارگر با اشاره به آیه لَیسَ لِلاِنسانِ اِلّا ما سَعیٰ‌ نتیجه گرفت که: ما احتیاج داریم که یک رابطه‌ی مستقیمی بین درآمد و کار وجود داشته باشد. این نتیجه آیه را از ساحت اخروی به ساحت دنیوی می‌کشاند یعنی آیه فقط درباره حسابرسی اعمال انسان در آخرت نیست بلکه وضعیت انسان در روابط اجتماعی این‌جهانی را هم شامل می‌شود. با این تفسیر آیه مذکور فقط تذکری معنوی نیست بلکه ابعاد فقهی اقتصادی هم دارد. منظور ایشان این است که: "درآمد بایستی ناشی از سعی و کار و تلاش باشد. یعنی خیلی از این پولها و ثروتهای بادآورده غلط است. ما باید فرهنگ ثروت بادآورده را در کشور متوقّف کنیم. این کارِ بلندمدّت و مشکلی است امّا باید بشود؛ فرهنگِ ارتباطِ درآمد با کار". در ادامه ایشان یک مصداق پول بادآورده بدون کار را دلالی می‌داند: "خیلی از این واسطه‌گری‌ها و سوداگری‌ها و دلّال‌بازی‌ها، رشوه دادن و رشوه گرفتن‌ها و رباخواری‌ها در بعضی از جاها، ویژه‌خواری‌ها برای یک درآمدِ آسانِ بی‌دردسرِ بدون کار، همه‌ی اینها برای جامعه مضر است. درآمد باید با کار ارتباط مستقیم داشته باشد". آیه لیس لَیسَ لِلاِنسانِ اِلّا ما سَعیٰ‌ مالکیت را منحصر در "سعی" می‌کند یعنی بدون سعی چیزی برای انسان نیست. علی علیزاده در یک سخنرانی مجازی به اهمیت این بحث از نظر تقابلی که با اقتصاد لیبرالی دارد مفصلاً پرداخته است‌ و بر این اساس مصادیق دیگری مانند بورس‌بازی را هم به عنوان درآمد بدون کار اضافه کرده است. تحلیل او با وجود همه دقت‌نظرهایش قرآنی نیست و فقط علیه اقتصاد راست‌گراست. اکنون درآمدهای بدون کار بسیاری حتی مدعیان پیروی از قرآن را آلوده کرده است. ارزش سخنرانی رهبر در بازخوانی آیه سعی است تا بار دیگر ظرفیت‌های قرآن برای اقتصاد اسلامی مورد توجه قرار بگیرد. همینجاست که باید گفت: مرتبه این مسئله نباید در سطح عرفی و دنیوی تقلیل پیدا کند. از منظر توحیدی، پیش از سعی باید اراده و نیت هم سنجیده شود برای همین بعضی در آخرت از سعی خود راضی نیستند و بلکه سعیشان گم و حبط می‌شود. پس جمله "برای انسان جز آنچه سعی کرده نیست" یک حقیقت پنهان دارد: انسان امکان هر سعی را ندارد و سعی هر کس بنابه نحوه پیوند و اتصال او متفاوت است. هر چند نیت و پیوند انسان جز با سعی و عمل ظاهر نمی‌شود. حافظ که گفت: دولت آن است که بی خونِ دل آید به کنار ور نه با سعی و عمل باغِ جَنان این همه نیست او نفی سعی نکرده است بلکه منظورش این است که سعی باید در سایه یار باشد و برای سعی و عمل توفیق لازم است. حقیقت جهان فقط این جهانی نیست و اسباب کارگاه هستی فقط این نیست که به ظاهر دیده می‌شود. حاصلِ کارگه کون و مکان این همه نیست باده پیش آر که اسبابِ جهان این همه نیست باده آوردن سبب می‌شود انسان به سعی خود تکیه نکند و از اسباب ظاهری به مسبب‌الاسباب رو کند. ارث، هدیه، انفال، فیء، همگی ثروت‌های بدون کار هستند که حاصل پیوند‌های حلال‌اند. بلکه کار هست اما کار در اوقاتی است که با دوست به سر می‌شود نه اعمال خستگی‌آور و خون‌دل‌آور. بی می و معشوق بطالت جای کار را می‌گیرد: به هرزه بی می و معشوق عمر می‌گذرد بِطالتم بس از امروز کار خواهم کرد کار با توسل به خداوند اثر دارد وگرنه حاصل کار دنیوی کوتاه و موقت است. آیه وَ مٰا أَفٰاءَ اَللّٰهُ عَلىٰ رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمٰا أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَ لاٰ رِكٰابٍ وَ لٰكِنَّ اَللّٰهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلىٰ مَنْ يَشٰاءُ وَ اَللّٰهُ عَلىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (حشر٦) صراحتاً از تصاحب اموال بدون کار سخن می‌گوید و نظر حافظ به چنین آیاتی است. ولی این فیء حاصل پیوند با خدای قدیر هست نه حاصل نشستن و قعود. در حقیقت سعی انسان درون او و ایمانش را نشان می‌دهد و سعی و عمل ذاتاً ارزشی ندارد و نقش آن نمایندگی حقیقتی بالاتر است. ممکن است به این نکته تکمیلی اشکال وارد شود که نگرش توحیدی به علم اقتصاد و مسئله کار و کارگر ذاتاً ارتباطی ندارد و از نظر اخروی مهم است و آیه سعی هم در دو ساحت مستقل می‌تواند مبنا قرار بگیرد. ولی قواعد اداره این دنیا از عالم موازی و باطنی خود مستقل نیست یعنی بدون نگرش توحیدی اقتصاد و کار دنیوی به رنج و تذبذب و کشمکش مداوم آلوده است حتی اگر ظاهراً قرآنی باشد. @estentagh
نامه۳۱-۱۶.m4a
زمان: حجم: 5.1M
تزو‌ّد و تزوید سیری در نامه ۳۱ بخش شانزدهم ۳۰اردیبهشت ۱۴۰۲ @estentagh @rezakarimi