2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آقامیری میگوید من به نوح انتقاد دارم و این اشکالی ندارد مگر خدا نگفت مثل يونس نباش!؟ ترکیب و سرعت استدلالهای او همراه با متعجب و میخکوب کردن مخاطب و سخنرانی با چاشنی خشونت کلامی، موجب میشود مخاطب ضعیف را با ضربات ذهنی گیج کند.
بسیاری در پاسخ آقامیری به حقیقت خانواده و نوع بیان کاستی انبياء نپرداختند.
در این نظر پرمغالطه موضوع انتقاد او به نوح وارد نیست چون نوح بعد از نزدیک به هزارسال دعوت، وقتی به مرحله نفرین رسید که امیدی به آنها و نسل بعدی نبود: وَ قٰالَ نُوحٌ رَبِّ لاٰ تَذَرْ عَلَى اَلْأَرْضِ مِنَ اَلْكٰافِرِينَ دَيّٰاراً إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبٰادَكَ وَ لاٰ يَلِدُوا إِلاّٰ فٰاجِراً كَفّٰاراً (نوح۲۶و٢٧). یعنی تنها راه کافرین عذاب بود و او فقط برای خود و خانواده و کسانی که به خانواده نوح داخل میشدند دعا کرد: رَبِّ اِغْفِرْ لِي وَ لِوٰالِدَيَّ وَ لِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِناً وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ اَلْمُؤْمِنٰاتِ (نوح٢٨). اما در اینجا نکته مهم این است که خانواده نژادی مدنظر نیست بلکه با تبعیت و عمل، افراد به یک خانه راه مییافتند. نوح آقازادهاش را بر خدا یا مردم مقدم نکرد بلکه فکر میکرد فرزندش هنوز در این خانواده است و آنجا خدا حقیقت را به او گفت.
اگر به بعضی انبياء نقد وارد است کی ناقد باشد؟ معیار نقد، مشهورات معاصر نیست بلکه باید کاستیهای او نسبت به مقام برتر تبیین شود نه با عقل پایینتر. بين گناه با نقص در مراتب، فرق هست.
او حق و باطل را آمیخته و حکم کلی را اشتباه تطبيق داده و به کار برده است و با قیاس باطل تاریخ را مصادره به مطلوب میکند.
@estentagh
هدایت شده از خدا ودیگرهیچ
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اشاره شهید سیدحسن نصرالله به دعای منقول از پیامبر و امام زمان نکته کلیدی این روزهای ماست. مراتب فهم این دعا با مراتب اضطرار ما بالاتر میرود. اهمیت این دعا با رفتن او پررنگ تر شد.
یا مَن اِذا تَضایَقَتِ الاُمُورُ فَتَحَ لَها باباً لَم تَذهَب اِلَیهِ الاَوهام، فَصَلِّ علی محمد و آل محمد، وافتَح لاُِمُورِیَ المُتَضایِقَةِ باباً لَم یَذهَب اِلَیهِ وَهمٌ، یا ربّ العالمین (یا ارحمَ الراحمین)
مطالب تکمیلی:
اضطرار در دعا
اضطرار رسل
نصرالله:
خدای سبحان است که ما به او توکل میکنیم و بر او تکیه میکنیم؛ خداست که به ما یاد میدهد و ما را به راهها هدایت میکند و ما را کمک و تسدید میکند و افقهای وسیع را پیش روی ما میگشاید.
وقتی خدا ماجرا را حل میکند، مشکل را حل میکند، راه حل را به گونهای میآورد که هیچ کس نمیتواند آن را امتحان کند، نه اصلا در توهم و خیال هیچ کسی نمیآید؛ «وقتی اوضاع سخت شود دری را به روی او میگشاید که هیچ توهمی به سوی آن نرفته است»
ما با این روحیه و این فرهنگ در همه جنگ ها جنگیدیم و پیروز شدیم، و خداوند افقهایی را به روی ما گشود و راه حلهایی برایمان آورد (که به خیالمان نمیآمد) و ما را از دربهایی که قبلا [درکارمان] آزمایش نمیشد گشایش عطا نمود (پیادهسازی سخنرانی از کانال وارَستِگی)
@rezakarimi
@estentagh
MP3 Recorderنامه۳۱-۴۶.mp3
زمان:
حجم:
5M
اول رفیق بعد طریق، اول همسایه بعد خانه
سیری در نامه۳۱ #نهج_البلاغه قسمت۴۶
۱۱مهر۱۴۰۳
@estentagh
@rezakarimi
MP3 Recorderنامه۳۱-۴۸.mp3
زمان:
حجم:
5.9M
مقام زن ؛ معنی ریحانه، قهرمانه و مشاوره با زنان
سیری در نامه۳۱ #نهج_البلاغه قسمت۴۸
۲۵مهر۱۴۰۳
@estentagh
@rezakarimi
هدایت شده از خدا ودیگرهیچ
حقایق مهم مصاحبه تلویزیونی آیتالله میرباقری با بیدقتی سوءفهم به بار آورد.
ایشان حقایق روحیهبخشی بیان میکند. اما در سخنی سوء تفاهمبرانگیز گفته: " وادی ایمان وادی حرف و گفتوگو و...نیست؛ وادی فتنه است". بهتر بود میگفت در وادی ایمان گفتگو همیشه کافی نیست. اگر منظور این باشد که مؤمنین به صرف گفتن و ادعای ایمان رها نمیشوند ربطی به کلمه گفتگو که یادآور صلح است، ندارد و بیدقتی سخن را آماده تقطیع و سوءاستفاده سازشطلبان کرده است!
البته ایشان، بعد از واکنشها، تئوری مقاومت را جایگزین تئوری جنگ میداند اما ویراستی هرگز به اندازه آن مصاحبه شنیده نمیشود. در مصاحبه در پاسخ مجری که به کشته شدن ۴۲ هزار در فلسطین اشاره میکند، میگوید: "اصلاً بیشتر از اینها هم کشته شود؛ نصف عالم کشته شوند". این جمله قابلیت این را دارد که با تقطیع سوءفهم بیاورد. در حالی که سخن بعدی معقولتر است:«بحث ترساندن نیست بحث واقعیتهای عالم است... خیال نکنید اگر با دشمن کنار آمدید هزینه ندارد». اما این اشاره گذرا کافی نیست و خشونت پاسخ قبلی را توضیح نمیدهد. مثلا میتوان از تاریخ گفت. میلیونها کشته ایران در جنگ جهانی اول و دومی در شرایطی بود که ایران بیطرف و صلحطلب بود اما در جنگ ما یک میلیون هم کشته نشدند. این نشان میدهد بیطرفی لزوما به آسایش منجر نمیشود.
در فتنه باید سخن رابا ظرافت گفت. در شرایطی که نگرانی مردم و حکومت از جنگ شدت گرفته، گفتن حقایق به مردم باید با دقت و رعایت ظرفیت آنها باشد تا ترسوها و دشمن از آن سوءاستفاده نکنند.
یادداشت کامل:
https://farsnews.ir/rezakarimi1001/1729179112088378869
MP3 Recorderنامه۳۱-۴۹.mp3
زمان:
حجم:
8M
درباره غیرت
سیری در نامه۳۱ #نهج_البلاغه قسمت۴۹
۲آبان ۱۴۰۳
یادداشت درباره غیرت
-بیغیرتی بیهویتی است
- غیرت تقابل با غیر (بیگانه و دیگری) است.
- آثار خودباشی و خودشناسی عبارتست از: آزادی و بنده غیر نبودن و در مقابل بنده برادران بودن.
- نامحرم فقط جنسیتی نیست.
-غیور هم مراقب خود است و هم مراقب خودی.
- در گفتگو و مدارا، همچنان خودی و غیرخودی معیار است
-خودی و غیرخودی نسبی است
@estentagh
@rezakarimi
در نهجالبلاغه دوستی و دشمنی تفصیل پیدا میکند و هر کدام به سه نوع تبدیل میشود یعنی علاوه بر دوست و دشمن، دوست دوست و دشمن دوست و دشمن دشمن به وجود میآید: وَ قَالَ عليهالسلام أَصْدِقَاؤُكَ ثَلاَثَةٌ وَ أَعْدَاؤُكَ ثَلاَثَةٌ فَأَصْدِقَاؤُكَ صَدِيقُكَ وَ صَدِيقُ صَدِيقِكَ وَ عَدُوُّ عَدُوِّكَ وَ أَعْدَاؤُكَ عَدُوُّكَ وَ عَدُوُّ صَدِيقِكَ وَ صَدِيقُ عَدُوِّكَ.
بعضی از انواع دشمن فتنهانگیزند. حضرت امام رضا علیه السلام فرمود: ان ممن ینتحل مودتنا اهل البیت- من هو اشد فتنة علی شیعتنا من الدجال- فقلت بما ذا قال بموالاة اعدائنا و معاداة اولیائنا انه اذا کان کذلک اختلط الحق بالباطل و اشتبه الامر؛ بعضی از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند، ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است. راوی گفت: عرض كردم: اى پسر رسول خدا به چه علّت؟ حضرت فرمود: به خاطر دوستىشان با دشمنان ما و دشمنىشان با دوستان ما؛ هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر (بر عوام) مشتبه گردد ( صفات الشیعة، شیخ صدوق: ص۸)
در مورد دشمنِ دشمن باید دقت کرد که درست است که او دوست ماست ولی این دوستی در حد دشمنی آنها با دشمن است نه از همه ابعاد. همانطور که دشمنی اهل کتاب با یکدیگر معیار دوستی ما با آنها نیست: بَيْنَهُمُ اَلْعَدٰاوَةَ وَ اَلْبَغْضٰاءَ إِلىٰ يَوْمِ اَلْقِيٰامَةِ (مائده۱۴و۶۴). بلکه نزدیکی ما با آنها بر اساس توحید و ایمان آنهاست. دعای أللّهُمَّ اشغَلِ الظّالِمِینَ بِالظّالِمِینَ به صورت ضمنی دشمنی دشمنان را بیان میکند ولی قاعدتا ظالمین دوست ما نیستند. همچنین بعضی دشمنان دشمن ممکن است همزمان دوست دشمنان دیگر هم باشند. این نوع دوستان حداکثر در بعضی ابعاد دوست هستند. گاهی بین دوستان دشمنی پیش بیاید اینجا اصلاح ذاتالبین بر دشمنی اولویت دارد.
"میزانانگاری دشمنستیزی" گاهی ما را از تحلیل کامل واقعیت دور میکند و وزن تبری را بر تولی بیشتر میکند. مثلاً وقتی میزان حقانیت کسی را این بدانیم که دشمن تا چه حد با او دشمنی میکند نگاه به بیرون ما را از ضعفهای درون غافل میکند و گاه منشأ مشکلات را نه در خود که در توطئه دشمن میدانیم. اکنون آمریکا دشمن مشترک ما و کشورها و چهرههای ضدامپریالیستی است ولی این دلیل دوستی و شباهت کامل بین ما و آنها نیست. گاهی اشتراک در برابر دشمن ما را با کسانی که اهل توحید نیستند دوست میکند. وقتی دشمن را بیش از حد میزان قرار بدهیم حداقل اولویتها از بین میروند و برخي دوستان ضعيف بیشتر تضعیف شده و برخی دوستان بیگانه بیش از حد دوست میشوند.
@estentgh
MP3 Recorderنامه۳۱-۵۰.mp3
زمان:
حجم:
5.8M
تواکل
سیری در نامه۳۱ #نهج_البلاغه قسمت۵۰
۱۶آبان۱۴۰۳
یادداشت
تواکل؛ هشدار امیرالمؤمنین (ع) به سازمانها
تواکل هشدار امیرالمؤمنین علیهالسلام است که در نامه۳۱ نهجالبلاغه از ایشان نقل شده است و پرهیز از آن برای سازمانها، ادارات و تشکلها و کلیه فعالیتهای گروهی لازم است. تواکل برخلاف توکل که واگذاری کار به خداست، واگذاری کار به دیگران است. ظاهراً این توصیه امام شبیه به مسئله مشهور «تقسیم کار» است اما روح کلی نامه۳۱ حقایق عمیقتری را در این رابطه به ما یاد می دهد.
@estentagh
@rezakarimi
نشست دکتر رضا کریمی.mp3
زمان:
حجم:
27.2M
پاسخهای علامه طباطبایی ره به مسائل معاصر
دوشنبه ۲۱ آبانماه
مجمع حکمت اسلامی کرمانشاه
یادداشت مکتوب
@rezakarimi
@estentagh
تفکیک تدبر از تفسیر طوری که دو نوع روش متفاوت از فهم و توضیح قرآن را ارائه دهد، گرچه در سالهای اخیر تفکیک مشهوری شده است، اما مستند نیست. این دو اصطلاح قرآنی حدیثی هستند و تعریف آنها باید از قرآن و حدیث اخذ شود. قرآن گفته تدبر کنید و روایات هم گفتهاند تفسیر به رأی نکنید. من فکر میکنم تدبر و تفسیر دو جلوه از یک رفتار یعنی فهم و توضیح قرآن هستند. فهم کلام الهی از آن جهت که با ارجاع قرآن به قرآن و با عمل به محکمات انجام میشود تدبر نامیده میشود و از آن جهت که پردهبرداری از لایههای پنهان است تفسیر نامیده میشود. تفسیر در سنت علمی مسلمانان با اصطلاح تفسیر در قرآن و اهلبیت یکی نیست. به هر حال در تفسير باید بر برهان و شاهد تکیه کرد، یا از خود قرآن یا روایت یا از زبان عربی. منابع اصطلاحا تفسيری اگر از این شواهد بهره بردند معتبرند و گرنه میشود آنها را هم نقد کرد. تدبر هم باید به این موارد مستند باشد وگرنه معتبر نیست.
تدبر همان فهم قرآن به قرآن و فهم حاصل از عمل به محکمات قرآن است و خداوند از بندگانش مطالبه کرده اما تفسیر کار خداست : جِئْنٰاكَ... أَحْسَنَ تَفْسِيراً (فرقان٣٣) و بنده تسلیم خداست و تفسیر او و کسی که تسلیم اوست را اخذ میکند. اما نسبت دادن تفسیر به خداوند به معنای تخصصی دانستن آن و انحصار آن به دست درسخواندگان نیست بلکه میزان تسلیم بودن و عبودیت است. روایت ليسَ شيءٌ أبعَدَ مِن عُقولِ الرِّجالِ مِن تَفسيرِ القرآنِ [بحار الأنوار:92/95/48.] برای نفی بشری بودن تفسیر است و پس روایت به این معنی است که تفسیر را خداوند میآورد و از عقول رجال دور است. عامی و متخصص هر دو بشر هستند. تفسیر به رأی یعنی تفسیر ظنی ولی اگر مفسر به یقین قلبیاش مراجعه کند سخن خدا را یافته است.
یادداشت مرتبط: آیا تدبر بازبینی بدبینانه است؟
@estentagh