eitaa logo
اعترافات | جوانِ عصر خمینی
127 دنبال‌کننده
18 عکس
8 ویدیو
20 فایل
✅ شخصی (برای شنیدن نظرات شما): @yasine_zaman
مشاهده در ایتا
دانلود
📃 یا ذلت یا جنگ! (خلاصه‌ی یادداشتِ "یا جنگ یا ذلّت!" برای توزیع در تجمعات) 🔴 ابعاد: کاغذ آ ۶
📁 | دریای اراده ها (رهیافتی به تجمعات شبانه‌ی مردم ایران و اندیشه‌ی پشتیبانِ آن) 📄 شماره ۲ | چرا "اصفهان" همان "طبس" است؟ بسم الله الرحمن الرحیم 🔸️الحمدلله، دو بالگرد و یک هواپیمای ترابری نظامی آمریکا -که برای نجات خلبانِ جنگنده‌ی سقوط کرده، وارد ایران شده بودند- در جنوب اصفهان مورد هدف قرار گرفتند و منهدم شدند.(منبع) 🔹️ماجرای سقوط این دو بالگرد و آن یک هواپیما، "در نگاه اول"، با ماجرای طبس(۱)، یک شباهت دارد و یک تفاوت: • شباهت این دو واقعه، در سقوط بالگرد ها و هواپیما های آمریکایی است. • تفاوت آنها نیز، در این است که چه چیزی باعث آن سقوط شد؟ "نگاه اول" می‌گوید: در طبس، طوفانِ شِن و در اصفهان، موشک های پدافندِ نیرو های مسلح، هواپیما ها و بالگرد ها را به سقوط کشاندند. 🔸️اما اگر با "نگاهِ واقع‌بینانه" بنگریم، تفاوتِ این دو واقعه نیز، در حقیقت شباهتِ آن دو است! چگونه؟! این چه "واقع‌بینی"‌ای است که تفاوت طوفان شن با موشک پدافند را -که واقعیتی انکار نشدنی است- شباهت می‌داند؟! 🔹️"واقع‌بینی"، همان چیزی است که نمی‌گذارد از برچسبِ لبخندی که بر صورتی محزون و دلگیر زده شده است، شادی بفهمیم؛ آری! "واقع‌بینی" یعنی عبور از ظاهر، و نظر انداختن به "حقیقت"؛ حقیقتی که پشت پرده می‌ماند و در ظاهر، خودش را نشان نمی‌دهد، اما هست! 🔸️حقیقت چیست؟ قرآن، پرده بر می‌دارد: • ذَٰلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ مَا يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الْبَاطِلُ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ (آیه‌ی ۳۰ لقمان) - اینها همه دلیل بر آن است که خداوند، همان "حقیقت" است؛ و آنچه غیر از او می‌خوانند، باطل است. و خداوند، بلند مقام و بزرگ مرتبه است! 🔹️آری! حقیقتِ پشت پرده، همان خداست که "شن های طبس" و "موشک های پدافند"، دو جلوه از دستِ قدرت اویند. از این روست که قرآن، چه پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)، تیر را پرتاب کنند(۲) و چه ابابیل، سجیل را(۳)، در هم کوبیدنِ دشمن را به خداوند نسبت می‌دهد. 🔸️حال اگر بخواهیم واقع‌بینانه بجنگیم، نباید با این پیروزیِ بزرگ (انهدام تجهیزاتِ دشمن در جنوب اصفهان)، ندایِ "لن نغلب الیوم - امروز، هرگز شکست نخواهیم خورد!"(۴) سَر دهیم؛ چرا که برای حضرتِ حقیقت (جل جلاله)، نه "تعدادِ کم مسلمانان در بدر" دلیلی بر شکست است، و نه "تعدادِ زیاد آنها در حنین" دلیلی بر پیروزی. و الحمدلله این نگاه، به خوبی در نیرو های مسلح ما وجود دارد. 🔻پیشنهادِ مطالعه: - یادداشتِ "اِذ رَمَیت!" از استاد قنبریان - یادداشتِ "ترامپ در کدام دریا غرق می‌شود؟" ✍ جوانِ عصر خمینی 🔻پی‌نوشت ها_____ ۱_ پس از تسخیر لانه‌ی جاسوسی، آمریکا قصد یک عملیات نظامی -با نام "پنجه‌ی عقاب"- در ایران داشت که با گرفتار شدنِ بالگرد ها و هواپیما های آمریکایی در طوفانِ شِن صحرای طبس و نیز برخورد بعضی از آنها به یکدیگر، این عملیات با شکست مواجه شد. (بیشتر بخوانید) ۲_ اشاره به آیه‌ی ۱۷ انفال: • وَ مَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ - هنگامی که به سوی دشمنان تیر پرتاب کردی، تو پرتاب نکردی، بلکه خدا پرتاب کرد. ۳_ اشاره به آیات ۳ و ۴ فیل: • وَ أَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيلَ؛ تَرْمِيهِمْ بِحِجَارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ - و بر سر آنها پرندگانی را گروه گروه فرستاد که با سنگهای کوچکی آنان را هدف قرار می‌دادند. ۴_ در جنگ حنین، تعداد سپاه مسلمانان بسیار زیاد (حدود ۱۲ هزار نفر) بود و همین تعداد زیاد، موجب مغرور شدن برخی از آنها شد؛ به طوری که می‌گفتند: لن نغلب الیوم ابدا‌.(تفسیر نمونه، ج۷، ص۳۳۷) آیه‌ی ۲۵ توبه، در این زمینه خواندنی است: • لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ ۙ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ ۙ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئًا وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ - بی تردید خدا شما را در جبهه های زیاد و عرصه های بسیار یاری کرد و [به ویژه] روز [نبرد] حنین، آن زمان که فزونی افرادتان شما را مغرور و شگفت زده کرد، ولی [فزونی عدد] چیزی از خطر را از شما برطرف نکرد، و زمین با همه وسعت و فراخی اش بر شما تنگ شد، سپس پشت به دشمن از عرصه نبرد گریختید. ✅ اعترافات: @eterafat_ir
📁 | دریای اراده ها (رهیافتی به تجمعات شبانه‌ی مردم ایران و اندیشه‌ی پشتیبانِ آن) 📄 شماره ۳ | جهنّمِ "سلطه پذیری" بسم الله الرحمن الرحیم 🔹️در دنیایی که "سلطه‌گر" نفس می‌کشد، تنها دو گزینه در مقابل هر جامعه قرار دارد: - یا "آقاییِ سطله‌گر را بپذیرد" و قیدِ "استقلال" را بزند؛ - یا با انتخابِ استقلال، "با سلطه‌گر اعلان جنگ کند."(ر.ک: یادداشتِ "یا جنگ یا ذلّت!") 🔸️اما چه عیب دارد اگر جامعه‌ای، سلطه پذیر باشد؟ آیا عاقلانه نیست که با صرف نظر کردن از استقلال، آتش دشمنیِ سلطه‌گر را زیر خاکستر نگه داریم و با کنار گذاشتنِ آرزویِ "قدرتمند شدن"، در سایه‌ی "آقاییِ سلطه‌گر"، زندگیِ آرامی داشته باشیم؟ 🔹️برای یافتنِ پاسخ این سوال، بد نیست به تجربه‌ی جوامعی که "این راهِ طی شده" را پیش‌تر از ما رفته اند، نگاهی بیَندازیم: • کشوری را می‌شناسم که آقاییِ آمریکا را پذیرفت و اجازه داد در خاکش پایگاه نظامی بزنند؛ و تا کنون، یکی از شایع ترین جرایم آن کشور، "تجاوز و کشتارِ زنان، توسط سربازان و پیمان‌کاران آمریکایی" بوده است.(بیشتر بخوانید.) • کشوری را می‌شناسم که با گرمی از پایگاه های نظامی آمریکا استقبال کرد و هر آنچه می‌توانست، نفت و ثروتش را به پای آمریکا ریخت، اما عاقبت توسط همان آمریکا، "گاو شیردِه" و "باسَن‌بوس" نامیده شد؛ و نیز به خاطر پایگاه های همان سلطه‌گر، خاکش را موشک باران کردند.(ر.ک: یادداشتِ "راهِ خمینی یا راهِ سعودی؟!") • و مثال های دیگری که ذکر آنها، کار را به درازا می‌کشاند... 🔸️ملت ایران نیز، "نَرَفته‌ی این راهِ طی شده" نبود؛ و سال های سال، طعمِ سلطه‌پذیر بودن را با گوشت و پوست و استخوانش چشیده بود.(ر.ک: همان یادداشت) اما عاقبت، آتش‌فشانِ باور هایش فوران کرد و در برابر سلطه‌گر، اعلان جنگ نمود. کدام "باور ها"؟ 🔹️ملّتِ ایران، "توحید" را باور داشت و توحید، به او اجازه نمی‌داد که آقاییِ هیچ‌کس، به جز خداوند را بپذیرد. ملّتِ ایران از قرآن آموخته بود که کمترین هزینه‌ی بردگی و بندگیِ هر چیز و هر کسی به جز خدا، "بیچارگی و خواریِ در همین زندگیِ دنیایی" است؛ و بیچارگیِ آخرتش را که نگو و نپرس! • إِنَّ الَّذِينَ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ سَيَنَالُهُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ ذِلَّةٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۚ وَكَذَٰلِكَ نَجْزِي الْمُفْتَرِينَ (آیه‌ی ۱۵۲ اعراف) - بی تردید کسانی که گوساله را [به پرستش] گرفتند، به زودی خشمی سخت از پروردگارشان، و خواری و ذلتی در زندگی دنیا به آنان خواهد رسید؛ و این گونه دروغ بافان را کیفر می دهیم.(ر‌.ک: یادداشتِ "ملّتِ خدا پرست!") 🔸️آری! چه خوب کردند ملّتِ ایران، که وقتی سلطه‌گرِ روزگار، آنها را بین "شمشیر" و "ذلّت" مخیّر کرد(۱)، "مرگ پیروزمندانه" را بر "زندگیِ ذلیلانه" ترجیح دادند: • قَدِ اسْتَطْعَمُوكُمُ الْقِتَالَ، فَأَقِرُّوا عَلَى مَذَلَّةٍ وَ تَأْخِيرِ مَحَلَّةٍ أَوْ رَوُّوا السُّيُوفَ مِنَ الدِّمَاءِ تَرْوَوْا مِنَ الْمَاءِ؛ فَالْمَوْتُ فِي حَيَاتِكُمْ مَقْهُورِينَ وَ الْحَيَاةُ فِي مَوْتِكُمْ قَاهِرِينَ. (خطبه‌ی ۵۱ نهج‌البلاغه) - [فرمان حضرت برای آزاد كردن آب فرات از چنگ شامیان:] شاميان با بستن آب شما را به پيكار دعوت كردند. اكنون بر سر دو راهى قرار داريد: يا به ذلّت و خوارى بر جاى خود بنشينيد، و يا شمشيرها را از خون آنها سيراب سازيد تا از آب سيراب شويد. پس بدانيد كه مرگ، در زندگى توأم با شكست، و زندگى جاويدان، در مرگ پيروزمندانه شماست. ✍ جوانِ عصر خمینی 🔻پی‌نوشت____ ۱_ أَلاَ وَ إِنَّ اَلدَّعِيَّ اِبْنَ اَلدَّعِيِّ قَدْ رَكَزَ بَيْنَ اِثْنَتَيْنِ اَلسِّلَّةِ وَ اَلذِّلَّةِ وَ هَيْهَاتَ مِنَّا اَلذِّلَّةُ (از بیانات نقل شده از امام حسین علیه‌السلام) - خوانده‌شده و فرزندِ خوانده‌شده(کنایه از کسی که در نَسَبَش حرف و حدیث وجود دارد.) مرا بین دو چیز قرار داده است: شمشیر و خواری؛ و ما هرگز خواری را نمی‌پذیریم. ✅ اعترافات: @eterafat_ir
📁 | دریای اراده ها (رهیافتی به تجمعات شبانه‌ی مردم ایران و اندیشه‌ی پشتیبانِ آن) 📄 شماره ۴ | مرز های "دشمنی" کجاست؟ بسم الله الرحمن الرحیم 🔸️"دشمنی" واقعیتی است انکار ناپذیر، که در حیات اجتماعیِ انسان وجود دارد. این پدیده‌ی انکار نشدنی، هر چقدر هم که "خوشایند نباشد"، در بسیاری از اوقات، حقیقتا "اجتناب ناپذیر" است. 🔹️اجتناب ناپذیریِ دشمنی تا آنجاست، که قرآن کریم معتقد است برای دشمنی کردن نیز باید "الگو" داشت! • قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَ الَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَ بَدَا بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَ الْبَغْضَاءُ أَبَدًا... (بخشی از آیه‌ی ۴ ممتحنه) - برای شما سرمشق خوبی در زندگی ابراهیم و کسانی که با او بودند وجود داشت، در آن هنگامی که به قوم (مشرک) خود گفتند: "ما از شما و آنچه غیر از خدا می‌پرستید بیزاریم؛ ما نسبت به شما کافریم؛ و میان ما و شما عداوت و دشمنی همیشگی آشکار شده است..." 🔸️اما دو پرسش اساسی وجود دارد: ۱_ چرا "دشمنی"، اجتناب ناپذیر می‌شود؟ ۲_ این دشمنیِ اجتناب ناپذیر را تا کجا باید ادامه داد؟ 🔹️ادامه‌ی همان آیه، "مرزِ دشمنی" را نشان می‌دهد و راهی برای پاسخِ پرسشِ دوم می‌گشاید: • ...وَ بَدَا بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَ الْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّىٰ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ... - ...و میان ما و شما عداوت و دشمنی همیشگی آشکار شده است؛ "تا آن زمان که به خدای یگانه ایمان بیاورید!"... 🔸️آری! مرزِ دشمنی، "توحید" است؛ کدام توحید؟ همان توحیدی که موحِّد را از "بردگی و بندگیِ غیر خدا"، باز می‌دارد. با این وصف، تمام کسانی که حاضر نیستند تن به بردگیِ غیر خدا بدهند، در یک جبهه قرار دارند. 🔹️ملّتی را سراغ دارم، که دستِ رد بر سینه‌ی "بردگیِ آمریکا" زده است. برخی از بانوانِ این ملت، "حجابی که مطابقِ رساله‌ی عملیه باشد" ندارند، برخی دیگر از افرادِ این ملت، مذهبی و مسجدی و هیئتی نیستند و حتی برخی دیگر، بر اساس شریعتی غیر از شریعتِ اسلام زندگی می‌کنند؛ اما همگی در یک جبهه اند. چرا؟ چون پای "توحید" ایستاده اند.(ر.ک: یادداشتِ "ملّتِ خداپرست!") 🔸️این "ملّتِ افسانه‌ای"، امروز شاید بیشتر از روزهای دیگر، تمرین می‌کنند که ضعف های یکدگیر را، مرزِ دشمنی قرار ندهند و جملگی، روی "مرزِ واقعیِ دشمنی" تمرکز کنند؛ همان‌طور که پیشوای‌ شهیدشان، بار ها این نکته را متذکر شده بود: • بعضی از همینهائی که در استقبالِ امروز بودند... خانم‌هایی بودند که در عرف معمولی به آنها میگویند «خانم بدحجاب»؛ اشک هم از چشمش دارد میریزد. حالا چه کار کنیم؟ ردش کنید؟ مصلحت است؟ حق است؟ نه، دل، متعلق به این جبهه است؛ جان، دلباخته‌ی به این اهداف و آرمانهاست. او یک نقصی دارد. مگر من نقص ندارم؟ نقص او ظاهر است، نقصهای این حقیر باطن است؛ نمی‌بینند. (بیانات ۱۹ مهر ۱۳۹۱) 🔹️اما دلیلِ "اجتناب ناپذیر بودنِ دشمنی" چیست؟ شاید پاسخ را در یک کلمه بتوان خلاصه کرد: "سیری ناپذیری"؛ سیری ناپذیریِ سلطه‌گرانی که تا "بَله‌قربان‌گوی محضِ" آنها نشوی، از زندگیِ خویش راضی نمی‌شوند! • وَ لَنْ تَرْضَىٰ عَنْكَ الْيَهُودُ وَ لَا النَّصَارَىٰ حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ (بخشی از آیه‌ی ۱۲۰ بقره) - هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد، (تا به طور کامل، تسلیم خواسته‌های آنها شوی، و) از آیین (تحریف یافته) آنان، پیروی کنی.(ر.ک: یادداشت های "یا جنگ یا ذلت!" و "جهنّم سلطه پذیری") ✍ جوانِ عصر خمینی ✅ اعترافات: @eterafat_ir