748
این پیام رو فور بزنید توی دیلی یا چنلاتون و زیرش یه عکس از چشم
خب بریم برای راند اول تقدیمی ها
قبل از اون یه نکته رو بگم ، دوستان من نه نقاش حرفهایم نه استعداد خاصی دارم پس شرمندتون که نتونستم همه زیبایی که لازم بود رو روی کاغذ بیارم ، چشمای همتون فوقالعاده زیباست و اگر خوشتون نیومد یا طراحی قشنگ نبود به بزرگی خودتون ببخشید
اینم میزارم اگه مشکلی بود یا نظری داشتید بگید
روح و جسمش تاریک و خالی بود ، تنها رنگهای باقی مانده در چشمانش بود که آنها را نیز در دریاچه سیاه غرق کرده بود .
تنها آوای دلنشین گیتارم مرا آرام میکند ، زمانی که فریاد مردم جهان را میلرزاند ، موسیقی مرا به کمای دلنشینی میبرد .
در این زندگی من تنها عروسکیچوبی بودم ، بیراده با نخهایی مرا کنترل کردن و بعد از پوسیدنم در آتش شومینه انداختنم تا گرم شوند .
بعد تو بود که من هم جسدی پوچ و خالی از احساس شدم ، اشک نرختیم تا که چشمان سیاهم همچون دریای دلم آبی شدن .
داستان عشق ما همچون افسانه بود ، افسانه ماهی که هرگز خورشید را لمس نکرد جز روز مرگش ، زمانی که هزاران تیکه شد تا او را در آغوش بگیرد .