🔍 بخشی کوتاه از کتاب:
«توی خیالات خودم بودم که دیدم نزدیک خانهام. یکدفعه چیزی از روی دیوار افتاد توی حیاط… مرد دماغعقابی بود. از کلاه پشمی روی سرش و جثهاش شناختمش… از فکر این که یک آدم غریبه الان توی خانهمان بود حالم بد شده بود… لرز به جانم افتاده بود.»
#بریده_کتاب
#یک_نفربه_بابا_خبر_بده
#رمان_نوجوان
📖🪴| https://eitaa.com/f_setareha
فروشگاه ستارهها 📚
🔍 بخشی کوتاه از کتاب: «توی خیالات خودم بودم که دیدم نزدیک خانهام. یکدفعه چیزی از روی دیوار افتاد ت
اگه دنبال یه داستان نوجوانانهی تکاندهنده، پرهیجان و احساسی هستید که تا صفحه آخر رهاش نکنید،
«یک نفر به بابا خبر بدهد» انتخابیه که ارزش وقت گذاشتن رو داره. 📖🔥
🛍 برای تهیه کتاب با قیمت مناسب و ارسال سریع، میتونید از طریق ادمین پیام بدید:
@admin_setareha
📖🪴| https://eitaa.com/f_setareha
صبح بخیر. امیدوارم امروز دعای خیر حضرت زهرا (س) پشت سرتون باشه و روز خیلی خوبی داشته باشید 🕊️
#رزق_حضرت_زهرایی
📖🪴| https://eitaa.com/f_setareha
ایدهها و جملات زیبای کتابها را
در یک دفترچه بنویسید؛
نوشتن، به ذهن شما نظم میدهد :)🌱
•رهبر شهیدمان فرمودن•
#کتاب_کتابخوانی
📖🪴| https://eitaa.com/f_setareha
سلام به نوجوانهای کتابدوست و همراهان همیشگی ما!
📖🪴| https://eitaa.com/f_setareha
فروشگاه ستارهها 📚
سلام به نوجوانهای کتابدوست و همراهان همیشگی ما! 📖🪴| https://eitaa.com/f_setareha
دیروز مهمون دنیای یه نوجوان شجاع بودیم و امروز هم میخوایم باز بریم سراغ قصهای نوجوانانه؛
📖🪴| https://eitaa.com/f_setareha
فروشگاه ستارهها 📚
دیروز مهمون دنیای یه نوجوان شجاع بودیم و امروز هم میخوایم باز بریم سراغ قصهای نوجوانانه؛ 📖🪴| http
قصهای پرهیجان، احساسی و پر از کشف و روبهرو شدن با ترسها… 🌙🏙
امروز با هم رمان فوقالعاده «پشت تابوت آسمان» اثر منیره هاشمی رو ورق میزنیم؛
📖🪴| https://eitaa.com/f_setareha
فروشگاه ستارهها 📚
قصهای پرهیجان، احساسی و پر از کشف و روبهرو شدن با ترسها… 🌙🏙 امروز با هم رمان فوقالعاده «پشت تاب
رمانی که ما رو میبره به سال ۵۷، روزهایی پراتفاق و پرالتهاب که نوجوانها هم مثل بزرگترها نقش جدی توی ماجراها داشتن.
شخصیت اصلی این داستان، دختر چهاردهسالهای به نام ناهید اسدیه؛
📖🪴| https://eitaa.com/f_setareha
فروشگاه ستارهها 📚
رمانی که ما رو میبره به سال ۵۷، روزهایی پراتفاق و پرالتهاب که نوجوانها هم مثل بزرگترها نقش جدی توی
دختری ساکن مشهد که همراه پدرش — سرایدار یک مهمانخانه قدیمی — در اتاقی کوچک و ساده زندگی میکنه.
اما همین رفتوآمد آدمهای گوناگون در مهمانخانه، فضای داستان رو پررمز و راز و پرتعلیق کرده…
📖🪴| https://eitaa.com/f_setareha
فروشگاه ستارهها 📚
دختری ساکن مشهد که همراه پدرش — سرایدار یک مهمانخانه قدیمی — در اتاقی کوچک و ساده زندگی میکنه. ام
و ناهید کمکم وارد مسیری میشه که شجاعت، ترس، دویدن، پنهان شدن و تصمیمهای بزرگ براش معنی تازهای پیدا میکنن.
📖🪴| https://eitaa.com/f_setareha
فروشگاه ستارهها 📚
و ناهید کمکم وارد مسیری میشه که شجاعت، ترس، دویدن، پنهان شدن و تصمیمهای بزرگ براش معنی تازهای پی
روایتی که آدم رو تا صفحه آخر نگه میداره. 🔍🔥
📖🪴| https://eitaa.com/f_setareha