ایدهها و جملات زیبای کتابها را
در یک دفترچه بنویسید؛
نوشتن، به ذهن شما نظم میدهد :)🌱
•رهبر شهیدمان فرمودن•
#کتاب_کتابخوانی
📖🪴| https://eitaa.com/f_setareha
سلام به نوجوانهای کتابدوست و همراهان همیشگی ما!
📖🪴| https://eitaa.com/f_setareha
فروشگاه ستارهها 📚
سلام به نوجوانهای کتابدوست و همراهان همیشگی ما! 📖🪴| https://eitaa.com/f_setareha
دیروز مهمون دنیای یه نوجوان شجاع بودیم و امروز هم میخوایم باز بریم سراغ قصهای نوجوانانه؛
📖🪴| https://eitaa.com/f_setareha
فروشگاه ستارهها 📚
دیروز مهمون دنیای یه نوجوان شجاع بودیم و امروز هم میخوایم باز بریم سراغ قصهای نوجوانانه؛ 📖🪴| http
قصهای پرهیجان، احساسی و پر از کشف و روبهرو شدن با ترسها… 🌙🏙
امروز با هم رمان فوقالعاده «پشت تابوت آسمان» اثر منیره هاشمی رو ورق میزنیم؛
📖🪴| https://eitaa.com/f_setareha
فروشگاه ستارهها 📚
قصهای پرهیجان، احساسی و پر از کشف و روبهرو شدن با ترسها… 🌙🏙 امروز با هم رمان فوقالعاده «پشت تاب
رمانی که ما رو میبره به سال ۵۷، روزهایی پراتفاق و پرالتهاب که نوجوانها هم مثل بزرگترها نقش جدی توی ماجراها داشتن.
شخصیت اصلی این داستان، دختر چهاردهسالهای به نام ناهید اسدیه؛
📖🪴| https://eitaa.com/f_setareha
فروشگاه ستارهها 📚
رمانی که ما رو میبره به سال ۵۷، روزهایی پراتفاق و پرالتهاب که نوجوانها هم مثل بزرگترها نقش جدی توی
دختری ساکن مشهد که همراه پدرش — سرایدار یک مهمانخانه قدیمی — در اتاقی کوچک و ساده زندگی میکنه.
اما همین رفتوآمد آدمهای گوناگون در مهمانخانه، فضای داستان رو پررمز و راز و پرتعلیق کرده…
📖🪴| https://eitaa.com/f_setareha
فروشگاه ستارهها 📚
دختری ساکن مشهد که همراه پدرش — سرایدار یک مهمانخانه قدیمی — در اتاقی کوچک و ساده زندگی میکنه. ام
و ناهید کمکم وارد مسیری میشه که شجاعت، ترس، دویدن، پنهان شدن و تصمیمهای بزرگ براش معنی تازهای پیدا میکنن.
📖🪴| https://eitaa.com/f_setareha
فروشگاه ستارهها 📚
و ناهید کمکم وارد مسیری میشه که شجاعت، ترس، دویدن، پنهان شدن و تصمیمهای بزرگ براش معنی تازهای پی
روایتی که آدم رو تا صفحه آخر نگه میداره. 🔍🔥
📖🪴| https://eitaa.com/f_setareha
🔍 بخشی کوتاه از کتاب:
رسید به یک دوراهی… پیچید توی یک کوچه. کوچه باریک بود و از لابهلای سقفها فقط یک تکه آسمان دیده میشد… صدای تقتق کفشهای سایه را پشت سرش میشنید… قلبش تند میزد… مردی از روبهرو آمد. ترس را در چشمهای ناهید دید و خودش را کنار کشید… ناهید دوید، پاهایش روی آبهای جمعشدهی کف کوچه صدا میداد… قبل از اینکه سایه برسد، او خودش را انداخت داخل عکاسی دور میدان.»
#بریده_کتاب
#پشت_تابوت_آسمان
#رمان_نوجوان
📖🪴| https://eitaa.com/f_setareha
فروشگاه ستارهها 📚
🔍 بخشی کوتاه از کتاب: رسید به یک دوراهی… پیچید توی یک کوچه. کوچه باریک بود و از لابهلای سقفها فقط
اگر دنبال یک رمان نوجوانانهی پرهیجان هستید که هم فضای معمایی دارد،
هم شخصیتپردازی قوی،
و هم لحظههایی که قلب را تندتر میتپاند…
«پشت تابوت آسمان» یکی از انتخابهای واقعاً جذابه. 📖🌌
🛍 برای تهیه کتاب با قیمت مناسب و ارسال سریع، میتونید از طریق ادمین پیام بدید:
@admin_setareha
📖🪴| https://eitaa.com/f_setareha