اینکه زمان به عقب بر نمیگرده فقط تو چنین چیزهایی خوبه، که هیچوقت دیگه همون احساسات تلخ رو مجبور نیستیم مجددا تجربه کنیم.
واقعا دنیای صبوریه، چطوری یه چیزایی رو میبینه و جیکش در نمیاد و به کار خودش ادامه میده؟
Paria's papers.
[ همونطور که اگه بیش از حد خودت رو بالا بدونی اون بالا بودنه الکیه، اگه بیشتر از حد هم خودت رو پایی
[ من از اینکه به آدمها بگم دوستشون دارم نمیترسم؛ هر ثانیه ممکنه آخرین ثانیه باشه پس بذار بدونن که دوستداشتنی هستند و برای اون عدهی خاص، بذار بدونن که کجای زندگی من، کجای قلبم هستند ]
هر درد و رنجی رو که بازگو میکنم اشکم در میاد و میفهمم بیشتر از تصورم تحت تاثیر ظلمتها قرار میگیرم و همیشه درد دیگران واقعا غم و درد منم هست؛ درد هر دیگرانی و تاثیر ناشی از هر ظلم و ستمی.