3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
Welcome tomy Chanel
❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
https://eitaa.com/fallow78hamim
۰
۰
۰
۰
۰
Fallow 🐾
پارت هجدهم. رمان
به اتاق گریم رفتم
بعد از نیم ساعت گریم شدم
مردم داشتن بلیط هاشون رو چک میکردن و منم لباس می پوشیدم
یه نگاه دزدکی به سالن انداختم
اون گل رز های سفیدی که دستشون بود و اون چهره های قشنگشون منو شاد میکرد
دیگه تمام مردم نشسته بودن
بچه ها رو استیچ رفتند پرده داشت کنار میرفت و من با آی ستاره وارد شدم همخونی هاشون محشر بود
بعد از سلام و احوالپرسی و خبر به دنیا اومدن نورا رو دادم
اهنگ های قلب منی
سیاسفید
رز سفید
شب آخر
باتواینم
این همه آدم
من
ازقصد
عشقشو داری
تقصیرتوعه
هنوزم
قلبموپس به من بده
و با اهنگ ای ستاره دوباره کنسرت تمام شد رفتم بک استیچ
همه تشویقم کردن
دیدم که باباحمید اومده رفتم سمتش و گفتم +سلام بابا
_سلام پسرم
+اجرا چطور بود
_مثل همیشه عالی
+مرسی
_اومدم بهت بگم که جانا داره میره واسه درس خارج
+چی
_میخواستم وقتی اومدی بهت بگم اما فردا صبح داره میره
+بابا مطمئنی
_اره پسرم من میرم خونه توهم بیا
+باشه بسلامت
__
لباسم رد عوض کردم و تو ماشین نشستم داشتم میرفتم که نگران شدم و پیش خودم گفتم اگه پسری مزاحم جانا بشه چی
اگه اتفاقی واسه اش بیوفته
چرا ؟ نه نه نه نه
____
رسیدم خونه جانا رو دیدم گریه ام افتاد
همه گفتند چرا گریه میکنی گفتم ببخشید دست خودم نیست
جانا بلند شدوگفت:نکنه واسه من گریه میکنی گریه نکن چشم هاتو خراب نکن
حامی:جانا چرا میخوای بری اگه اتفاقی بیوفته و رفتم سمتش و بغلش کردم
اونم محکم منو بغل کرد
پارت نوزدهم. رمان
بغلش گریه ام افتاد و بعد از بغل رفتم تا لباسم رد عوض کنم داشتم لباس میپوشیدم که رویا اومد داخل گفت:حالت خوبه عشقم
لباسمو پوشیدم و گفتم:خوبم نفسم فقط یکم احساسی شدم
رویا:الهی بمیرم
حامی:اگه تو نباشی منم نیستما
رویا:اوخیی
شلوارم رو عوض کردم رویا رو تخت نشسته بود و به سقف زل زده بود گفتم:چرا به شفق خیره شدی
رویا:تو فکر بودم بیا بریم پایین
حامی:برین عروسکم فقط وایسا
رویا:باش چیشده
رفتم جلو دست رویا رو گرفتم بغلش کردم و بوسش کردم و گفتم تا وقتی زنده ام پیشتم
رویا هم محکم بغلم کرد و ساکت موند
رفتیم پایین جانا رو دیدم روی مبل نشسته بود میخواست گریه ام بگیره که دیدم یکی بغلم کرد
دیدم نیلا بود
نیلا:سلام بابائی
حامی:سلام جوجه من
رو زانوهام نشستم دستشو گرفتم و کشیدم ش سمت خودم و بغلش کرد و دستشو بوس کردم
گفتم:چه خبر
نیلا:هیچی
حامی:🥹الهی
نیلا:بابا گوشیتو بده بازی کنم
حامی:گوشی م کجاست
نیلا:نمیدونم
حامی:اونطرفه بیا بریم
رمز گوشیمرو زوم و بهش دادم رو پاهام نشسته بود موهای طلاییش که بسته بود خیلی ناز بود دیدم رفته تو گالری گفتم:بابا نگه نمیخواستی بازی کنی
نیلا:نوچ میخوام عکسا رو ببینم
حامی:ببین