𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
اگه اونا شروع کرده باشن به گریه کردن؟ عااااااااا- آلاستور حساب نیست، اون عوضی گریه نمیکنه (حالا بیای
وکس:
باید اتفاق وحشتناک و غیرقابل تحملی بیفته تا گریه کنه.
اما قطعاً اشکش در میاد، بیشتر از عصبانیه تا غم ولی بههرحال اتفاق میفته.
اولش که متوجه میشی شیطان درونت میخواد به حال خودش رهاش کنی برای تاوان اون همه دفعاتی که باعث شد مثل چی گریه کنی.
اما فقط… نمیتونی و یاد دلداری های بعدش میفتی و از طرفی میخوای نشونش بدی که از اون توی اینچیزا بهتری
پس میری جلو، یه نفس عمیق میکشی و دست هات رو دور بدنش حلقه میکنی.
اولش یخ میزنه و ساکت میشه، اما بعد مثل یه عروسک پارچه ای میچسبونتت به خودش و غرغر میکنه.
اما خوشحاله♥
#hazben_hotel
𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
اگه اونا شروع کرده باشن به گریه کردن؟ عااااااااا- آلاستور حساب نیست، اون عوضی گریه نمیکنه (حالا بیای
ولوت:
ولوت هم مثل وکس، درصورتی گریه اش درمیاد که خیلی خیلی عصبانی شده باشه.
اونوقت توی اوج عصبانیتش قرار میگیره و خیلی خطرناکه چون به همه چیز و همهکس حمله میکنه و پرخاشگر میشه.
تو میترسی بهش نزدیک بشی، اما شاید همین الآن بهترین وقته برای متوقف کردن و دلداری دادنش
پس میپری وسط هیاهو و صورتش رو بغل میگیری. اولش مثل یه بچه جیغ میزنه و تکوّن میخوره اما وقتی بفهمه تویی متعجب و ساکت میشه.
تو فقط چند تا کلمه زمزمه میکنی: ریمل هات خراب شدن…
ولوت غرغر میکنه و بعد لبخند میزنه تا بغل ات کنه♥
#hazben_hotel
مرتیکه معلومه کاملا که قرار نیست گریه کنه دیگه، چرا بیخودی زور بزنم به دلیلش فکر کنم؟؟
آقا من یک نفر حوصله ام سر میره✋🏻
هنوز به مرحله ای نرسیدم که گنجینه کوچیکم رو (فن آرت هام*) باهاتون به اشتراک بزارم پس بمونه بعد :>
𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
بجاش! هدکانون مینویسم >:) (قبلا نوشتم فقط کافیه ارسال کنم-)
د-
ببینید....
هدکانون های بنده فقط از چند کاراکتر خاص از فناف عه! مورد علاقه هام در حقیقت، کسایی که باهاشون فن فیکشن دارم.
انسان سازی شده هم هستن 3:
فان تایم فردی:
- بیاید بهش فکر کنیم، این پسر حسابی قد بلند و بزرگه!
- یک متر و 98 سانتی متر!
- اگه به گفته فان تایم فاکسی راضی بشه کفش یا چکمه پاشنه دار بپوشه میشه 2 متر.
- هیکلی عه!
بله ما میدونم سیرک بیبی بدن بزرگی داره اما فردی فرق داره، میشه اسمش رو بزاری عضله-
- هنوز هم یک بلند گو روی سینه اش داره که تشخیص اینکه چرا اونجاست یکم سخته.
چون در هر صورت صدای خیلی بلندی داره
- (میکروفون توی دستش تزئینی عه*)
- پر سر و صدا و پر انرژی. یک جا واینمیسه
- با بچه ها رابطه نسبتاً خوبی داره، اما فقط از یک فاصله ای ازشون خوشش میاد.
- یکبار بی هوا یک پسر بچه رو از روی زمین بلند کرد و بغلش کرد.
بچه بیچاره که حسابی ترسو هم بود با کف پا کوبوند توی صورتش
- بالورا و فاکسی سعی داشتن بچه رو پنهان کنن تا فردی نکشتش
- خرس قسم میخورد اگه ویلیام به جسد بیشتری نیاز داشت اون بچه رو اول از همه هدف قرار میداد
- میتونه صدا تقلید کنه، نه مثل فاکسی دقیقاً هر صدایی رو، اما میتونه.
- بچه ها از جوک های کوچیکش خوششون میاد، حتی اگه واقعاً نفهمن معنی شون چیه.
- دندون های تیزی داره!
بله میدونم اما واقعاً خطرناکن!
- توی نور کم حدقه فیروزه ای چشم هاش میدرخشه
- هیچوقت یاد نگرفت چهجوری پاپیونش رو ببنده
- قسم خورده برای یک بار ام که شده دم فاکسی رو بکشه تا ببینه کنده میشه یا نه
-گاهی احساساتش رو با گوش هاش نشون میده.
- اگه ناراحت باشه برای بان بان یا خودش غرغر میکنه
- با وجود پر و سر و صدا بودنش میتونه خیلی ساکت باشه
- موقع قتل مثل روانی ها قهقه میزنه
-معلوم نیست توی رابطه قاشق کوچکه است یا بزرگه.
- عاشق اینه که روی پات بخوابه و تو موهاش رو نوازش کنی
- فقط اجازه میده تو به پاپیون و کلاهش دست بزنی
- از اونجایی وسط قفسه سینه اش حساس ترین بخش وجودشه، چون هسته انرژی اصلیش اونجاست، هیچکس نمیتونه به اونجا دست بزنه، اگر ام کسی سعی کنه دست طرف رو میشکنه
- ولی تو؟ اوه راحت باش عزیزم
- با کمال میل این اجازه رو بهت میده
- امکان نداره بزاره خسته بشی یا همچین چیزی
- راحت میتونه بچه های مزاحم و پر سر و صدا یا افراد آزار دهنده رو از اطرافت دور کنه
#fnaf