eitaa logo
𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
23 دنبال‌کننده
24 عکس
0 ویدیو
0 فایل
به، سلام 3: اینجا بنده کمی فن فیکشن و آرت y/n x میزنم، درخواستی هم البته که قبوله >:) خلاصه هرچی شما بگی👍🏻 اینم لینک~ https://abzarek.ir/service-p/msg/2516802
مشاهده در ایتا
دانلود
و نگران نباشید بعدی درمورد گریه نیست-
فن آرت نزارم-؟
آقا من یک نفر حوصله ام سر میره✋🏻 هنوز به مرحله ای نرسیدم که گنجینه کوچیکم رو (فن آرت هام*) باهاتون به اشتراک بزارم پس بمونه بعد :>
بجاش! هدکانون مینویسم >:) (قبلا نوشتم فقط کافیه ارسال کنم-)
𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
بجاش! هدکانون مینویسم >:) (قبلا نوشتم فقط کافیه ارسال کنم-)
د- ببینید.... هدکانون های بنده فقط از چند کاراکتر خاص از فناف عه! مورد علاقه هام در حقیقت، کسایی که باهاشون فن فیکشن دارم. انسان سازی شده هم هستن 3:
میدونید این موقع شب موقع هدکانون فرستادنه؟ (فردا بخونید*)
فان تایم فردی: - بیاید بهش فکر کنیم، این پسر حسابی قد بلند و بزرگه! - یک متر و 98 سانتی متر! - اگه به گفته فان تایم فاکسی راضی بشه کفش یا چکمه پاشنه دار بپوشه میشه 2 متر. - هیکلی عه! بله ما میدونم سیرک بیبی بدن بزرگی داره اما فردی فرق داره، میشه اسمش رو بزاری عضله- - هنوز هم یک بلند گو روی سینه اش داره که تشخیص اینکه چرا اونجاست یکم سخته. چون در هر صورت صدای خیلی بلندی داره - (میکروفون توی دستش تزئینی عه*) - پر سر و صدا و پر انرژی. یک جا واینمیسه - با بچه ها رابطه نسبتاً خوبی داره، اما فقط از یک فاصله ای ازشون خوشش میاد. - یکبار بی هوا یک پسر بچه رو از روی زمین بلند کرد و بغلش کرد. بچه بیچاره که حسابی ترسو هم بود با کف پا کوبوند توی صورتش - بالورا و فاکسی سعی داشتن بچه رو پنهان کنن تا فردی نکشتش - خرس قسم میخورد اگه ویلیام به جسد بیشتری نیاز داشت اون بچه رو اول از همه هدف قرار میداد - میتونه صدا تقلید کنه، نه مثل فاکسی دقیقاً هر صدایی رو، اما میتونه. - بچه ها از جوک های کوچیکش خوششون میاد، حتی اگه واقعاً نفهمن معنی شون چیه. - دندون های تیزی داره! بله میدونم اما واقعاً خطرناکن! - توی نور کم حدقه فیروزه ای چشم هاش میدرخشه - هیچ‌وقت یاد نگرفت چه‌جوری پاپیونش رو ببنده - قسم خورده برای یک بار ام که شده دم فاکسی رو بکشه تا ببینه کنده میشه یا نه -گاهی احساساتش رو با گوش هاش نشون میده. - اگه ناراحت باشه برای بان بان یا خودش غرغر میکنه - با وجود پر و سر و صدا بودنش میتونه خیلی ساکت باشه - موقع قتل مثل روانی ها قهقه میزنه -معلوم نیست توی رابطه قاشق کوچکه است یا بزرگه. - عاشق اینه که روی پات بخوابه و تو موهاش رو نوازش کنی - فقط اجازه میده تو به پاپیون و کلاهش دست بزنی - از اونجایی وسط قفسه سینه اش حساس ترین بخش وجودشه، چون هسته انرژی اصلیش اونجاست، هیچ‌کس نمیتونه به اونجا دست بزنه، اگر ام کسی سعی کنه دست طرف رو میشکنه - ولی تو؟ اوه راحت باش عزیزم - با کمال میل این اجازه رو بهت میده - امکان نداره بزاره خسته بشی یا همچین چیزی - راحت میتونه بچه های مزاحم و پر سر و صدا یا افراد آزار دهنده رو از اطرافت دور کنه
𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
فان تایم فردی: - بیاید بهش فکر کنیم، این پسر حسابی قد بلند و بزرگه! - یک متر و 98 سانتی متر! - اگه ب
- از خودت میپرسی شاید نگاه جهنمی اون باعث شده طرف مقابل چرت و پرت گفتن رو تموم کنه و بره؟ - خیلی توی قتل شلخته است، اما حواسش هست قبل از ملاقات با تو تمام اثرات خون روی بدنش رو بشوره - نه نه نه، هیچ‌کس قرار نیست بزاره بفهمی دستش به خون چند نفر آلوده اس - اما اگه بفهمی… - بیاید فقط این سناریو رو در نظر بگیریم که سعی میکنی باهاش کنار بیای و درک کنی. اگه ویلیام افتون هیچ‌وقت بهش ابزار قتل نمیداد شاید هیچ‌وقت کسی رو نمیکشت… نه؟ - اولش ممکنه محتاط شه، برای هر عملی که قرار باشه انجام بدی، اما بعدش که بفهمه درک میکنی همه چیز فقط عادی میشه - حالا که میدونی دیگه حوصله نداره خودش خودشو تمیز کنه - میاد پیش تو - راستش در این مورد که اهمیت نمیده از دیدن سر تا پا خونی بودنش میترسی یا نه بی انصافی میکنه. - موهاش رو باید بشوری حتما، چون لکه های زرشکی خون به طرز عجیبی همه جا هستن. - به طرز عجیبی بی حرکت میشینه تا با یک دستمال خیس هر جا از صورتش که خونی شده رو پاک کنی. حتی حرف هم نمیزنه - خلاصه اگه بفهمی همچین کاری میکنه فقط قبولش کن، چون بدون از نگه داشتنت به هر روشی نمیترسه
با اندکی سانسور البته 3: (از اونجایی که به جنبه تون اعتماد ندارم فعلا*)
بماند حالا...