𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
اوووه (سرفه*) … چه کاری میکنن که باعث میشه رو مخ باشن؟؟؟
آنجل داست:
آسیب و شکنجه بدنی.
یجورایی داره عقده اش رو سر تو خالی میکنه، حال اش از والنتینو بهم میخوره و بعد از اینکه مورد سواستفاده قرار گرفت میخواد همه اش رو سر تو خالی کنه
یجورایی… بعضی وقتا عملاً تبدیل به توپ ضد استرس اش میشی.
انقدر بدنجس میشه و مدام آزارت میده که بالاخره یا گریه میکنی یا جیغ میکشی.
البته نترس، اصلاً مثل کار های اون شاپرک کور نیستن؛ آنجل هرگز در اون حد بد نمیشه.
فقط داره سیخونک میزنه یا نیشگون میگیره.
شاید حتی آروم بهت سیلی هم بزنه اما در نهایت هرگز نمیخواد مثل صاحب روانی خودش پست و وحشتناک باشه♥
#hazben_hotel
𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
اوووه (سرفه*) … چه کاری میکنن که باعث میشه رو مخ باشن؟؟؟
آلاستور:
درموردش حتی فکر هم نکن y/n…
در یک کلام، وحشتناکه.
آلاستور مسخره میکنه، ترحم میکنه و عاشق دیدن اون قیافه کوچولوی عصبانی و ناامید تو شده چون میدونه عملاً هیچ کاری در مقابلش نمیتونی بکنی.
پس هر طور بخواد باهات رفتار میکنه
کاری میکنه حس کنی یه حیوون خونگی زیر دستش هستی و نشونت میده اگه کمک ات نکنه چه بلا هایی ممکنه سرت بیاد… بهت حتی جسمی هم آسیب میزنه!
اگه نیاز بشه…
و البته، اگه تلاش کنی حتی زبونی هم از خودت دفاع کنی، نمیزاره♥
#hazben_hotel
𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
اوووه (سرفه*) … چه کاری میکنن که باعث میشه رو مخ باشن؟؟؟
وکس:
در حقیقت، بیشترشون غیرعمدی محسوب میشن. عادت های غیرقابل ترک.
وکس زورگو عه، هرکاری میکنه تا احساس غرور و قدرت بیشتر بهش دست بده؛ حتی اگه به معنای آزار رسوندن به تو یا این باشه که مجبورت کنه برای داشتن چیزی که میخوای التماس کنی.
اما در موراد غیر عمدی اش، هر بار اعصابش خورد باشه یا اتفاق خاصی افتاده باشه حرف زدن باهاش خیلی سخت میشه.
چون این تویی سعی میکنه خودش رو کنترل کنه اما بههرحال سر عادی ترین صحبت هم ممکنه از کوره در بره و خیلی یهویی شروع کنه چرت و پرت گفتن و خالی کردن خشمش سر تویی که حتی نمیدونی اینجا چه خبر هست.
نترس بعدش عذرخواهی میکنه♥
(فکر کنم تنها کسیه که عذرخواهی میکنه-)
#hazben_hotel
𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
اوووه (سرفه*) … چه کاری میکنن که باعث میشه رو مخ باشن؟؟؟
ولویت:
پرخاشگر و بی تربیت بودنش.
در یک کلام بگم عزیزم، ولویت حتی از وکس هم کمتر میتونه خودش رو کنترل کنه و در کل بیشترین احساسی که میتونی ازش ببینی تمسخر یا خشم محسوب میشه.
دوم اینکه اون عاشق استفاده کردن از تو به عنوان مانکن عه.
ادعا داره که مدل بدنی ات برای امتحان کردن لباس هاش فوقالعاده است اما فقط بهونه ایه برای پوشوندن این امر که داره از تو به عنوان عروسک باربی زنده مورد علاقه اش که میتونه هروقت خواست بدون زره ای دردسر یا مواجه با مقاومت اینطرف و اونطرف بچرخونتش و لباس تنش کنه استفاده میکنه.
ولویت از خسته کردن تو و مدام جا به جا کردنت ابایی نداره؛ حداقل اون وسط یه استراحت کوچیک بهت میده و بعد دوباره مثل اسباب بازی میبرتت هرجا که دلش بخواد♥
#hazben_hotel
اعتراف میکنم که در این بین ولویت و آلاستور از همه شون مخرب ترن و از همه کمتر چارلی عه.
باورت میشه پرنسس جهنم و پدرش انقدر خوبن و همچنان بقیه…
بیخیال.
اگه درمورد وکس ازم توصیه بخوای میگم که کلاً وقتی عصبانیه سمتش نرو، حتی اگه اون سمتت اومد هم حرف نزن، فقط همین.
درمورد آلاستور… توصیه ندارم.
راه فراری نیست…
البته اگه پارت بعدی هازبین هتلو میخواید بگید...
(حوصله ام سر میره فقط اونو بزارم*)
𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
اینجا، یکم سناریو داریم درمورد موضوعات مختلف. برای مثال اولیش اینه:“یک شب رو بخوابید و صبح بیدار بشی
چقدر میتونن حسودی کنن یا حسود باشن؟
(بحث داغ😁✨)
این مورد رو از اونجایی که دوست دارم برای همه یک صفحه کامل نوشتم🌚
(اونموقع بیکار بودم*)
𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
چقدر میتونن حسودی کنن یا حسود باشن؟ (بحث داغ😁✨)
چارلی:
اومممم، دقیق اگه بخوام بگم متوسط.
از دید فرد مقابل اون فقط یه دوست دختر حسوده اما از نظر خودش این ممکنه پرخاشگری منفعلانه هم محسوب بشه.
مشکلی نداره اگه با وگی حرف بزنی، با آنجل داست و هاسک و بقیه هم چندان مشکلی نداره چون میدونه حتی اگه خیلی هم بهشون نزدیک بشی هرگز در سطحی بالاتر از دوستی نمیرسه.
بعلاوه!
اونقدرا وقت بهت نمیده که بخوای با بقیه اعضای هتل خیلی گرم بگیری یا حرف بزنی.
مدام دارید باهم اینطرف و اونطرف میرید و یا باید بشینی و به پر حرفی هاش درمورد آینده تو و خودت (آینده ای که تو انتخابش نکردی*) و برنامه هاش گوش بدی.
اما اگه موضوع کسی از بیرون یا یه گناهکار جدید باشه که حسابی توجهت رو جلب کرده؟
اووووووووووووف…
اون وقت اون روی پرخاشگر و احمقش رو میتونی ببینی.
چارلی به مکالمه شما دو نفر نزدیک میشه، دوستانه و با لبخند سلام میکنه و سعی میکنه گوش کنه ببینه چی میگید.
اگه متوجه بشه که نمیتونه به نحوی مکالمه تون رو قطع کنه بازوی تو رو میگیره و میچسبونه به خودش، سعی میکنه درحالی که شاخ های روی سرش رو کنترل میکنه بگه: “هیی، y/n کار های زیادی داره و نمیتونه اینجا وایسه!”
و بعدش دیگه اون یارو رو نمیبینی، همین♥
#hazben_hotel